محمود ناظرانپور در گفتوگو با ایسنا درباره ویژگیهای مقتلخوانی و عزاداری در خراسان و مشهد اظهار کرد: در گذشته شیوههای مختلفی برای اجرای مقتلخوانی، نوحهخوانی و عزاداری وجود داشت. بخشی از مراسم در قالب دستههای عزاداری در کوچهها و خیابانها برگزار میشد و بخشی دیگر در مساجد، حسینیهها و تکیهها شکل میگرفت. در برخی مجالس، عزاداران به صورت حلقهوار گرد هم میایستادند و نوحهخوانان اشعار و مقتلها را برای آنان میخواندند.
وی افزود: نوحهخوانان معمولاً افرادی بسیار باتجربه، خوشصدا و شناختهشده بودند. آنان دفترچههایی همراه داشتند که در مشهد به آن «دَستَک» گفته میشد. این دفترچهها در اندازهای کوچک تهیه میشد و متن نوحهها و اشعار در آنها نوشته میشد. نوحهخوانان این دفترچهها را در جیب یا زیر بغل خود حمل میکردند و از احترام و جایگاه اجتماعی ویژهای برخوردار بودند؛ بهگونهای که در بسیاری از موارد برای نوحهخوانی به آنان دستمزد نیز پرداخت میشد.
این پژوهشگر پیشکسوت تاریخ ادامه داد: بیشتر نوحهخوانان از میان افراد سالخورده و باتجربه انتخاب میشدند و جوانان تا زمانی که به پختگی و مهارت لازم نمیرسیدند، اجازه ورود به این عرصه را پیدا نمیکردند؛ زیرا نوحهخوانی و مقتلخوانی کاری کاملاً فنی و تخصصی محسوب میشد.
حفظ دستگاههای موسیقی ایرانی در دل نوحهها
ناظرانپور با اشاره به پیوند مقتلخوانی و نوحهخوانی با موسیقی سنتی ایران گفت: بسیاری از دستگاههای موسیقی ایرانی در دل همین نوحهها حفظ شده بودند. در دورههایی که موسیقی از سوی برخی حرام دانسته میشد، نوحهخوانان با بهرهگیری از دستگاههای مختلف موسیقی ایرانی، این میراث را زنده نگه داشتند. به همین دلیل بخش مهمی از موسیقی سنتی ایران در بستر آیینهای مذهبی استمرار پیدا کرد.
وی افزود: در گذشته هنگام سینهزنی در مساجد، مردان پیراهنهای خود را از تن درمیآوردند و چراغهای مسجد خاموش میشد. فضای مراسم کاملاً بر پایه اعتقاد و اخلاص بود و سینهزنی هیچ جنبه نمایشی نداشت.
این راوی تاریخ مشهد با اشاره به شیوههای قدیمی سینهزنی اظهار کرد: در اجرای نوحهها سبکهایی مانند «ثلاث»، «اربعه» و «سبعه» وجود داشت. در شیوه ثلاث، عزاداران به جای دو ضربه معمول، سه ضربه متوالی با یک دست بر سینه میزدند و در شیوه اربعه نیز الگوی ضربات متفاوت بود. تفاوت صدای ضربات تکدست و جفتدست، شکوه و ابهت خاصی به مجلس میبخشید.
ناظرانپور با ذکر نمونههایی از دمهای رایج آن دوران گفت: از جمله نوحههایی که خوانده میشد این ابیات بود:
«سند به گلشن پاک پیامبر
فرزند حیدر، سینه میزند»
«زاده خیرالنساء
شهزاده مقتول دشت نینوا
یا حسین بن علی»
وی افزود: در این بخش، عزاداران عبارت «یا حسین بن علی» را به صورت جمعی تکرار میکردند و با شور فراوان بر سینه میزدند؛ بهگونهای که گاهی سینه و بالاتنه برخی عزاداران خونین میشد.
این پژوهشگر پیشکسوت تاریخ خاطرنشان کرد: نوع دیگری از نوحهخوانی نیز در دستگاههای مختلف موسیقی اجرا میشد و برای توضیح آن میتوان به شیوه خوانش اشعاری مانند بیت معروف حافظ اشاره کرد:
«یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور»
ناظرانپور با اشاره به تفاوت برخی آیینهای عزاداری در مشهد قدیم گفت: در دوران کودکی من، مردم مشهد اساساً با زنجیرزنی آشنایی نداشتند. زنجیرزنی بعدها از طریق ترکزبانان وارد مشهد شد و به تدریج رواج پیدا کرد.
وی درباره تفاوت مقتلخوانی خراسان با دیگر مناطق کشور اظهار کرد: تفاوت بنیادینی وجود نداشت. نوحهها و اشعار تقریباً در سراسر ایران مشترک بودند و تفاوتها بیشتر به لهجه و شیوه اجرا مربوط میشد. تهرانیها، مشهدیها یا یزدیها همان نوحهها را با گویش و لحن خود میخواندند.
این راوی تاریخ مشهد با اشاره به سنت علمکشی در عزاداریها بیان کرد: علمهای امروزی با تزئینات فراوان در گذشته وجود نداشتند. علم در اصل همان پرچم و درفش سپاه بود؛ نشانهای سبک و قابل حمل که معمولاً روی اسب نصب میشد تا علمدار بتواند هم از خود و هم از علم دفاع کند. به اعتقاد من، شکل برخی علمهای امروزی تا حدی متأثر از صلیبهای بزرگی است که صلیبیان در جنگهای صلیبی حمل میکردند و بعدها نمونههایی مشابه آن در ایران رواج یافت.
مسجد، حسینیه و تکیه؛ سه کانون اصلی عزاداری در مشهد
وی با اشاره به مکانهای اصلی برگزاری مراسم عزاداری در مشهد تصریح کرد: عزاداریها عمدتاً در سه مکان برگزار میشد؛ مسجد، حسینیه و تکیه. مساجد آن دوران بسیار ساده و بیتکلف بودند. کف آنها با بوریا پوشانده میشد و خبری از فرش و تشریفات امروزی نبود. درهای مسجد شبانهروز باز بود و افرادی که جایی برای اقامت نداشتند، شبها در مسجد میخوابیدند.
این پژوهشگر پیشکسوت تاریخ افزود: حسینیهها نسبت به مساجد امکانات بیشتری داشتند. کف آنها با زیلو پوشیده میشد و امکاناتی مانند سماور، استکان و وسایل پذیرایی در آنها وجود داشت. مردم در این مکانها روضهخوانی برگزار میکردند و در ایام محرم غذاهایی مانند شله مشهدی میان عزاداران توزیع میشد. ظروف مورد استفاده نیز عمدتاً مسی بودند و بسیاری از آنها توسط خیرین وقف میشدند. نام واقف نیز روی این ظروف حک میشد تا از سرقت آنها جلوگیری شود.
تکیهها؛ محل تجمع همشهریان و اجرای شبیهخوانی
وی درباره تکیهها اظهار کرد: مردم شهرهای مختلف برای زائران و همشهریان خود در مشهد تکیههایی ساخته بودند. کرمانیها، یزدیها، سیستانیها و بسیاری دیگر از گروهها تکیههای مخصوص خود را داشتند که علاوه بر اسکان زائران، محل برگزاری مراسم عزاداری نیز بود. در تکیهها علاوه بر روضهخوانی، شبیهخوانی نیز اجرا میشد. شبیهخوانی نوعی نمایش مذهبی بود که وقایع عاشورا را بازآفرینی میکرد و طرفداران فراوانی داشت.
این راوی تاریخ مشهد خاطرنشان کرد: در برخی شبیهخوانیها، پیکرهای نمادین شهدای کربلا با استفاده از متکا، پارچه، پوتین نظامی و حتی گردن خونین گوسفند بازسازی میشد تا فضای واقعه عاشورا برای حاضران تداعی شود. این صحنهها تأثیر عاطفی بسیار شدیدی بر مردم میگذاشت.
ناظرانپور افزود: نقش حضرت زینب(س)، امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع) و دیگر شخصیتهای عاشورا توسط مردان اجرا میشد و همه دیالوگها و روایتها به صورت منظوم و آوازی خوانده میشد.
وی درباره وضعیت کنونی این آیینها گفت: شکل سنتی نوحهخوانی و مقتلخوانی تا حد زیادی از میان رفته است. امروزه بیشتر هیئتها از طبل، سنج، زنجیر و تجهیزات صوتی استفاده میکنند و فضای ساده و صمیمی گذشته کمتر دیده میشود.
این شاعر با اشاره به برخی رسوم قدیمی عاشورا افزود: در گذشته مردم حال و هوای متفاوتی داشتند. برای مثال مادرم از شب عاشورا آینه خانه را برمیگرداند تا کسی تصویر خود را در آن نبیند. در روز عاشورا نیز مردم کمتر میخندیدند و فضای عمومی جامعه کاملاً تحت تأثیر این مناسبت قرار داشت.
این پژوهشگر پیشکسوت تاریخ با اشاره به ضرورت مستندسازی سنتهای مقتلخوانی تأکید کرد: برای انتقال این سنتها به نسل جوان، صرف توضیح شفاهی کافی نیست. باید با بازسازی صحنهها، تولید فیلم و مستندسازی، این میراث فرهنگی حفظ شود. هنوز هم افراد سالخوردهای وجود دارند که شیوههای اصیل نوحهخوانی و مقتلخوانی، ازجمله سبکهای ثلاث، اربعه و دیگر روشهای قدیمی را به یاد دارند و میتوانند در احیای این سنتها نقش مؤثری ایفا کنند.
ناظرانپور ادامه داد: بسیاری از شکلهای جدید عزاداری محصول دورههای متأخر هستند و هرچند ممکن است زیبا و متناسب با نیازهای امروز باشند، اما با سنتهای کهن تفاوت دارند. عزاداریهای قدیم بیش از هر چیز بر سادگی، اخلاص و معنویت استوار بود؛ با این حال هر دوره شیوه خاص خود را دارد و آنچه امروز نیز وجود دارد، ارزشمند و قابل احترام است.
انتهای پیام
