در آستانه فرا رسیدن سالگرد رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، محمدرضا باقرزاده، پژوهشگر سیاسی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در گفتوگو با ایسنا، به بررسی اندیشههای حضرت امام (ره) و انطباق آن با شرایط امروز جهان اسلام پرداخت. وی با تاکید بر اینکه اگر امام راحل امروز در قید حیات بودند، راهی جز مقاومت در برابر زیادهخواهیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برنمیگزیدند، به تبیین رابطه میان «دیپلماسی و میدان»، وظایف متقابل مردم و مسئولان و همچنین انسجام ناگسستنی محور مقاومت اشاره کرد. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
ایسنا: در آستانه چهاردهم خرداد و سالگرد رحلت امام خمینی (ره) قرار داریم. اگر امروز امام راحل در قید حیات بودند، چه تکلیفی بر دوش مسلمانان میگذاشتند و چه دیدگاهی در خصوص بحث جنگ و محور مقاومت اسلامی داشتند؟
ما یک عملکرد طولانیمدت از امام راحل و همچنین امام شهیدمان داریم که به خوبی نشان میدهد اگر ایشان امروز در زمان رهبری قائد عظیمالشان، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای بودند چه کار میکردند. عملکرد حضرت امام در برجستهترین موقعیت، یعنی دفاع مشروع هشت ساله علیه تجاوز رژیم بعث صهیونیستی عراق و صدام، به خوبی بیانگر این است که خط و راه ایشان «مقاومت» و «ایستادگی» بود. ایشان خود الگوی استقامت در برابر دشمن، فشارها و سختیهای طبیعی مسیر بودند.
در دوران جنگ تحمیلی و فشاری که در طول هشت سال علیه ملت ما اعمال میشد، خط امام، خط مقاومت و کوتاه نیامدن از ارزشها و عزت بود. ایشان با قاطعیت تمام از استقلال این ملت صیانت کردند و این همان راهی شد که امام شهید نیز آن را ادامه دادند. رهبری امام شهید در یک جمله خلاصه میشد: صیانت از راه امام راحل. امروز نیز رهبری در واقع استمرار همان راه است؛ مسیری که در یک جمله در مقاومت در برابر زیادهخواهیها، سلطه و فشارهای دشمن خلاصه میشود. ما باید این وجه برجسته حیات سیاسی حضرت امام را سرلوحه کار خود قرار دهیم.
کوتاه آمدن در برابر دشمن و گذشتن از تنبیه متجاوز، چیزی جز تکرار تجاوز به همراه نخواهد داشت. حضرت امام بر تنبیه صدام تاکید ویژه داشتند. اگر قرار باشد در برابر هر تجاوزی کوتاه بیاییم، عملاً راه تجاوز را باز کردهایم و به محیط بینالملل درس آسان بودن تجاوز» را میدهیم. اگر امام راحل امروز زنده بودند، قطعاً در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی و رژیم آمریکا هیچ راهی جز دفاع و مقاومت تا زمان پشیمانی و تنبیه آنها نمیدیدند تا سایه جنگ از سر کشور برداشته شود. امام با سایه جنگ نظر مساعدی نداشتند و معتقد بودند نه تنها باید دشمن را دفع کنیم، بلکه باید سایه تهدید از روی کشور برداشته شود.
ایسنا: حضرت امام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را در پایان جنگ به منزله نوشیدن جام زهر تعبیر کرد؛ ناظر به این موضوع آیا امام (ره) مذاکره را در امتداد میدان میدیدند یا به جدایی دیپلماسی و میدان معتقد بودند؟
بستگی دارد مذاکره را چه معنا کنیم. یک زمان مذاکره به معنای ترس از جنگ است؛ یعنی برای اینکه جنگ نشود و از ترس کشته شدن و درگیری، به سراغ مذاکره برویم تا سایه جنگ را برداریم. این مذاکره هرگز در امتداد میدان نیست، بلکه در تقابل با میدان قرار میگیرد. این روش قطعاً جواب نمیدهد و امام هم با چنین مذاکرهای موافق نبودند. درباره آمریکا نیز نظرشان این بود که رابطه و مذاکره اصلاً معنا ندارد، زیرا آنها میخواهند تفهیم اتهام کنند و ما در برابر خواستههایشان تسلیم شویم. پس مذاکرهای که در برابر جهاد و مقابله با استکبار باشد، مورد نظر امام نبوده و مصلحتی را تامین نمیکند.
اما گاهی مذاکره برای تثبیت دستاوردهای صحنه نظامی در عرصه سیاسی، دیپلماتیک و حقوقی است. یعنی ما در برابر دشمن ایستادگی کردهایم، او را به انفعال کشاندهایم و حالا او از طریق میانجیها درخواست گفتوگو کرده است. مثلاً فرض کنید در نبرد نظامی تنگه هرمز را در اختیار گرفتهایم تا به عنوان اهرم فشار استفاده کنیم؛ اینکه مدیریت این تنگه باید با ما باشد یا بحث دریافت غرامت و جزئیات آن، باید روی کاغذ بیاید و در صحنه مذاکره مشخص شود؛ در اینجا مذاکره استمرار و امتداد میدان است.
این نوع مذاکره قطعاً مورد تایید اسلام است و رهبری نیز با آن مخالفتی ندارند. اگر مسئولین برای تثبیت دستاوردهای میدان به صحنه دیپلماسی بروند، ما تسلیم هستیم؛ اما اگر خدای نکرده پیروزیهای میدان در مذاکره تهدید شود، تقلیل یابد یا به فنا برود، این همان مذاکره ممنوع است. ما حق نداریم دستاوردهای عرصه نظامی را پای میز مذاکره از دست بدهیم. بنابراین، مذاکره در امتداد میدان مورد قبول است، اما مذاکره برای فرار و ترس از میدان در اسلام جایگاهی ندارد. ما ترسی از شهادت، تحریم، فشار و میدان نداریم و با نصرت الهی در برابر دشمنان خواهیم ایستاد.
ایسنا: از نگاه امام (ره)، امروز مسئولین و مردم در راستای این اندیشهها چه وظایف و مسئولیتهایی بر عهده دارند؟
مردم موسس نظام هستند و نمایندگانی را به عنوان مسئول و کارگزار به کار میگمارند تا از آرمانهایشان صیانت کنند. مردم باید به مسئولین خود احترام بگذارند و اعتماد کنند، اما این به معنای مرخصی رفتن مردم نیست. در نظام اسلامی، نظارت همگانی نه تنها یک حق، بلکه یک تکلیف است.
مردم باید بر مسئولین نظارت کنند، از آنها توضیح بخواهند و هشدار دهند. مردم حق دارند با قاطعیت اجرای مطالبات و خطوط قرمز تعیین شده از سوی ولایت و رهبری را بخواهند و مخالفت شدید خود را با هرگونه کوتاه آمدن از این آرمانها اعلام کنند؛ مسئولین نیز وظیفه دارند به خواست ملت عمل کنند.
ایسنا: به عنوان نکته پایانی، از دیدگاه امام (ره)، امروز جبهه و محور مقاومت چه وظیفهای بر عهده دارد؟
مهمترین وظیفه محور مقاومت انسجام، هماهنگی و تکمیل پازلهای جبهه است. هر بخشی باید به نقش خود عمل کند و تحت هیچ شرایطی اجزای این جبهه نباید از هم جدا شوند. ما یک ولایت عرضی بین مومنان داریم که به معنای پیوستگی آنهاست. ما از لبنان، یمن و عراق جدا نیستیم؛ همه اعضای یک پیکریم.
امروز دستهایی تلاش میکنند تا با القای یاس، ناامیدی و جدایی، اینگونه نشان دهند که ما مثلاً در قبال حزبالله لبنان کوتاهی کرده یا آنها را فراموش کردهایم؛ اصلاً اینگونه نیست. هماهنگی در این جبهه حرف اول را میزند. ممکن است در مقطعی خود حزبالله بر اساس اطلاعات نظامی بگوید شما فعلاً ورود نکنید، ما خودمان اقدام میکنیم؛ اما مردمی که از پشتپرده خبر ندارند فکر میکنند ما لبنان را فراموش کردهایم.
از نظر ما آتشبس نقض شده است، اما نوع اقدام را خود جبهه با توافق و تقسیم کار تعیین میکند و جای هیچگونه نگرانی نیست. اساساً در نظام اسلامی تحت نظر ولایت فقیه، بیتفاوتی نسبت به سرنوشت حزبالله، یمن، عراق یا هر جای دیگر یک فرض کاملاً باطل و غلط است. ما تصمیماتمان را در راستای مصالح تمامی اجزای جبهه مقاومت اتخاذ میکنیم. نظام اسلامی به عنوان محور اصلی و راس هرم، هوای همه جبهه را دارد و ادعای بدخواهان مبنی بر فراموشی جبهه مقاومت توسط جمهوری اسلامی قطعا کذب است.
انتهای پیام

