مهرداد رخشنده - مدیر اجرایی موسسه فرهنگی اکو - در یادداشتی با عنوان «شاعران ذواللسانین؛ سرمایهای مغفول برای دیپلماسی فرهنگی و همگرایی در منطقه اکو» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرارداده، نوشته است:
«در ادبیات همکاریهای منطقهای، معمولاً از اقتصاد، تجارت، حملونقل، انرژی و زیرساخت به عنوان مهمترین پیشرانهای همگرایی یاد میشود. با این حال، تجربه بسیاری از سازمانهای منطقهای در جهان نشان داده است که همکاریهای پایدار صرفاً بر پایه منافع اقتصادی شکل نمیگیرد. آنچه به همکاریهای منطقهای عمق، معنا و دوام میبخشد، وجود نوعی احساس تعلق به یک فضای فرهنگی و تمدنی مشترک است. بدون چنین پشتوانهای، حتی موفقترین توافقات اقتصادی نیز در برابر تحولات سیاسی و تغییرات ژئوپلیتیک آسیبپذیر خواهند بود.
سازمان همکاری اقتصادی (اکو) از این منظر در موقعیتی ویژه قرار دارد. کمتر سازمان منطقهای در جهان را میتوان یافت که اعضای آن از چنین پیشینه گسترده و عمیق فرهنگی برخوردار باشند. کشورهای عضو اکو، با وجود تفاوتهای سیاسی، قومی و زبانی، قرنها در یک حوزه تمدنی گسترده زیستهاند؛ حوزهای که از بالکان و آناتولی تا آسیای مرکزی، از فلات ایران تا شبهقاره هند امتداد یافته و در طول تاریخ یکی از مهمترین کانونهای تولید علم، فرهنگ، ادب و اندیشه در جهان بوده است.
با وجود این ظرفیت عظیم، به نظر میرسد که همکاریهای فرهنگی در اکو هنوز متناسب با عمق و غنای این میراث تاریخی توسعه نیافته است. در حالی که بسیاری از سازمانهای منطقهای تلاش میکنند با خلق نمادها، اسطورهها و روایتهای مشترک، هویت منطقهای خود را تقویت کنند، اکو از گنجینهای واقعی و تاریخی برخوردار است که هنوز بخش مهمی از آن ناشناخته یا کمتر شناخته شده باقی مانده است.
یکی از برجستهترین جلوههای این میراث مشترک، سنت درخشان شاعران و اندیشمندان ذواللسانین است؛ شخصیتهایی که در دو یا چند زبان به خلق آثار ادبی پرداختهاند و در عمل، نقش پلهای ارتباطی میان فرهنگها و ملتهای منطقه را بر عهده داشتهاند.
فراتر از چندزبانی؛ نقش تاریخی شاعران ذواللسانین
در نگاه نخست، ممکن است شاعر ذواللسانین صرفاً فردی تلقی شود که توانایی سرودن شعر در دو زبان را داشته است. اما واقعیت آن است که مفهوم ذواللسانین در سنت فرهنگی مشرقزمین بسیار فراتر از دانستن دو زبان است.
شاعر ذواللسانین در حقیقت در دو جهان فرهنگی زندگی میکند. او نه تنها واژگان دو زبان را میشناسد، بلکه با نظامهای فکری، زیباییشناختی، تاریخی و اجتماعی دو فرهنگ نیز آشناست. از همین رو، آثار او اغلب به بستری برای انتقال مفاهیم و ارزشهای فرهنگی میان جوامع مختلف تبدیل میشود.
در تاریخ منطقه اکو، شاعران ذواللسانین را میتوان نخستین دیپلماتهای فرهنگی دانست؛ افرادی که بدون برخورداری از نهادهای رسمی، وظیفه گفتوگو میان فرهنگها را بر عهده داشتند. آنان قرنها پیش از شکلگیری مفاهیم مدرن دیپلماسی عمومی و قدرت نرم، زمینه ارتباط فرهنگی ملتها را فراهم کرده بودند.
منطقه اکو؛ زادگاه سنتهای ادبی چندزبانه
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد حوزه تمدنی اکو، همزیستی تاریخی زبانهای مختلف در کنار یکدیگر بوده است. فارسی، ترکی، اردو، پشتو، تاجیکی، ازبکی، عربی و دیگر زبانهای رایج منطقه طی قرنها نه تنها در تقابل با یکدیگر قرار نداشتند، بلکه از طریق تعامل مستمر به غنای متقابل دست یافتهاند.
در چنین فضایی، چندزبانی یک استثنا نبود، بلکه بخشی از واقعیت زندگی فرهنگی محسوب میشد. بسیاری از دانشمندان، ادیبان و شاعران منطقه آثار خود را به بیش از یک زبان مینوشتند و مخاطبان آنان نیز محدود به یک جغرافیای خاص نبودند.
این وضعیت موجب شکلگیری شبکهای گسترده از تعاملات فرهنگی شد که مرزهای سیاسی امروز را در مینوردید. کتابها، اشعار، اندیشهها و سنتهای فکری در سراسر منطقه گردش میکردند و نوعی «فضای فرهنگی مشترک» را پدید میآوردند که امروزه میتوان آن را یکی از مهمترین سرمایههای تمدنی اکو دانست.
شاعران ذواللسانین؛ حاملان حافظه مشترک منطقه
یکی از مهمترین ویژگیهای شاعران ذواللسانین آن است که اغلب در حافظه فرهنگی چند ملت به طور همزمان حضور دارند. آنان صرفاً متعلق به یک کشور یا یک زبان نیستند؛ بلکه بخشی از میراث مشترک منطقه به شمار میروند.
همین ویژگی سبب شده است که آثار آنان بتواند نقش مهمی در تقویت شناخت متقابل ملتها ایفا کند. در جهانی که اختلافات سیاسی گاه بر روابط میان کشورها سایه میافکند، مفاخر فرهنگی مشترک میتوانند بستری برای تداوم گفتوگو و حفظ پیوندهای انسانی باشند.
امروزه بسیاری از کشورها برای افزایش نفوذ فرهنگی خود از ظرفیت نویسندگان، شاعران و هنرمندان بهره میگیرند. با این حال، مزیت منطقه اکو در آن است که بخشی از این سرمایهها ماهیتی مشترک و فراملی دارند. این ویژگی میتواند به ایجاد نوعی دیپلماسی فرهنگی منطقهای منجر شود که بر اشتراکات تاریخی استوار است.
ضرورت بازتعریف قدرت نرم در چارچوب اکو
در دهههای اخیر، مفهوم قدرت نرم به یکی از مهمترین مفاهیم روابط بینالملل تبدیل شده است. قدرت نرم، توانایی تأثیرگذاری از طریق جذابیت فرهنگی، ارزشها و سرمایههای معنوی است.
اگر بخواهیم منابع قدرت نرم کشورهای عضو اکو را شناسایی کنیم، بدون تردید میراث ادبی و فرهنگی مشترک در صدر این فهرست قرار خواهد گرفت. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی، مستندسازی و روایتسازی است.
شاعران ذواللسانین از جمله مهمترین منابع قدرت نرم منطقه محسوب میشوند؛ زیرا میتوانند روایتگر پیوندهای تاریخی ملتها باشند. آنان نشان میدهند که همکاری و تعامل فرهنگی در منطقه، پدیدهای جدید نیست بلکه ریشه در قرنها تاریخ مشترک دارد.
خلأ موجود در سیاستگذاری فرهنگی منطقهای
با وجود اهمیت این موضوع، هنوز هیچ برنامه جامع منطقهای برای شناسایی، معرفی و بهرهبرداری از ظرفیت شاعران ذواللسانین وجود ندارد. اطلاعات مربوط به این شخصیتها پراکنده است، پژوهشهای تطبیقی محدودند و همکاری میان مراکز علمی کشورهای عضو نیز به اندازه کافی توسعه نیافته است.
در نتیجه، بخش مهمی از سرمایه فرهنگی مشترک منطقه عملاً از چرخه سیاستگذاری فرهنگی خارج مانده است.
این در حالی است که بسیاری از نهادهای منطقهای در جهان، سرمایهگذاری گستردهای بر روی میراث مشترک فرهنگی انجام میدهند و از آن به عنوان ابزاری برای تقویت هویت منطقهای استفاده میکنند.
پیشنهاد تدوین اطلس شاعران ذواللسانین اکو
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین اقداماتی که میتواند در دستور کار قرار گیرد، تدوین «اطلس شاعران ذواللسانین کشورهای عضو اکو» است.
این اطلس میتواند فراتر از یک پروژه پژوهشی، به بستری برای همکاری فرهنگی و دانشگاهی کشورهای عضو تبدیل شود و اطلاعات جامعی درباره زندگی، آثار، زبانهای مورد استفاده، حوزه نفوذ فرهنگی، نسخههای خطی و شبکه ارتباطات فکری این شخصیتها ارائه دهد.
همچنین این اطلس میتواند مبنایی برای تولید محتوای آموزشی، فرهنگی و رسانهای قرار گیرد و شناخت نسل جدید از میراث مشترک منطقه را افزایش دهد.
نتیجهگیری
اکو برای تحقق اهداف بلندمدت خود، علاوه بر توسعه همکاریهای اقتصادی و زیرساختی، نیازمند تقویت بنیانهای فرهنگی همگرایی منطقهای است. در این میان، شاعران ذواللسانین از ارزشمندترین سرمایههای مشترک فرهنگی کشورهای عضو به شمار میروند؛ شخصیتهایی که قرنها پیش از شکلگیری مرزهای سیاسی امروز، نقش واسطههای فرهنگی و حاملان گفتوگو میان ملتهای منطقه را ایفا کردهاند.
بازشناسی این میراث صرفاً یک اقدام فرهنگی نیست، بلکه بخشی از راهبرد تقویت قدرت نرم و توسعه دیپلماسی فرهنگی در منطقه اکو محسوب میشود. از این رو، تدوین «اطلس مفاخر مشترک فرهنگی اکو» با محوریت شاعران ذواللسانین میتواند نقطه آغاز یک پروژه بزرگتر برای شناسایی، مستندسازی و معرفی سرمایههای تمدنی مشترک منطقه باشد.
امروز که کشورهای عضو اکو بیش از هر زمان دیگری به تقویت اعتماد متقابل و گسترش همکاریهای پایدار نیاز دارند، بهرهگیری از ظرفیت فرهنگ میتواند مکملی مؤثر برای همکاریهای اقتصادی و سیاسی باشد. همانگونه که کریدورهای حملونقل، انرژی و تجارت به اتصال جغرافیایی کشورها کمک میکنند، کریدورهای فرهنگی نیز قادرند پیوندهای انسانی و تمدنی ملتها را استحکام بخشند. در این مسیر، شاعران ذواللسانین نه تنها بخشی از میراث گذشته، بلکه سرمایهای برای آینده منطقه اکو خواهند بود.
انتهای پیام
