رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر در یادداشتی با عنوان «نگاهی به پیشینۀ «شعر رضوی»» به مناسبت شهادت حضرت امام رضا (ع) که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است: «شعر رضوی، شجره طیبهای است که ریشه در حقایق و معارف ناب اسلامی و قرآنی دارد و از چشمه فیاض «حقیقت» و«بصیرت» آب میخورد. شاعران رضوی نیز سینه خود را کشتزار محبت و معرفت آل الله (علیهم السلام) قراردادهاند و همواره در طول تاریخ رسالتی پیامبرگونه برای خود قائل بودهاند. رسالت این شاعران، بیان حقایق و معارف دینی، مبارزه با مظاهر کفر و شرک و نفاق، مقابله با جهل و خرافه و تحریف و بدعت، افشای مظالم و مفاسد حکومتهای غاصب و نامشروع، به تصویرکشیدن مظلومیت خاندان رسالت و ذکر مصایب آنان، مدح و منقبت بزرگان دینی، و در یک کلام «بیدارگری» بوده است.
اگر دواوین شاعران مسلمان پارسیزبان را مرور کنیم، خواهیم دید که از زمان شکلگیری ادبیات فارسی تا به امروز، اکثر شاعران مسلمان با افتخار و مباهات اشعاری را به ساحت ملکوتی عالم آل محمد، حضرت علی بن موسی الرضا(ع) تقدیم کردهاند.
اولین شاعران رضوی در ادب عرب
در مورد پیشینه شعر رضوی در ادبیات عرب، پیش و بیش از هر شاعر دیگری، باید از شاعر نامدار شیعیمذهب دعبل خزایی (۱۴۸-۲۴۶ق، کوفه) نام برد. شاعر مجاهد، انقلابی و دار بر دوشی که همنفس و همنشین چهار امام معصوم بوده است. شهرت دعبل اما بیشتر به خاطر قصیده بلند «تائیه» یا «مدارس آیات» است که یکی از شاهکارهای ادب شیعی است و در ۱۳۰ بیت – و به روایت علامه مجلسی در ۱۲۴ بیت - سامان یافته است. علت شهرت این قصیده به «مدارس آیات» بیت زیر است:
مدارسُ آیاتٍ خَلَت مِن تلاوهٍ
و منزلُ وحیٍ مَقفَر العرصاتِ
«ترجمه: جایگاه تلاوت آیات (قرآن) را مییابم که دیگر خالی است و منزل های وحی را میبینم که هواداری ندارد.»
هنگامی که دعبل خزاعی در محضر مبارک امام رضا(ع) بیت زیر از قصیده «تائیه» را که درباره مزار امام موسی کاظم(ع) بود، خواند:
و قبر ببغداد لنفس زکی
ضمّنها الرّحمن فی الغرفات
امام رضا با تأثر فرمود: میخواهی دو بیت به قصیدهات بیفزایم تا کامل گردد؟
دعبل با افتخار خطاب به امام فرمود: یا ابن رسول اللّه بفرمایید.
و حضرت دو بیت زیر را به قصیده دعبل افزود:
و قبر بطوس یا لها من مصیبة
توقّد فی الأحشاء بالحرقات
إلی الحشر حتّی یبعث اللّه قائما
یفرّج عنّا الهمّ و الکربات
«ترجمه: و قبر دیگر در طوس خواهد بود که حسرتها از آن مصیبت، دلها را شعلهور میکند تا به روز قیامت. تا آن که حق تعالی، قائم(عج) را برانگیزد و او با ظهورش، غم و حزن ما را برطرف سازد.»
دعبل بعد از قرائت این قصیده، مورد ستایش علی بن موسی الرضا(ع) قرار گرفت و صلهای شایسته دریافت کرد. همچنان که اشاره شد، دعبل شاعری دار بر دوش بود و سرانجام نیز به خاطر دوستی خاندان رسالت و دشمنی با بنی عباس توسط «مالک بن طوق» که در آن روزگار فرماندار دمشق بود به شهادت رسید.
علاوه بر دعبل، از ابونواس اهوازی، شاعر ایرانی تبار عرب(۱۳۳–۱۹۶ق)، ابراهیم بن عباس الصُّولی(۱۷۶- ۲۴۳ ق)، و «یَعْقوب بن اِسْحاق دورَقی اَهْوازی» معروف به اِبْن سِکّیت (۱۸۶ق – ۲۴۴ق) نیز به عنوان اولین شاعرانی که در مدح و منقبت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) شعر گفتهاند، باید نام برد.
پیشینه شعر رضوی در ادب پارسی
تاریخ تولد شعر دینی و آیینی در ادب پارسی به اواخر سده سوم و اوایل سده چهارم هجری، یعنی دوران حاکمیت دولتهای علویان طبرستان، آلبویه(دیلمیان) - اولین حکومت مقتدر شیعی که بر عراق و مناطق مرکزی، غربی و جنوبی ایران حکومت میکردند - فاطمیان و آلحمدان در ایران بر میگردد. آلبویه دارای نژاد اصیل ایرانی و از مُحبان خاندان رسالت بودند که در منطقه دیلمان ایران(گیلان) سکونت داشتند. یافتن شعری در مدح و منقت خاندان رسالت پیش از این تاریخ - دوران حاکمیت سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان – کاری بسیار دشوار است.
قلههای شعر و ادب پارسی نیز به خاطر محبت و معرفتی که نسبت به خاندان رسالت داشتهاند، همواره بیان فضایل آلالله را افتخاری بزرگ برای خود میدانسته و بر این اعتقاد و باور بودهاند که: «مادح خورشید، مداح خود است». اما در حوزه شعر و ادب پارسی، باید گفت که متأسفانه تا زمان تیموریان و پیش از صفویه(قرن های نهم تا دوازدهم) شعر آیینی از درخشش چندانی برخوردار نیست. در عصر صفویان است که با رسمیت یافتن مذهب تشیع، شعر آیینی - بخصوص شعر رضوی - قد میکشد و به بلوغ و بالندگی میرسد. این اشعار مدایح ثبتشدهای هستند که میتوان به دو گونه آنها را بررسی کرد. در بخشی از آنها، شاعران با نام بردن از حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به ساحت ملکوتی حضرت عرض ارادت میکنند. بخش دیگری از شاعران نیز در سرودههای خود به بیان فضایل رضوی، سجایای اخلاقی، کرامتهای الهی و انسانی عالم آل محمد(ص) پرداختهاند.
از خیل شاعران متقدمی که زبان به مدح و منقبت شمس خراسان گشودهاند، نام شاعرانی چون: سنایی غزنوی، خاقانی، ابن یمین، ابن حسام، جامی، بابا فغان شیرازی، طالب آملی و وصال شیرازی از برجستگی بیش تری برخوردار است. اما «سنایی» که یکی از قلههای شعر و ادب پارسی در قرن ششم است، در عرصه شعر رضوی نسبت به دیگر شاعران حق تقدم دارد. به نظر میرسد که پیش از او کسی گام در این وادی ننهاده و اگر هم شاعری درباره فضایل امام رضا شعری سروده در کتابی ثبت نشده است. چکامه فاخر و استوار سنایی در بیان فضایل امام رضا، لحن و لهجهای آمیخته با حکمت و معرفت دارد که ابیاتی از آن را با هم زمزمه میکنیم:
دین را حرمی ست در خراسان
دشوار تو را به محشر آسان
از معجزههای شرع احمد
از حجت های دین یزدان
همواره رهش مسیر حاجت
پیوسته درش مشیر غفران
بی نام رضا، همیشه بی نام
بی شأن رضا، همیشه بی شأن
ای کین تو کفر و مهرت ایمان
پیدا به تو کافراز مسلمان
در دامن مهر تو زدم دست
تا کفر نگیردم گریبان...
سنایی در ابیاتی از این چکامه فاخر و استوار به حدیث معروف «سلسله الذهب» امام رضا(ع) و شرط توحید که «امامت و ولایت» است، اشاره میکند و با صراحت تمام میگوید:
از جمله شرطهای توحید
از حاصل اصلهای ایمان
خاقانی شروانی(۵۲۰ ق، شَروان - ۵۹۵ ق، تبریز) از نامآورترین قصیدهسرایان ادب پارسی، از دیگر شاعرانی است که سیمای روشن امام رضا(ع) را در دو قصیده به تصویر کشیده است. وی در یکی از این قصیدهها اشتیاق خود برای زیارت امام هشتم را اینچنین روایت کرده است:
چه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند
عندلیبم، به گلستان شدنم نگذارند
نیست بستان خراسان را چون من مرغی
مرغم، آوخ! سوی بستان شدنم نگذارند
روضه پاک رضا دیدن اگر طغیان است
شاید ار بر ره طغیان شدنم نگذارند...
«عبدالرحمن جامی» (۸۱۷ - ۸۹۸ ق) شاعر و نویسندۀ سنیمذهب قرن نهم هجری که او را خاتم الشعرای شعر پارسی نامیدهاند، با الهام از مضمون زیارت آلیاسین با شعری به ساحت مقدس آن امام همام اینچنین عرض ادب و ارادت کرده است:
سلامٌ علی آل طه و یاسین
امامٌ یُباهی بهِ المُلکُ والدّین ...
ترجمه:«سلام بر خاندان طه و یاسین، سلام بر خاندان بهترین پیمبران، سلام بر روضهای که مسکن گرفت در آن، امامی که افتخار کند بدان مُلک و دین.»
اشعار فاخر شاعران اهل تسنن در بیان حقانیت و فضایل خاندان رسالت گویای این حقیقت روشن است که گوهر محبت و معرفت «آل الله» همه قلبها را به تسخیر خود درآورده و در این عرصه فرقی بین شیعه و سنی نیست.
مهدوی دامغانی درباره اهمیت سرودههای آیینی جامی میگوید: «با توجه و بررسی این قصیده و قصیده دیگر جامی در فاتحهالشباب و با توجه به ترجمه بسیار شیوای جامی از قصیده میمیه فرزدق در ستایش امام سجاد(ع) و ملمع زیبای او درستایش امام رضا(ع) با مطلع « سلامٌ عَلی آلِ طه و یاسین، سلامٌ عَلی آلِ خَیر النّبیین» که پیش از توسعه حرم مطهر رضوی، زینتبخش دیوار کفشکن صحن عتیق (انقلاب اسلامی) بود، میتوان به گرایش بسیار آمیخته با مهرورزی و احترام جامی به پیشوایان گرانقدر تشیع پی برد.»
(مهدوی دامغانی، محمود، «نگاهی به قصیده عبدالرحمان جامی در ستایش امیرالمومنین(ع)»، فصلنامه تخصصی ادبیات فارسی دانشگاه)
سیمای امام رضا(ع) در قاب شعر معاصر
در شعر شاعران معاصر نیز امام رضا(ع) حضوری ممتاز و برجسته دارد. یکی از دلایل این امر، وجود مرقد پاک آن امام همام در مشهد مقدس است که همواره برای ایرانیان – بخصوص اهالی شعر و ادب - منشاء خیر و برکات بوده است. اشتیاق زیارت امام رضا(ع) در جان و جهان شعر شاعران معاصر به زیبایی به تصویر کشیده شده است. درک حضور عالم آل محمد(ص) ذهن و زبان شاعران ایرانی را به درک مقام معنوی آن امام رئوف نزدیکتر کرده و باعث شده شاعران ایرانی در شعر خود ارتباطی باورپذیر و صمیمیتر با آن حضرت برقرار کنند.
برای مثال، از نسل شاعران نیمایی شاعران نامآوری چون اخوان ثالث با ارادت و معرفت تمام زبان به ستایش هشتمین خورشید پرفروغ آسمان رسالت گشودهاند. اخوان در شعری نیمایی سیمای پر فروغ خورشید بام خراسان و جهان را با نگاهی ارجمند به تصویر کشیده است:
ای علی موسی الرضا!
ای پاکمرد یثربی، در توس خوابیده
من تو را بیدار میدانم.
زندهتر، روشنتر از خورشید عالمتاب
از فروغ و فر و شور زندگی سرشار میدانم
گر چه پندارند: دیری هست، همچون قطرهها در خاک
رفتهای در ژرفنای خواب
لیکن ای پاکیزه باران بهشت!
ای روح!
ای روشنای آب!
من تو را بیدار ابری پاک و رحمت بار میدانم...
محمدعلی بهمنی نیز که به «نیمای غزل» معاصر معروف است، و در ۶۳ سالگی برای اولین بار توفیق زیارت امام رضا(ع) را پیدا کرده، داستان شأن نزول غزلی را که تقدیم به امام رئوف کرده، اینچنین روایت میکند:
«من تا زمانی که ۶۳ سالم شده بود، مشهد نیامده بودم و هیچ تجربهای از زیارت نداشتم...
یادم میآید سال ۸۴ بود که از دبیرخانه جشنواره شعر دانشجویی رضوی که در دانشکده علوم پزشکی مشهد برگزار میشد با من تماس گرفتند و مرا برای داوری جشنواره دعوت کردند... شب میلاد امام رضا(ع)، یک شب سرد زمستانی با همسرم تصمیم گرفتیم نیمهشب که حرممطهر خلوتتر است، به زیارت برویم. آن زیارت اولین زیارت عمر من بود. خیلی از این ملاقات دیرهنگام شرمنده بودم و از این که در ۶۳ سالگی برای اولین بار محضر امام رضا رسیدهام، خجالت میکشیدم. البته من برای خودم توجیهاتی داشتم؛ بیماری و شرایط نامساعد زندگی و... دلایلم بود، ولی در هر صورت آن لحظه خودم را خجل و شرمنده دیدم که چقدر دیر آمدهام و ناخودآگاه این غزل بر زبانم جاری شد:
شرمندهام که همّت آهو نداشتم
شصت و سه سال راه، به این سو نداشتم
اقرار میکنم که من، این های و هوی گنگ
«ها» داشتم همیشه، ولی «هو» نداشتم
جسمی معطر از نَفسی، گاه داشتم
روحی به هیچ رایحه، خوشبو نداشتم
فانوس بخت گمشدگان همیشهام
حتی برای دیدن خود، سو نداشتم
وایا به من که با همه مهربانیام
در خانواده نیز، دعاگو نداشتم
شعرم صراحتی ست دل آزار، راستش
راهی به این زمانه نهتو نداشتم
میشد که بندگی کنم و زندگی کنم
اما من اعتقاد به تابو نداشتم
آقا! شما که از همه کس با خبرترید
من جز سری نهاده به زانو نداشتم
خوانده و یا نخوانده به پابوس آمدم
دیگر سوال دیگری از او نداشتم...
شعر رضوی بعد از انقلاب
کارنامه شعر رضوی بعد از انقلاب نیز کارنامه قابل تأمل و پرباری است. در این میان شاعرانی چون طاهره صفارزاده، موسوی گرمارودی، و قیصر امینپور کسوت پیشتازی و پیشکسوتی دارند و در زمره شاعرانی هستند که در حوزه شعر رضوی دست به خلق و آفرینش آثاری فاخر و ماندگار زدهاند.
سید علی موسوی گرمارودی که یکی از شاعران نامآور شیعی روزگار ماست، و با شاهکارهایی چون «خط خون» و «در سایهسار نخل ولایت» بر نام بلند خود در عرصه شعر آیینی رنگ جاودانگی زده است، منظومه رضوی خود را با ادب و ارادتی قابل ستایش میآغازد:
درود بر تو
ای هشتمین سپیده
اگر از سایهساران درود میپذیری
و با سطرهایی آمیخته با معرفت و بصیرت شیعی، به زیبایی به پایان میبرد:
تاریخ چون به تو میرسد
طواف میکند
عرفان در ایستگاه حَرَمت
پیاده میشود
و کلمه
چون به تو می رسد
به دربانی درگاهت
به پاسداری میایستد!
شعر من نیز
که هزار سال راه پیموده
هنوز
بیرون بارگاه تو مانده است.
(موسوی گرمارودی، علی، گوشواره عرش، تهران، سوره مهر، چاپ سوم، ۱۳۸۸ ، سپیده هشتم، صص ۲۵۷ تا ۲۶۱.)
«طاهره صفارزاده» بانوی شاعری که جوهره شعرش «اندیشه و بیداری» است، در کتاب «دیدار صبح» شعر بلندی با عنوان «زیارتنامه» دارد که به ساحت مقدس امام رضا (ع) تقدیم شده است. این شعر رضوی با سطرهای درخشان زیر آغاز میشود:
این خانه خواب ندارد
این بارگاهِ داد
یکسره بیدار است
تعطیل و فصل ندارد.
.....
طبیب این همه بیمار
گرهگشای این همه مشکل
هرگز غریب نیست
غریب ما هستیم
که در دیار خودیم
و در محاصره محرمان بیگانه...
(صفارزاده، طاهره، دیدار صبح، تهران، پارس کتاب، چاپ دوم، ۱۳۸۴ ، زیارت نامه، صص۱۵۳ تا ۱۵۷.)
«قیصر امینپور» نیز که از طلایهداران و نامآوران شعر انقلاب اسلامی است، با غزل معروف زیر نام خود را در شمار معرفتآموزان مکتب انسانساز عالم آل محمد(ص) تا همیشه به ثبت رسانده است:
چشمه های خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند
پرسش تشنگی را تو آبی جوابی
ریگهای بیابان تو را میشناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را میشناسند
هم تو گلهای این باغ را میشناسی
هم تمام شهیدان تو را میشناسند
از نشابور با موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را میشناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را میشناسند
گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی، پیدای پنهان! تو را میشناسند
اینک ای خوب! فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را میشناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچههای خراسان تو را میشناسند
ضرورت پوستاندازی شعر رضوی
همچنان که اشاره شد، با تأکید بر این نکته که در حوزه شعر رضوی بعد از انقلاب، زایشها و رویشهای خوبی داشتهایم، و آثار فاخر و ارجمند در این حوزه قابل تأمل است، اشاره به این نکته نیز ضروری است که گفته شود با وجود گامهای نسبتا بلندی که در این عرصه برداشتهایم، هنوز تا رسیدن به قله و رسیدن به وضعیت مطلوب راه زیادی داریم.
با توجه به مقتضیات زمانه و نیاز جامعه به درک عمیقتر و اصیلتر از دین و برای این که شعر آیینی و رضوی ما از چنبره تکرار و تقلید بیرون بیاید و جانی دوباره بگیرد، زمان آن رسیده است که با بهرهگیری از منابع اصیل دینی همچون قرآن، نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه و ... در حوزه شعر آیینی از منزل صورت (مدح و منقبت) به منزل سیرت (معارف و حقایق دینی) هجرت کنیم . چنان که رهبر شهید انقلاب نیز در دیداری که در سال ۹۲ با شاعران داشتند با تأکید بر همین نکته فرمودند: «نکته بعد این است که مناجات هم جزو شعر آیینی است. شعر آیینی فقط مسئله مدح و مرثیه نیست؛ مناجات هم جزو شعر آیینی است. برای این که مضمون مناجات را درست پیدا کنیم، بهترین مرجع، دعاهاست. دوستان با صحیفه سجادیه انس پیدا کنید. شما میتوانید مضامین دعای عرفه سیدالشهداء (سلام ا...علیه) را به شعر بیاورید... معارف بلند اسلامی و قرآنی را از خود قرآن و از نهجالبلاغه و از بعضی از روایات اهل بیت - روایات اصول کافی در بخشهایی - اخذ کنید. با این منابع، انس پیدا کنید... شعر آیینی را باید متکی و مستند کنید به این معارف حقه الهیه...»
آری، امروز رسالت شاعران اصیل آیینی این است که با بهرهگیری از میراث ماندگار پیامبر خاتم (ص) – قرآن و عترت - از مدح و منقبت صرف فاصله بگیرند و همچون شاعران صدر اسلام بر مسند پیام رسانی تکیه بزنند و در این ساحت مقدس به دنبال ترویج حکمتهای دینی و احیای مکارم اخلاقی باشند. به عبارت دیگر باید با به تصویر کشیدن سیره عملی بزرگان دین، از زبان شعر برای سوق دادن اقشار مختلف جامعه به «سبک زندگی اسلامی» استفاده کنیم.
شعر آئینی ما باید پلی برای عبور از منزل گاه خاک به عالم افلاک باشد. مکتبی برای انسانسازی و جامعه سازی. چرا که از منظر اسلام، شعر فاخر پرتویی از شعور نبوت است و تنها به زبانآوری، صنعتگری، خیالپردازی و ارزشهای هنری و احساسی محدود نمیشود، بلکه راهنمای مخاطبان خود به صراط مستقیم راستی و درستی، بیداری و رستگاری، و توحید و اخلاق اسلامی ست.
با کنکاش در زندگی اهل بیت (علیهم السلام) میتوان سبک زندگی آن بزرگواران را در همه ابعاد زندگی از جمله: سلوک فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تربیتی و ... به عنوان اسوه و الگو در اختیار جامعه قرار داد و این امر رسالت اصلی شاعران آئینی روز و روزگار ماست – اینچنین باد.
انتهای پیام

