حجتالاسلام خدابخش عبدلی در گفتوگو با ایسنا، ضمن تسلیت سالروز شهادت امام رضا (ع)، اظهار کرد: باید پیش از هر چیز به یک نکته مهم توجه کنیم: تحلیل سیره امام رضا (ع) نیازمند عبور از نگاه صرفاً مناقبمحور و ورود به عرصه «جامعهشناسی سیاسی» و «مدیریت استراتژیک بحران» است.
استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: دوری از پاسخهای کلیشهای و رجوع به منطق تحولات تاریخی، نشان میدهد که اقدامات ایشان یک پروژه کاملاً هوشمندانه برای بقا و سپس گسترش یک گفتمان در وضعیت سرکوب و تهدید وجودی بوده است.
مهندسی معکوس در پروژه ولایتعهدی؛ از تهدید مشروعیتزدایی تا فرصت رسمیتبخشی
وی با بیان اینکه ماجرای ولایتعهدی یک دام سیاسی تمامعیار بود، افزود: مأمون عباسی با یک بحران سهلایه مواجه بود؛ بحران مشروعیت در برابر علویان، بحران مقبولیت نزد ایرانیان، و بحران امنیتی ناشی از قتل برادرش امین. او از امام رضا (ع) دعوت کرد تا با پذیرش ولیعهدی، هر سه بحران را همزمان خنثی کند.
این استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: منطق مأمون این بود، گر امام بپذیرد، جنبشهای شیعی خلع سلاح میشوند و امامت در ساختار خلافت هضم میگردد؛ و اگر نپذیرد، بهانه برای سرکوب خونین شیعیان فراهم میآید.
این کارشناس دینی ادامه داد: امام رضا (ع) اما دست به یک «مهندسی معکوس» زد که اضلاع آن شامل «تغییر ماهیت اجبار به اختیار شرطی»، «شکستن انحصار رسانهای خلافت» و «اثبات عدم وابستگی تشکیلاتی» بود. امام پذیرش را مشروط کرد به اینکه در هیچیک از امور حکومتی دخالت نکند و این موقعیت را به یک جایگاه تشریفاتی تبدیل نمود.
عبدلی بیان کرد: همچنین با آمدن امام به قلب قدرت، تریبون رسمی پیدا شد و ایشان با گریه در هنگام حرکت از مدینه نشان دادند که این سفر استقبال از شهادت است نه قدرت. نتیجه راهبردی این مهندسی معکوس، تبدیل تهدید محو گفتمان تشیع به فرصت «به رسمیتشناسی نیمهرسمی» آن بود.
وی تاکید کرد: خوشخیالی است که فکر کنیم دشمن از دشمنی دست برمیدارد؛ دشمن همیشه با طرحهای به ظاهر سخاوتمندانه درصدد شکستن کمر مکتب و دیانت است.
جهاد تبیین و مدیریت بحران فکری؛ مناظرات به مثابه اتاق جنگ نرم
عبدلی در بخش دیگری از این مصاحبه با اشاره به اینکه عصر امام رضا (ع) دوران «بازار آزاد اندیشهها» بود، تصریح کرد: مدیریت بحران فکری توسط امام بر سه رکن استوار بود، اصل «مخاطبشناسی و تغییر ادبیات»، استفاده از منطق «بروندینی» و تثبیت مرجعیت علمی شیعه. امام با هر گروه با منطق خودشان سخن میگفت و با استفاده از استدلالهای فلسفی محض، نشان داد که اسلام مبتنی بر عقلانیت است.
وی در خصوص شرایط امروز نیز یادآور شد: اولا باید دید به معنی واقعی کلمه جهاد تبیین صورت میگیرد یا به بلیه "عدم جهاد تبیین" مبتلا بودهایم. مطلب قابل توجه دیگر محدود دیدن ناخودآگاه تبیینها به لحاظ روشی در سخنپراکنی است؛ در حالی که روشهای عملگرایانه اثر تبیینی موثر و ماندگاری دارند.
حفظ انسجام اجتماعی؛ مهندسی امید در عصر سرکوب
این پژوهشگر دینی درباره فشار ساختاری بر شیعیان در عصر عباسیان گفت: مدیریت امام رضا (ع) در این شرایط بر پایه «امیدآفرینی فعال» بود. ایشان نهاد وکالت را با رویکرد تقیهمدارانه احیا کردند تا امنیت معیشتی شیعیان حفظ شود.
وی ادامه داد: همچنین با تبیین نظری «امامت» در برابر فرقههای انحرافی و ایراد حدیث «سلسلةالذهب» در نیشابور، یک مانور اجتماعی بزرگ انجام دادند. تزریق معنویت از طریق سیره عبادی نیز بزرگترین عامل حفظ اعتماد به عنوان موتور محرکه جنبش شیعه بود.
وی تصریح کرد: عقلانیت و واقعبینی یک انسان موحد با یک انسان غیرموحد تفاوت بسیار جدی دارد و نتیجه موثریت خالق را با خطکشهای دنیایی نمیتوان سنجید؛ این نگاه باید در جامعه اسلامی احیا شود.
الگوی حکمرانی برای امروز تعامل، نه تسلیم
عبدلی سیره امام رضا (ع) را بسته کاملی از حکمت حکمرانی در شرایط بحرانی برای نظام مدیریتی امروز دانست و بیان کرد: اصل قبول مسئولیت محدود برای خنثیسازی تهدید نشان میدهد که انزواگرایی مطلق و ادغام کامل هر دو شکستخوردهاند و راه سوم تعامل هوشمندانه با حفظ خطوط قرمز است. البته اگر کیاست لازم وجود نداشته باشد، بهترین راه عدم تعامل است.
وی افزود: تفکیک «مدیریت سیاسی» از «امامت فرهنگی»، پاسخگویی واقعی به مردم در اوج فشار سیاسی و شفافیت و مرزبندی با ظلم، از دیگر درسهای این سیره است. اگر در جامعهای جهاد تبیین محقق شود، نتیجهاش همراهی مردم با حاکمیت خواهد بود و این سرمایه اجتماعی ضامن بقای حکومت حق است.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه اظهار کرد: سیره رضوی نشان میدهد مدیریت بحران، آفرینش یک نظم جدید از دل فروپاشی است. منادیان حق نباید فراموش کنند که امتیاز دادنهای ظاهری دشمنان قطعا با کید و مکر همراه است و باید مترصد دشمن بود و در مواقع مناسب ضربه خود را وارد کرد.
انتهای پیام

