آیتالله سید احمد علمالهدی۱۲ خرداد، در دومین همایش بینالمللی غدیر و مقاومت که در آستان مقدس امامزاده یحییبن زید(ع) در روستای میامی برگزار شد، اظهار کرد: در جوامع مختلف، تحلیلهای متنوع و گاه متعارضی درباره غدیر ارائه میشود و این تفاوت نگاهها باعث شده است که درک حقیقت این حادثه بزرگ برای برخی با ابهام یا انحراف همراه شود. عدهای غدیر را صرفاً یک جریان تاریخی میدانند که در زمان پیامبر اکرم(ص) رخ داده و به پایان رسیده است؛ به این معنا که پیامبر(ص) در مقطعی از زمان، موضوعی را مطرح کردند و آن واقعه، در همان ظرف تاریخی قابل فهم است. برخی دیگر نیز غدیر را تنها یک مسئله سیاسی تلقی میکنند که در صدر اسلام موجب بروز اختلاف یا دستکم زمینهساز شکلگیری نوعی شکاف در امت اسلامی شده است.
وی افزود: این قبیل برداشتها، نگاههای محدود و انحرافی به غدیر است؛ زیرا غدیر برای امروز ما نه فقط یک خاطره تاریخی، نه یک ماجرای تمامشده در گذشته و نه صرفاً یک فراز از فراز و نشیبهای سیاسی صدر اسلام است، بلکه یک واقعیت زنده، جاری و تعیینکننده برای زندگی بشر در همه زمانهاست.
امام جمعه مشهد با بیان اینکه غدیر یک آموزه صددرصد سیاسی و خطی در جهت شناخت اجتماعی انسان و شیوه اداره جامعه بشری است، تصریح کرد: اگر غدیر را درست بفهمیم، درمییابیم که این حادثه، صرفاً بیان فضیلتی برای امیرالمؤمنین(ع) یا نصب یک جانشین در یک برهه خاص نبوده، بلکه ارائه یک مدل حکمرانی الهی برای تمام تاریخ بشر بوده است.
نقد تجربه همه نظامهای سیاسی بشر
آیتالله علمالهدی در ادامه، با اشاره به تجربه تاریخی انسان در حوزه مدیریت اجتماعی و سیاسی گفت: بشر تا امروز انواع و اقسام نظامهای مدیریتی را تجربه کرده است؛ از نظامهای فردی گرفته تا نظامهای جمعی، از اشکال مختلف آریستوکراسی تا دموکراسی و از الگوهای حکمرانی کلیسایی در قرون وسطی تا ساختارهای مدرن و پسامدرن امروز.
وی افزود: حاصل تجربه همه این نظامها این بوده که هیچیک نتوانستهاند سعادتبخش زندگی اجتماعی انسان باشند. نه تنها این نظامها پاسخگوی نیاز واقعی بشر برای اداره عادلانه و متعالی جامعه نبودهاند، بلکه در بسیاری موارد منشأ مستقیم یا غیرمستقیم ظلم، آسیب، قتل، غارت، فشار، تبعیض و تضییع حقوق انسانها بودهاند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: تفاوتی ماهوی میان استبدادهای قرون وسطایی و دموکراسی غربی امروز وجود ندارد؛ زیرا همانگونه که نظامهای فردمحور گذشته بر زور و زر و جنایت استوار بودند، بسیاری از نظامهای مدعی دموکراسی در دنیای امروز نیز در عمل در جنایت، آدمکشی، غارت، بیمبالاتی نسبت به اصول انسانی و زیر پا گذاشتن فضیلتها، همان مسیر را دنبال میکنند.
علمالهدی تصریح کرد: بشر در همه این تجربیات به جایی نرسیده که بتواند نظامی را پیدا کند که در قالب آن، هم سعادت ملتها تضمین شود و هم خوشبختی حقیقی انسان تحقق یابد. از همین رو، انسان امروز که از تجربههای مادی و شیطانی گذشته عبور کرده و از آنها خسته شده است، در جستوجوی الگویی است که بتواند هم زندگی این جهانی او را سامان دهد و هم تعالی، پویایی و سعادت اخرویاش را تأمین کند. ما به غدیر از این منظر نگاه میکنیم؛ غدیر برای ما یک نظام است، نظامی که پاسخ به این نیاز اساسی بشر است و میتواند آرزوی همه انبیا، اولیا و انسانهای اصیل و حقیقتطلب را محقق سازد.
غدیر؛ تحقق آرزوی انبیا و اولیای الهی
وی خاطرنشان کرد: آنچه همه اولیای الهی و انبیا در طول تاریخ در پی تحقق آن بودند، استقرار نظامی در جامعه بشری بود که انسان را در مسیر فضیلت، عدالت، کمال و قرب الهی هدایت کند. تنها نظام مدیریتیای که میتواند مجری این خواست بزرگ باشد، نظام غدیر است. غدیر برای ما یک سرگذشت و روایت تاریخی نیست؛ غدیر یک نظام است. نظامی که هم آرزوی پیامبران و اولیای الهی بوده و هم مطلوب همه انسانهای بافضیلتی است که بر اساس معیارهای واقعی انسانیت میاندیشند، نه فقط بر مبنای توسعه مادی و لذتهای محدود دنیوی.
غدیر نه انتصاب بود و نه انتخاب
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی به یکی از مباحث محوری سخنانش پرداخت و گفت: در تحلیل واقعه غدیر، گاهی این پرسش مطرح میشود که آیا غدیر یک «نصب» بود یا یک «انتخاب»؟ آیا پیامبر اکرم(ص) امیرالمؤمنین علی(ع) را بهعنوان جانشین خود منصوب کردند، یا غدیر نوعی مردمسالاری و دموکراسی بود که در آن، بیعت مردم با امیرالمؤمنین(ع) محور قرار گرفت؟ واقعیت این است که غدیر هیچکدام از این دو نبود؛ نه صرفاً یک مردمسالاری به معنای رایج آن بود که پیامبر(ص) بخواهند با گرفتن بیعت از مردم، موضوعی را تثبیت کنند، و نه از سنخ انتصابی بود که یک شخص، شخص دیگری را صرفاً به اراده خود در مقامی قرار دهد.
علمالهدی در توضیح این دیدگاه اظهار کرد: استدلال پیامبر اکرم(ص) در خطبه غدیریه، استناد به قرآن است؛ آنجا که به آیه «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم» تکیه میشود. پیامبر(ص) بر اساس همین اولویت و ولایت الهی فرمودند که هرکس من مولای او هستم، علی مولای اوست. از این منظر، ولایت امیرالمؤمنین(ع) نه از ناحیه سلیقه شخصی پیامبر(ص)، بلکه در امتداد ولایت الهی و بر اساس ساختار جعلشده از سوی خداوند است. بنابراین، ولایت علی(ع) نه انتخابی است و نه انتصابی؛ بلکه «ساختاری» است. یعنی خداوند امام را برای امامت ساخته است. این مقام، یک حقیقت الهی و وجودی است، نه یک قرارداد صرف سیاسی.
امامت، ساختاری الهی است
وی ادامه داد: وقتی میگوییم امامت ساختاری است، یعنی امام از سوی خداوند با ویژگیها و حقیقتی خلق شده که برای این جایگاه شایستگی ذاتی دارد. به همین دلیل است که سن ظاهری، عامل تعیینکننده در امامت نیست. امام جواد(ع) در هشتسالگی همان خصوصیت و حقیقت امامت را دارند که امام صادق(ع) در سنین بالاتر دارا هستند. نقل شده که پرسشهایی از امام صادق(ع) مطرح شد و همان مسائل از امام جواد(ع) در کودکی نیز سؤال شد و همان پاسخها دریافت شد. این نشان میدهد که امامت یک امر قراردادی یا محصول تجربه بشری نیست، بلکه حقیقتی الهی و ساختاری است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: بر همین اساس، پیامبر اکرم(ص) نیز در ماجرای غدیر، از خود چیزی را واگذار نکردند، بلکه فرمان الهی را ابلاغ کردند. آنگاه که از ایشان سؤال شد آیا علی(ع) را شما جانشین خود قرار دادهاید یا این امر از جانب خداست، پاسخ پیامبر(ص) این بود که این امر، امر خداست. در منابع تفسیری اهل سنت نیز نقل شده که فردی پس از اعلام ولایت امیرالمؤمنین(ع) از سوی پیامبر(ص)، با اعتراض پرسید که آیا این امر از ناحیه شخص پیامبر است یا از سوی خداوند؟ و هنگامی که پاسخ شنید این امر الهی است، از سر عناد درخواست عذاب کرد که اگر این سخن حق است، عذابی بر او نازل شود؛ در ادامه نیز عذاب الهی بر او فرود آمد.
علمالهدی با استناد به این مضمون گفت: این ماجرا نیز مؤید آن است که مسئله غدیر و امامت، از جنس طراحی شخصی یا توافق جمعی نبود، بلکه حقیقتی الهی و ساختاری بود که از سوی خداوند برای هدایت بشر مقرر شده است. نظام غدیر، نظامی است که میتواند بشر را به همه آرزوهای انسانی و به همه اصول فضیلت بشری برساند و او را در مسیر حرکت متعالی و خداگونهشدن قرار دهد. این همان چیزی است که بشر امروز، پس از ناکامی تمام نظامهای دیگر، به آن نیازمند است.
وی افزود: اگر قرار باشد انسان در مسیر پویایی، تعالی، عدالت، معنویت و کرامت حقیقی قرار گیرد، تنها راه، بازگشت به نظام غدیر است؛ زیرا غدیر فقط نقل یک ماجرای گذشته نیست، بلکه ارائه یک مدل زنده و جاری برای اداره صحیح جامعه انسانی است. مقاومت در کنار غدیر از همان لحظه اول شکل گرفت و از غدیر جدا نبوده است. از روزی که پیامبر اکرم(ص) مسئله ولایت امیرالمؤمنین(ع) را اعلام کردند، مقاومت در برابر این جریان آغاز شد و تا پایان عمر پیامبر(ص) در مقاطع مختلف ادامه داشت. پس از رحلت رسول خدا(ص) نیز همه حرکتهایی که از سوی خاندان پیامبر(ص) انجام شد، در راستای همین مقاومت بود؛ مقاومتی در برابر انحراف از مسیر ولایت و در جهت صیانت از نظام غدیر.
دستور پیامبر به مقاومت سیاسی، نه مقاومت نظامی
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه، با اشاره به روزهای پایانی عمر رسول خدا(ص) گفت: پیامبر اکرم(ص) با اصل مقاومت در برابر انحراف مخالف نبودند، بلکه آنچه مورد نهی قرار گرفت، مقاومت نظامی بود؛ زیرا مقاومت نظامی در آن شرایط میتوانست جامعه اسلامی را به درگیری داخلی و نابودی اصل اسلام بکشاند. اما مقاومت سیاسی نه تنها ممنوع نبود، بلکه مورد سفارش و تأکید قرار داشت. در واپسین لحظات حیات پیامبر(ص)، هنگامی که ایشان گاه از حال میرفتند و دوباره به حال میآمدند، در لحظهای خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که در اتاق چه کسانی حضور دارند. پس از آنکه مشخص شد جز امیرالمؤمنین(ع)، حضرت فاطمه(س) و امام حسن(ع) کسی حضور ندارد، پیامبر(ص) خواستند دیگران نیز خارج شوند و سپس آنچه قرار بود پس از رحلت ایشان رخ دهد را برای علی(ع) بیان کردند.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: در این نقل، آمده است که پیامبر(ص) از امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند در برابر این پیشامدها چه خواهی کرد؟ و حضرت علی(ع) با شجاعت و صلابت، بر توان و قدرت خود تأکید کردند؛ اما پیامبر(ص) مسیر را تبیین کردند؛ به این معنا که نباید کار به مقاومت نظامی و جنگ داخلی برسد، بلکه مسیر درست، مقاومت سیاسی است. قهرمان اصلی این عرصه، حضرت فاطمه زهرا(س) هستند. اگر مقاومت نظامی در کار نبود، این به معنای سکوت و انفعال نبود؛ بلکه مقاومت سیاسی در عالیترین شکل خود تحقق یافت و حضرت زهرا(س) پرچمدار این مقاومت شدند.
وی اظهار کرد: بنابراین، از منظر سیره نبوی، نه تنها از مقاومت جلوگیری نشد، بلکه مقاومت در شکل صحیح و حکیمانه آن، یعنی مقاومت سیاسی، مورد تأکید قرار گرفت. اگر به زندگی ائمه اطهار(ع) نگاه کنیم، میبینیم که همه آن بزرگواران در مسیر مقاومت غدیری حرکت کردند. به تعبیر وی، تمام زندگی ائمه(ع) نوعی کربلا و امتداد همان مقاومت در برابر انحراف از نظام ولایت بوده است. در طول تاریخ، هیچیک از ائمه(ع) با خلفای وقت بیعت نکردند. حتی در مواردی که برخی برای تحریف تاریخ تلاش کردهاند، اصل سیره اهلبیت(ع) نشان میدهد که آنان مشروعیت خلافتهای منحرف را نپذیرفتند.
امام جمعه مشهد تصریح کرد: در مورد امیرالمؤمنین(ع) نیز درباره برخی نقلهای تاریخی اختلافنظرهایی وجود دارد، اما در مورد دیگر ائمه(ع) روشن است که آنان هرگز با خلفای جور بیعت نکردند. همچنین در ماجرای امام حسین(ع) و یزید، اساساً همین امتناع از بیعت، بستر حادثه عاشورا را شکل داد. در حقیقت، چون ائمه(ع) نظام غدیر را قبول داشتند و به آن پایبند بودند، نمیتوانستند با خلافتی که بر پایه انحراف از آن نظام شکل گرفته بود، بیعت کنند.
علمالهدی به ماجرای ولایتعهدی امام رضا(ع) اشاره کرد و گفت: حتی در جریان پذیرش ظاهری ولایتعهدی از سوی امام رضا(ع)، این اقدام به هیچوجه به معنای تأیید خلافت مأمون نبود. هنگامی که مأمون به امام رضا(ع) پیشنهاد واگذاری خلافت یا ولایتعهدی را مطرح کرد، پاسخ و موضع حضرت به گونهای بود که اساس مشروعیت خلافت مأمون را زیر سؤال میبرد. امام(ع) به صراحت نشان دادند که اگر خلافت حق تو نیست، نمیتوانی آن را به دیگری واگذار کنی؛ و اگر حق توست، باز هم مسئله بر مدار دلخواه و معامله شخصی پیش نمیرود.
وی با اشاره به شروطی که امام رضا(ع) برای پذیرش ولایتعهدی مطرح کردند، تصریح کرد: این پذیرش در واقع نفی عملی تأیید خلافت عباسی بود و نشان میداد که این همراهی ظاهری، هرگز به معنای پذیرش مشروعیت نظام حاکم نیست. ائمه(ع) در برابر انحراف از غدیر مقاومت کردند و این مقاومت، مقاومت برای اجرای نظام ولایی در جامعه بود. امروز نیز هرجا از ولایت، حق، عدالت و نظام الهی دفاع میشود، همان خط مقاومت غدیری ادامه دارد.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: عزیزانی که امروز در کنار این مسیر جانفشانی میکنند و شهید میشوند، در حقیقت شهدای مقاومت در راه غدیر هستند. خداوند متعال این مجاهدتها را از همگان قبول کند و شهدای این راه را با شهدای کربلا محشور فرماید.
انتهای پیام

