سرطان، یکی از مهمترین چالشهای سلامت در جهان به شمار میرود و هر ساله جان میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار میدهد، با این حال، پیشرفتهای پزشکی در سالهای اخیر نشان داده است که تشخیص زودهنگام، دسترسی سریع به درمان و افزایش آگاهی عمومی میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش مرگومیر و افزایش شانس بهبودی بیماران داشته باشد. کارشناسان تاکید کردند، بسیاری از انواع سرطان در صورت شناسایی در مراحل اولیه، با موفقیت بیشتری قابل درمان هستند و به همین دلیل توسعه روشهای نوین تشخیصی، گسترش برنامههای غربالگری و تشویق افراد در توجه بیشتر به علائم هشداردهنده، یکی از اولویتهای اصلی نظامهای سلامت در سراسر جهان شده است. به دلیل اهمیت این موضوع، ایسنا قصد دارد در سلسله مطالبی به این مهم بپردازد تا موجب افزایش آگاهی عمومی از روشهای پیشگیری، غربالگری و تشخیص زودهنگام سرطان شود در مطلب قبلی در مورد تاثیر تشخیص زودهنگام در بقای بیماران مطالبی ارائه شد و در ادامه قصد داریم به سرطانهای قابل پیشگیری بپردازیم.
اندازهگیری سهم سرطانهای قابل پیشگیری

برآوردهای جهانی نشان میدهد که ۴۰ تا ۵۰ درصد سرطانها با کاهش مواجهه با عوامل خطر رفتاری، محیطی و عفونی قابل پیشگیری هستند. با وجود اینکه چارچوبهای سیاستی مهمی مانند برنامه «بهترین اقدامات» سازمان جهانی بهداشت برای پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر، مداخلات موثری را معرفی کردهاند، پیشگیری جامع از سرطان همچنان دشوار است زیرا علل بروز سرطان متعدد و متنوع هستند. همچنین میزان مواجهه با عوامل خطر در کشورهای مختلف و حتی درون یک کشور یکسان نیست و الگوهای مواجهه نیز در طول زمان تغییر میکنند، بنابراین برنامههای پیشگیری باید بهطور مداوم بهروزرسانی شوند.
«کسر منتسب به جمعیت» (PAF)، شاخص استاندارد اپیدمیولوژیک برای سنجش سهم عوامل خطر قابل اصلاح در بروز سرطان است. این شاخص نشان میدهد، اگر عامل خطر تا سطحی ایدهآل کاهش یابد (برای مثال رسیدن شاخص توده بدنی به محدوده طبیعی یا حذف کامل استعمال دخانیات)، چه سهمی از موارد سرطان قابل پیشگیری خواهد بود.
«کسر منتسب به جمعیت» بر اساس شیوع عامل خطر در جمعیت و میزان افزایش خطر بیماری ناشی از آن محاسبه میشود و سپس در تعداد موارد جدید سرطان ضرب میشود تا تعداد سرطانهای منتسب به آن عامل برآورد شود. این شاخص امکان مقایسه اثر عوامل خطر مختلف را در انواع سرطانها، کشورهای گوناگون و دورههای زمانی متفاوت فراهم میکند و ابزاری کاربردی برای تعیین اولویتهای سلامت عمومی به شمار میرود.
البته تفسیر نتایج «کسر منتسب به جمعیت» نیازمند احتیاط است. دقت این شاخص به کیفیت دادههای مربوط به شیوع عوامل خطر و میزان خطر نسبی بستگی دارد. در کشورهایی که نظامهای پایش ضعیفتری دارند، ناچار از برآوردهای غیرمستقیم استفاده میشود که عدم قطعیت را افزایش میدهد. همچنین خطرهای نسبی معمولا از مطالعات تجمیعی یا فراتحلیلها به دست میآیند و ممکن است تفاوتهای محلی را بهخوبی منعکس نکنند. از آنجا که سرطان معمولا پس از سالها بروز میکند، در محاسبات اغلب فاصله زمانی حدود ۱۰ سال میان مواجهه و بیماری در نظر گرفته میشود. افزون بر این، معمولا فرض میشود، عوامل خطر مستقل از یکدیگر عمل میکنند، در حالی که در واقعیت میان برخی عوامل، مانند استعمال دخانیات و مصرف الکل در سرطانهای دستگاه تنفسی و گوارشی فوقانی، اثرات همافزا وجود دارد. به همین دلیل، این برآوردها بیشتر باید برای تعیین اولویتهای سیاستی و نه بهعنوان شمارش دقیق موارد سرطان استفاده شوند.
سهم عوامل خطر اصلی

استعمال دخانیات همچنان مهمترین عامل بروز سرطان در جهان است و در سال ۲۰۲۲ با ۳.۳ میلیون مورد جدید سرطان، مسوول ۱۵.۱ درصد از کل موارد تشخیص دادهشده بوده است. دخانیات با دستکم ۱۸ نوع سرطان ازجمله سرطان ریه، دهان، حنجره، حلق، مری، معده، پانکراس، روده بزرگ، کبد، کلیه، مثانه، دهانه رحم، تخمدان و لوسمی میلوئیدی ارتباط دارد.
تاثیر مخرب دخانیات به دلیل شیوع بالای مصرف آن در دهههای گذشته و همچنین فاصله زمانی طولانی میان مصرف و بروز سرطان تشدید شده است. اگرچه میزان استعمال سیگار در بسیاری از کشورهای دارای شاخص توسعه انسانی (HDI) بالا کاهش یافته، اما آثار مثبت این کاهش بر بار سرطان تا سالها بعد بهطور کامل نمایان نخواهد شد. در مقابل، افزایش مصرف دخانیات در برخی کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط همچنان تهدیدی جدی به شمار میرود.
عفونتها، دومین عامل مهم سرطان در جهان هستند و در سال ۲۰۲۲ حدود ۲.۳ میلیون مورد جدید سرطان، معادل ۱۰.۲ درصد کل موارد را به خود اختصاص دادهاند. این بار بیماری بهویژه در کشورهای کمدرآمد و متوسط بیشتر است.
باکتری هلیکوباکتر پیلوری با حدود ۸۵۰ هزار مورد سرطان، مهمترین عامل عفونی محسوب میشود. پس از آن ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) با ۷۳۰ هزار مورد و ویروسهای هپاتیت B و C با حدود ۵۵۰ هزار مورد قرار دارند. انواع پرخطر ویروس پاپیلومای انسانی، عامل اصلی سرطان دهانه رحم و برخی سرطانهای ناحیه تناسلی و حلق هستند. ویروسهای هپاتیت B و C نقش مهمی در سرطان کبد دارند و هلیکوباکتر پیلوری، مهمترین عامل سرطان معده غیرکاردیا محسوب میشود. تداوم این سرطانها در بسیاری از کشورها ناشی از دسترسی نابرابر به واکسیناسیون، کنترل عفونت، بهداشت محیط و درمان بهموقع است.
مصرف الکل، سومین عامل قابل اصلاح مهم در بروز سرطان به شمار میرود. این عامل در سال ۲۰۲۲ حدود ۷۰۴ هزار مورد جدید سرطان، معادل ۳.۲ درصد کل موارد، ایجاد کرد. الکل با هفت نوع سرطان شامل سرطانهای دهان، حلق، حنجره، مری، کبد، پستان و روده بزرگ مرتبط است. میزان بار ناشی از مصرف الکل در مناطق مختلف جهان تفاوت چشمگیری دارد و تحت تاثیر هنجارهای اجتماعی، قوانین و نفوذ صنعت نوشیدنیهای الکلی قرار میگیرد.
اضافهوزن و چاقی نیز به یکی از عوامل رو به رشد سرطان در جهان تبدیل شدهاند. شاخص توده بدنی بالا با سرطان پستان پس از یائسگی، رحم، روده بزرگ، کلیه، پانکراس، کبد، مری و چندین سرطان دیگر ارتباط مستقیم دارد. در سال ۲۰۲۲، حدود ۴۳ درصد بزرگسالان جهان دارای اضافهوزن و ۱۶ درصد مبتلا به چاقی بودند. میزان چاقی بزرگسالان از سال ۱۹۹۰ تاکنون بیش از دو برابر شده و همچنان رو به افزایش است.
همچنین کمتحرکی، خطر سرطان را هم بهطور مستقیم و هم از طریق افزایش چاقی و اختلالات متابولیک افزایش میدهد. برآورد میشود در سال ۲۰۲۲ حدود ۲۷۱ هزار مورد سرطان به کمبود فعالیت بدنی مرتبط بوده است.
عوامل محیطی و شغلی نیز سهم قابل توجهی در سرطانهای قابل پیشگیری دارند. آلودگی هوا، یکی از عوامل شناختهشده سرطان ریه است و شواهدی از ارتباط آن با برخی سرطانهای دیگر نیز وجود دارد. اشعه فرابنفش، مهمترین عامل سرطان پوست در جمعیتهای با پوست روشن، بهویژه در مناطقی مانند استرالیا، محسوب میشود.
عوامل سرطانزای شغلی مانند آزبست، سیلیس، دود اگزوز دیزل و برخی فلزات نیز در بروز سرطان ریه، مزوتلیوما، سرطان مثانه و سایر سرطانها نقش دارند. این مواجههها بیشتر در بخشهای ساختمانسازی، معدن، صنایع تولیدی، حملونقل و کشاورزی مشاهده میشوند و در بازارهای کار غیررسمی و کشورهایی با نظارت ضعیف بر محیط کار، اغلب کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
تفاوتهای منطقهای و جنسیتی

علل سرطانهای قابل پیشگیری در مناطق مختلف جهان، سطوح متفاوت توسعه انسانی، جنسیتها و انواع سرطان تفاوت چشمگیری دارند. این تفاوتها تحت تاثیر توسعه اقتصادی، ظرفیت نظام سلامت، سیاستهای عمومی و هنجارهای اجتماعی شکل میگیرند.
در میان زنان، عفونتها همچنان مهمترین علت سرطانهای قابل پیشگیری در آفریقای جنوب صحرا و بخشهایی از آسیا هستند. برای مثال در آفریقای جنوب صحرا، ۳۸.۲ درصد سرطانهای زنان در سال ۲۰۲۲ به عوامل خطر قابل اصلاح مرتبط بوده و عفونتها به تنهایی مسوول ۳۰.۳ درصد کل موارد سرطان بودهاند.
در مقابل، در کشورهای با توسعه انسانی بالا، استعمال دخانیات و اضافهوزن مهمترین عوامل قابل پیشگیری سرطان در زنان به شمار میروند.
در مردان، استعمال دخانیات، مهمترین عامل سرطان در بیشتر مناطق جهان است. در سال ۲۰۲۲، حدود ۴۵.۴ درصد موارد جدید سرطان در مردان به عوامل قابل اصلاح مرتبط بود، در حالی که این رقم در زنان ۲۹.۷ درصد برآورد شده است. مصرف الکل در برخی مناطق اروپای شرقی نقش پررنگتری دارد و عفونتها نیز در کشورهای کمبرخوردار همچنان عامل مهمی محسوب میشوند.
در مجموع، در کشورهای پردرآمد، دخانیات، الکل و اضافهوزن مهمترین عوامل سرطانهای قابل پیشگیری هستند و در سال ۲۰۲۲ نزدیک به ۵ میلیون مورد جدید سرطان را به خود اختصاص دادهاند. در مقابل، در کشورهای کمدرآمد، عفونتها همچنان عامل حدود ۲۰ درصد سرطانهای جدید هستند.
این الگوها نشان میدهد که هیچ راهبرد واحد جهانی برای پیشگیری از سرطان وجود ندارد و برنامههای پیشگیری باید متناسب با شرایط هر کشور طراحی شوند.
پیامدهای سیاستی برای پیشگیری

این دادهها نشان میدهند، بخش بزرگی از بار جهانی سرطان با دانش و ابزارهایی که هماکنون در دسترس هستند، قابل پیشگیری است. کنترل استعمال دخانیات همچنان مهمترین اولویت در بسیاری از کشورها به شمار میرود، اما تنها بخش کوچکی از برنامه جامع پیشگیری از سرطان است.
کنترل عفونتها، گسترش واکسیناسیون، ترویج تغذیه سالم و فعالیت بدنی، حفاظت از محیطزیست و ارتقای ایمنی محیطهای کاری، همگی از ارکان اصلی پیشگیری محسوب میشوند. سیاستهای کاهش آلودگی هوا و ایجاد محیطهای کاری ایمنتر نیز نقش مهمی در کاهش بار آینده سرطان خواهند داشت.
نکته مهم دیگر این است که برنامههای پیشگیری باید متناسب با شرایط هر کشور تدوین شوند. در برخی کشورها، افزایش مالیات بر دخانیات و اجرای سختگیرانه قوانین منع استعمال دخانیات بیشترین تاثیر را دارد و در برخی دیگر، گسترش واکسیناسیون HPV و غربالگری سرطان دهانه رحم اولویت اصلی است، همچنین در برخی مناطق نیز کنترل عفونتها و ایمنی شغلی اهمیت بیشتری دارد.
سرطان یک بیماری واحد با علت واحد نیست، بلکه مجموعهای از بیماریها با عوامل خطر، روندهای زمانی و فرصتهای پیشگیری متفاوت است. بنابراین برنامهریزی موثر برای پیشگیری نیازمند شناخت دقیق سهم هر عامل خطر در جمعیتهای مختلف است و برآوردهای «کسر منتسب به جمعیت» باید بهعنوان راهنمای تصمیمگیری و نه جایگزین قضاوت و اولویتگذاری در سطح کشورها مورد استفاده قرار گیرند.
انتهای پیام
