این در حالی است که دانشگاهها در مسیر تحقق این هدف با چالشهای متعددی روبهرو هستند. از یک سو، برخی اعضای هیئت علمی معتقدند غلبه نگاه کمی، بروکراسیهای پیچیده و الزامات اداریِ ارتقا، فرصت پرداختن به پژوهشهای عمیق و مسئلهمحور را کاهش داده است. از سوی دیگر، دانشجویان و فعالان حوزه آموزش عالی بر این باورند که بخشی از فضای دانشگاهی همچنان فاصله محسوسی با نیازهای واقعی جامعه و بازار کار دارد و نتوانسته است پیوندی مؤثر میان دانش نظری و مسائل عینی برقرار کند.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که توانمندسازی واقعی اعضای هیئت علمی چگونه محقق میشود؟ آیا برگزاری کارگاههای آموزشی و افزایش تولیدات پژوهشی کافی است یا دانشگاهها برای ایفای نقش مؤثرتر در حل مسائل جامعه، نیازمند بازنگری در ساختارها، سیاستها و شیوههای ارتباط با محیط پیرامون خود هستند؟ ایسنا در گفتوگو با جمعی از اساتید و مدیران دانشگاهی به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است.
پیوند دانشگاه با جامعه، توانمندسازی اساتید را اثربخش میکند

حسین باغگلی -عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد- در گفتوگو با ایسنا با اشاره به لزوم نقشآفرینی عینیتر دانشگاه در پیچیدگیهای جامعه، اظهار کرد: امروزه موضوع توانمندسازی اساتید، با توجه به شتاب فزاینده تعاملات علمی و فناوری و همچنین تغییر نیازهای جامعه، به یکی از چالشهای اصلی نظام آموزش عالی تبدیل شده است. بحث توانمندسازی در ذیل مجموعه «آموزش بزرگسالان» قرار میگیرد. این مفهوم به ما میگوید هر فرد در هر موقعیت، جایگاه و سطح تحصیلاتی که باشد، به دلیل سرعت بالا تحولات در حوزههای علمی و فناوری، نیازمند بهروزرسانی مستمر است. استاد دانشگاه نیز از این قاعده مستثنا نیست و باید خود را برای تحولات روز آماده کند.
وی با اشاره به اینکه این ضرورت در جامعه ایران ابعاد مضاعفی پیدا کرده است، افزود: جامعه ما با پیچیدگیهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ویژهای روبرو است. ما در منطقهای خاص قرار داریم و با دشمنانی مواجه هستیم که چالشهای فیزیکی و واقعی را برایمان ایجاد کردهاند. در چنین شرایطی، دانشگاهها باید بتوانند نقشآفرینی عملیتر، عینیتر و موثرتری داشته باشند؛ زیرا بسیاری از نیازهای امروز ما دیگر از جنس وارداتی نیستند.
عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به فشارهای تصاعدی وارده بر کشور، اظهار کرد: ما در حال حاضر در نظام دانشگاهی هنوز در موقعیت حساسی هستیم که به درستی آن را درک نکردهایم. موضوع وجود دشمن، محدودیتها و فشارهای خارجی، فراتر از یک جناح یا بخش خاص است؛ این یک رویارویی فیزیکی و جنگ تمامعیار است که امروز تقریبا تمامی اساتید دانشگاه را به این باور رسانده که در سالهای گذشته، میان آنها و نسلی که به عنوان دانشجو تربیت کردهاند، فاصله زیادی ایجاد شده است.
باغگلی با بیان اینکه اولین مسئله برای توانمندسازی اساتید، شناخت دقیق مسائل میدان و جامعه است، تصریح کرد: بسیاری از اساتید با محصور کردن خود در فضاهای نظری، از مسائل واقعی دور ماندهاند. لذا اولین گام، درک عمیق مسائل رشتهای در بطن جامعه و گام دوم، تسلط بر سرمایههای فرهنگی و تمدنی خودمان است. متاسفانه نظام دانشگاهی، اساتید را به سمتی سوق داده که صرفا محتواهایی «برونمرزیپسند» برای مجلات بینالمللی تولید کنند؛ موضوعاتی که لزوما مسئله امروز جامعه ما نبوده است. توجه به سرمایههای فرهنگی، دومین گام اساسی است.
وی ادامه داد: مسئله سوم، بخشیدن جرأت به اساتید است تا بتوانند ایدههای عملی برای تحول در موقعیتهای اجتماعی ارائه دهند. این تحول نباید در لایه دانشگاه باقی بماند، بلکه باید مابهازای اجتماعی داشته باشد. برای رسیدن به این مقصود، باید در مدل نظام اقتصادی تحولی رخ دهد؛ بخشی از بودجه های دانشگاه باید در اختیار بخشهای اجرایی و صنعتی قرار گیرد تا صرفا جهت بهرهگیری از خدمات دانشگاه صرف شود. از سوی دیگر، دانشگاه باید با نزدیک شدن به بخشهای عملیاتی، منابع خود را جذب کند.
عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه تحول زمانی رخ میدهد که تامین منابع دانشگاه به موقعیتهای واقعی میدان گره بخورد، گفت: در آن صورت دانشگاه خواستههای واقعی جامعه را درک کرده و برای آنها راه حل منطقی مییابد. اگر نتوانیم چنین فضای پویایی را ایجاد کنیم، آموزشهای ساده کافی نخواهد بود؛ چرا که توانمندسازی واقعی باید در یک «بستر واقعی» اتفاق بیفتد.
باغگلی با اشاره به اینکه دانشجویان بر مبنای انگیزهای قوی و معنادار به سمت دانشگاه حرکت نکردهاند، بیان کرد: مدل انتخاب رشته ما اصلا مبنادار نیست. نظام آموزشی پیش از دانشگاه، بچهها را مسئلهمحور بار نیاورده و ویژگیهایی مانند کنجکاوی و پرسشگری در آنها نهادینه نشده است. وقتی وارد دانشگاه میشوند، انتخاب رشتهشان بر اساس ایدههای تحمیلی جامعه بوده است؛ لذا درصد بسیار کمی با اشتیاق در جای درست نشستهاند و تعداد زیادی در موقعیتهایی هستند که جزو اولویتهای اولشان نبوده است.
وی با اشاره به اینکه دانشگاهها از نظام آموزشی خارج شده و نظام پژوهشی قدرت بیشتری گرفته است، خاطرنشان کرد: به طوری که اساتید بخش قابل توجهی از هویت حرفهای خود را به جای فعالیتهای آموزشی، در فعالیتهای پژوهشی تعریف میکنند. در نتیجه، آن هیجان اساتید برای ارائه یک خدمت آموزشی متفاوت و باکیفیت، از دست رفته و فضا دیگر چندان جذاب نیست.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تاثیر نظامهای بروکراسی برمسیر ارتقاء اساتید، اضافه کرد: این سیستم خلاقیت و هیجان اساتید را سرکوب میکند. حتی در ارزیابی اساتید توسط دانشجویان، ملاکها تغییر کرده و دانشجو زمانی حس مثبت دارد که استاد سختگیری کمتری داشته باشد. این مسائل باعث شده فعالیتهای دانشگاه به فضایی روتین تبدیل شود و دانشجویان احساس کنند فقط مدرک به آنها هویت میدهد.
باغگلی با اشاره به اینکه ما به یک مدل «تنظیمگرانه» احتیاج داریم، گفت: حکمران باید مدلی را طراحی کند که در آن، وابستگی حوزه صنعت و جامعه به دانشگاه و متقابلا وابستگی دانشگاه به صنعت و جامعه، به صورت طبیعی و ملموس افزایش یابد. در حال حاضر این وابستگی وجود ندارد؛ میدان کار مسیر خودش را میرود و دانشگاه نیز راه خودش را میرود. وقتی با اهالی صنعت صحبت میکنیم، باورشان این است که دانشگاهیها درک دقیقی از واقعیتهای زندگی و بازار ندارند.
وی اضافه کرد: این مشکل با سخنرانی و بخشنامههای مسئولان حل نمیشود؛ این گره زمانی باز میشود که یک نظام ارتباطی منطقی و «ضرورت ارتباط» فراهم شود. تا زمانی که حیات دانشگاه به حل مسائل جامعه گره نخورد و جامعه نیز برای پیشرفت خود نیازی به دانش دانشگاهی حس نکند، این ارتباط برقرار نمیشود.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه این دانشگاه مسئله ارتباط با جامعه را به عنوان یک اولویت در نظر گرفته است، اظهار کرد: دانشگاه فردوسی سعی کرده با روانسازی ساختارهای خود، بستری برای تعامل اساتید با جامعه فراهم کند. در سطوح بالا دانشگاه، تعاملات گسترده و تفاهمنامههای متنوعی با بخشهای عملیاتی جامعه منعقد شده که در بسیاری از موارد به قراردادهای عملیاتی تبدیل شدهاند.
وی ادامه داد: دانشگاه فردوسی تلاش کرده بخش فناوری خود را که سرویس مستقیمتری به جامعه میدهد، فعالتر کند؛ راهاندازی «پارک علم و فناوری» در داخل دانشگاه در همین راستا بوده است. علاوه بر این، در نظام های ارتقا اساتید مشوقهایی در نظر گرفته شده؛ به طوری که راهاندازی شرکتهای دانشبنیان امتیازات خوبی برای اساتید به همراه دارد. مجموعه این اقدامات منجر به تحرکات زیادی شده است.
باغگلی با اشاره به اینکه ارتباط دانشگاه با جامعه هنوز به فضای «آموزشی» سرریز نشده است، گفت: اساتید ما دو هویت مجزا پیدا کردهاند؛ یک هویت تدریسی بر اساس کتابها و یک هویت پژوهشی برای قراردادهای جامعه، اما هنوز نتوانسته ایم پیوند منطقی بین این دو ایجاد کنیم. با وجود توصیهها، هنوز سازوکارهای مطلوبی نداریم که پایاننامههای دانشجویی را به سمت گرهگشایی از بخشهای مشخص جامعه ببرد.
وی با اشاره به اینکه انتظار چاپ مقاله از اساتید غیرمنطقی نیست، اظهار کرد: مشکل این است که سنجش کیفیت سخت است و مدیران به شاخصهای کمی پناه میبرند؛ لذا تمام تمرکز روی اعتبار مجلات میرود. ما باید بین «رتبه جهانی» و «اثرگذاری محلی» تعادلی برقرار کنیم. آیا میخواهیم در رنکینگهای جهانی اول باشیم در حالی که کمکی به حل مسائل جامعه خودمان نکردهایم؟ یا میخواهیم نقشی موثر در حل مسائل محلی ایفا کنیم؟
سایه بروکراسی و محدودیتهای اقتصادی بر پژوهش

در ادامه علیاصغر داوودی، عضو هیئت علمی دانشگاه ازاد اسلامی مشهد در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه مسئله توانمندسازی اعضای هیئت علمی یکی از چالشهای بنیادین در نظام آموزش عالی و مفهومسازی در محیطهای دانشگاهی است، اظهار کرد: همانگونه که برای هر شغل و حرفهای، ماموریت و کارکرد مشخصی تعریف شده است از یک استاد دانشگاه نیز انتظار میرود ماموریتهای محول شدهاش را به بهترین نحو ممکن به انجام برساند. من معتقدم ماموریت گسترده اساتید در دانشگاه را میتوان در سه حوزه اصلی دستهبندی کرد.
وی در ادامه افزود: نخستین ماموریت اساتید در حوزه آموزش است؛ یک استاد باید دانش تخصصی خود را عمیقا درک کرده و آن را به بهترین شیوه به دانشجویان منتقل کند. دومین حوزه، ارتقاء دانش تخصصی از طریق پژوهش، نگارش مقالات و تالیف کتاب است تا مرزهای دانش آن رشته جابهجا شود. سومین قلمرو، رسالت فرهنگی و تربیتی است؛ به این معنا که استاد موفق باید در کنار آموزش علمی، در حوزه تربیت نیز کوشا باشد و با رعایت اخلاق حرفه ای، در منش و کردار خود الگویی شایسته برای دانشجویان باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد با اشاره به اینکه توانمندسازی به معنای ایجاد ظرفیتها در اساتید است، اظهار کرد: باید بستری فراهم شود تا استاد بتواند هر سه نقش آموزشی، پژوهشی و فرهنگی خود را به کاملترین شکل ایفا کند. سازوکارهای توانمندسازی شامل ایجاد فرصتهای مطالعاتی، فراهم کردن بسترهای تحقیق، برگزاری کارگاههای آموزشی، دسترسی به منابع علمی جدید و بهویژه ایجاد زیرساختهای اینترنتی مناسب برای تعاملات جهانی است.
داوودی با اشاره به بزرگترین مانع اثرگذاری علمی اساتید، اظهار کرد: وجه مشترک در تمام دانشگاهها این است که سرمایهگذاری لازم برای شکوفایی و بالندگی اساتید انجام نمیشود. یک استاد باید بهطور منظم از فرصتهای مطالعاتی استفاده کند و به کتابخانههای غنی و آخرین یافتههای علمی دسترسی داشته باشد.
وی ادامه داد: متاسفانه با توجه به شرایط اقتصادی، اساتید نیز مستثنی نیستند؛ در حالی که یک استاد نباید دغدغه هزینه خرید کتاب یا دسترسی به منابع بینالمللی را داشته باشد. بنابراین، یکی از موانع اصلی، ضعف در پشتیبانیهای سختافزاری و زیرساختی در محیط دانشگاه است که آنگونه که شایسته است، وجود ندارد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه امنیت ذهنی و آزادی اندیشه از دیگر چالشهای بنیادین است، گفت: رشد علم بدون آزادی فکر غیرممکن است. متاسفانه حاکم شدن رویکردهای امنیتی، بسیاری از اساتید را به سمت خودسانسوری سوق داده و مانع تجلی هویت واقعی علمی آنها شده است. دومین مانع، به فضا عمومی جامعه و کاهش انگیزه دانشجویان بازمیگردد؛ وقتی در جامعه بهایی به علم داده نشود، دانشجو نیز انگیزهای برای پرسشگری نخواهد داشت، در حالی که پویایی علمی استاد در گرو نشاط و مطالبه گری دانشجو است.
وی با اشاره به غلبه شکلگرایی و بروکراسی پیچیده اداری، اظهار کرد: این بروکراسی ضربه نهایی را به کیفیت علمی وارد میکند. بخشنامههای دستوپاگیر برای ارتقا، اساتید را ناگزیر کرده تا بهجای تمرکز بر پژوهشهای عمیق، دغدغه خود را صرف آمارهای صوری و رزومهسازیهای شکلی کنند تا صرفا فرآیندهای اداری ترفیع را پشت سر بگذارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد با اشاره به گستردگی جغرافیایی و تنوع واحدهای این دانشگاه، تصریح کرد: این ویژگی هم زمان فرصت و چالش محسوب میشود. اگرچه در بسیاری از حوزهها تفاوت چندانی میان دانشگاه آزاد و دولتی وجود ندارد اما دانشگاه آزاد طی سالهای اخیر با برگزاری مستمر کارگاههای آموزشی و فرهنگی، گامهای مثبتی در مسیر توانمندسازی اساتید برداشته است؛ هرچند محدودیتهای اقتصادی همواره مانعی در این مسیر بوده است.
داوودی با بیان اینکه به دلیل ملاحظات اقتصادی، دست این مجموعه در برخی حوزهها نسبت به دانشگاههای دولتی بستهتر است، تاکید کرد: بهطور مشخص در زمینه اعطا فرصتهای مطالعاتی و شرکت در کنفرانسهای بینالمللی، اساتید دانشگاه آزاد با محدودیتهای بیشتری مواجه هستند. با وجود این چالشها، برآیند فعالیتهای اخیر نشاندهنده حرکتی رو به جلو در جهت ارتقا توانمندی اساتید این دانشگاه است.
وی خاطرنشان کرد: این پیشفرض که انگیزه پژوهش در دانشگاه آزاد کمتر از دانشگاههای دولتی است، نادرست است. ما در این دانشگاه اساتید برجستهای با رتبههای بینالمللی داریم و حجم تولیدات علمی آن با بخش دولتی برابری میکند؛ هرچند در شهرهای کوچکتر ممکن است از اساتید کمتجربهتر استفاده شود اما در مراکز استانها اساتید بسیار توانمندی حضور دارند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه دانشگاه آزاد به دلیل انعطافپذیری بیشتر توانسته در واحدهای کوچک نیز از تخصص اساتید برجسته بهرهمند شود، گفت: راهکارهایی نظیر اعطای فرصتهای مطالعاتی، جدی گرفتن کرسیهای آزاداندیشی و در نظر گرفتن معیارهای کیفی (بهجای نگاه کمی) برای ارتقا اعضای هیئت علمی، باعث پویایی و انگیزه بیشتر خواهد شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد مشهد با اشاره به اینکه دسترسی برابر به فرصتهای مطالعاتی شاخص کلیدی عدالت آموزشی است، اظهار کرد: این فرصتها باید بر مبناء توانمندی علمی استاد توزیع شود، نه بزرگی و کوچکی واحدها؛ اما در عمل موانع متعددی وجود دارد که باعث شده اساتید واحدهای بزرگتر شانس بالاتری داشته باشند.
توانمندسازی اعضای هیئت علمی، ضرورتی برای ارتقای نظام آموزش و سلامت

سپس سیدمصطفی ابطحی -مدیر آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی مشهد- در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه توانمندسازی اساتید فرآیندی جامع برای تقویت دانش، مهارت و انگیزه است که به ارتقاء کیفیت در حوزههای آموزش، پژوهش و نوآوری منجر میشود، اظهار کرد: این مفهوم برخلاف باور عمومی، تنها به شرکت در کارگاهها محدود نیست، بلکه ابعاد وسیعی از جمله بهروزرسانی مستمر دانش تخصصی را در بر میگیرد؛ رویکردی که در حال حاضر در دانشگاه علوم پزشکی مشهد بهطور جدی دنبال میشود.
وی افزود: توانمندسازی با تقویت مهارتهای یاددهی و یادگیری و آشنایی اساتید با فناوریهای نوین آموزشی و پژوهشی عمق بیشتری مییابد. این رشد تخصصی زمانی کامل میشود که با ارتقا مهارتهای ارتباطی و مشاورهای همراه شده و در بستر حمایت از پژوهشهای مسئله محور و بینرشتهای به ثمر بنشیند.
مدیر آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه تحقق کامل این اهداف مستلزم آن است که ساختار دانشگاهی نیز با کاهش موانع اداری و بروکراتیک، فضایی تسهیلگر ایجاد کند، عنوان کرد: در نهایت، برآیند این عوامل باید به افزایش اختیارات علمی و حرفهای اساتید در تصمیمگیریهای آموزشی و درمانی منجر شود تا زنجیره توانمندسازی برای حل مسائل دانشگاه و ارتقاکیفیت آموزش به شکلی منسجم تکمیل گردد.
ابطحی با بیان اینکه ریشه اصلی چالشهای علمی اساتید در فشارهای ساختاری است، تصریح کرد: تراکم امور اداری و آموزشی، زمان مفید برای پژوهشهای عمیق و بنیادین را محدود کرده است. همچنین، کمبود منابع و زیرساختها در کنار فرسودگی شغلی و کاهش انگیزه، از دیگر موانع جدی در این مسیر به شمار میروند. علاوه بر این، شکاف نسلی و فاصله فناوری میان اساتید و دانشجویان نیز گاهی به مانعی برای اثرگذاری حداکثری در فضای آکادمیک تبدیل میشود.
وی در ادامه گفت: توانمندسازی اعضای هیئت علمی ضرورتی برای ارتقاء نظام آموزش و سلامت است. توانمندسازی واقعی تنها به معنای افزایش دانش نظری نیست؛ بلکه به معنای «افزایش توان اثرگذاری استاد» در محیط حرفهای است. این مهم زمانی محقق میشود که با رفع موانع ساختاری، بستری فراهم شود تا اساتید دانش و تجربه خود را در جهت حل مسائل جامعه و دانشگاه به کار گیرند.
دانشیار گروه ارتودنسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه بهروزرسانی دانش اساتید بهویژه در حوزههای بالینی یک ضرورت حیاتی است، خاطرنشان کرد: این دانشگاه فرآیند ارتقا علمی را از اقدامات موردی خارج کرده و به یک «نظام منظم و سیستماتیک» بدل ساخته است تا اساتید از طریق مسیرهای تعریفشده، همواره در جریان آخرین دستاوردهای علمی قرار گیرند. این سازوکار شامل آموزشهای مداوم حرفهای، کارگاه های توانمندسازی و بهروزرسانی مستمر گایدلاینهای درمانی است که در بستر تعاملات علمی میان دانشکدهها و بیمارستانها شکل میگیرد.
وی ادامه داد: بهرهگیری از فناوریهای نوین در کنار جلسات نقد پروندههای بالینی، فضایی ایجاد کرده که دانش جدید به سرعت از کمیتههای تخصصی به صحنه عمل و بالین منتقل شود. با این حال، موفقیت این فرآیند مستلزم آن است که انتقال دانش به شکلی کاربردی انجام شده و فرصت تمرین در محیط واقعی برای اساتید فراهم باشد. غایت این رویکرد آن است که بهروز ماندن از حالت یک وظیفه اداری خارج شده و به عنوان بخشی از «فرهنگ سازمانی» در ذهن و عمل اساتید نهادینه شود.
مدیر آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه هدف نهایی در نظام سلامت، انتقال دانش به عرصه عمل است، گفت: اگر پژوهشها صرفا در سطح مقاله باقی بمانند، تاثیر نظاممند و ملموسی در پی نخواهند داشت. برای اینکه نتایج یک پژوهش به مرحله سیاستگذاری، درمان و مدیریت سلامت برسد، باید زنجیرهای از چندین حلقه به درستی عمل کنند؛ ساختاری که هم اکنون در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ایجاد شده و تمامی این حلقهها در حال فعالیت هستند.
وی اضافه کرد: گام نخست در این مسیر، تعیین اولویتهای پژوهشی بر اساس نیازهای واقعی اساتید و نظام سلامت است که بهصورت سالانه بهروزرسانی میشوند تا طرحهای مسئله محور در اولویت حمایت قرار گیرند. در این راستا، ایجاد ارتباط نزدیک میان پژوهشگران و تصمیمگیران و تشکیل کمیتههای علمی به ویژه جهت سیاستگذاری دقیق، نقش مهمی در جهتدهی به تحقیقات ایفا میکند.
ابطحی با اشاره به اینکه یکی از اقدامات مهم معاونت پژوهشی، «ترجمان دانش» یا خلاصهسازی نتایج پژوهشی برای مدیران اجرایی است، خاطرنشان کرد: با این اقدام، یافتههای علمی به زبان تصمیمگیری تبدیل میشوند. به موازات این فرآیند، ارزیابی اثر پژوهشها بر شاخصهای سلامت و حمایت از طرحهای مشترک میان دانشگاه، بیمارستانها و معاونتهای اجرایی نیز به صورت روتین انجام میشود.
دانشیار گروه ارتودونسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد یادآور شد: در نهایت، پژوهش زمانی به سیاست تبدیل میشود که یک نیاز واقعی را هدف گرفته، نتایج آن قابلیت اجرا داشته و مسیر انتقال این نتایج به تصمیمگیرنده کاملا شفاف باشد. با اتصال این سه اصل، پژوهش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد از حالتی تزیینی خارج شده و به ابزاری برای حل مسائل واقعی جامعه تبدیل گشته است.
وی با اشاره به اینکه فرصتهای مطالعاتی میتوانند نقش مهمی در تجدید انرژی، کاهش فرسودگی شغلی و افزایش کیفیت عملکرد اساتید ایفا کنند، تصریح کرد: این فرصتها به استاد کمک میکنند تا با فاصله گرفتن از فشارهای روزمره، عمیقتر بر موضوعی خاص تمرکز کرده و با بازگرداندن ایدههای نو از مراکز علمی پیشرو، احساس رشد حرفهای بیشتری داشته باشند.
مدیر آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، فرصتهای مطالعاتی با همین هدف و بهصورت هدفمند تعریف شدهاند تا تمامی این دستاوردها را محقق سازند، گفت: فرصتهایی که در این دانشگاه مورد تایید قرار میگیرند، کاملا هدفمند بوده و با نیازهای دانشگاه و اساتید همسو هستند؛ به طوری که پس از بازگشت استاد، زمینه کامل برای بهرهبرداری از آموختهها و تجربیات جدید در محیط دانشگاه فراهم کرده است.
آنچه از دیدگاه اساتید دانشگاههای مختلف برمیآید، این است که توانمندسازی اعضای هیئت علمی صرفاً به برگزاری کارگاههای آموزشی یا افزایش تولیدات پژوهشی محدود نمیشود، بلکه نیازمند ایجاد بستری است که استاد بتواند دانش و تجربه خود را در مسیر حل مسائل واقعی جامعه به کار گیرد. کاهش موانع بروکراتیک، تقویت زیرساختهای پژوهشی، توسعه فرصتهای مطالعاتی، ایجاد ارتباط مؤثر میان دانشگاه و جامعه و توجه به کیفیت در کنار کمیت، از مهمترین پیشنیازهای این مسیر به شمار میروند. به نظر میرسد تحقق دانشگاهی اثرگذار و مسئلهمحور، بیش از هر چیز در گرو فراهم شدن شرایطی است که اعضای هیئت علمی بتوانند نقش علمی، آموزشی و اجتماعی خود را با انگیزه و اثربخشی بیشتری ایفا کنند.
همچنین مرور دیدگاههای مطرحشده نشان میدهد که توانمندسازی واقعی زمانی محقق خواهد شد که در کنار ارتقای دانش و مهارتهای فردی اساتید، موانع ساختاری نیز مورد توجه قرار گیرد. فراهم کردن فرصتهای برابر برای رشد حرفهای، کاهش فشارهای ناشی از بروکراسی، حمایت هدفمند از فعالیتهای پژوهشی و ایجاد پیوندی مؤثر میان دانشگاه و عرصه عمل، میتواند زمینه را برای ایفای نقش پررنگتر اعضای هیئت علمی در پیشرفت علمی و پاسخگویی به نیازهای جامعه فراهم سازد.
انتهای پیام
