حجتالاسلاموالمسلمین رسول چگینی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه شجاعت در مکتب عاشورا صرفاً به معنای نترسیدن از دشمن یا حضور در میدان نبرد نیست، گفت: شجاعت در نگاه امام حسین(ع) عبارت است از «ایستادگی آگاهانه بر حق، حتی هنگامی که هزینه آن بسیار سنگین باشد». از این منظر، شجاعترین انسان کسی نیست که قدرت جسمی بیشتری دارد، بلکه کسی است که در برابر فشارها، تهدیدها، تطمیعها و تنهاییها از مسیر حق عقبنشینی نمیکند. عاشورا نمایشگاه چنین شجاعتی است؛ شجاعتی که ریشه در ایمان، یقین و معرفت دارد.
مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت افزود: قرآن کریم مؤمنان راستین را چنین توصیف میکند: «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ؛ آنان که مردم به ایشان گفتند دشمنان برای شما گرد آمدهاند، از آنان بترسید؛ اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او بهترین کارساز است» (آلعمران: ۱۷۳). این آیه به خوبی نشان میدهد که شجاعت اسلامی از ایمان به خداوند سرچشمه میگیرد.
وی با اشاره به اینکه در مکتب اهلبیت(ع)، شجاعت بیش از آنکه یک ویژگی جسمانی باشد، یک فضیلت اخلاقی و معنوی است، ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند؛ «أَشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاهُ»؛ «شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غلبه کند». بر اساس این معیار، شجاعت عاشورایی پیش از آنکه در میدان جنگ ظاهر شود، در میدان مبارزه با خواستههای نفسانی شکل میگیرد. کسانی که در کربلا در کنار امام حسین(ع) ایستادند، ابتدا بر ترس از مرگ، دلبستگی به دنیا و نگرانی از آینده غلبه کردند و سپس در میدان نبرد شجاعت خود را به نمایش گذاشتند.
مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت در ادامه افزود: نمونه روشن این حقیقت را در شب عاشورا میبینیم. هنگامی که امام حسین(ع) بیعت خود را از یاران برداشت و فرمود که تاریکی شب را فرصت قرار دهند و بروند، هیچیک از اصحاب باوفا میدان را ترک نکردند. در گزارش تاریخی آمده است که مسلم بن عوسجه خطاب به امام عرض کرد: «وَاللَّهِ لَوْ عَلِمْتُ أَنِّی أُقْتَلُ ثُمَّ أُحْیَا ثُمَّ أُحْرَقُ ثُمَّ أُذْرَی، یُفْعَلُ بِی ذَلِکَ سَبْعِینَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُکَ»؛ «به خدا سوگند اگر بدانم کشته میشوم، سپس زنده میشوم، سپس سوزانده میشوم و خاکسترم را بر باد میدهند و این کار هفتاد بار تکرار میشود، باز هم تو را رها نخواهم کرد». این سخن نشان میدهد که شجاعت عاشورایی محصول معرفت به امام و یقین به حقانیت راه اوست.
چگینی با بیان اینکه از سوی دیگر، شجاعت در عاشورا با عقلانیت و بصیرت همراه است، اظهار کرد: گاهی تصور میشود که شجاعت یعنی بیمحابا خود را در معرض خطر قرار دادن؛ در حالی که امام حسین(ع) از آغاز نهضت تا روز عاشورا بارها اهداف قیام خود را تبیین کردند و فرمودند؛ «إِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلَا بَطِرًا وَلَا مُفْسِدًا وَلَا ظَالِمًا، وَإِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی؛ من از روی سرمستی، خودخواهی، فساد یا ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح امت جدم خروج کردم». بنابراین شجاعت عاشورایی یک حرکت احساسی و هیجانی نیست، بلکه تصمیمی آگاهانه برای دفاع از حقیقت و اصلاح جامعه است.»
استقامت همراه با بصیرت
وی بیان کرد: اگر بخواهیم از میان ویژگیهای متعدد امام حسین(ع) در مواجهه با بحرانها یک ویژگی را برجسته کنیم، باید به «استقامت همراه با بصیرت» اشاره کنیم. بسیاری از انسانها در شرایط عادی بر اصول و ارزشهای خود پایبند هستند، اما هنگامی که فشارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا حتی تهدید جانی پیش میآید، دچار تردید و عقبنشینی میشوند. آنچه شخصیت امام حسین(ع) را ممتاز میکند، این است که ایشان در سختترین بحرانها نه دچار سردرگمی شدند و نه از مسیر حق فاصله گرفتند. از زمان امتناع از بیعت با یزید در مدینه تا لحظه شهادت در کربلا، امام(ع) با شناخت دقیق شرایط و آگاهی از پیامدهای تصمیم خود، بر انجام تکلیف الهی ایستادگی کردند.
مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت با اشاره به اینکه این ویژگی ریشه در آموزههای قرآن کریم دارد، گفت: خداوند میفرماید؛ «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ»؛ پس همانگونه که مأمور شدهای استقامت کن» (هود: ۱۱۲). در آیهای دیگر نیز آمده است: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ کسانی که گفتند پروردگار ما خداست و سپس استقامت ورزیدند، نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند» (احقاف: ۱۳). امام حسین(ع) تجسم عملی این آیات بودند. ایشان نه تنها در برابر تهدیدهای حکومت اموی عقبنشینی نکردند، بلکه حتی زمانی که بسیاری از مردم کوفه دست از حمایت برداشتند و شرایط ظاهری کاملاً به زیان ایشان تغییر کرد، مسیر خود را بر اساس تکلیف الهی ادامه دادند.
چگینی ادامه داد: یکی از جلوههای مهم این استقامت را میتوان در سخن معروف امام حسین(ع) مشاهده کرد که فرمودند؛ «أَلَا وَإِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ؛ بَیْنَ السِّلَّةِ وَالذِّلَّةِ، وَهَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»؛ «این فرزند نامشروع، مرا میان دو راه قرار داده است: شمشیر یا ذلت؛ و ذلت از ما دور است». این سخن صرفاً یک شعار حماسی نیست، بلکه بیانگر یک اصل راهبردی در مدیریت بحران است؛ اینکه انسان مؤمن در شرایط دشوار ممکن است ناچار به پرداخت هزینه شود، اما نباید اصول و کرامت خود را فدای مصلحتهای زودگذر کند.
وی با تأکید بر اینکه در کنار استقامت، آرامش و اطمینان امام حسین(ع) در اوج بحران نیز بسیار الهامبخش است، اظهار کرد: منابع تاریخی گزارش کردهاند که هرچه لحظه نبرد نزدیکتر میشد، چهره امام(ع) آرامتر و نورانیتر میشد. نقل شده است: «کُلَّمَا اشْتَدَّ الْأَمْرُ تَغَیَّرَ لَوْنُهُمْ إِلَّا الْحُسَیْنَ(ع) فَإِنَّهُ کَانَ یَشْرَقُ لَوْنُهُ»؛ هرچه شرایط سختتر میشد، رنگ چهره بسیاری از افراد دگرگون میشد، اما چهره امام حسین(ع) برافروختهتر و نورانیتر میشد. این آرامش ناشی از یقین به خداوند و اطمینان به درستی مسیر بود. امروز نیز جامعه ما در عرصههای مختلف با بحرانها و چالشهای گوناگون روبهرو است. آنچه از امام حسین(ع) میتوان آموخت، این است که در مواجهه با مشکلات نباید اسیر ترس، هیجان یا تصمیمهای شتابزده شد.
مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت با اشاره به مهمترین ترس از بصیرت در شناخت حق، استقامت در پیمودن آن و حفظ کرامت انسانی در سیره امام حسین(ع) گفت: سختترین شرایط، از مهمترین درسهایی است که سیره امام حسین(ع) برای انسان معاصر به ارمغان آورده است. شاید بتوان گفت بزرگترین پیام عاشورا این است که بحرانها نباید اصول را تغییر دهند؛ بلکه اصول باید چراغ راه عبور از بحرانها باشند.
تبدیل شجاعت عاشورا از یک فضیلت فردی به یک فرهنگ جمعی
چگینی با بیان اینکه شجاعت عاشورا زمانی به یک فرهنگ جمعی تبدیل میشود که از سطح احساسات و تحسین شخصیتهای کربلا فراتر رود و به یک نظام فکری، تربیتی و رفتاری در جامعه تبدیل شود، بیان کرد: بسیاری از افراد، امام حسین(ع) و یاران ایشان را به عنوان قهرمانان شجاعت میشناسند، اما فرهنگسازی زمانی رخ میدهد که جامعه بیاموزد فلسفه این شجاعت چه بوده و چگونه میتوان آن را در عرصههای مختلف زندگی بازتولید کرد.
وی با بیان اینکه در مکتب عاشورا، شجاعت صرفاً حضور در میدان نبرد نیست؛ بلکه توانایی دفاع از حق، مقاومت در برابر ظلم، مسئولیتپذیری اجتماعی و ایستادگی در برابر انحرافات است، اظهار کرد: اگر این مفاهیم به صورت مستمر در خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه و نهادهای فرهنگی آموزش داده شود، شجاعت از یک فضیلت فردی به یک فرهنگ عمومی تبدیل خواهد شد.
مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت در ادامه با اشاره به اینکه قرآن کریم یکی از مهمترین عوامل شکلگیری فرهنگ شجاعت را امر به معروف و نهی از منکر میداند؛ تصریح کرد: یعنی مسئولیتپذیری جمعی در برابر سرنوشت جامعه. خداوند میفرماید؛ وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ؛ «باید از میان شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند» (آلعمران: ۱۰۴). نکته قابل توجه این است که امام حسین(ع) نیز هدف اصلی قیام خود را در همین چارچوب تعریف کردند و فرمودند؛ «أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ»؛ «میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم». بنابراین شجاعت عاشورایی زمانی به فرهنگ تبدیل میشود که جامعه نسبت به حق و باطل بیتفاوت نباشد و احساس مسئولیت اجتماعی پیدا کند.
چگینی با بیان اینکه یکی از ویژگیهای مهم فرهنگ عاشورا، تبدیل شجاعت از یک رفتار فردی به یک حرکت جمعی است، گفت: در کربلا تنها امام حسین(ع) شجاع نبودند؛ بلکه مجموعهای از انسانها با سنین، موقعیتها و پیشینههای متفاوت در این حماسه حضور داشتند. از حبیب بن مظاهر سالخورده گرفته تا حضرت قاسم(ع) نوجوان و از زهیر بن قین تا جون بن حوی، همگی در یک منظومه فکری مشترک به شجاعت دست یافتند. این نشان میدهد که فرهنگ عاشورا بر پایه تربیت انسانهای مسئول شکل گرفته است. در واقع، امام حسین(ع) تنها یک قهرمان شجاع نساختند، بلکه جامعهای کوچک از انسانهای شجاع را در کربلا پدید آوردند که هر یک به الگویی برای نسلهای بعد تبدیل شدند.
وی افزود: برای تحقق این فرهنگ در جامعه امروز، لازم است شجاعت تنها در عرصه نظامی یا حماسی تعریف نشود. دانشجویی که در برابر تقلب مقاومت میکند، مدیری که منافع عمومی را بر منافع شخصی ترجیح میدهد، پژوهشگری که حقیقت علمی را فدای ملاحظات غیرعلمی نمیکند و رسانهای که در برابر تحریف واقعیت میایستد، همگی جلوههایی از شجاعت عاشورایی را به نمایش میگذارند. اگر این مصادیق در ادبیات فرهنگی و آموزشی ما برجسته شوند، نسل جوان درمییابد که عاشورا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست، بلکه یک سبک زندگی است.
انتقال فرهنگ شجاعت نیازمند الگوهای عینی
مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت با تأکید بر اینکه از سوی دیگر، انتقال فرهنگ شجاعت نیازمند الگوهای عینی است، بیان کرد: در تاریخ اسلام، پس از واقعه کربلا، حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) نقش مهمی در اجتماعیسازی این فرهنگ ایفا کردند. اگرچه میدان نظامی عاشورا پایان یافته بود، اما آنان با شجاعت در عرصه تبیین و روشنگری حاضر شدند. خطبه حضرت زینب(س) در کوفه و شام و سخنان امام سجاد(ع) در برابر حاکمان اموی نشان داد که شجاعت تنها در میدان شمشیر معنا نمیشود، بلکه گاه در میدان بیان حقیقت و مقابله با جنگ روایتها جلوه میکند. به همین دلیل عاشورا توانست از یک حادثه محدود تاریخی به یک فرهنگ ماندگار در جهان اسلام تبدیل شود.
چگینی در ادامه با اشاره به سه عنصر معرفت، مسئولیت پذیری و الگوسازی، گفت: که شجاعت عاشورا زمانی به یک فرهنگ جمعی تبدیل خواهد شد که سه عنصر «معرفت»، «مسئولیتپذیری» و «الگوسازی» در کنار یکدیگر قرار گیرند. جامعهای که حق را بشناسد، نسبت به آن احساس مسئولیت کند و الگوهای عملی برای تحقق آن در اختیار داشته باشد، جامعهای شجاع خواهد بود. راز ماندگاری عاشورا نیز همین است که شجاعت را از یک فضیلت فردی فراتر برد و آن را به یک فرهنگ تمدنساز تبدیل کرد؛ فرهنگی که پس از قرنها همچنان الهامبخش ملتها در مبارزه با ظلم، تحقیر و بیعدالتی است.
عاشورا؛ مدرسه مسئولیت پذیری اجتماعی
وی اظهار کرد: باید گفت کاربردیترین الگوی عاشورا برای مواجهه با بحرانهای معاصر، «ترکیب بصیرت، استقامت و حضور مسئولانه در صحنه» است. عاشورا به ما نمیآموزد که در برابر بحرانها صرفاً احساساتی عمل کنیم یا تنها به مقاومت ظاهری بسنده نماییم؛ بلکه به ما یاد میدهد که ابتدا حقیقت را بشناسیم، سپس در کنار جبهه حق قرار بگیریم و در نهایت برای دفاع از آن هزینه بدهیم. امام حسین(ع) در شرایطی قیام کردند که بسیاری از مردم حقیقت را میشناختند، اما جرئت همراهی با آن را نداشتند. از این رو، عاشورا پیش از آنکه یک درس نظامی باشد، یک مدرسه مسئولیتپذیری اجتماعی است.
مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت ادامه داد: اگر بخواهیم این الگو را در شرایط امروز منطقه و کشور خودمان تطبیق دهیم، میتوان گفت که ملت ایران در سالهای اخیر بارها با جلوههایی از همین منطق عاشورایی مواجه شده است. هنگامی که قدرتهای سلطهگر، از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، با انواع فشارها، تهدیدها و اقدامات خصمانه تلاش کردند اراده ملت ایران را تضعیف کنند، آنچه مانع تحقق اهداف آنان شد، صرفاً تجهیزات و امکانات نبود، بلکه سرمایه عظیم اجتماعی، ایمان مردم و حضور آنان در صحنه بود. تجربه نشان داده است که هرگاه مردم با روحیه مقاومت و مسئولیتپذیری وارد میدان شدهاند، دشمن در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده است.
چگینی با تأکید بر اینکه نکته مهم این است که در عاشورا تنها امام حسین(ع) قهرمان میدان نبودند؛ بلکه مجموعهای از انسانهای مؤمن و آگاه در کنار ایشان ایستادند و همین همراهی، حادثه کربلا را به یک مکتب ماندگار تبدیل کرد، بیان کرد: امروز نیز هرگاه مردم در میدان دفاع از ارزشهای دینی، استقلال ملی و آرمانهای انقلاب اسلامی حضور پیدا میکنند، در حقیقت همان روح عاشورایی را بازتولید میکنند. رهبر معظم انقلاب اسلامی از تعبیر «ملت مبعوث شده» برای توصیف ظرفیتهای معنوی و تاریخی ملت ایران استفاده کردهاند؛ ملتی که در بزنگاههای حساس، احساس مسئولیت میکند و از صحنه کنار نمیرود. این حضور مستمر مردمی در عرصههای مختلف، یکی از مهمترین جلوههای فرهنگ عاشوراست.
وی با اشاره به آگاهی بخشی و انسجام اجتماعی گفت: از سوی دیگر، عاشورا به ما میآموزد که در بحرانها نباید تنها به میدان تقابل نظامی توجه کرد. همانگونه که پس از شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) جهاد تبیین را بر عهده گرفتند، امروز نیز بخشی از مواجهه با بحرانها در عرصه روایت، آگاهیبخشی و حفظ انسجام اجتماعی رقم میخورد. جامعهای که حقیقت را بشناسد، در برابر عملیات روانی دشمن دچار تزلزل نمیشود و میتواند با آرامش و بصیرت از منافع و ارزشهای خود دفاع کند.
مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت در پایان با اشاره به مهم ترین درسی که عاشورا برای جهان امروز به ارمغان میآورد، اظهار کرد: بنابراین، کاربردیترین درس عاشورا برای جهان امروز و به ویژه برای جامعه ما این است که در شرایط بحران، باید سه اصل را همزمان حفظ کرد؛ «بصیرت در شناخت حق»، «استقامت در دفاع از آن» و «حضور مسئولانه در صحنه». این همان الگویی است که امام حسین(ع) در کربلا ترسیم کردند و همین الگو بود که اجازه نداد نهضت عاشورا در محاصره ظاهری دشمن شکست بخورد. تاریخ نشان داده است که هر ملتی این سه عنصر را حفظ کند، حتی اگر با قدرتهای بزرگ روبهرو باشد، میتواند عزت، استقلال و هویت خود را حفظ کند و از بحرانها سربلند بیرون آید.
انتهای پیام
