حجتالاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو، استاد حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه یک یادداشتی با عنوان «بازخوانی سیره اجتماعی پیامبر اکرم (ص) و الگویِ ساختار جامعه» را در اختیار ایسنا قرار داده است که متن آن از نظر میگذرد:
از آشفتگی قبیلهگرایی تا نظم جهانی
پیش از ظهور اسلام، ساختار اجتماعی شبهجزیره عربستان، بر پایه «ارادههای تکهتکه» و «ارزشهای قبیلهای» بنا شده بود که قرآن از آن به جامعه جاهلی یاد نموده است؛ علاوه بر این در آن دوران، فردیت معنایی نداشت و امنیت انسان تنها در گرو قدرت قبیله خود بود؛ سیستمی که در آن «عدالت» به معنای «حمایت از همقبیلهای، حتی اگر خطا کرده باشد» تفسیر میشد و ظهور پیامبر اکرم(ص) تنها یک تحول اعتقادی نبود، بلکه یک «انقلاب ساختاری در زیست جمعی» بود و حضرت مفهوم «امت» را جایگزین «قبیله» کرد و «عدالت» را جایگزین «قدرت» کرد. این نوشتار بر آن است تا ابعاد مختلف این مهندسی اجتماعی را در محورهای بنیادین بررسی کند.
گذار از «خونخواهی» به «قانونگرایی» (تأسیس عدالت اجتماعی)
نخستین و بزرگترین قدم پیامبر(ص) در مسیر ساختن یک جامعه سالم، از بین بردن «قانون جنگل» بود؛ در جامعه پیش از اسلام، حق و باطل با زور و قدرت شمشیر تعیین میشد و پیامبر(ص) با استقرار اصل «حاکمیت قانون»، پارادایم رفتاری جامعه را تغییر داد و روش خون ریزی و انتقام و غارت را در جامعه جاهلی از بین برد، در سیره اجتماعی حضرت، عدالت یک مفهوم انتزاعی نبود، بلکه یک «رابطهی حقوقی» بود.
پیامبر(ص) آموختند که هیچکس، حتی نزدیکترین بستگان، فراتر از قانون نیست و این یعنی گذار از «عدالت قبیلهای» (که تبعیضآمیز بود) به «عدالت جهانی» (که همهشمول بود). این گذار، بنیان اعتماد را در جامعه ایجاد کرد؛ زمانی که مردم بدانند حق آنها در برابر قدرت، تضمین شده است، فساد ساختاری کاهش مییابد و امنیت اجتماعی نه از طریق ترس، بلکه از طریق احترام به قانون برقرار میشود.
از «نژادپرستی» به «برابری انسانی» (بازتعریف هویت)
بزرگترین بحران اجتماعی جهان باستان، «طبقاتی بودن» و «نژادپرستی» بود، پیامبر(ص) با معرفی مفهوم «تقوا» به عنوان تنها معیار برتری، ساختار طبقاتی را از ریشه ویران کردند و حضرت با پیوند دادن ارزش انسان به «عملکرد اخلاقی» به جای «نسب و نژاد»، هویت جدیدی برای بشریت خلق کردند. در سیره اجتماعی ایشان، شاهد هستیم که چگونه رنگ، نژاد و جایگاه اقتصادی، از ارزش بنیادین فرد کاسته شد و این یک انقلاب روانشناختی در سطحِ جامعه بود؛ زیرا به افراد حاشیهنشین و مستضعف، «هویت و عزت» بخشید و به صاحبان قدرت، «تواضع و مسئولیت» آموخت و جامعهای که بر پایه برابری ساخته میشود، جامعهای است که در آن «انگیزه» بر پایه «توانمندی» است، نه بر پایه «میراث» و این الگو، امروزه در مدیریت تنوع در سازمانهای مدرن، به عنوان کلیدی برای پیشرفت، بازخوانی میشود.
بازسازی پیوندهای انسانی (از تفرقه به همبستگی)
جامعه پیش از اسلام، جامعهای «متکثر اما متشتت» بود؛ گروههایی که در تضاد دائمی با یکدیگر زندگی میکردند، پیامبر(ص) با ایجاد پیوند «اخوت» (برادری)، ساختار پیوندهای اجتماعی را بازطراحی کردند و حضرت نشان دادند که پیوند «ایدهآل و ارزشها» میتواند قدرتمندتر از پیوند «خون و نسب» باشد و این پیوند جدید، باعث شد که جامعه از حالت «رقابت مخرب» به سمت «همکاری سازنده» حرکت کند. سیره اجتماعی ایشان، مدیریت تفاوتها را میآموزد؛ ایشان نه تفاوتها را از بین بردند، بلکه آنها را در یک چارچوب «هدف مشترک» منسجم کردند و در دنیای امروز که تفاوتهای فرهنگی و مذهبی منجر به درگیریهای جهانی شده است، الگوی پیامبر (ص) در ایجاد «میثاقهای اجتماعی» برای همزیستی مسالمتآمیز، یک ضرورت حیاتی است.
بازتعریف اقتصاد جامعه (عدالت در توزیع و مبارزه با انباشت)
یک جامعه بدون «امنیت اقتصادی»، هرگز به ثبات اجتماعی نمیرسد. پیامبر (ص) با نگاهی استراتژیک به اقتصاد، از تبدیل شدن ثروت به ابزار «استثمار» جلوگیری کردند. حضرت با معرفیِ مفاهیمی چون «زکات»، «صدقات» و مبارزه با «ربا»، چرخه گردش سرمایه را تغییر دادند.
در سیره اجتماعی رسول خدا(ص)، هدف، تنها «کاهش فقر» نبود، بلکه هدف، «جلوگیری از تمرکز قدرت در دست اقلیت» بود. ایشان آموختند که ثروت باید در جریان باشد تا جامعه زنده بماند. این نگاه، تفاوت بنیادین مدل ایشان با مدلهای «سرمایهداری بیرحم» یا «اشتراکیت خشک» است؛ آن جناب بر «اقتصاد مبتنی بر اخلاق» تاکید داشتند. جامعهای که در آن، توزیع عادلانه ثروت وجود داشته باشد، جامعهای است که در آن «جنگ طبقاتی» فروکش میکند و «آرامش اجتماعی» جایگزین «جنگ اقتصادی» میشود.
جایگاه زن و آموزش (توسعه سرمایههای انسانی)
جامعهای که نیمی از ظرفیتهای خود (زنان) را نادیده بگیرد یا به عنوان ابزار مصرف، بنگرد، جامعهای است که محکوم به ضعف است. پیامبر (ص) با بازگرداندن «کرامت و حق انتخاب» به زنان، یکی از مهمترین ستونهای توسعهی اجتماعی را بنا کردند.
حضرت نه تنها حقوق مدنی و اقتصادیِ زنان را به رسمیت شناختند، بلکه «آموزش» را به عنوان یک حق عمومی برای همه (اعم از زن و مرد) مطرح کردند. سیره اجتماعی ایشان نشان میدهد که توسعهی واقعی، از طریق «افزایش سطح دانش» و «ارتقای جایگاه انسانی همه اعضا» حاصل میشود. این یعنی گذار از جامعهای که بر پایه «جهل و سلطه» است، به جامعهای که بر پایه «دانش و مشارکت» بنا شده است.
مدیریت تعامل با «دیگری» (مدل همزیستی با غیرهمفکر)
یکی از ملموسترین جلوههای سیره اجتماعی پیامبر (ص)، در نحوه برخورد با گروههای غیرمسلمان و مخالفان مشهود است. ایشان از طریق «میثاقها» (مانند میثاق مدینه)، ساختاری را ایجاد کردند که در آن، حق اقلیتها تضمین شده بود. این یعنی آن حضرت برخلاف نگاههای انحصارطلبانه، به دنبال «یکسانسازی اجباری» نبودند، بلکه به دنبال «نظم مبتنی بر احترام» بودند. ایشان نشان دادند که میتوان با کسی که در عقیده با شما متفاوت است، «هموطن»، «همسفره» و «هممیثاق» بود. این مدل مدیریت تنوع، راهکاری است برای جلوگیری از «بحران همزیستی» در جوامع چندفرهنگی امروز.
میراث پیامبر (ص)؛ از تاریخ به آینده
سیره اجتماعی پیامبر اکرم (ص)، یک روایت صرف از گذشتگان نیست، بلکه یک «نقشه راه برای مدیریتِ تمدن» است. حضرت نشان دادند که برای ساختن یک جامعه پایدار، باید چهار رکن قانونگرایی (جایگزین زور)، برابری (جایگزین نژادپرستی)، عدالت توزیعی (جایگزین انباشت ثروت) و آموزش و کرامت (جایگزین جهل و سلطه) را همزمان فعال کرد.
جامعهای که بر پایه این اصول بنا شود، جامعهای است که نه تنها در برابر بحرانها «تابآور» است، بلکه میتواند به عنوان یک «مرکز تمدن» برای بشریت عمل کند. درس بزرگ ایشان برای جهان معاصر این است: «توسعه، نه تنها در تکنولوژی، بلکه در اصلاح ساختارهای اخلاقی و انسانی نهفته است.»
انتهای پیام

