۱۴۰۵-۰۳-۲۴ | ۱۳:۴۸

برون‌داد یک دانشگاه را نمی‌توان صرفاً در تعداد مقالات علمی، رتبه‌های آموزشی یا شمار دانشجویان نخبه آن خلاصه کرد. شاید بتوان گفت علمی که با جامعه پیرامون خود پیوند نخورد و در بزنگاه‌های حساس به یاری مردم نیاید، نمی‌تواند کارآمد و اثرگذار باشد. این مسئله درباره دانشجویان نیز صدق می‌کند؛ دانشجویی که تنها به کسب نمره بالاتر، افزایش رزومه علمی و موفقیت‌های فردی بیندیشد اما نسبت به دردها و دغدغه‌های جامعه خود بی‌تفاوت باشد، بعید است بتواند نقشی جدی در حل مسائل کشور ایفا کند.

تجربه جنگ رمضان، بار دیگر جلوه‌ای از مسئولیت‌پذیری اجتماعی نسل دانشجو را به نمایش گذاشت. در روزهایی که برخی شهرهای کشور آماج حملات دشمن صهیونی آمریکایی قرار گرفته بودند و بسیاری از هم‌وطنان با شرایط دشواری دست‌وپنجه نرم می‌کردند، دانشجویانی از دانشگاه‌ها و رشته‌های مختلف، داوطلبانه راهی مناطق آسیب‌دیده شدند تا در قالب گروه‌های جهادی، بخشی از بار سنگین این روزها را از دوش مردم بردارند.

آن‌ها نه برای کسب امتیاز آموزشی و نه در چارچوب وظایف دانشگاهی، بلکه با احساس مسئولیت انسانی و اجتماعی پا به میدان گذاشتند؛ از توزیع اقلام ضروری و کمک به پاکسازی و بازسازی خانه‌ها گرفته تا همراهی و همدلی با خانواده‌هایی که روزهای سختی را پشت سر گذاشته بودند. در این گزارش، به سراغ تعدادی از این دانشجویان رفته‌ایم؛ دانشجویانی که در میانه جنگ رمضان، درس دیگری را بیرون از کلاس‌های دانشگاه آموختند؛ درسی از همدلی، ایثار و ایفای مسئولیت اجتماعی که شاید در هیچ کتاب و جزوه‌ای نتوان نمونه‌ای برای آن یافت.

دیدن رنج کودکان، نگاه ما را به مفهوم جنگ تغییر داد

آنان که بی‌تفاوت نبودند؛ روایت دانشجویان جهادگر از جنگ‌رمضان

در ابتدا با یک دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی مشهد گفت‌وگو کردیم، او اظهار کرد: قبل از اعزام، تصور می‌کردم اگر روزی قرار باشد به مردم کمک کنم، این کمک در قالب مشاوره حقوقی یا فعالیت‌های مرتبط با رشته‌ام خواهد بود. اما وقتی به مناطق آسیب‌دیده رسیدیم، اولین کاری که انجام دادیم تخلیه وسایل خانه‌ای بود که بخشی از آن تخریب شده بود. آنجا دیگر کسی از تو نمی‌پرسید چه رشته‌ای خوانده‌ای؛ مهم این بود که در صحنه حاضر باشی و آستین بالا بزنی.

وی ادامه داد: صادقانه بگویم، پیش از این، جنگ را بیشتر در قاب تلویزیون و گزارش‌های خبری دیده بودم و هرگز تصور نمی‌کردم ابعاد واقعی آن تا این اندازه تلخ و ویرانگر باشد. وقتی از نزدیک با خانواده‌هایی روبه‌رو شدم که کودکانشان روزها را با ترس و اضطراب سپری کرده بودند، عمق بحران را بهتر درک کردم. دیدن رنج غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، تجربه‌ای بود که نگاه مرا به مفهوم جنگ تغییر داد.

این دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، یادآور شد: یکی از لحظاتی که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، زمانی بود که همراه چند نفر دیگر مشغول پاکسازی خانه‌ای بودیم و صاحبخانه با وجود شرایط سخت، برایمان چای آورد و از ما تشکر کرد. همان‌جا فهمیدم کمک کردن، بیشتر از آنکه به تخصص وابسته باشد، به حس مسئولیت و همدلی نیاز دارد. آن تجربه به من آموخت که زندگی را نمی‌توان فقط از پشت میز و لابه‌لای کتاب‌ها شناخت. بعضی از درس‌ها را باید در کنار مردم و در دل دشواری‌ها آموخت؛ جایی که انسان بودن، مهم‌تر از عنوان و مدرک تحصیلی ماست.

در ادامه یکی دیگر از دانشجویان ارشد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی نیز به گفت‌وگوی ما اضافه شد و درباره روزهای جنگ به ما گفت: من در شهر مشهد ساکن هستم و در ایام جنگ من و جمعی از دوستانم با حضور در بیمارستان‌های مشهد به کادر درمان در مراقبت از مجروحان جنگ رمضان که به شهر مشهد منتقل شده بودند،کمک کردیم.

وی افزود: در طول جنگ، من به همراه خانواده به توزیع ارزاق و کالاهای مورد نیاز مردم در مساجد محلات و مناطق حاشیه شهر مشغول بودیم و تجربه جالب و منحصر بفردی از همدلی ایرانیان در این جنگ برای من به‌وجود آمد که ثابت کرد رفتار ما در مواقع بحران و خطر با رفتار دیگر ملت ها متفاوت است.

سپس یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در رشته پرستاری تحصیل می‌کند، در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: وقتی از مشهد راهی مناطق آسیب‌دیده شدیم، تصور می‌کردم آنچه در بیمارستان‌های آموزشی تجربه کرده‌ام، برای مدیریت شرایط کافی است. اما نخستین روزی که وارد محل اسکان اضطراری خانواده‌ها شدیم، متوجه شدم در بحران، درمان فقط تزریق دارو و پانسمان نیست. مادری را دیدم که فرزندش از نظر جسمی سالم بود اما از ترس اتفاقات اخیر، حتی حاضر نمی‌شد از آغوش او جدا شود.

وی یادآور شد: من هم مانند بسیاری از افراد، هیچ‌گاه از نزدیک با پیامدهای جنگ مواجه نشده بودم و تصور نمی‌کردم این میزان از رنج و اضطراب را بتوان در چهره مردم دید. مشاهده آسیب‌های روحی کودکان و نگرانی خانواده‌ها، برایم تکان‌دهنده بود. آنجا فهمیدم که در شرایط بحرانی، بازگرداندن حس امنیت و آرامش به مردم، به اندازه رسیدگی به آسیب‌های جسمی اهمیت دارد.

این پرستار جهادگر افزود: در دانشگاه درباره مراقبت‌های جسمی زیاد آموخته بودیم، اما آنجا فهمیدم گاهی یک پرستار باید شنونده، آرام‌بخش و حتی تکیه‌گاه روحی افراد باشد. بسیاری از مردم فقط نیاز داشتند کسی چند دقیقه کنارشان بنشیند و با آن‌ها همدلی کند. مردمی که در برابر حمله بی‌رحمانه دشمن سخت آسیب دیده بودند اما محکم‌تر از همیشه در مقابل آن‌ها ایستاده بودند. اگر بخواهم از چیزی نام ببرم که در هیچ کتابی پیدا نکردم، آن درک عمیق از کرامت انسانی در شرایط سخت است؛ اینکه گاهی حضور مؤثر و رفتار مهربان، به اندازه یک اقدام درمانی اهمیت دارد.

سپس یکی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در مقطع کارشناسی در مورد تجربیات میدانی خود در جنگ رمضان، به ایسنا گفت: اوایل جنگ تحمیلی، بسیاری از دانشجویان و دانش‌آموزان به صورت بسیجی در تأمین امنیت شهرها مشارکت داشتند. این افراد با وجود کلاس‌های درس در صبح، شب‌ها را به گشت‌زنی و برقراری امنیت در قالب ایست‌بازرسی‌های شهری اختصاص می‌دادند.

وی ادامه داد: فعالیت‌های جهادی در حوزه کمک به جنگ‌زدگان تقریباً بیست روز تا یک ماه پس از شروع جنگ آغاز شد. در بسیاری از مناطق شرق کشور، افراد به صورت خودجوش یا از طریق ثبت‌نام در یگان‌های نظامی، هلال احمر و خیریه‌ها به مناطق جنگ‌زده اعزام می‌شدند. من خودم در یکی از ارگان‌های نظامی ثبت‌نام کرده‌ام و آموزش‌های لازم را برای مواقع ضروری دیده بودم. جهاد سازندگی یکی از بخش‌های اصلی در آن ارگان به شمار می‌رفت و بسیجیان و نظامیان بر اساس کارآمدی، به مناطق جنگی اعزام می‌شدند.

این دانشجوی جهادگر با بیان اینکه بسیاری از نیروها در مراحل اولیه بر اساس تخصص‌شان جداسازی و به شهرهای تهران، شیراز و اصفهان فرستاده شدند، خاطرنشان کرد: در روز بیست و سوم جنگ تحمیلی یعنی اواسط جنگ به همراه گروهی به شهرهای جنگ‌زده اعزام شدم و در عملیات آواربرداری و کمک‌رسانی به مردم مشارکت داشتم. در جریان این مأموریت‌ها شاهد همبستگی‌های عمیق، غم‌ها، گریه‌ها و اتفاقات ناگواری بودم. قرار بود در یکی از جمعه‌ها، روایت‌هایی از جنگ برای افرادی که از این فضا دور بودند بازگو شود تا قدر همبستگی ملی را بیشتر بدانند.

قربانیان اصلی جنگ؛ مردمی که هیچ نقشی در آغاز آن نداشته‌اند

آنان که بی‌تفاوت نبودند؛ روایت دانشجویان جهادگر از جنگ‌رمضان

سپس دانشجوی دیگری در رشته علوم قرآن و حدیث از دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به مفهوم جنگ و تغییری که در این مدت چهل روزه در این مفهوم ایجاد شده بود، به ایسنا گفت: پیش از این، جنگ برای من مفهومی بود که بیشتر در کتاب‌های تاریخ و روایت‌های دیگران با آن آشنا شده بودم. اما دیدن خانه‌های آسیب‌دیده و کودکانی که آثار ترس در رفتار و نگاهشان پیدا بود، باعث شد معنای واقعی ناامنی و رنج انسانی را لمس کنم. هر بار که با خانواده‌ای صحبت می‌کردم، بیش از پیش متوجه می‌شدم که قربانیان اصلی جنگ، مردمی هستند که هیچ نقشی در آغاز آن نداشته‌اند.

وی خاطرنشان کرد: ما از همان ساعات نخست حضور در منطقه، در کنار بقیه مشغول بسته‌بندی اقلام ضروری، جابه‌جایی وسایل و کمک به خانواده‌هایی شدیم که درگیر سامان دادن به زندگی‌شان بودند. صحنه‌ای که هنوز در ذهنم مانده، همکاری بی‌وقفه آدم‌هایی بود که هیچ شناختی از یکدیگر نداشتند اما برای کمک به مردم کنار هم ایستاده بودند. آنجا فهمیدم بسیاری از ارزش‌هایی که درباره‌شان مطالعه می‌کنیم، زمانی معنا پیدا می‌کنند که در عمل تجربه شوند.

این دانشجوی جهادگر افزود: شاید مهم‌ترین درسی که از آن روزها گرفتم، این بود که خدمت به مردم شکل مشخصی ندارد. گاهی کمک کردن یعنی بلند کردن یک آجر، گاهی تقسیم کردن یک وعده غذا و گاهی فقط این پیام را منتقل کردن که در روزهای سخت، هیچ‌کس تنها نیست.

در ادامه یکی دیگر از دانشجویان مقطع ارشد علوم سیاسی در دانشگاه فردوسی مشهد، در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: من از روزهای ابتدایی جنگ در شهر خودم اهواز حضور داشتم و به علت نزدیکی به مکان اصابت ها، تجربه زیادی از متن حوادثی که در حین جنگ در شهر اهواز رخ داد، دارم از روزهای اول من و چندنفر از دوستان مشغول کمک‌رسانی به مردم مخصوصا مجروحین و جنگ‌زده‌ها شدیم و در امور امدادی به کادر درمان کمک می‌کردیم.

وی یادآور شد: خود من در حین گشت‌زنی شبانه در شهر اهواز پس از اصابت ترکش یک پهپاد منفجر شده از ناحیه دست مجروح شدم ولی همچنان در صحنه ماندم تا بقیه افراد کمک کنم. این تجربه به من شناختی با گوشت و پوست خودم از واقعیت جنگ داد و باعث شد تا آستانه تحملم بالا برود.

هرچند شهر مشهد در سایه حریم امن حضرت علی بن موسی‌الرضا(ع) از تجربه مستقیم جنگ رمضان دور ماند و مانند بسیاری از شهرها مورد هجوم بی رحمانه دشمن غاصب قرار نگرفت، اما مردم این شهر، به‌ویژه دانشجویان دانشگاه‌های مشهد، در جای‌جای کشور به اشکال مختلف در عرصه خدمت‌رسانی و فعالیت‌های جهادی حضور یافتند و کوشیدند مرهمی بر بخشی از آلام هم‌وطنان خود باشند.

آنچه در این گزارش روایت شد، تنها بخش کوچکی از تلاش‌های دانشجویانی است که بی‌هیاهو و فارغ از هر عنوان و جایگاهی، برای یاری رساندن به ملت سرافراز ایران قدم در میدان عمل گذاشتند و از روایت روزهای خدمت خود گفتند. بی‌تردید، سرمایه اصلی ایران در روزهای سخت، همین روحیه همدلی، مسئولیت‌پذیری و ایثار نسل جوان است؛ روحیه‌ای که امید به آینده را زنده نگه می‌دارد و نشان می‌دهد این سرزمین، تا زمانی که چنین جوانان غیور و وطن‌دوستی در کنار مردم خود ایستاده‌اند، از بسیاری از بحران‌ها و دشواری‌ها سربلند عبور خواهد کرد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها