شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۲
چرا حمایت از خبرنگاران به نتیجه نمی‌رسد؟

چرا حمایت از خبرنگاران به نتیجه نمی‌رسد؟

همزمان با روز خبرنگار، بار دیگر یکی از قدیمی‌ترین مطالبات جامعۀ رسانه‌ای روی میز قرار گرفته است؛ «چرا حمایت از خبرنگاران به نتیجه نمی‌رسد؟». مطالبه‌ای که سال‌ها درباره آن طرح، لایحه و پیش‌نویس نوشته شده، اما هنوز بسیاری از خبرنگاران از نبود امنیت شغلی، حمایت‌های حقوقی و سازوکارهای مشخص برای صیانت از حقوق حرفه‌ای خود گله دارند.

به گزارش ایسنا، پژوهش تازۀ مرکز پژوهش‌های مجلس با عنوان «بررسی سازوکارهای حمایت از حقوق خبرنگاران و ارائه راهکارهای پیشنهادی» تلاش کرده تصویری از وضعیت امروز خبرنگاری در ایران ارائه دهد و نشان دهد چرا با وجود دهه‌ها بحث و بررسی، این مسئله همچنان حل‌نشده باقی مانده است. نتیجه این بررسی‌ها نشان می‌دهد فاصله میان نیازهای واقعی خبرنگاران و سازوکارهای حمایتی موجود، همچنان قابل توجه است؛ فاصله‌ای که تنها به وضعیت معیشتی محدود نمی‌شود و از هویت حرفه‌ای گرفته تا آموزش، حمایت‌های حقوقی، بیمه، استقلال شغلی و حتی اعتماد عمومی به رسانه‌ها را دربرمی‌گیرد.

مسئله خبرنگاران تنها دغدغه یک صنف نیست

در واقع، کیفیت حمایت از خبرنگاران، مستقیما بر کیفیت اطلاع‌رسانی، مرجعیت رسانه‌های داخلی و سرمایه اجتماعی اثر می‌گذارد. وقتی خبرنگار از امنیت شغلی، پشتوانه حقوقی و جایگاه حرفه‌ای کافی برخوردار نباشد، نمی‌توان انتظار داشت رسانه نیز با همان قدرت نقش نظارتی و اطلاع‌رسانی خود را ایفا کند. از همین منظر، مسئله خبرنگاران تنها دغدغه یک صنف نیست، بلکه به کیفیت نظام اطلاع‌رسانی کشور گره خورده است.

چه کسی «خبرنگار» است؟

یکی از نخستین گره‌هایی که هرگونه قانون‌گذاری در حوزه رسانه با آن روبه‌رو می‌شود، به پرسشی ساده اما تعیین‌کننده برمی‌گردد؛ اینکه اساسا «خبرنگار» چه کسی است؟ شاید در سال‌هایی که تنها روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های رسمی بازیگران اصلی عرصه اطلاع‌رسانی بودند، پاسخ به این سؤال چندان دشوار نبود، اما امروز با گسترش رسانه‌های برخط، شبکه‌های اجتماعی و شکل‌های تازه تولید محتوا، مرز میان فعالیت حرفه‌ای رسانه‌ای و تولید محتوای شخصی بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده است.

نبود تعریفی واحد و روشن، صرفا یک اختلافِ نظری یا حقوقی نیست، بلکه آثار عملی گسترده‌ای بر جای می‌گذارد. وقتی مرزهای این حرفه روشن نباشد، تدوین قوانین حمایتی، ارائه خدمات صنفی، بیمه، آموزش‌های تخصصی و حتی رسیدگی به اختلافات شغلی نیز با ابهام روبه‌رو می‌شود. قربانی اصلی این آشفتگی هم خود خبرنگارانِ واقعی هستند که به دلیل نبود یک شناسنامه یا کارت حرفه‌ای معتبر، دستشان از حمایت‌های قانونی کوتاه می‌ماند.

تشکّل زیاد است، اما روز مبادا کجا برویم؟!

این ابهام هویتی حتی به ساختارهای صنفی هم سرایت کرده است. در حال حاضر ده‌ها انجمن، کانون و تشکّل موازی تنها در تهران مشغول فعالیت هستند که هر کدام خود را نماینده خبرنگاران می‌دانند. اما در عمل، این تعدد تشکل‌ها به جای اینکه توان چانه‌زنی اهالی رسانه را بیشتر کند، صدای مطالبات آن‌ها را تکه‌تکه کرده و باعث شده هیچ نهادی قدرت و نفوذ لازم برای دفاع واقعی از حقوق خبرنگاران را نداشته باشد. در چنین ملغمه‌ای، نه صنف می‌تواند از اعضایش صیانت کند و نه خبرنگار می‌داند در روز مبادا باید به کجا پناه ببرد.

درآمدهای حداقلی و ناامنی شغلی

دقیقا از همین‌جاست که آسیب‌ها، وارد لایه بعدی یعنی «معیشت» و «امنیت قضایی» می‌شوند. وقتی خبرنگاری رسمیت نداشته باشد، ناامنی شغلی، بی‌ثباتی درآمدی و نبود بیمه پایدار به روال عادی تبدیل می‌شود. بخش بزرگی از بدنه خبری کشور امروز با درآمدهای حداقلی روزگار می‌گذرانند و همین مسئله رمق تحلیلی را از تحریریه‌ها گرفته است. ریشه این بحران اقتصادی صرفا کمبود بودجه یا ضعف مالی رسانه‌ها نیست؛ مسئله اصلی نبود همان نهاد پاسخگویی است که بتواند خبرنگار واقعی را از غیرحرفه‌ای تفکیک کند تا منابع محدود بیمه‌ای و حمایتی، عادلانه به دست اهلش برسد.

چرا خبرنگار خودسانسوری می‌کند؟

اما شاید تلخ‌تر از بحران معیشت، مرز باریک و خطرناکی باشد که میان تخلف کاری و جرم قضایی کشیده شده است. در غیاب دادگاه‌های انضباطی یا هیئت‌های رسیدگی صنفی در بدنه رسانه‌ها، کوچک‌ترین اشتباه در تنظیم خبر یا یک سوءتفاهم ساده حرفه‌ای، خیلی سریع به مراجع قضایی کشیده شده و تبدیل به پرونده‌های سنگین کیفری می‌شود. نتیجه مستقیم این وضعیت، حاکم شدن جوّ خودسانسوری است؛ فضایی که در آن خبرنگار شجاعت تحلیلی‌اش را از دست می‌دهد و وقتی رسانه داخلی از کارکرد اصلی خود تهی شد، مرجعیت خبری به خارج از مرزها یا کانال‌های غیررسمی کوچ می‌کند.

دو عامل شکست در تلاش‌های تقنینی

با نگاهی به چند دهه گذشته می‌توان فهمید چرا هیچ‌کدام از تلاش‌های تقنینی قبلی، از طرح «سازمان نظام روزنامه‌نگاری» گرفته تا «سند ملی رسانه»، هیچ‌گاه به نتیجه نرسیده‌اند. ریشه این شکست‌های تکراری را باید در دو چیز جست‌وجو کرد؛ اول اینکه این طرح‌ها همواره در اتاق‌های بسته و بدون نظرخواهی از خبرنگارانِ میدان نوشته می‌شدند؛ امری که بدبینی و مقاومت صنف را به همراه داشت چون طرح‌ها را بیشتر ابزاری برای محدودیت می‌دیدند تا حمایت. دوم اینکه غلبه نگاه دولتی و سهم پررنگ دستگاه‌های اجرایی در ارکان پیشنهادی، استقلال صنفی را نابود می‌کرد.

تجربه جهان هم نشان می‌دهد که راه‌حل در کنترل دولتی یا رهاسازی کامل نیست. نگاهی به مدل کشورهای موفق در این حوزه روشن می‌کند که کارآمدترین الگو، تشکیل یک نظام حرفه‌ای مستقل با پشتوانه قانونی است؛ الگویی که در آن متولی اصلی هویت‌بخشی، آموزش و رسیدگی به تخلفات، خودِ اهالی رسانه‌اند و دولت تنها نقش نظارت کلان را ایفا می‌کند.

چگونه از بن‌بست خارج شویم؟

بنابر یافته‌های این پژوهش، برای خروج از این بن‌بست طولانی دو گام مکمل قابل تصور است؛ نخست، اقدامات کوتاه‌مدتی که نیاز به قانون جدید ندارند؛ مواردی مثل بازطراحی کارت‌های خبرنگاری و تبدیل آن‌ها به شناسنامه دارای رتبه و تخصص، شفاف‌سازی سامانه بیمه برای کوتاه کردن دست رانت‌خواران، تدوین آیین‌نامه انضباطی داخلی برای تفکیک تخلف از جرم و ایجاد یک صندوق حمایتی برای زمان‌های بحرانی مثل بیکاری یا بیماری.

گام دوم و ریشه‌ای‌تر تصویب قانونی برای تشکیل «سازمان نظام خبرنگاری» است؛ نهادی عمومی، غیردولتی و کاملا مستقل که ساختاری استانی و مرکزی دارد. این سازمان قرار نیست جای تشکل‌های صنفی را بگیرد یا رقیب آن‌ها باشد، بلکه بستری می‌سازد تا خود خبرنگاران از طریق مجامع انتخابی، متولی ساماندهی هویت حرفه‌ای، صیانت حقوقی و ارتقای این شغل شوند.

مُسکّن موقت راه چاره نیست

آنچه این پژوهش روشن می‌کند، این است که حل مشکلات خبرنگاران با اقدامات پراکنده و کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست. حمایت از این حرفه زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که قانون‌گذاری، تقویت نهادهای صنفی، بهبود وضعیت اقتصادی رسانه‌ها، آموزش مستمر و ضمانت اجرای قوانین، همزمان کنار یکدیگر قرار گیرند. در غیر این صورت، حتی اگر برخی مشکلات به صورت مقطعی کاهش پیدا کند، ریشه بسیاری از چالش‌ها همچنان باقی خواهد ماند و دوباره خود را در قالبی تازه نشان می‌دهند.

در مجموع حمایت از خبرنگاران پیش از آنکه یک موضوع رفاهی یا پرداخت چند تسهیلات مقطعی باشد، یک الزام جدی برای حفظ مرجعیت خبری و سرمایه اجتماعی کشور است. تجربه سال‌های گذشته ثابت کرده هر طرحی که بدون حضور و نظر واقعی خبرنگاران نوشته شود و استقلال آن‌ها را نادیده بگیرد، سرنوشتی جز بایگانی شدن نخواهد داشت. حال باید دید در روز خبرنگار، آیا متولیان امر حاضرند به این مسیر کارشناسی و حرفه‌ای تن دهند یا مطالبات مطبوعات همچنان روی کاغذ باقی خواهد ماند.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری