به گزارش ایسنا، بسیاری از ما سالها آموزش دیدهایم که منطقی فکر کنیم، تحلیل کنیم و تصمیم بگیریم؛ اما کمتر یاد گرفتهایم وقتی احساسات وارد صحنه میشوند، چگونه باید عمل کنیم. واقعیت این است که بخش بزرگی از تصمیمهای مهم زندگی از روابط عاطفی و شغلی گرفته تا انتخابهای مالی در شرایط فشار، استرس و هیجان گرفته میشوند.
تحقیقات به ما میگوید افرادی که EQ بالایی دارند از مزایای زیادی در زندگی برخوردارند. اما برخی افراد نسبت به دیگران از این نوع بهره هوشی، بسیار بیشتر برخوردارند.
بسیاری از مردم در مورد مفهوم EQ احساس سردرگمی میکنند. طبیعی است تعجب کنیم که چگونه افراد آن را به دست میآورند. آیا ما با EQ از قبل تنظیم شده به دنیا میآییم؟ و چرا برخی افراد EQ بالایی دارند و برخی ندارند؟ و احتمالاً مهمترین سوال این است که آیا میتوانیم EQ خود را افزایش دهیم؟
آیا ما با هوش هیجانی (EQ) متولد میشویم؟
پاسخ این است: «شاید تا حدودی». موارد کمی صرفاً ژنتیکی هستند و هوش هیجانی نیز از این قاعده مستثنی نیست. مطمئناً، برخی از نوزادان با گرایش طبیعیتری به آگاهی عاطفی و توانایی تفکر انتزاعی متولد میشوند که هر دو، یادگیری و درک احساسات را آسانتر میکنند.
اما در سوال طبیعت یا تربیت، تربیت بسیار مهم است.
نقش والدین در هوش هیجانی
دوران کودکی، زمینهای برای آموزش هوش هیجانی است. وقتی والدین شما احساسات شما را میبینند و با کمک به شما در نامگذاری و مدیریت آنها به آنها پاسخ میدهند، شما یاد میگیرید که احساسات مختلف چگونه هستند و چگونه آنها را در قالب کلمات بیان کنید. یاد میگیرید که چگونه احساسات خود را شناسایی کنید. همچنین یاد میگیرید که چگونه بفهمید چرا کاری را انجام میدهید و دلایل اعمال دیگران را نیز استنباط کنید.
والدینی که از نظر احساسی آگاه و ماهر هستند، همه موارد فوق را به طور طبیعی انجام میدهند. بنابراین آنها تمایل دارند فرزندانی با هوش هیجانی بالا تربیت کنند. اما متأسفانه، عکس این قضیه نیز صادق است. وقتی والدین شما از نظر احساسی آگاه یا ماهر نیستند، ممکن است آنچه را که برای یادگیری مهارتهای هوش هیجانی نیاز دارید، به دست نیاورید.
وقتی در دوران کودکی به احساسات شما توجه، ارزشگذاری یا به اندازه کافی پرداخته نشود (این همان غفلت عاطفی دوران کودکی است)، احساسات شما به طور خودکار در بزرگسالی مسدود میشوند. بنابراین در طول دهههای سازنده زندگیتان، فرصت یادگیری نحوه عملکرد احساسات را از دست میدهید.
شما با کمبود دانش حیاتی مواجه هستید. وقتی احساساتی دارید با آنها چه میکنید؟ احساسات شما چگونه بر تصمیماتتان تأثیر میگذارند؟ احساسات دیگران چگونه بر رفتار آنها تأثیر میگذارند؟ اثرات این کمبود دانش بر هر جنبه از زندگی بزرگسالیِ فردی که مورد غفلت عاطفی قرار گرفته، بسیار شدیدتر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور میکنند.
به گزارش «سایکولوژی تودی»، فقدان هوش هیجانی قوی، مدیریت موقعیتها را چه زمانی که خودتان احساساتی دارید و چه زمانی که طرف مقابل احساساتی است، دشوار میکند. بنابراین احتمال بیشتری وجود دارد که مسائل را نادیده بگیرید، مشکلات را پنهان کنید، به احساسات دیگران آسیب بزنید یا تصمیماتی بگیرید که بعداً پشیمان شوید.
بنابراین، اگرچه کمتر قابل مشاهده است، اما اثرات هوش هیجانیِ پایین، آنقدر قابل توجه است که اغلب آنها را با اثرات داشتن معلولیت جسمی مانند قطع عضو، مقایسه میکنند.
جنبهی مثبت ماجرا
خوشبختانه، برای همه ما، این پایان داستان نیست. خبرهای بسیار خوبی هم وجود دارد. هوش هیجانی چیزی جز مجموعهای از مهارتها نیست و شما، صرف نظر از میزان غفلت عاطفی که با آن بزرگ شدهاید و صرف نظر از ژنهایی که با آنها متولد شدهاید، میتوانید آنها را یاد بگیرید.
برای افزایش هوش هیجانی خود این ۵ کار را انجام دهید
_ اولین قدم این است که قاطعانه خود را یک دانشجوی کلاس یادگیریِ احساسات اعلام کنید. سپس شروع به توجه به احساسات در زندگی روزمره خود کنید و برای آگاهی از احساسات و نحوه عملکرد آنها تلاش کنید.
_ سعی کنید از زمانی که احساسی دارید آگاه شوید. آگاهی از احساسات خود، مهمترین سنگ بنای تمام مهارتهای هوش هیجانی (EQ) است.
_ دایره لغات احساسی خود را افزایش دهید. این شامل یادگیری و استفاده از کلمات احساسی بیشتر در زندگی روزمره شما میشود.
_ ظرفیت خود را برای همدلی افزایش دهید. ممکن است از قبل توانایی زیادی برای همدلی داشته باشید (بسیاری از کسانی که در خانوادهای بزرگ میشوند که از نظر عاطفی نادیده گرفته شدهاند، در واقع بیش از حد همدلی دارند). اما اگر به ندرت احساسات دیگران را درک میکنید، میتوانید یاد بگیرید که چگونه همدلی بیشتری داشته باشید. برای انجام این کار، با تمرین هنگام تماشای تلویزیون، فیلم دیدن یا خواندن کتاب شروع کنید. سعی کنید احساسات شخصیتها را حس کنید. سپس به تلاش برای درک احساسات اطرافیان خود ادامه دهید.
_ قاطعیت را تمرین کنید. قاطعیت یعنی آنچه را که باید بگویید به گونهای بگویید که طرف مقابل بتواند آن را درک کند. این مستلزم آن است که شما بدانید چه احساسی دارید و بتوانید آن را با کلماتی بیان کنید که به طرف مقابل توهین نکند یا او را در حالت تدافعی قرار ندهد. قاطعیت یعنی حقیقت خود را بگویید، اما با دلسوزی برای طرف مقابل.
از بین تمام مهارتهایی که میتوانید در زندگیتان برای آنها تلاش کنید، هوش هیجانی یکی از پربارترین آنهاست. همانطور که دنیای احساسات را مطالعه و به آن توجه میکنید، متوجه خواهید شد که به شیوههای کوچک اما قابل توجهی در حال تغییر هستید. متوجه خواهید شد که احساسات بیشتری دارید. با افراد زندگیتان ارتباط بیشتری برقرار میکنید و هماهنگتر میشوید و آنها نیز این را احساس خواهند کرد.
به آرامی و به تدریج، اما با هدف و نیت، شما از نادیده گرفتن احساسات خود دست خواهید کشید و قادر خواهید بود احساسات دیگران را نیز بهتر مدیریت کنید.
انتهای پیام
