به گزارش ایسنا، در میان آثار تاریخی ایران که امروزه در موزههای بزرگ جهان نگهداری میشوند، برخی آثار نه فقط به دلیل ارزش مادی یا قدمت تاریخی، بلکه به واسطه نمایش سطحی خیرهکننده از دانش فنی، خلاقیت هنری و مهارت صنعتگران ایرانی اهمیت پیدا کردهاند. بازوبندهای طلایی آمودریا را میتوان یکی از برجستهترین نمونههای این دسته دانست؛ آثاری که به نماد زرگری هخامنشی تبدیل شدهاند و نشان میدهند صنعتگران ایرانی بیش از دو هزار و پانصد سال پیش چگونه توانسته بودند فلزات گرانبها را به رسانهای برای بیان قدرت، زیبایی و هویت فرهنگی تبدیل کنند.
داستان این بازوبندها با مجموعهای بزرگتر آغاز میشود؛ مجموعهای که امروزه با نام «گنجینه آمودریا» یا «گنجینه اوکسوس» شناخته میشود. این گنجینه که بسیاری از پژوهشگران آن را مهمترین مجموعه شناختهشده هنر فلزکاری هخامنشی میدانند، شامل حدود ۱۸۰ شیء فلزی و نزدیک به هزاران سکه است؛ مجموعهای متشکل از آثار زرین و سیمین، مجسمههای کوچک، ظروف فلزی، پلاکهای طلا، ارابههای کوچک، زیورآلات و اشیای آیینی که عمدتاً به دوره هخامنشی تعلق دارند.
این آثار در اواخر قرن نوزدهم میلادی در نزدیکی رود آمودریا ــ رودی که یونانیان باستان آن را اوکسوس مینامیدند ــ وارد بازار عتیقه شدند و بهتدریج توجه پژوهشگران و مجموعهداران اروپایی را به خود جلب کردند.
داستان کشف گنجینه همچنان با ابهام همراه است. بیشتر پژوهشگران معتقدند آثار در اواخر قرن نوزدهم میلادی در نزدیکی رود آمودریا و احتمالاً حوالی منطقه تخت قُباد (تاجیکستان) کشف شدند. منطقهای که امروزه در آسیای میانه قرار دارد اما در دوره هخامنشی بخشی از قلمرو ایران محسوب میشد.
برخی باستانشناسان معتقدند این اشیا ممکن است از یک نیایشگاه یا مرکز آیینی به دست آمده باشند؛ جایی که اشیا به عنوان نذورات یا هدایا نگهداری میشدند.
گروهی دیگر احتمال میدهند مجموعه، نوعی ذخیره ثروت یا گنجینه پنهانشده در دوران بحرانهای سیاسی بوده باشد. با وجود این اختلافنظرها، آنچه روشن است این است که گنجینه در اواخر دهه ۱۸۷۰ میلادی وارد بازار عتیقه شد و از همان زمان مسیر خروج آن از منطقه آغاز شد.
گنجینه آمودریا شامل حدود ۱۸۰ شیء فلزی و هزاران سکه بوده است؛ مجموعهای که طیف گستردهای از دستبند، انگشترها، ظروف طلا، ۲ ماکت طلا از کالسکه با اسب و تندیس، پلاکهای نذری، سکهها، مهرها، ماهی طلایی، اشیای شخصی متفرقه (زیورآلات/ ظروفی برای لباس) و یک غلاف طلا که اولین قطعه در این مجموعه است که صحنههایی از شکار شیر را نشان میدهد. بخش عمده این مجموعه امروز در موزه بریتانیا و ویکتوریا و آلبرت نگهداری میشود، اگرچه همه آثار در یک مکان قرار ندارند و بخشی از آنها در طول زمان وارد مجموعههای خصوصی یا دیگر موزهها شدهاند.

در میان تمام آثار گنجینه، بازوبندهای طلایی بیش از همه توجه پژوهشگران و بازدیدکنندگان را به خود جلب کردهاند. مشهورترین نمونهها، جفت بازوبندهایی هستند که در دو سر آنها موجوداتی افسانهای دیده میشود؛ موجوداتی که معمولاً با عنوان «شیردال» یا Griffin شناخته میشوند. شیردال موجودی ترکیبی است که ویژگیهای شیر و پرندگان شکاری را با هم ترکیب میکند و در بسیاری از فرهنگهای باستانی به عنوان نمادی از قدرت، محافظت و اقتدار شناخته میشد.
این بازوبندها احتمالاً در فاصله قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد ساخته شدهاند، دورانی که امپراتوری هخامنشی به اوج گستره سیاسی و اقتصادی خود رسیده بود. ساختار بازوبندها نسبتاً ساده به نظر میرسد، حلقههایی باز که روی ساعد قرار میگرفتند. این بازوبندها در گذشته دارای سنگهای قیمتی و رنگی بودند که اکنون از بین رفته و یا غارت شدهاند.
بازوبند مشهور شیردال موزه بریتانیا تقریباً ۱۳ سانتیمتر قطر دارد و از طلا ساخته شده است. ساختار آن یک حلقه باز است؛ یعنی کامل بسته نیست و دو سر آن به شکل موجودات افسانهای طراحی شدهاند. این فرم باعث میشد بازوبند روی ساعد قرار بگیرد و بتوان آن را روی دست گذاشت یا برداشت. این شیوه ساخت در زیورآلات هخامنشی رایج بود.

اما آنچه بازوبندهای آمودریا را به آثاری استثنایی تبدیل میکند، تنها استفاده از طلا یا قدمت بیش از دو هزار و پانصد ساله آنها نیست، بلکه پیچیدگی فنی ساخت این آثار است. در نگاه نخست، بازوبندها حلقههایی نسبتاً ساده به نظر میرسند که دو سر آنها با موجوداتی افسانهای تزئین شده است، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد ساخت این آثار نیازمند دانشی پیشرفته از فلزکاری و طراحی بوده است. سرهای شیردال به صورت سهبعدی طراحی شدهاند، چشمها برجسته هستند، عضلات صورت حجمپردازی شده و یالها و گوشها با ظرافتی کمنظیر شکل گرفتهاند. حتی انحنای گردن موجودات افسانهای به شکلی طراحی شده که با فرم دایرهای بازوبند هماهنگ باشد.
بررسیهای فنی همچنین نشان میدهد سرهای شیردال احتمالاً بهصورت جداگانه ساخته و سپس به بدنه اصلی متصل شدهاند. این موضوع نشان میدهد فرآیند ساخت بازوبند تنها به ریختن طلا در قالب محدود نبوده، بلکه شامل چندین مرحله تخصصی مانند ریختهگری، ساخت قطعات جداگانه، اتصال، پرداخت و صیقل نهایی میشده است. یکی دیگر از ویژگیهای چشمگیر این آثار، تقارن قابل توجه آنهاست. دو سر بازوبند تقریباً بهصورت کامل با یکدیگر هماهنگ هستند، موضوعی که با توجه به ساخت کاملاً دستی اثر، نشاندهنده دقت و مهارت فوقالعاده سازندگان آن است.

برخلاف تصور اولیه، پژوهشگران معتقدند بخش اصلی حلقه احتمالاً بهصورت توخالی ساخته شده است، موضوعی که اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد زرگران هخامنشی تنها به زیبایی ظاهری فکر نمیکردند، بلکه به وزن، راحتی استفاده و ویژگیهای فنی شیء نیز توجه داشتهاند. ساختار توخالی باعث میشد وزن بازوبند کاهش پیدا کند و استفاده از آن، با وجود حجم زیاد طلا، امکانپذیر باشد.
همین ویژگیها باعث شده بسیاری از پژوهشگران هنر معتقد باشند زرگران هخامنشی تنها فلزکار نبودهاند، بلکه همزمان مجسمهساز، طراح و متخصص فناوری مواد نیز محسوب میشدند.
ساخت چنین آثاری بدون شناخت دقیق از ذوب فلز، ریختهگری، چکشکاری، اتصال قطعات و پرداخت نهایی تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. در واقع، بازوبندهای آمودریا نشان میدهند زرگری در ایران باستان صرفاً تولید اشیای زینتی نبوده، بلکه حوزهای پیچیده از دانش فنی و خلاقیت هنری محسوب میشده است.
نقوش حیوانات افسانهای روی این آثار نیز احتمالاً صرفاً تزئینی نبودند. در هنر هخامنشی، موجودات ترکیبی روی ستونها، نقشبرجستهها، مهرها و اشیای فلزی بارها تکرار میشوند و بسیاری از پژوهشگران آنها را مرتبط با مفاهیمی چون اقتدار، مشروعیت سیاسی و حفاظت میدانند. به همین دلیل، برخی مورخان تصور میکنند این بازوبندها احتمالاً به طبقات ممتاز جامعه، فرماندهان نظامی یا اعضای دربار تعلق داشتهاند، موضوعی که با میزان طلای مصرفشده و کیفیت ساخت آثار نیز همخوانی دارد.
اما همانقدر که ساخت این آثار اهمیت دارد، مسیر خروج آنها نیز بخشی از روایت بازوبندهای آمودریاست. در اواخر قرن نوزدهم، همزمان با رونق بازار عتیقه و افزایش تقاضا برای آثار شرقی در اروپا، بخش بزرگی از اشیای گنجینه وارد شبکه واسطهها، بازرگانان و مجموعهداران شد. در نهایت، بخش عمده آثار توسط موزه بریتانیا خریداری شد و امروزه مهمترین اشیای گنجینه، از جمله بازوبندهای مشهور شیردال، در آنجا نگهداری میشوند.
امروز، بازوبندهای طلایی آمودریا تنها نمونههایی از زیورآلات باستانی نیستند، بلکه شواهدی از سطح بالای مهارت صنعتگران ایرانی در بیش از دو هزار و پانصد سال پیش به شمار میروند. آثاری که نشان میدهند صنعتگران ایرانی چگونه توانسته بودند از فلز، نه فقط برای ساخت اشیای تجملی، بلکه برای خلق آثاری استفاده کنند که فناوری، زیبایی و نمادپردازی را در کنار یکدیگر قرار میدادند. شاید به همین دلیل است که این بازوبندها با گذشت قرنها، همچنان میتوانند بازدیدکنندگان موزهها را متوقف کنند، نه فقط به دلیل طلاییبودنشان، بلکه به دلیل مهارتی که هنوز در جزئیات آنها دیده میشود.
انتهای پیام

