این شاعر در گفتوگویی مکتوب با ایسنا از لزوم بازتعریف شعر آیینی در نگاه، زبان و کارکرد گفت و اظهار کرد: گاهی شعر در خدمت مصرف سریع هیئت قرار میگیرد و در نتیجه از لایههای معرفتی و هنری خود دور میشود.
گفتوگوی ایسنا با عبدالرحیم سعیدیراد را در ادامه میخوانید:
شعر آیینی تنها برای گریاندن نبود
در ایامی چون محرم شعر آیینی به واسطه مداحیها مورد توجه قرار میگیرد و زمزمه مردم میشود. گاه این شعرها، شعرهای ضعیفی هستند و یا به ظواهر میپردازند و به مسائل عمیق وارد نمیشوند. به نظرتان برای شعر آیینی نیاز به بازتعریف داریم؟
بله؛ به گمان من شعر آیینی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف است؛ البته نه بازتعریف در اصلِ موضوع و محتوا، بلکه در نگاه، زبان و کارکرد.
شعر آیینی در سنت شعر فارسی تنها مرثیهخوانی یا گریاندن مردم نبوده است. از قصاید سنایی و محتشم گرفته تا شعرهای عمان سامانی و از معاصران قیصر امینپور و سیدحسن حسینی، علیرضا قزوه، نصرالله مردانی و دیگران شعر آیینی همواره حامل اندیشه، معرفت، حماسه، عدالتخواهی، اخلاق و تأملات عمیق انسانی بوده است. اگر امروز برخی آثار تنها به توصیف ظواهر، ذکر مصیبتهای تکراری یا برانگیختن احساسات آنی بسنده میکنند، در واقع قدری از رسالت اصلی شعر آیینی فاصله گرفتهاند.
مشکل آنجاست که گاهی شعر در خدمت مصرف سریع هیئت قرار میگیرد. مداح به دنبال اثری است که زود بر زبان مردم بنشیند و شاعر نیز ناخواسته به سمت تولید عبارات ساده، شعارگونه و گاه کممایه سوق داده میشود. نتیجه این میشود که شعر از لایههای معرفتی و هنری خود دور میشود. در چنین وضعی، مردم ممکن است شعری را زمزمه کنند، اما آن شعر لزوماً چیزی به فهم آنان از عاشورا، ظلمستیزی و زیر بار ستم نرفتن و عدالتخواهی نمیافزاید.
لذا منظورم از بازتعریف شعر آیینی یعنی بازگشت به این پرسش که برای چه منظوری شعر آیینی میسراییم؟ آیا صرفاً برای تحریک عاطفه و اشک گرفتن است یا برای ساختن انسان و بیدار کردن وجدانهای خفته و رساندن پیامهای آسمانی به نسلهای بعد است؟ خلاصه اینکه شعر آیینی باید بتواند این مفاهیم اساسی توحیدی را به زبان امروز ترجمه کند.
غلبه عاطفه بر معرفت، شعارزدگی و ضعف مطالعات دینی
در این سالها وضعیت شعر آیینی ما چگونه بوده است؟
در سالهای اخیر، اگر منصفانه ارزیابی کنیم باید دو وجه مثبت و آسیبشناسانه را همزمان ببینیم. شعر آیینی ایران در دو دهه اخیر رشد کمّی چشمگیری داشته است. تعداد شاعران جوان، جشنوارهها، کنگرههای عاشورایی، محافل ادبی و انتشار مجموعههای شعر آیینی افزایش یافته است. زبان شعر نیز تا حدی از تکلفهای گذشته فاصله گرفته و به زندگی و زبان نسل جدید نزدیکتر شده است. همچنین برخی شاعران توانستهاند مفاهیم عاشورا را با مسائل معاصر مانند مقاومت، عدالتخواهی، کرامت انسانی و بیداری اجتماعی پیوند بزنند که نقطه قوت مهمی است.
اما از طرفی دیگر، این رونق کمّی لزوماً به معنای ارتقای کیفی نیست. چند آسیب جدی در شعر آیینی امروز قابل مشاهده است؛ یکی غلبه عاطفه بر معرفت است. بسیاری از آثار صرفاً بر ایجاد تأثر و اشک تکیه دارند و کمتر به ابعاد فکری و معرفتی عاشورا میپردازند. دوم شعارزدگی است. برخی شعرها به بیانیه و شعار تبدیل شدهاند و از پیچیدگی و کشفهای شاعرانه تهی یا دور هستند. سوم ضعف مطالعات دینی و تاریخی برخی شاعران است که بدون شناخت عمیق از منابع عاشورایی، شعر آنها ممکن است به سطحینگری، تحریف یا اغراقهای غیرضروری دچار شود.
با این حال، در میان شاعران معاصر، نمونههای درخشانی نیز وجود دارد که نشان میدهد شعر آیینی هنوز ظرفیت بالایی برای نوآوری و عمقبخشی دارد. این آثار معمولاً سه ویژگی دارند: پشتوانه معرفتی، زبان شاعرانه قوی و نگاه انسانی و جهانی به عاشورا.
خطر عادتزدگی و تکرار
چالش و محدودیتهای شعر آیینی به نظرتان چیست؟
با توجه به نکات گفتهشده، شعر آیینی امروز با چالش کیفیت و عمق روبهرو است. یکی از مهمترین آسیبها، مصرفی شدن شعر است؛ یعنی شعری که برای یک مناسبت یا مجلس خاص تولید میشود و کمتر به ماندگاری ادبی و معرفتی میاندیشد. از سوی دیگر، تکرار مضامین و کلیشهها، مجال کشف افقهای تازه را از شاعر گرفته است. گاهی نیز شعر آیینی بیش از اندازه بر جنبههای احساسی و سوگمحور تکیه میکند و از ظرفیتهای عظیم اندیشه دینی، عدالتخواهی، اخلاق، عرفان و سبک زندگی الهامگرفته از اهلبیت(ع) فاصله میگیرد.
محدودیت دیگر، ضعف برخی مطالعات تاریخی و دینی است. شعر آیینی تنها با ارادت و احساس شکل نمیگیرد؛ پشتوانه معرفتی و شناخت دقیق منابع، شرط ضروری آفرینش اثری ماندگار است. همچنین شاعر آیینی باید میان تعهد و هنر توازن برقرار کند؛ زیرا هرگاه پیام بر شعر غلبه کند، اثر به شعار تبدیل میشود و هرگاه زیبایی هنری از محتوا جدا شود، هویت آیینی خود را از دست میدهد.
حرف آخر اینکه به اعتقاد من، مهمترین چالش شعر آیینی امروز، خطر عادتزدگی و تکرار است. شعر آیینی برای تداوم حیات خود نیازمند نگاهی نو، زبان تازه و بازگشت به عمق پیامهای دینی است؛ پیامی که به ساختن انسان و سبک زندگی مردم میاندیشد.
انتهای پیام
