ما دیگر با یک چالش اقتصادی معمولی روبرو نیستیم؛ بلکه با یک بحران ساختاری مواجهایم که در آن هنرمندان شهرهای مختلف، در حالی که جهان به سمت دیجیتالسازی حرکت میکند، در انزوای مطلق و رها شدهاند.
واقعیت تلخ برای فعالان صنایعدستی خراسان رضوی این است که قطع دسترسی چند ماهه به اینترنت، نه تنها یک اختلال فنی، بلکه ضربهای مهلک بر بازارهای صادراتی این استان وارد کرد. سفارشهای بینالمللی که روزگاری مایه افتخار و درآمدزایی برای کارگاههای فرتبافی، سوزندوزی و نمدبافی در شهرستانها بود، به دلیل این گسست، ناگهان قطع شد و هنرمندان را در تنهایی مطلق رها کرد؛ اما این تنها سرآمدی کوه یخ بود.
زیر این سطح، بنبستهای عمیقتری نهفته است که معیشت دهها هزار خانوار هنرمند در خراسان را تهدید میکند. تورم مواد اولیه که قیمت نخ و دیگر مواد مورد نیاز را دگرگون کرده، سرمایهگذاران و استادکاران را در دامی گیر انداخته که در آن، هر تصمیمی برای تولید، به ضرر قطعی منجر میشود. تسهیلات بانکی، به جای آنکه نبض تولید را در کارگاههای کوچک خراسان زنده نگه دارند، به ابزاری برای افزایش بدهیها و جریمهها تبدیل شدهاند. هزینههای سرسامآور نمایشگاهها، اجاره کارگاهها و بیمههای ناعادلانه نیروی کار، چرخه تولید را در روستاها و شهرهای کوچک متوقف کرده است.
سقوط آزاد صنایعدستی؛ از تورم لجامگسخته تا بنبست صادراتی
فعالان این حوزه معتقدند ترکیب تورم کمرشکن مواد اولیه، قطع چند ماهه دسترسی به بازارهای دیجیتال و فقدان حمایتهای ساختاری، هنرمندان را به سمتی رانده که نه تنها تولید برایشان صرفه اقتصادی ندارد، بلکه امنیت شغلی و معیشتی آنها نیز به کلی از بین رفته است.
مدیرعامل یکی از شرکتهای صنایع دستی با ترسیم وضعیتی بحرانی، نسبت به آینده هنرهای صنایعدستی هشدار داد و گفت: فشارهای تورمی سال گذشته، دسترسی به مواد اولیه را به کابوسی برای کارگاههای تولیدی تبدیل کرده و بسیاری از آنها را به تعطیلی کشانده است.
اکرم علیزاده، با انتقاد از وضعیت دسترسی به بازارها، گفت: محدودیتهای اینترنتی چند ماهه عملاً مسیر فروش هنرمندان را مسدود کرد. از سوی دیگر، جهش قیمت مواد اولیه به قدری است که حتی پذیرش سفارشهای قبلی نیز امکانپذیر نیست؛ چرا که هزینههای تولید با قیمتهای پیشین همخوانی ندارد.

وی در ادامه به وضعیت حمایتهای اجتماعی از هنرمندان اشاره و اظهار کرد: هنرمندان پس از عمری فعالیت، فاقد حداقلهای بیمهای هستند. این یعنی دوران بازنشستگی برای این قشر، به معنای فرار سیدن مشکلات جدی است؛ چرا که تمام اندوخته خود را باید صرف هزینههای درمانی کنند.
این فعال حوزه صنایعدستی با انتقاد از سیاستهای برگزاری نمایشگاهها خاطرنشان کرد: در حالی که نمایشگاههای دائمی در شهرستانها عملاً تعطیل شدهاند، برای حضور در نمایشگاههای پایتخت نیز باید هزینههای نجومی متری ۳۰ میلیون تومان پرداخت کنیم. این مبالغ با وضعیت فعلی بازار فروش، به هیچ وجه بازگشت سرمایه ندارد و عملاً حضور در این نمایشگاهها را غیرممکن کرده است.
علیزاده با گلایه از عدم حمایت میراث فرهنگی در تسهیل صادرات، تأکید کرد: ما بازارهای حوزه خلیج فارس را از دست دادهایم. اگر مسئولان میراث فرهنگی با کشورهای همسایه مانند عراق، افغانستان و ارمنستان و برخی دیگر قراردادهای صادراتی هدفمند منعقد کنند، میتوانیم محصولات هر منطقه را با هزینههای متعارف صادر کنیم. در غیر این صورت، با توجه به فضای بازار داخلی و بدعهدیهای گسترده در وصول مطالبات تجاری، چشماندازی برای بقای این هنرها باقی نمیماند.
این شرایط نشان میدهد که صنایعدستی بدون ورود دولت و تغییر در ساختارهای حمایتی، در معرض خطر فراموشی و تعطیلی کارگاههای هنری قرار گرفته است.
فعالان حوزه صنایعدستی در حالی روزهای سختی را سپری میکنند که لغو ناگهانی بازارهای صادراتی و فقدان سرمایه در گردش کافی، تولیدکنندگان را در آستانه تعطیلی کامل قرار داده است. به نظر میرسد فقدان برنامهریزی مدون برای حمایت از این بخش، هنرمندان را با چالشهای جدی معیشتی و شغلی مواجه کرده است.
یک فعال حوزه سفال، سرامیک و طراحی داخلی، با تشریح وضعیت بغرنج تولیدکنندگان صنایعدستی، اظهار کرد: صادرات، همواره موتور محرک معرفی برند و توسعه کسبوکارهای ما بوده است؛ اما متأسفانه در شرایط کنونی، تمام بازارهای خارجی لغو شده و حجم عظیمی از کارهای تولیدی در حال برگشت خوردن است.

زهرا ابافتح، با تأکید بر نبود بازار جایگزین، خاطرنشان کرد: در حال حاضر، هیچ بازار قابل اتکایی برای فروش محصولات داخلی وجود ندارد. ما نیازمند تزریق سرمایه در گردش هستیم تا بتوانیم چرخ تولید را مجدداً به حرکت درآوریم. شرایط فعلی به هیچ وجه برای هنرمندان صنایعدستی مساعد نیست.
این فعال صنایع دستی در ادامه به مشکلات تأمین مالی اشاره و اظهار کرد: وامهای سرمایه در گردش با سودهای بسیار بالا ارائه میشوند که عملاً بازپرداخت آنها برای تولیدکنندگان غیرممکن است. در برخی موارد نیز، فرآیند دریافت تسهیلات آنقدر طولانی است که تا زمان رسیدن نوبت، بسیاری از کسبوکارها از بین رفتهاند.
هنر بازیافتی در محاصره
در شرایطی که خلاقیت و نوآوری در استفاده از مواد بازیافتی میتواند راهگشای بسیاری از چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی باشد، فعالان این عرصه در خراسان با موانع و محدودیتهایی دست و پنجه نرم میکنند. فعالان این حوزه، خواستار حمایتهای جدی برای معرفی و عرضه این دست از محصولات در بازارهای جهانی هستند.
یکی از فعالان نوپای حوزه صنایعدستی که با استفاده از مواد بازیافتی، تابلوهای سهبعدی به سبک کلاژ تولید میکند، با اشاره به مشکلات جدی در فروش محصولات خود، گفت: با وجود تولیدات قابل توجه، ما در فروش، به ویژه پس از قطع سراسری اینترنت با چالشهای اساسی روبرو شدهایم.
وکیلی افزود: پیش از این، سفارشهای متعددی از سراسر دنیا دریافت کرده بودیم که با آغاز قطعی اینترنت، فرآیند ارسال و ارتباط با مشتریان با مشکلات جدی مواجه شد و عملاً ارتباطات تجاری ما مسدود شد.
این هنرمند با تأکید بر بدیع بودن کار خود، خواستار حمایتهای لازم برای حضور در بازارهای بینالمللی شد و گفت: این سبک از کار، بسیار نوآورانه است و ما توانایی عرضه آن در بازارهای جهانی را به صورت انفرادی نداریم. نیازمند مساعدت نهادهای مسئول هستیم تا بتوانیم تولیدات خلاقانه خود را به نمایش بگذاریم و بازارهای جدیدی را برای آن بیابیم.
بحران نخ و نمایشگاه
فعالان حوزه صنایع دستی، به ویژه در بخش فرت بافی، با افزایش سرسامآور قیمت مواد اولیه و نبود بازار فروش پایدار، در آستانه توقف کامل تولید قرار گرفتهاند. به گفته فعالان این عرصه، وامهای کمبهره نیز کفاف هزینههای سرسامآور خرید مواد اولیه را نمیدهد و این چرخه معیوب، هنرمندان را در تنگنایی بیسابقه قرار داده است.
یکی از فعالان صنعت فرت بافی، با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت موجود، اعلام کرد: افزایش قیمت مواد اولیه، به ویژه نخ، تولید را برای ما غیرممکن کرده است. در حال حاضر، نمیدانیم محصولات تولیدی خود را با چه قیمتی عرضه کنیم که هم هزینههای اولیه جبران شود و هم امکان خرید مجدد مواد اولیه فراهم گردد.

فهیمه پردل، با اشاره به مشکل جدی سرمایه در گردش، توضیح داد: با وجود دریافت تسهیلات ۱۵۰ میلیون تومانی، این مبلغ به سرعت صرف خرید مواد اولیه میشود. هر غلتک نخ بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان هزینه دارد و ما هر دو تا سه ماه نیازمند تهیه آن هستیم. از سوی دیگر، نبود بازار فروش پایدار، بازگشت سرمایه و تداوم چرخه تولید را مختل کرده و عملاً ما را متوقف ساخته است.
پردل همچنین به هزینههای بالای شرکت در نمایشگاهها اشاره و اظهار کرد: ما بازار فروش ثابتی نداریم و هزینههای نمایشگاهها نیز سرسامآور است. پرسش اینجاست که چقدر بر قیمت تولیدات بیفزاییم تا هم هزینههای مواد اولیه و غرفه تأمین شود، هم سودی حاصل گردد و هم قدرت خرید مردم حفظ شود؟
وی ادامه داد: ما محصول خوب را در بازاری نامناسب عرضه میکنیم. در شهرهای بزرگ، هزینههای حضور در نمایشگاهها بسیار بالاست و فروش نیز توان جبران این هزینهها را ندارد و از سوی دیگر، در شهرهای کوچک، با وجود هزینه پایینتر نمایشگاه، مردم توان خرید ندارند.
این فعال صنعت فرتبافی افزود: در حال حاضر ۱۰ نفر با من همکاری میکنند، اما با این مشکلات جدی، ادامه فعالیت بسیار دشوار شده است.
قراردادهای زیانده، تولید را به بنبست رساند
همچنین یک فعال دیگر در حوزه فرتبافی، از آموزش بیش از ۵۰۰ نفر در این رشته خبر داد و گفت: از این میان، حدود ۱۰۰ نفر اکنون در این حرفه مشغول به کار هستند، اما تورم و افزایش مداوم هزینهها، ادامه فعالیت را با دشواری جدی روبهرو کرده است.
اعظم ناصری، خاطرنشان کرد: فعالان این حوزه ابتدا برای تولید و تحویل کالا قرارداد منعقد میکنند، اما تا زمان آمادهسازی و تحویل محصول، آنقدر قیمت مواد اولیه و هزینههای جانبی افزایش مییابد که پروژه عملاً زیانده میشود.
وی تأکید کرد: در تولید مشکلی نداریم و دو کارگاه زیرمجموعه نیز فعال هستند، اما در شرایط فعلی بازخورد مناسبی دریافت نمیکنیم و ادامه کار برای ما صرفه اقتصادی ندارد.
ناصری با اشاره به فشار سنگین تورم بر صنایع دستی، خواستار حمایت جدیتر از تولیدکنندگان این حوزه شد؛ حمایتی که به گفته او میتواند مانع از توقف چرخه آموزش، تولید و اشتغال در فرتبافی شود.
نجات هنر چوب از گرداب تورم
یک هنرمند کارگاه نجاری، درودگری و خراطی هم با وجود داشتن بازار و سفارشهای خوب، از قطع فروش و ناتوانی مردم در خرید گله میکند. او در حالی که نیازمند سرمایه در گردش برای پاسخگویی به سفارشها و همچنین جذب نیرو است، با افزایش چشمگیر هزینههای بیمه و دستمزد کارگران و همچنین تأخیر در پرداخت مطالبات از سوی خریداران، خود را در دوراهی تولید و توقف فعالیت میبیند.
زهرا جمشیدی که در زمینه نجاری، درودگری و خراطی فعالیت میکند، با اشاره به سابقه خوب فروش محصولات منحصر به فرد خود، از قطع ناگهانی بازار و کاهش قدرت خرید مردم گلایه کرد.
وی که شخصاً برای یافتن بازار به سایر استانها سفر کرده و سفارشهای خوبی نیز دریافت کرده است، با چالشی جدی در زمینه تأمین سرمایه در گردش مواجه است.

جمشیدی در این باره توضیح داد: برای اینکه بتوانم سفارشها را به موقع تحویل دهم، نیاز به جذب نیرو دارم؛ اما هزینه بیمه افزایش یافته و دستمزد کارگران نیز از حدود ۵۰۰ هزار تومان به کمتر از دو میلیون تومان رسیده است. این افزایش هزینهها، مزایای کار ما را نیز به چالشی جدی تبدیل کرده است.
وی با اشاره به مشکلات پرداخت مطالبات از سوی خریداران در استانهای دیگر، اظهار کرد: خریداران که پیش از این هزینهها را حداکثر ظرف ۱۰ روز پرداخت میکردند، اکنون پس از گذشت چند ماه هنوز قادر به تسویه حساب نیستند. از طرف دیگر، ما نیز به دلیل هزینههای بالای تولید، توان تولید انبوه برای پاسخگویی به تقاضا را نداریم.
این فعال حوزه صنایعدستی همچنین به افزایش سه برابری اجاره کارگاه اشاره کرد و این هزینه را برای فضای کوچک فعلی، بسیار گزاف دانست و ابراز امیدواری کرد: با رفع موانع اقتصادی، بتواند بار دیگر چرخه تولید را با قدرت ادامه دهد و پاسخگوی خریداران و هنردوستان باشد.
سوزندوزی در بنبست بیمه و مواد اولیه
افزایش سرسامآور هزینههای بیمه و مواد اولیه، فعالان مشاغل خانگی در حوزه سوزندوزی، تابلو فرش و گلیم را هم در آستانه تعطیلی قرار داده است.
زنده جانی، پشتیبان مشاغل خانگی در رشته سوزن دوزی تابلو فرش و گلیم، از افزایش دو برابری حق بیمه بافندگان و ناتوانی در پرداخت آن خبر داد و اعلام کرد: با وجود داشتن سفارش و دریافت پیشپرداخت، مشتریان از تحویل کالا و تسویه حساب نهایی خودداری میکنند که این امر منجر به بیکار شدن دهها هنرمند شده است.
وی که از فعالان حوزه مشاغل خانگی در رشتههای سوزندوزی، تابلو فرش و گلیم است، با ابراز نگرانی از وضعیت موجود، گفت: هزینههای بیمه نیروها به شدت افزایش یافته است. در گذشته، برای ۶ بافنده، هر سه ماه حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار تومان حق بیمه پرداخت میکردیم، اما اکنون این مبلغ برای هرکدام به ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
زنده جانی با اشاره به ناتوانی در پرداخت این هزینه، افزود: عملاً دیگر توان پرداخت بیمه نیروها را نداریم. برخی از این بافندگان ۱۴ سال سابقه بیمه دارند و خودشان نیز قادر به پرداخت این هزینه گزاف نیستند. این وضعیت به خصوص با افزایش همزمان هزینه مواد اولیه ما را مجبور به تعطیلی رسمی کرده است.
وی همچنین از مشکل عدم تحویل کالا توسط مشتریان خبر داد و گفت: سفارش قبول کردهایم و حتی ۳۰ درصد مبلغ را نیز به عنوان پیشپرداخت دریافت کردهایم؛ اما اکنون مشتریان از تحویل کالا و پرداخت مابقی مبلغ خودداری میکنند. این وضعیت باعث شده تا ما نتوانیم هزینههای تولید را جبران کنیم.
این فعال حوزه صنایعدستی با تأکید بر بیکار شدن دهها هنرمند، خاطرنشان کرد: در مجموع ۸۰ نفر در حوزه سوزندوزی با ما همکاری داشتند که اکنون همه آنها بیکار شدهاند. این تعطیلی نه تنها زندگی این افراد را تحت تأثیر قرار داده، بلکه هنر و میراث فرهنگی ما را نیز در معرض نابودی قرار داده است.
زنده جانی خواستار حمایت مسئولان برای رفع این مشکلات شد تا بتواند چرخ تولید را دوباره به حرکت درآورد و از بیکاری بیشتر هنرمندان جلوگیری کند.
فعالان صنایعدستی زیر فشار اجاره، بیمه و مواد اولیه؛ کارگاهها از شهر به روستا کوچ کردند
در حالی که صنایعدستی کاشمر یکی از ظرفیتهای شاخص خراسان رضوی به شمار میرود، فعالان این حوزه این روزها با موجی از مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند؛ مشکلاتی که از افزایش اجارهبها و هزینه مواد اولیه تا بیمه هنرمندان را دربر گرفته و حتی برخی کارگاهها را مجبور به ترک شهر و انتقال به روستاها کرده است.
رئیس میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان کاشمر در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به جایگاه این شهرستان در میان شهرهای فعال خراسان رضوی در حوزه صنایعدستی گفت: کاشمر پس از نیشابور و تربتحیدریه، سومین شهر استان در این بخش به شمار میرود و در رشتههایی چون بافتهای سنتی، فرتبافی، صنعت چوب و خراطی، سنگهای قیمتی و زیورآلات سنتی، فعالیت قابل توجهی دارد.
وی با بیان اینکه ۶۰۰ نفر در شهرستان کاشمر در حوزه فرت فعالیت دارند، افزود: سال گذشته بیش از ۱۱۷ پروانه تولید انفرادی در شهرستان صادر شد و در مجموع نیز ۸۵۰ پروانه تولید انفرادی و ۱۲ پروانه تولید کارگاهی در کاشمر وجود دارد.
محمدیان با اشاره به برخی از مهمترین دغدغههای هنرمندان صنایعدستی تصریح کرد: افزایش اجارهبها موجب شده چند کارگاه به روستاها منتقل شوند. به گفته او، تأمین مواد اولیه و بیمه هنرمندان نیز از اصلیترین مشکلات فعالان این حوزه است؛ چالشهایی که ادامه فعالیت بسیاری از تولیدکنندگان صنایعدستی را با دشواری جدی روبهرو کرده است.
صنایعدستی خراسان رضوی دیگر نیازمند حمایتهای نمایشی نیست. این صنعت در معرض خطر جدی است و تنها یک نجات دهنده واقعی میتواند آن را از پرتگاه رها کند و آن تغییر بنیادین در سیاستهای کلان است. این تغییر شامل بازگشت دسترسی دائم به اینترنت، ایجاد قراردادهای صادراتی مستقیم با کشورهای همسایه، حذف یا تعدیل شدید هزینههای جانبی (بیمه، اجاره، نمایشگاه) و تزریق سرمایه در گردش بدون بهره برای هنرمندان است. در غیر این صورت، آنچه امروز با عنوان خطر توصیف میکنیم، تنها یک پیشدرآمد است؛ پیشدرآمدی بر محو هویت هنری و اقتصادی یکی از غنیترین استانهای ایران از حافظه جمعی و بازارهای جهانی.
انتهای پیام
