به گزارش ایسنا، در سالهای متوالی مجموعهای از مناسک، رفتارهای نمادین و سنتهای شفاهی را در نقاط مختلف کشور شکل داده که یکی از شاخصترین و در عین حال چالشبرانگیزترین آنها، آیین حاجتخواهی و بشارتدهی از طریق «توسل به درب هفت مسجد» و دقالباب مساجد در شب و روز نخست ربیعالاول است.
بررسیهای مردمشناختی نشان میدهد که ایرانیان شیعه به دلیل پیوند عمیق عاطفی و عقیدتی با خاندان پیامبر (ص) و به دلیل وقوع رخدادهای تلخ تاریخی و مذهبی در ماه صفر، مانند اربعین، سالروز رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) این مقطع از سال را سنگین و پر از ناگواری میدانند و به این دلیل در طول ماه صفر علاوه بر دادن صدقه برای دفع بلا، از انجام آیینهایی که نشانهای از شادی در خود دارند پرهیز میکنند. با تمام شدن این دورۀ سوگواری، جامعه برای خروج از این فضای اندوه، دست به دامان آیینهایی میشود که در اصطلاح فرهنگ عامه به «مژدهگرفتن» یا «بشارت پایان صفر» معروف شده است؛ آیینهایی که اجرای آنها عمدتا از غروب آخرین روز ماه صفر آغاز شده و تا نخستین ساعات رویت هلال ماه ربیعالاول ادامه دارد.
درباره یک رسم تازهتاسیس!
در میان سنتهای گوناگونی که برای اعلان پایان صفر وجود دارد، آیین حاجتخواهی با توسل به در مساجد و به ویژه رسم دقالباب هفت مسجد، بهتازگی در فرهنگ مردم جایگاه پیدا کرده و به گواه پژوهشگران فرهنگ عامه حتی قدمتی کمتر از ۳۰ سال دارد. بر اساس مستندات کتاب «تقویم آیینی ماههای قمری» که دلالت بر بخشهایی از فرهنگ مردم دارد، در مناطقی از استان اصفهان بهویژه در شهر اصفهان و مناطقی چون برخوار و میمه، باور بر این بوده است که هر کس پایان یافتن ماه صفر را به پیامبر اکرم (ص) بشارت دهد، مژده بهشت را دریافت خواهد کرد.
بر پایه این باور عامیانه، گروهی از جوانان و نوجوانان در شب آخر ماه صفر راهی کوچه و برزن میشوند و با رفتن به در هفت مسجد یا در شکل گستردهتر آن چهل مسجد، کوبه و زنجیر درهای قدیمی را به صدا درمیآورند. این رفتار نمادین با توزیع شیرینی و شکلات و در مواردی روشن کردن شمع در مقابل مساجد همراه است تا به زعم خود، آمدن ماه ربیعالاول را مژده دهند.
بیشتر بخوانید:
تنوع جغرافیایی این رفتار ابعاد تازهتری از نفوذ سنتهای شفاهی در فرهنگ بومی را نشان میدهد. در نقاط دیگری از کشور نظیر منطقه دستجرد و کهک در استان قم، این رسم چهرهای زنانه و همراه با مناسک حاجتخواهی به خود میگیرد. زنان آبادی که در طول دو ماه محرم و صفر بهطور روزانه مجالس روضه، نوحه و مجالس بیان احکام دینی را در منازل برپا میکردند، در غروب آخرین روز صفر به همراه بانوی روضهخوان و مسئلهگو راهی در مسجد آبادی میشوند. آنان در حالی که آرزوها و خواستههای قلبی خود را مد نظر دارند، دست بر در مسجد گذاشته و با تکرار ترجیعبندهایی نظیر «ماه صفر تمام شد، ماه ربیع آمده» طلب برآورده شدن حاجات خود را میکنند.
این بانوان سپس وارد مسجد شده و پس از اقامه نماز، با واسطه قرار دادن مقام پنجتن آلعبا (ع) و سوگند دادن خداوند به فرق شکافته حضرت علی (ع)، پهلوی شکسته فاطمه زهرا (س)، جگر پارهپاره امام حسن (ع) و عطش و خون گلوی امام حسین (ع)، پاداش و اجر عزاداریهای دوماهه خود را از درگاه الهی میخواهند؛ رفتاری که گاه به صورت فردی نیز در آخرین شب صفر پشت درهای بسته مساجد تکرار میشود. مشابه همین آیین در مناطقی از آذربایجان شرقی از جمله شهرستان بناب نیز به چشم میخورد که طی آن، مردم در نخستین ساعات بامداد اول ربیعالاول به در مساجد محله رفته و با کوبیدن بر در و بیان عبارتهایی، پایان ماه صفر را اعلام میکنند. نکته قابل توجه آن است که این رسم تازه خلق شده در سالهای اخیر در سایر شهرها هم با جزئیات و کیفیت متفاوتی اجرا میشود.
با این حال تحلیل و ریشهیابی این رفتارهای آئینی از منظر جامعهشناسی فرهنگی و مناسک دینی، گویای یک دوگانگی آشکار میان سنتهای عامیانه و تعالیم رسمی است. گزارشها و استفتائات دینی نشان میدهد که آیین «دقالباب هفت مسجد» و شمع روشن کردن پشت درهای بسته، هیچگونه مبنا، سند یا ریشه روایی و دینی ندارد و صرفا روایتی ساختگی یا تحریفشده از برخی احادیث است که به مرور در باورهای عامه تثبیت شده است.
بیشتر بخوانید:
از منظر علم حدیث، روایتی که عامه مردم به آن استناد میکنند و بشارت بهشت را در ازای اعلان پایان صفر میدانند، ناظر بر یک واقعه تاریخی مشخص در زمان پیامبر (ص) و برای تشخیص ایمان یکی از صحابه (حضرت اباذر غفاری) بوده است و به هیچ عنوان دلالت بر یک آیین سالانه و عمومی برای کوبیدن در مساجد ندارد. علمای دین و مراجع تقلید بارها تأکید کردهاند که چنین رفتارهایی نه تنها مستحب نیست، بلکه وارد کردن آن به عنوان یک آیین مذهبی میتواند مصداق ورود خرافات به مناسک اصیل باشد.
با وجود اینکه مراجع دینی و علمای مذهبی این رفتارها را تأیید نمیکنند، اما ماندگاری این دست رسمها در نقاط مختلف کشور نشان میدهد که سنتهای بومی چقدر روی روحیه و نیازهای روانی مردم تأثیر دارند. رسمهایی مثل زدن در هفت مسجد یا حاجتخواهی پشت در مساجد، بیشتر از آنکه یک رفتار صرفا دینی باشند، یک بهانه اجتماعی برای تغییر حالوهوای مردم هستند. جامعه بعد از دو ماه عزاداری، پرهیز از شادمانی و خودداری از برگزاری مراسمهای شادی به یک نشانه و بهانه ملموس نیاز دارد تا پایان دوره سوگواری و بازگشت به زندگی عادی را اعلام کند. کوبیدن در مساجد، پخش کردن شیرینی و ابراز شادمانی دستهجمعی، در واقع راهی برای نشان دادن پایان عزاداری و بازگرداندن نشاط به فضای جامعه است.
از طرف دیگر، اینکه مردم برای اجرای این رسمها باز هم «مسجد» را انتخاب میکنند، نشاندهنده عمق باورهای مذهبی در فرهنگ ایرانی است. حتی زمانی که مردم رفتارهایی خارج از چارچوبهای رسمی دینی انجام میدهند، باز هم بستر و کانون اصلی ابراز این احساسات، مکانهای مذهبی است. مردم برای بیان شادی یا خواستن حاجتهایشان، درِ مسجد را انتخاب میکنند و با واسطه قرار دادن اهلبیت (ع)، ارادت قلبی خود را نشان میدهند.
آنچه اهمیت دارد این است که مواجهه با چنین سنتهایی نیاز به یک نگاه هوشمندانه دارد. از یک طرف باید به نیت پاک مردمی که با توزیع شیرینی و توسل به اهلبیت (ع) به استقبال ماه جدید میروند احترام گذاشت و این فرهنگ شفاهی را شناخت و از طرف دیگر لازم است آگاهیبخشی صورت بگیرد تا سنتهای قدیمی از باورهای بیاساس جدا شوند.
انتهای پیام

