امروز در روز خبرنگار، ما نه در آرامش، بلکه در میانه یک طوفان ایستادهایم. وقتی اخبار، مرز میان واقعیت و توهم را از دست میدهند و زمانی که نگرانی از آینده، سایهای بر چهرههای مردم میاندازد، وظیفه ما سنگینتر از همیشه است. ما در روزگاری هستیم که روایت کردن، خود نوعی ایستادگی است.
با این حال، ایستادن در میانه این طوفان، به معنای نادیده گرفتن گامهای استواری نیست که برای عبور از این بحرانها برداشته میشود. ما به عنوان روایتگرانِ این عصر، چشم بر تلاشهای مسئولانه برای ترمیم زخمها و مدیریت دشوار معیشت و امنیت نمیبندیم. میبینیم که چگونه در پس هر تصمیم دشوار و هر اقدام اجرایی برای کاهش آلام مردم، جرقههایی از امید برای عبور از این دورانِ گذار روشن میشود.
خبرنگار امروز، تنها کسی نیست که به دنبال «اتفاق» میگردد؛ بلکه کسی است که در میان غبار جنگ و دود ناامیدیهای اجتماعی، به دنبال معنا میگردد. وظیفه ما در این روزهای پرتنش، تنها انتقال خبر نیست، بلکه نگهبانی از حقیقت در برابر موجهای تند بیثباتی است.
امروز، در روز خبرنگار، ما بر خود عهد میبندیم که قلممان، هم چشم تیزبین جامعه در برابر ناملایمات باشد و هم بازتابدهنده حقیقت در مسیر رسیدن به ثبات و آیندهای روشنتر.
خبرنگاری دیگر تنها یک شغل نیست؛ «یک مواجهه مداوم با رنج است» خبرنگار بودن در این روزها، دیگر شباهتی به روایت خبر از پشتِ میز ندارد. وقتی دیواری فرو میریزد، وقتی صدایِ مهیبِ انفجار، نه فقط در شهر، که در روح آدمها مینشیند، ما همانجاییم؛ در بطن ماجرا. ما زودتر از بقیه، سنگینی آوار را روی شانههایمان حس میکنیم، چون باید آن را بنویسیم، باید آن را مخابره کنیم.
وظیفه حرفهای ما، نه نادیده گرفتن دشواریهاست و نه چشمپوشی از تلاشها؛ بلکه ایستادن در نقطه ثقل واقعیت است. ما برای رسیدن به ثباتی که جامعه بدان محتاج است، هم «درد» را میبینیم و هم «درمان» را؛ هم سدها را روایت میکنیم و هم گامهایی را که برای شکستنن این سدها برداشته میشود.
از این رو، امسال برای روز خبرنگار، هیچ تدارکِ جشن و سروری در کار نیست. ما امسال روز خبرنگار را در میدانهای واقعی کشور میگذرانیم؛ نه در سالنهای همایش.
انتهای پیام

