محمدرضا آرام در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی از ابتدا واجد یک نسبت متفاوت با جهان مدرن و تمدن غربی بوده است، اظهار کرد: این انقلاب، صرفا یک تحول سیاسی نبود، بلکه از همان آغاز، یک تقابل هویتی و تمدنی را رقم زد و تمدنی که محور خود را انسانِ بینیاز از وحی میداند، در برابر تمدنی که محور را خداوند متعال و توحید میداند، قرار گرفت. یکی از محورهای اصلی این تقابل، نسبت دین و سیاست است، در منظومه فکری انقلاب اسلامی، دین از عرصه سیاست جدا نیست و سیاست باید در خدمت ارزشهای دینی باشد، در حالیکه در تمدن غربی، غالبا دین از ساحت سیاست کنار گذاشته میشود.
وی همچنین با اشاره به ادبیات انقلاب اسلامی در برابر نظام سلطه، بیان کرد: تقابل میان جبهه استکبار و استضعاف، بخشی از این گفتمان است. طبیعی است وقتی چنین ادبیاتی شکل میگیرد، منافع برخی قدرتها به خطر بیفتد و در نتیجه، تقابلها و حتی جنگهایی علیه جمهوری اسلامی رقم بخورد. جریان انقلاب اسلامی بر این اصل استوار است که ملتها نه سلطهگر باشند و نه سلطهپذیر. همین نگاه، اساس یک منازعه هویتی را شکل میدهد. از این منظر، آنچه امروز شاهد آن هستیم، صرفا یک درگیری نظامی نیست، بلکه ادامه یک تقابل سیاسی و هویتی است. امام فرمودند تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. این جمله نشان میدهد که نگاه انقلاب اسلامی، نگاهی مبتنی بر استمرار مبارزه حق و باطل و برافراشتن پرچم توحید است.
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در تشریح نسبت میان اندیشه امام و رهبر شهید، عنوان کرد: از یک سو، این نسبت استمرار است، زیرا امام(ره) یک انقلاب بزرگ را مدیریت کردند که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و با تأسیس جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، سازوکارهای قانونی و اسلامی در کشور مستقر شد. ادامه این مسیر، یعنی تداوم انقلاب اسلامی بر دوش رهبر شهید انقلاب بود. اما این نسبت تنها به استمرار محدود نمیشود. بخش مهمی از کار رهبر شهید انقلاب، توسعه اندیشه امام(ره) بود. ایشان مکررا بر ضرورت شکلگیری جامعه اسلامی، دولت اسلامی و تمدن اسلامی تأکید داشتند و در واقع، در این حوزهها نظریهپردازی کردند.
آرام با اشاره به برخی مفاهیم و ادبیات رایج در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، اضافه کرد: مفاهیمی مانند شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و تمدن نوین اسلامی، در ادب