۱۴۰۵-۰۴-۰۲ | ۱۱:۳۰
از حق اعتراض دفاع می‌کنم اما هرگز آرزو نمی‌کنم تیم ملی شکست بخورد

اکبر منتجبی، روزنامه‌نگار:

از حق اعتراض دفاع می‌کنم اما هرگز آرزو نمی‌کنم تیم ملی شکست بخورد

اکبر منتجبی، روزنامه‌نگار و سردبیر روزنامه «سازندگی»، تأکید کرد رسانه‌ها در دوره جام جهانی باید از دولت‌محوری به ملت‌محوری حرکت کنند و تیم ملی را به مثابه آخرین نماد مشترک ملی، فارغ از جناح‌بازی‌های سیاسی، حفظ و روایت کنند؛ چراکه هیچ ملتی با نفرت از خودش و نمادهای همبستگی، به آزادی و آبادانی نرسیده است.

اکبر منتجبی ـ روزنامه‌نگار و سردبیر روزنامه «سازندگی» ـ در گفت‌وگویی با ایسنا در پاسخ به این پرسش که در شرایط پیچیده کنونی، رسانه‌ها چگونه باید از تیم ملی و جام جهانی روایت کنند، اظهار کرد: «راستش را بخواهید، این روزها راحت‌تر از دو سال قبل می‌توان از تیم ملی فوتبال ایران دفاع کرد. نه به این دلیل که همه مشکلات حل شده‌اند و نه به این دلیل که همه مردم یک نظر پیدا کرده‌اند. هنوز گله هست، هنوز اعتراض هست و هنوز زخم‌هایی وجود دارد که تازه‌اند. اما بازی ایران و بلژیک بار دیگر یادآوری کرد که تیم ملی هنوز می‌تواند میلیون‌ها نفر را پای یک رؤیای مشترک بنشاند.»

۳۰ سال تجربه، یک مشاهدهٔ ثابت

این روزنامه‌نگار پیشکسوت با اشاره به کارنامهٔ سی‌سالهٔ خود در عرصهٔ رسانه، خاطرنشان کرد: «انقلاب را در کودکی دیده‌ام اما پیامدهای انقلاب را لمس کرده‌ام. اعتراضات مختلف را در سالیان گذشته دیده‌ام، در انتخابات و رویدادهای سیاسی مختلف حضور داشتم، دولت‌های مختلف را دیده‌ام که آمده‌اند و رفته‌اند. اما در تمام این سال‌ها یک چیز را هم دیده‌ام، ملت‌هایی که نمادهای مشترک خود را از دست می‌دهند، آرام‌آرام در خودشان فرو می‌ریزند و روز به روز تنهاتر می‌شوند. اختلاف با سیاستمدار و رئیس‌جمهور و دولت و حکومت یک چیز است، نابود کردن نمادهای ملی چیز دیگری است. من می‌فهمم چرا بخشی از جامعه ناراضی است. می‌فهمم چرا بسیاری از جوانان یا زنان خشمگین‌اند. می‌فهمم چرا برخی با سیاست‌های جمهوری اسلامی مخالف‌اند اما هرچه فکر می‌کنم نمی‌توانم بفهمم چرا باید نتیجه این مخالفت، نفرت از تیم ملی و نمادهای ملی باشد.»

 جام جهانی فرصتی برای روایت ایران واقعی/تیم ملی را از ملت نگیریم 

تیم ملی، ساختهٔ دولت‌ها نیست، ساختهٔ ملت‌هاست

مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه در پاسخ به ادعای مخالفان که تیم ملی را «تیم جمهوری اسلامی» می‌نامند، تصریح کرد: «معلوم است چنین استدلالی از پایه ضعیف است. آیا علیرضا بیرانوند، پسری که از دل فقر و از میان چادرهای عشایری به جام جهانی رسید، لحظاتی که مقابل تیم بلژیک مقاومت می‌کرد تا گل نخورد، برای خوش‌آمد حکومت بود یا برای آنکه ایران بدرخشد و امید مردم افزایش یابد؟ اگر چنین است، آن نوجوانی که امروز در یکی از محله‌های فقیر زاهدان یا خرم‌آباد یا بندرعباس با یک توپ پلاستیکی فوتبال بازی می‌کند و رؤیای پوشیدن پیراهن تیم ملی را دارد، متعلق به کدام جناح سیاسی است؟ تیم ملی را دولت‌ها نمی‌سازند. تیم ملی را ملت‌ها می‌سازند. دولت‌ها می‌آیند و می‌روند اما تیم ملی می‌ماند. تاریخ هم همین را می‌گوید.»

تاریخ و تجربهٔ جهان، نابودی نمادهای ملی هرگز

منتجبی با استناد به نمونه‌های تاریخی در دیگر کشورها، تأکید کرد: «مگر مردم آرژانتین به خاطر سیاست‌های نظامیان از حمایت از مارادونا دست کشیدند؟ مگر مخالفان پینوشه برای شکست تیم ملی شیلی دعا می‌کردند؟ مگر در اسپانیا مخالفان حکومت فرانکو از پرچم کشورشان روی برگرداندند؟ در اروپای شرقی، مخالفان حکومت‌های کمونیستی علیه دولت‌ها می‌نوشتند اما نمادهای ملی خود را نابود نمی‌کردند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که سیاست آن‌قدر بزرگ می‌شود که همه چیز را می‌بلعد؛ تاریخ را، فرهنگ را، زبان را، پرچم را، تیم ملی را و حتی خاطرات مشترک را.»

 اگر نمادهای مشترک را نابود کنیم، چه خواهد ماند؟

این روزنامه‌نگار با طرح پرسشی، افزود: «اگر قرار باشد با هر اعتراضی و گله‌ای لگد به ملیت خودمان و نمادهای آن بزنیم، چه خواهد ماند و چگونه می‌توانیم دوباره کنار هم بایستیم؟ تیم ملی یکی از آخرین میدان‌هایی است که هنوز می‌توان در آن صدای مشترکی شنید. نه همیشه، نه از همه، اما هنوز می‌شود. به همین دلیل معتقدم رسانه باید تاکید داشته باشد که جام جهانی فقط مسابقهٔ فوتبال نیست؛ مسابقهٔ روایت‌ها هم هست. میلیون‌ها نفر در جهان بازی ایران را می‌بینند اما همزمان دارند نگاه می‌کنند که ایرانیان با خودشان چه می‌کنند.»

 جام جهانی فرصتی برای روایت ایران واقعی/تیم ملی را از ملت نگیریم 

در این زمینه بخوانید:

مدیرمسئول انصاف‌نیوز: رسانه‌ها از سیاسی‌سازی فوتبال پرهیز کنند

 از حق اعتراض دفاع می‌کنم، اما برای شکست ایران آرزو نمی‌کنم

منتجبی بیان کرد: «آیا ملتی را سراغ دارید که با وجود همه اختلاف‌ها از نام کشورش دفاع نکند؟ آنها که برای شکست تیم ملی یا فرو ریختن نمادهای ملی خود هورا می‌کشند چه مردمانی هستند؟ به نظر من رسانه‌ها باید از اینجا روایت را آغاز کنند؛ از ملت، نه از دولت. از مردم، نه از جناح‌ها. از آن چیزی که هنوز ما را به هم وصل می‌کند. من از حق اعتراض دفاع می‌کنم، از حق نقد دفاع می‌کنم، از حق مخالفت دفاع می‌کنم. اما هرگز آرزو نمی‌کنم تیم ملی ایران شکست بخورد. اگر چنین روزی رخ دهد، حتماً من دیگر ایرانی نیستم.

اعتراض را نگه داریم، نقد را نگه داریم، اما تیم ملی را از خودمان نگیریم. نمادهای ملی را نابود نکنیم. فردا اگر کسی در حکومت فردوسی و حافظ را ستایش کرد، آیا عده‌ای باید تبر دست بگیرند و دیوان آنها را بسوزانند؟ خب فرق ما با مغول چیست؟ مغول بود که نمادهای ملی را نابود می‌کرد. روزی که ملت، نمادهای مشترک خود را نابود کند، دیگر چیزی جز گروه‌هایی خشمگین باقی نمی‌ماند که حتی در کنار هم دیگر نمی‌توانند زندگی کنند. هیچ ملتی با نفرت از خودش و نمادهای همبستگی، به آزادی و آبادانی نرسیده است.»

رسانه‌ها از دولت‌محوری به ملت‌محوری حرکت کنند

مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه در پاسخ به پرسشی دربارهٔ رویکرد راهبردی رسانه‌ها در دورهٔ کنونی، گفت: «به نظر من رسانه‌ها باید از دولت‌محوری به ملت‌محوری حرکت کنند. جام جهانی فرصت مناسبی برای نمایش مدیران و مسئولان نیست؛ فرصتی برای روایت مردم است. رسانهٔ موفق رسانه‌ای نیست که هر روز از اردو، تمرین و نشست خبری گزارش منتشر کند. اینها لازم‌اند اما کافی نیستند. قدرت رسانه در روایت زندگی مردمی است که به تیم ملی دل بسته‌اند؛ در روایت آن نوجوان زاهدانی که رؤیای تبدیل شدن به بیرانوند را دارد؛ در روایت خانواده‌ای در اهواز که با وجود همه مشکلات اقتصادی، شب بازی تیم ملی کنار هم می‌نشینند؛ در روایت مهاجری در تورنتو یا هامبورگ که شاید سال‌هاست از ایران دور است اما هنگام شنیدن نام کشورش بغض می‌کند.»

از افراط و تفریط بپرهیزیم؛ رسانه نه وکیل است نه دادستان

منتجبی با نقد رویکردهای افراطی در پوشش خبری، هشدار داد: «متأسفانه رسانه‌ها گاهی دچار افراط و تفریط می‌شوند. اگر از حکومت ناراضی باشیم، چنان بر سر تیم ملی می‌کوبیم که گویی باید تاوان همه مشکلات کشور را بدهد. اگر هم در سمت مقابل باشیم، چنان ضعف‌ها را نادیده می‌گیریم که گویی هیچ مشکلی وجود ندارد. در حالی که رسانهٔ حرفه‌ای نه وکیل مدافع است و نه دادستان. رسانه باید روایت کند، باید زندگی را نشان دهد، باید نشان دهد چرا هنوز میلیون‌ها ایرانی با همه اختلاف‌ها، هنگام بازی تیم ملی کنار هم می‌نشینند.

برای همین جام جهانی فقط یک تورنمنت فوتبال نیست. هر چهار سال یک‌بار صحنه‌ای شکل می‌گیرد که ملت‌ها در آن خود را روایت می‌کنند؛ نه فقط با گل‌ها و نتایج، بلکه با خاطره‌ها، اشک‌ها، امیدها و آرزوهایشان. در چنین شرایطی رسانه‌ها نباید اسیر دو خطای بزرگ شوند؛ یکی اینکه تیم ملی را به یک ابزار تبلیغاتی برای حکومت تبدیل کنند و دیگر اینکه آن را به دلیل مخالفت با حکومت، از ملت جدا کنند. دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما ملت‌ها می‌مانند. تیم ملی را دولت‌ها نمی‌سازند؛ ملت‌ها می‌سازند. همان مردمی که ممکن است درباره صدها موضوع با یکدیگر اختلاف داشته باشند اما هنوز با شنیدن نام ایران چیزی در درونشان تکان می‌خورد. »

 جام جهانی فرصتی برای روایت ایران واقعی/تیم ملی را از ملت نگیریم 

 جام جهانی؛ فرصتی برای روایت ایران واقعی

این روزنامه‌نگار در پاسخ به پرسشی دربارهٔ بهره‌گیری از فضای بین‌المللی جام جهانی، تصریح کرد: «بزرگ‌ترین اشتباه این است که تصور کنیم می‌توان با تبلیغات تصویر ساخت. جهان امروز به شدت نسبت به پیام‌های رسمی بدبین شده است. مخاطب داخلی و خارجی بیش از هر زمان دیگری به دنبال واقعیت است، نه شعار. اگر رسانه‌های ایرانی می‌خواهند تصویری مؤثر از کشور ارائه دهند، باید ایران را همان‌گونه که هست نشان دهند؛ کشوری با افتخارها و مشکلاتش، با موفقیت‌ها و ناکامی‌هایش، با شادی‌ها و زخم‌هایش. مردم آرژانتین در دوران حکومت نظامیان از تیم ملی خود روی برنگرداندند. در آفریقای جنوبی نیز نمادهای ملی به پلی برای بازسازی جامعه تبدیل شدند، نه ابزاری برای تشدید شکاف‌ها. تصویر باورپذیر از ایران، تصویری تک‌رنگ نیست. مخاطب زمانی به رسانه ایرانی اعتماد می‌کند که احساس کند این رسانه از بیان واقعیت‌ها نمی‌ترسد. اتفاقاً قدرت ایران در همین پیچیدگی‌هاست. در همین تنوع و در همین توانایی برای ایستادن پس از هر بحران.  جام جهانی فرصت آن است که جهان، ایران را نه از پشت بیانیه‌ها و دعواهای سیاسی، بلکه از خلال زندگی مردم، فرهنگ مردم و احساسات مردم ببیند.»

چهار ویژگی روایت موفق؛ از صداقت تا امید

منتجبی در تشریح ویژگی‌های پیام‌های تولیدشده در رسانه، اظهار کرد: «اول از همه باید بگویم ما روزنامه‌نگاریم؛ نه مبلغیم و نه موعظه‌گر. کار ما پیام دادن نیست؛ کار ما روایت کردن است. نخستین ویژگی هر روایت موفق، صداقت است. مردم خیلی زود تفاوت میان واقعیت و تبلیغات را تشخیص می‌دهند. هر چیزی که بوی اغراق، پنهان‌کاری یا شعار بدهد، پیش از آنکه اثر بگذارد بی‌اعتبار می‌شود. دومین ویژگی، احترام به شعور مخاطب است. مردم امروز ده‌ها منبع خبری دارند. مقایسه می‌کنند، قضاوت می‌کنند و فریب نمی‌خورند. اگر دروغ بگوییم یا واقعیت را وارونه نشان دهیم، اعتماد از بین می‌رود.ویژگی سوم، انسانی بودن است. مؤثرترین روایت‌ها معمولاً درباره سیاستمداران نیستند؛ درباره مردم‌اند. درباره مادری که بازی را دنبال می‌کند. درباره کودکی که آرزوی پوشیدن پیراهن تیم ملی را دارد. درباره مهاجری که هزاران کیلومتر دورتر از وطن، هنوز با شنیدن نام ایران احساساتی می‌شود و در نهایت، روایت‌ها باید حامل امید باشند، نه نفرت. »

تیم ملی آخرین پل مشترک

مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه در پایان با تأکید بر ضرورت حفظ تیم ملی به عنوان یک سرمایهٔ همگانی، گفت: «جامعه ایران به اندازه کافی در معرض خشم، تلخی و دوقطبی قرار دارد. ما نمی‌توانیم واقعیت‌ها را نادیده بگیریم، اما می‌توانیم از آخرین پل‌های مشترک نیز محافظت کنیم. تیم ملی یکی از همین پل‌هاست. تیم ملی را می‌توان نقد کرد، می‌توان از آن گله داشت، می‌توان از مدیرانش ناراضی بود اما نباید آن را از ملت گرفت.»

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری