حامد بخشی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه بسیاری از رفتارهای ما در زمره شبهعلم قرار میگیرد، اظهار کرد: برای مثال، اصلاً تأیید نشده است که فرد برای درمان روماتیسم یا سایر بیماریها به جای درمان علمی سراغ درمانهای جایگزین برود. در نهایت این کار فقط اتلاف وقت و هزینه است و درمانی هم حاصل نمیشود، بلکه حتی ممکن است بیماری شدت پیدا کند. با این حال برخی افراد به سراغ طب سنتی یا دعانویسی و انواع دیگر شبهعلم میروند.
عضو هیات علمی سازمان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی افزود: این تصور که اگر افراد تفکر انتقادی داشته باشند میتوان امید داشت شبهعلم به طور کامل از علم جدا شود، تصور درستی نیست. در عین اینکه تفکر انتقادی بسیار مهم و ارزشمند است، اما به تنهایی نمیتواند مسئله شبهعلم را حل کند؛ زیرا حتی اگر تفکر انتقادی هم وجود داشته باشد، در حوزههای مربوط به دانش، نسخهها و تجهیزات علمی که پشتوانه پژوهشهای پیچیده دارند، افراد معمولاً فقط در جایگاه مصرفکننده علم و فناوری باقی میمانند.
وی ادامه داد: مشکلی که جوامع مختلف، از جمله جامعه ما، با آن روبهرو هستند این است که نهادهای شبهعلم توانستهاند برای خود جایگاهی ایجاد کنند و در مقابل، گفتمان علمی نتوانسته است سلطه و نفوذ کامل خود را در جامعه برقرار کند. هر اندازه که نهاد علم نتواند نفوذ و رسوخ کافی در جامعه داشته باشد، به همان میزان زمینه برای ورود شبهعلم فراهم میشود.
بخشی با اشاره به اینکه چگونه میتوان با فرض پذیرش گفتمان علم، آن را در جامعه نهادینه و مسلط کرد، بیان کرد: تنها راه این کار گفتوگو و شفافیت است. نمونه آن مناظرههایی است که میان حوزههای مختلف علمی یا حتی میان طرفداران علم و مدافعان شبهعلم برگزار میشود. در گذشته برخی معتقد بودند نباید با این افراد گفتوگو کرد، زیرا این کار موجب ترویج دیدگاه آنان میشود و به همین دلیل رویکرد انکار یا نادیده گرفتن را در پیش میگرفتند، اما این روش کارآمد نبوده و نیست.
عضو هیات علمی سازمان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی اضافه کرد: یکی از دلایل موفقیت مدعیان شبهعلم استفاده از تداعی و تشبیه است، زیرا این روش برای ذهن انسان ملموستر است. هرچه فرد کمتر در معرض تفکر انتقادی قرار گرفته باشد، در برابر این نوع ترفندها آسیبپذیرتر خواهد بود.
این جامعهشناس تاکید کرد: هر میزان که تفکر انتقادی در جامعه گسترش پیدا کند، افراد کمتر در دام تبیینهای سادهانگارانه و شبهعلم گرفتار میشوند. رسانهها و متولیان افکار عمومی باید به طور مستمر گفتمانها و افراد را نقد کنند و از طریق مصاحبهها، مناظرهها، گفتوگوها، طرح پرسشها و اعتبارسنجی مدعاها، تلاش کنند هر گفتمان مدعی اثرگذاری را دائماً به چالش بکشند. در چنین شرایطی، هر گفتمان احساس میکند باید برای اثبات و اعتبار سخنان خود تلاش کند. این موضوع صرفاً محدود به طب سنتی یا دعانویسی و دیگر انواع شبهعلم نیست.
وی با تأکید بر اینکه خود گفتمان علم رسمی نیز باید پذیرش به چالش کشیده شدن را داشته باشد، خاطرنشان کرد: در غیر این صورت، این گفتمان به یک ایدئولوژی تبدیل میشود که تلاش میکند صرفاً مدعای خود را در جامعه مسلط کرده و منافع خود را پیش ببرد. بنابراین این مسئله دو سطح دارد؛ یک سطح خرد که شامل تقویت تفکر انتقادی در میان مصرفکنندگان و نقش رسانه است و یک سطح کلان که شامل به چالش کشیدن دائمی مدعیان و ادعاها و همچنین اعتبارسنجی گفتارها و سخنان میشود.
بخشی خاطرنشان کرد: اگر از افراد مدعی شبهعلم بخواهیم ادعای خود را اثبات کنند، معمولاً نمیتوانند. در مقابل، رسانهها در زمانه ما میتوانند نقش مهمی در کمک به جریان علمی برای اثبات ادعاهای درست و رد مدعیات شبهعلم ایفا کنند. در واقع، راستیآزمایی رسالت اصلی رسانه در عصر حاضر است.
انتهای پیام
