۱۴۰۵-۰۴-۰۶ | ۰۰:۱۴
چرا «رودینِ» هنوز خواندنی است؟

چرا «رودینِ» هنوز خواندنی است؟

«رودین» ایوان تورگِنِف بیش از یک قرن و نیم بعد، هنوز خواندنی است چون مسئله‌اش منقضی نمی‌شود: آدمِ اهل فکر و اهل سخن، آدمی که می‌تواند جمع را گرم کند، امید تولید کند، ذهن‌ها را به حرکت بیاندازد، اما در لحظه‌ای که باید انتخاب کند و هزینه بدهد، عقب می‌رود.

به گزارش ایسنا، راحیل احمدی، داستان‌نویس در یادداشتی درباره ترجمه تازه «رودین» که توسط بابک شهاب از روسی صورت گرفته، نوشته است: «ایوان تورگِنِف از آن نویسنده‌هایی است که ارزشش فقط در «تاریخی‌بودن» خلاصه نمی‌شود؛ او پلی است میان رمان واقع‌گرای قرن نوزدهم و حساسیت‌های مدرنِ قرن بیستم. هنوز خواندنی است چون پیش از آنکه به قضاوت اخلاقی شتاب کند، بلد است آدم‌ها را در تردیدها، تناقض‌ها و شکست‌هایشان نشان دهد؛ با نثری که نه پرهیاهو است و نه نمایشی، و با نگاهی که سیاست و جامعه را از راه زندگی خصوصی، گفت‌وگوهای روزمره و سازوکارهای ظریفِ قدرت و طبقه می‌بیند. تورگنِف نه مثل برخی هم‌عصرانش به دنبال ساختن جهان‌های غول‌آسا و تکان‌دهنده است، نه مثل رئالیست‌های خشک به ثبت صرف واقعیت قانع می‌شود؛ قدرت او در «دقتِ انسانی» است: توانایی‌اش در ثبت لحظه‌ای که آدمی هم‌زمان حق دارد و ندارد، هم قربانی است و هم مقصر، هم جذاب است و هم آزارنده. برای همین است که آثارش، حتی وقتی از روسیه تزاری و مناسبات اشرافی حرف می‌زنند، درنهایت درباره مسئله‌ای جهانی‌اند: فاصله‌ میان آرزو و عمل، میان خودتصویرِ انسان و آنچه واقعاً از پسش برمی‌آید.

در همین مسیر، «رودین» یکی از کلیدی‌ترین ایستگاه‌های تورگِنِف است؛ رمانی که نخستین‌بار در سال ۱۸۵۶ منتشر شد و از همان زمان به‌عنوان پرتره‌ای ماندگار از یک تیپ روشنفکری شناخته شد، و اکنون با ترجمه‌ای تازه از روسی به فارسی: ترجمه بابک شهاب در نشر دیدآور. این کتاب بیش از یک قرن و نیم بعد، هنوز خواندنی است چون مسئله‌اش منقضی نمی‌شود: آدمِ اهل فکر و اهل سخن، آدمی که می‌تواند جمع را گرم کند، امید تولید کند، ذهن‌ها را به حرکت بیاندازد، اما در لحظه‌ای که باید انتخاب کند و هزینه بدهد، عقب می‌رود. تورگنِف این تیپ را با چنان دقتی ساخته که «رودین» صرفاً یک شخصیت داستانی نیست؛ تبدیل به نامِ یک وضعیت شده است، وضعیتی که در فرهنگ‌های مختلف تکرار می‌شود: جذابیتِ کلامی، فقدانِ اراده‌ اجرایی، و زندگی در قلمرو امکان‌ها بدون عبور به واقعیت.

رودین با ورودش به یک محفل اشرافی-فرهنگی، خیلی زود مرکز توجه می‌شود. او در گفت‌وگوها می‌درخشد، استدلال می‌آورد، چشم‌انداز ترسیم می‌کند، و شنونده را دچار نوعی هیجانِ فکری می‌کند؛ هیجانی که در جوامع بسته یا نیمه‌بسته، اغلب جانشینِ «امکانِ عمل» می‌شود. اما رمان درست از جایی جدی می‌شود که این کلامِ درخشان باید به تصمیم تبدیل شود. تورگنِف، بی‌آنکه فریاد بزند یا برچسب بزند، نشان می‌دهد چگونه آدمی می‌تواند حقیقتاً باهوش و حساس باشد و در عین حال نتواند مسئولیتِ نتایجِ حضورش را بپذیرد؛ نتواند از «صحنه‌ بحث» به «صحنه‌ زندگی» قدم بگذارد. این ناتوانی در «کنش»، فقط یک نقص فردی نیست؛ در رمان، رنگِ تاریخی هم دارد: رودین فرزند دوره‌ای است که در آن، اندیشه اغلب در اتاق‌ها و محفل‌ها می‌جوشد و پیش از رسیدن به عرصه‌ تغییر، در تردیدها و ملاحظات و ترس‌های طبقاتی ته‌نشین می‌شود.

بخش عاطفی رمان - آن‌جا که رابطه‌ها از سطح معاشرت به سطح تعهد می‌رسند- به‌خوبی نشان می‌دهد چرا «رودین» هنوز تازه است. تورگنِف می‌فهمد که بی‌عملی فقط در سیاست رخ نمی‌دهد؛ در عشق هم رخ می‌دهد. آدمی که قادر به تصمیم نیست، عواطف دیگران را در حالت تعلیق نگه می‌دارد؛ با کلمات بزرگ، امیدهای بزرگ می‌سازد، اما وقتی زمانِ ایستادن پای آن امید می‌رسد، عقب می‌کشد. این‌جا رمان از یک نقد اجتماعی فراتر می‌رود و به پرسشی اخلاقی نزدیک می‌شود: آیا شور و فصاحت، وقتی پشتوانه‌ عمل نداشته باشد، به نوعی آسیب‌زدن تبدیل نمی‌شود؟ تورگنِف رودین را صرفاً «محکوم» نمی‌کند، چون رودین رگه‌هایی از صداقت و رنج واقعی دارد؛ اما همین انصافِ روایی است که تلخی را بیشتر می‌کند، چون شکستِ آدمِ کاملاً بد، دردناک نیست؛ شکستِ آدمی که می‌توانست بهتر باشد، زخم می‌گذارد.

از نظر زبان و ساخت، «رودین» نمونه‌ای از اقتصاد روایی تورگنِف است: روایت، آرام و دقیق جلو می‌رود؛ شخصیت‌ها با چند حرکت روشن می‌شوند؛ و گفت‌وگوها میدان اصلیِ نمایشِ ذهنیت‌ها است. این انتخاب فرمی کاملاً با مضمون هماهنگ است، چون رمان درباره‌ «قدرتِ گفتار» و «ناتوانیِ عمل» است و تورگنِف نشان می‌دهد چگونه کلمه می‌تواند هم ابزارِ روشن‌گری باشد و هم پناهگاهِ فرار از مسئولیت. در چنین رمانی، ظرافتِ لحن اهمیت حیاتی دارد: باید تفاوت میان شورِ رودین، تردید یا طعنه‌ دیگران، و سکوت‌های پرمعنای صحنه‌های عاطفی درست بنشیند تا خواننده بفهمد مسئله فقط «چه گفته شد» نیست، بلکه «چگونه گفته شد» و «چه چیزی گفته نشد» هم هست.

چرا «رودینِ» ایوان تورگِنِف هنوز خواندنی است؟

«رودین» بعد از بیش از یک قرن، هنوز خواندنی است؛ چون جهانِ ما همچنان مملو از رودین‌ها است: آدم‌هایی که در فضای بحث، نظریه و شعار می‌درخشند، اما در لحظه‌ تعهد، عقب می‌نشینند؛ آدم‌هایی که ذهن‌شان تیز است، اما اراده‌شان پراکنده؛ و جامعه‌هایی که گاهی به جای سازوکارهای واقعی تغییر، به خطابه و کاریزما دل می‌بندند. تورگنِف با این رمان یادآوری می‌کند که اندیشه، اگر به مسئولیت وصل نشود، می‌تواند به نوعی خودفریبی جمعی تبدیل شود- و در عین حال، نشان می‌دهد که قضاوت درباره‌ این شکست، اگر انسانی و تاریخی نباشد، خودش نوعی ساده‌سازی است. «رودین» به همین دلیل زنده می‌ماند: چون نه فقط داستانِ یک مرد، که آینه‌ یک نسبتِ دائمی است؛ نسبتِ کلمه با زندگی.

 انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری