اما در پس زمینه این شور و شعور عمومی، چهرههایی پنهان ماندهاند که عمر خود را صرف زنده نگه داشتن این میراث گرانسنگ کردهاند؛ هنرمندانی که بیدریغ و گاهی فراموش شده، صحنه عاشورا را بازسازی میکنند تا نسلها با فلسفه قیام امام حسین(ع) آشنا بمانند.
محمدحسن افتاده، یکی از پیشکسوتان هنر تعزیه در خراسان رضوی، گواهی بر این ادعاست که تعزیه بیش از آنکه یک نمایش باشد، زندهنگار یاد کربلا است.
وی که بیش از ۷۰ سال از عمر خود را وقف این هنر کرده است، در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: من در خانوادهای بزرگ شدم که قالیبافی شغل اصلی پدرمان بود، اما روحیه دینی مادرم، حافظ کامل قرآن بودن و نظارت دقیق او بر تلاوت من، سنگ بنای شکلگیری شخصیت مذهبیام بود. مادرم هنگام انجام کارهای خانه، بر تلاوت من نظارت میکرد و اشکالاتم را میگرفت تا با کلام وحی انس بگیرم.
وی توضیح داد: علاقه به تعزیه، ریشه در سرگرمیهای کودکیام داشت. پدرم در روزهای جمعه به ما پول جیبی میداد تا به اماکن مذهبی برویم. من این پول را صرف خرید کاغذ و قلم و گوش دادن به تعزیهخوانها میکردم. متنها را حفظ میکردم و کلمات زیبا در وصف اهل بیت را تکرار مینمودم.
افتاده اظهار کرد: در سن ۱۰ سالگی، گروه تعزیه محلی برای اجرای تعزیه عشق مسلم، به دنبال کودکی بود. چون صدای مرا در حال زمزمه کردن تعزیه شنیده بودند، من را برای اجرای این نقش دعوت کردند. اجرای من در همان روز اول مورد پسند مرحوم میرزا امیری، از اساتید بزرگ تعزیه منطقه قرار گرفت و این آغاز مسیر من در این عرصه بود.
مخاطب سختگیرتر شده است
وی در ادامه با مرور خاطرات دهههای گذشته، تفاوت فضای اجتماعی آن روزها با امروز را ترسیم و اظهار کرد: در گذشته، امکانات مادی بسیار محدود بود. بلندگو و میکروفون حرفهای نداشتیم، اما گوش شنوا و دل آماده وجود داشت. مردم در زمان اجرای تعزیه، حتی صدای نفس کشیدن را هم در نمیآوردند تا کلمات را بشنوند. بچهها را با یک نگاه به سکوت وامیداشتند. تلویزیون و سینما نبود؛ تعزیه تفریح، آموزش و اصلیترین رسانه اطلاعرسانی در مراسمها بود. ما در اعیادی مثل غدیر خم، ذبح اسماعیل و مراسم فضل و فتاح، تعزیههای شاد و در شهادت ائمه، غم و حزن میخواندیم.
این پیشکسوت تعزیه اضافه کرد: امروز اما با وجود امکانات فراوان، مخاطب سختگیرتر شده است. تعزیهخوان امروز باید مطالعهگر باشد. گروههای تعزیه باید با توجه به درخواست بانیان و شرایط روز، متن را آماده کنند. نیاز نیست همه تعزیهها را حفظ داشته باشیم، زیرا برخی از آنها سالانه یک بار خوانده میشوند.

افتاده، به تغییرات مهم در ادبیات تعزیه اشاره کرد و افزود: بعضی از عبارات اشعار از گذشته تا حال تغییر کرده است. عباراتی مثل ستمکش زینب یا واژه بیچاره برای توصیف اهل بیت، دیگر پذیرفته نیست. باید ادبیات فاخر و حماسی استفاده کرد. دشمنان را با الفاظ رکیک نمیخوانیم، بلکه با بیان بیدادگریشان، انزجار مخاطب را برمیانگیزیم. این تغییرات نشاندهنده بلوغ فکری جامعه است.
موسیقی، قلب تپنده تعزیه
برای محمدحسن افتاده، تعزیه تنها متن نیست، بلکه موسیقی است که جان در کالبد آن دمیده میشود. او معتقد است؛ پای اصلی تعزیه، موسیقی است. اگر تعزیهخوان با دستگاههای موسیقی، به ویژه دستگاه حجاز و نوا آشنا نباشد، نمیتواند حال و هوای کربلا را منتقل کند.
این پیشکسوت تعزیه ادامه داد: برای تعزیه هر کاری توانستم انجام دادم. من و دوستانم در سوگواریهای مختلفی از بم کرمان تا سبزوار و بردسکن اجرا داشتیم. اگر بگویند وسیلهای برای تعزیه در دورترین شهر است و کیفیت خوبی دارد، پول قرض میکنم تا آن وسیله را تهیه کنم. همه بچههای تعزیهخوان، از مخالفخوان و موافقخوان، در دستگاه امام حسین (ع) خدمت میکنند.
افتاده در ادامه گفت: جوانهای ما امروز در نقشهای موافقخوان و مخالفخوان با دانش روز و استفاده از فضای مجازی برای آموزش، به ما کمک میکنند. نسل جدید، تعزیه را با ابزار مدرن گسترش میدهد، اما ریشهاش همان عشق کهن است. آموزش تعزیه به صورت تجربی و سینه به سینه بوده است، اما گستردگی ارتباطات، اینترنت و فضای مجازی بر آموزش نسل جدید تعزیهخوانها تأثیر داشته و در بسط و گسترش تعزیه و موسیقی و دستگاههای موسیقی، رسانهها کمک کردهاند.
انتقاد از فراموشی هنرمندان تعزیه
این پیشکسوت تعزیه با وجود سالها حضور در سوگواریهای سراسری، گلایهای از بیتوجهی به این قشر کرد و گفت: ما که شناسنامه تعزیهی منطقه فرحآباد هستیم، از مزایای بیمه، بازنشستگی و حمایتهای قانونی محروم هستیم. متولی هنر تعزیه فقط در حد نام است! جوانانی که جوانیشان را صرف زنده نگه داشتن یاد شهدای کربلا کردهاند، در آستانه پیری و بیماری، هیچ پشتیبانی حقوقی ندارند. این بیتفاوتی، انگیزهی نسل جدید را کور میکند.
وی ادامه داد: تعزیه، حافظه زندهی کربلاست. اگر این هنر زنده بماند، نسلها با فلسفه قیام امام حسین (ع) آشنا میمانند؛ اما اگر هنرمندانی مثل من فراموش شوند، آیا تعزیه هم فراموش خواهد شد؟ نیاز است دولتمردان و مدیران فرهنگی، نگاه عمیقی به این هنر داشته باشند.
افتاده تأکید کرد: نیاز است که نگاه به تعزیه، فراتر از یک مراسم آیینی باشد و به عنوان یک صنعت فرهنگی-هنری با پشتوانهی حمایتی، دیده شود.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از تعزیهخوانان پیشکسوت اکنون در سنین بالا و با مشکلات سلامتی دستوپنجه نرم میکنند، خواستار تدوین سیاستگذاریهای مشخص برای این قشر شد.
این پیشکسوت تعزیه گفت: متأسفانه هنوز تعزیهخوانان به صورت رسمی و با شناسنامه مشخص در نظام فرهنگی کشور ثبت نشدهاند. این یعنی ما سالها عمر و جوانی خود را صرف زنده نگه داشتن فرهنگ ایثار و شهادت کردیم، اما در دوران بازنشستگی و پیری، از هیچ حمایت بیمهای، بازنشستگی یا حتی کمکهزینههای درمانی برخوردار نیستیم. این در حالی است که هنرمندان رشتههای دیگر سینما، تئاتر و موسیقی، بستههای حمایتی مشخصی دارند. چرا هنری که مستقیماً با مفاهیم دینی و ملی گره خورده، از این حمایتها محروم است؟

وی تأکید کرد: عدم حمایت از تعزیهخوانان، پیامد آن تنها آسیب به حال هنرمندان نیست، بلکه تهدیدی برای بقای این هنر در آینده است. جوانان امروز به دیده منافع اقتصادی و اجتماعی نگاه میکنند. اگر ببینند که میتوانند با تعزیهخوانی زندگی شرافتمندانهای داشته باشند و در دوران پیری حمایت شوند، قطعاً این هنر رونق خواهد گرفت؛ اما وقتی با بیتوجهی مواجه میشوند، انگیزهشان کور میشود. ما نگران این هستیم که با رفتن نسل قدیم، زنجیره انتقال این هنر ارزشمند قطع شود.
افتاده، با چهرهای آرام و نگاهی عمیق، نمادی از ایثار و فروتنی است. او که بیش از نیم قرن است در مسیر تعزیهخوانی گام برمیدارد، میخواهد بگوید که هنر تعزیه، هنر بودن است، نه نمایش دادن و تا زمانی که چنین انسانهایی هستند که زندگیشان را وقف یاد کربلا کردهاند، یاد حسین (ع) و فرهنگ عاشورا زنده خواهد ماند؛ اما اکنون، نوبت آن است که جامعه و مسئولین نیز با اقدامی جهادی و دلسوزانه، باری از دوش این فراموششدگان بردارند و چراغ این هنر را که روشناییبخش راه حق است، روشن نگه دارند.
انتهای پیام
