۱۴۰۵-۰۳-۳۱ | ۰۸:۳۵
منبع: نمایندگی گیلان
۳۱ خرداد؛ یادآور زخمی دردناک بر شانه‌های رودبار

۳۱ خرداد؛ یادآور زخمی دردناک بر شانه‌های رودبار

گیلان (ایسنا) - ۳۶ سال از نیمه‌شب ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ گذشته است، اما در رودبار و روستاهای اطراف منجیل، این روز هنوز فقط یک تاریخ در تقویم نیست. برای بسیاری از خانواده‌ها، سالگردی است که با حضور بر سر مزار عزیزانشان معنا پیدا می‌کند؛ عزیزانی که در کمتر از یک دقیقه، در یکی از مرگبارترین زلزله‌های تاریخ معاصر ایران، برای همیشه از کنارشان رفتند.

امروز به رسم ۳۱ خردادماه سال‌های گذشته، بسیاری از رودباری‌ها، حتی آنان که سال‌هاست در شهرهای دیگر زندگی می‌کنند، خود را به زادگاهشان می‌رسانند. آرامستان‌های رودبار، منجیل، رستم‌آباد، لوشان و روستاهای اطراف، از صبح ۳۱ خرداد شاهد حضور خانواده‌هایی است که با خرما، حلوا، نان و پنیر و خیرات ساده، یاد عزیزانشان را زنده نگه می‌دارند؛ رسم سالانه‌ای که نشان می‌دهد زخم آن شب، با گذشت بیش از سه دهه، هنوز در حافظه جمعی مردم این منطقه باقی مانده است.

حدود ۳۰ دقیقه از آغاز آخرین روز بهار سال ۱۳۶۹ گذشته بود. بسیاری خواب بودند و برخی دیگر با رادیوهای باطری‌خور، مسابقات جام جهانی ۱۹۹۰ را دنبال می‌کردند. آن شب، بازی برزیل و اسکاتلند پخش می‌شد. هنوز دقایقی از مسابقه نگذشته بود که زمین لرزه‌ای با بزرگی ۷.۴ ریشتر، رودبار، منجیل و حدود ۷۰۰ روستای تابعه را لرزاند.

بسیاری از کسانی که آن شب را به خاطر دارند، می‌گویند همه چیز در چند ثانیه اتفاق افتاد. خانه‌هایی که سال‌ها برای ساختنشان زحمت کشیده شده بود، فرو ریختند و در تاریکی شب، صدای کمک خواستن مجروحان و فریاد کسانی که عزیزانشان را صدا می‌زدند، با گرد و غبار و ویرانی در هم آمیخت.

۳۱ خرداد؛ یادآور زخمی دردناک بر شانه‌های رودبار

حتی امروز نیز، بسیاری از بازماندگان چندان تمایلی به بازگو کردن خاطرات آن روزها ندارند. وقتی پای صحبتشان می‌نشینی، جمله‌هایی کوتاه می‌شنوی؛ «چه بگویم؟»، «همه چیز رفت»، «آن شب تمام نشد». یکی از آنها تنها می‌گوید: «آوارش هنوز روی شانه‌هایم سنگینی می‌کند».

شدت تخریب به حدی بود که برخی شهرها و روستاها عملا با خاک یکسان شدند و از بین رفتند. در بسیاری از مسیرها راه‌های ارتباطی از بین رفته بود و تا ساعت‌ها و حتی روزهای نخست، امکان دسترسی به برخی مناطق وجود نداشت. در همان ساعات اولیه، مردم محلی پیش از رسیدن نیروهای امدادی، خود دست به کار شدند. همسایه‌ها، اقوام و دوستان، با دست خالی آوار را کنار می‌زدند، پیکر آشنایانشان را از زیر خروارها خاک و سنگ بیرون می‌آوردند و حتی آنچه از مواد غذایی باقی مانده بود، میان یکدیگر تقسیم می‌کردند.

۳۱ خرداد؛ یادآور زخمی دردناک بر شانه‌های رودبار

همزمان، کمک‌های مردمی از سراسر کشور شکل گرفت. روزنامه‌های سراسری فراخوان جمع‌آوری اقلام مورد نیاز زلزله‌زدگان را منتشر کردند و دولت وقت نیز سه روز عزای عمومی اعلام کرد.

ابعاد فاجعه تنها به تخریب خانه‌ها محدود نبود. براساس آمارها، حدود ۲۶۰۰ کودک پدر و مادر خود را از دست دادند. برخی از آنها به مراکز بهزیستی استان‌های دیگر سپرده شدند، تعدادی نزد اقوام رفتند و گروهی نیز به فرزندخواندگی پذیرفته شدند؛ کودکانی که برخی از آنها امروز، پس از گذشت سال‌ها، هنوز از بخشی از گذشته خود اطلاعی ندارند.

۳۱ خرداد؛ یادآور زخمی دردناک بر شانه‌های رودبار

اگرچه رودبار و منجیل دوباره ساخته شدند، اما هنوز در برخی روستاهای شهرستان رودبار، بقایای دیوارها و ساختمان‌های تخریب‌شده به چشم می‌خورد؛ نشانه‌هایی که برای مردم منطقه فقط خشت و سنگ نیست، بلکه یادآور خانه‌ها و زندگی‌هایی است که در یک شب از میان رفت. دیوارهای نیمه‌فروریخته و نشانه‌هایی خاموش که هر کدام روایتگر درد و رنج مردمانی هستند که در ثانیه همه چیز خود را از دست دادند.

بازماندگان زلزله سال ۶۹ معتقدند کسانی که آن شب را با چشم دیده‌اند، هرگز به زندگی پیش از آن بازنگشتند. بسیاری از آنها زندگی را به قبل و بعد از زلزله تقسیم می‌کنند و هنوز هم با شنیدن کوچک‌ترین لرزش زمین یا صدای آژیر، خاطرات آن شب برایشان زنده می‌شود.

۳۱ خرداد؛ یادآور زخمی دردناک بر شانه‌های رودبار

۳۱ خرداد برای مردم رودبار تنها یادآور یک حادثه طبیعی نیست؛ یادآور پدرها، مادرها، فرزندها و همسایه‌هایی است که جایشان در زندگی خالی مانده است. شاید به همین دلیل است که هر سال، بسیاری از رودباری‌ها، هر کجا که باشند، راهی زادگاهشان می‌شوند؛ بر سر مزار عزیزانشان حاضر می‌شوند، خرما و حلوا و نان و پنیر خیرات می‌کنند و در سکوت، یاد کسانی را گرامی می‌دارند که قلب زمین در ۶۰ ثانیه، آنها را از زندگی گرفت، اما خاطره‌شان را هرگز از حافظه این سرزمین نبرد.

شاید به همین دلیل است که فیلم «زیر درختان زیتون» ساخته عباس کیارستمی، هنوز برای بسیاری از مردم گیلان تنها یک فیلم نیست؛ یادآور روزهایی است که زندگی، میان ویرانی و امید، دوباره جوانه زد و مردمانی که از دل خاکستر برخاستند، آموختند چگونه با زخمی که هرگز التیام کامل نیافت، به زندگی ادامه دهند.

۳۱ خرداد؛ یادآور زخمی دردناک بر شانه‌های رودبار

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها