«خلیل»؛ پدر منوچهر سال ۱۲۶۲ در تهران زاده شد اما اصالت خاندان او به «نور» مازندران بازمیگشت. او آموزگار، مدیر مدرسه و اهل شعر و ادب بود؛ آمدوشد خاندان پدری و بزرگ شدن در تهران قدیم و بعدها همنشینی با بزرگانی مانند «ابراهیم پورداوود»، «محمد معین» و حضور در جلسات خصوصی «علیاصغر حکمت»، نخستین پیوندهای جستجوگری در تاریخ را در او زنده کرد.
کالج البرز خانه نخست جستجوگری علمی
منوچهر ستوده در سال ۱۳۰۶ تحصیلات ابتدایی و ۱۳۱۲ دوران متوسطه را در تهران به پایان رساند. حضور در کالج آمریکایی «البرز» بود که باعث آشنایی او با زبان انگلیسی شد؛ آشناییای که بعدها دریچهای به منابع تازه برایش گشود.
کار و تحصیل توامان بود و او در دبیرستان «البرز» مدتی تلفنچی دکتر «جردن» مدیر کالج بود، مدتی هم در کتابخانه کالج مشغول به کار و همانجا با برگهنویسی، یادداشتبرداری و اداره کتابخانه و منابع انگلیسی آشنا شد.
در همان سالها، مواجهه او با کتابی از «فریا استارک» درباره «الموت»، کمک کرد تا او نخستین خشت پژوهش در جهان جغرافیای تاریخی را بر زمین بگذارد.
فعالیت سیاسی، چشمی باز بر روزگار
به گفته سید رحیم موسوی ساروی مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مازندران، عمر حضور منوچهر ستوده در عرصه سیاست کوتاه بود و به دوران نوجوانی او بازمیگردد.
او دراینباره گفت: استاد ستوده مدت کوتاهی در دوران نوجوانی؛ یعنی دوره پهلوی اول به سیاست عملی ورود پیدا کرد اما این تجربه کوتاه بود. در سالهای بعد اگرچه موشکافانه پیگیر آن بود اما به آن وارد نشد، چنانچه میبینیم او با چه دقتی رویدادهای سالهای ۲۱-۱۳۲۰ و ورود متفقین به ایران را رصد کرده و با جزییات نوشته، یا یادداشتهای او درباره روزهای ۵ دی تا سوم اسفند ۱۳۵۷ همگی نشان میدهد او همواره چشمی بر سیاست داشت.
عشق او به ایران و غم هجوم بیگانگان به خاک مادری بود که شعر معروف «خون است دلم برای ایران» را خلق کرد؛ ستوده این شعر را ۶ اسفند ۱۳۲۱ در بندر انزلی سرود و در بیتی از آن، یکرنگی ملت و دولت را داروی شفای ایران میداند و آرزوی حفظ آن را از «چشم بد شریر» دارد.
موسوی ساروی همچنین از واکنشهای تند او نسبت به اوضاع نابسامان مناطق «ماورالنهر» میگوید که در نخستین سفرها با آن مواجه شد: با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شرایط این مناطق آشفته و نابسامان شد؛ مواجهه رو در رو با حجم نابسامانی باعث شد ستوده در دیدارهای خصوصی دوستانه با لحنی گزنده انتقادهای تندی نسبت به این شرایط داشته باشد.

فرهنگ گیلکی؛ زاده جنگ و آموزگاری
ستوده در سال ۱۳۱۳ تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشسرای عالی آغاز کرد و همان سال، پای پیاده و از مسیرهای کوهستانی، نخستین سفرش را به «الموت» انجام داد. او بعدها درباره انگیزه خود از این سفر گفته بود که دیدن یک زن انگلیسی که از لندن راهی الموت شد تا حسن صباح را بشناسد، او را به شرم و کنجکاوی واداشت که چرا خود از سرزمین خویش بیخبر است. حاصل این سفر، نخستین گزارش پژوهشی او در نشریه «تعلیم و تربیت» بود.
پس از پایان خدمت نظاموظیفه، ستوده مدتی به مشاغل گوناگون از جمله راهسازی و نوشتافزارفروشی روی آورد، اما جنگ جهانی دوم کسبوکارش را متوقف کرد و او به آموزگاری در دبیرستانهای لاهیجان و بندر انزلی روی آورد. همین دوران، نقطه آغاز یکی از مهمترین پروژههای او بود؛ گردآوری واژههای گیلکی که بعدها در قالب کتاب «فرهنگ گیلکی» با حدود هشتهزار واژه منتشر شد؛ اثری که با وجود سادگی ساختار، در زمان خود گامی پیشگام در فرهنگنویسی گویشهای محلی ایران به شمار میرفت.
مدیر مرکز اسناد مازندران با طبقهبندی آثار ستوده در ۴ گروه، درباره آنها میگوید: عمده آثار استاد به چهار دسته تقسیم میشوند؛ تصحیح نسخ خطی، آثاری که با بررسیهای میدانی شکل گرفته و با مطالعات کتابخانهای تکمیل شده، انتشار مجموعه اسناد و زبان و گویش که بیشتر شامل تصحیح نسخ خطی است.
دکترا، پیوند دانش شفاهی و مکتوب
ستوده در سال ۱۳۲۳ برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری ادبیات فارسی به تهران بازگشت. به پیشنهاد استادش «بدیعالزمان فروزانفر»، موضوع رسالهاش را «قلاع اسماعیلیه در رشتهکوههای البرز» انتخاب کرد؛ موضوعی که به دلیل نیاز به بررسیهای میدانی گسترده، بیش از چهار سال به درازا کشید.
این پایاننامه، آمیزهای از تاریخ، جغرافیا، معماری و پژوهش مکتوب بود و پیوند میان ادبیات و جغرافیای تاریخی را در کارنامه او رقم زد. از همینجا، شیوه کار ویژه ستوده شکل گرفت؛ ترکیب مطالعه اسناد کتابخانهای با مشاهده مستقیم میدانی و گفتوگو با آگاهان محلی.
دیداری در سال ۱۳۲۷ با دوست دیرینهاش محمدتقی دانشپژوه، انگیزه تازهای برای مطالعه درباره مازندران در او برانگیخت. در همین سالها بود که دوستی عمیق و پرثمر او با ایرج افشار نیز آغاز شد و تا مرگ افشار در سال ۱۳۸۹ ادامه یافت.

جغرافیای تاریخی، یادگار ستوده در دانشگاههای ایران
با حمایت «سیدمحمد مشکوة»، ستوده به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران منتقل شد و مدتی بعد، به پیشنهاد فروزانفر، تدریس جغرافیای تاریخی را در دانشکده الهیات برعهده گرفت؛ رشتهای که پیش از این در دانشگاههای ایران سابقه نداشت و ستوده باید چارچوب و شیوه تدریس را تعیین میکرد.
این تدریس تا زمان بازنشستگی او در آذر ۱۳۵۷ ادامه داشت.
وی همچنین سالها ریاست «مرکز تحقیق و مطالعه تمدن و فرهنگ ایران» را برعهده داشت و مراتب استادیاری، دانشیاری و استادی را بهترتیب در سالهای ۱۳۴۱، ۱۳۴۸ و ۱۳۵۴ به دست آورد.
از «آستارا تا استارباد»؛ شاهکار یک عمر پیمایش
مهمترین دستاورد پژوهشی ستوده، مجموعه ۱۰ جلدی «از آستارا تا استارباد» با بیش از ۴ هزار صفحه پژوهش میدانی بدون منبع است؛ طرحی که با پیشنهاد انجمن آثار ملی برای مستندسازی بناهای تاریخی شمال ایران آغاز شد، اما بهمرور به پروژهای عظیم درباره کل جغرافیای تاریخی گیلان، مازندران و بخشهایی از استان گلستان بدل شد.

او از پیشگامان کتیبهشناسی و خواندن خط کوفی شناخته میشود و برای ثبت مقالات محلی ارزش بسیاری قائل بود. ستوده در توصیف روش کار خود گفته بود که زمانی متوجه شد یکی از مورخان کهن، «میر ظهیرالدین مرعشی»، مسیر کوهستانی دشواری را برای رسیدن به تبرستان پیموده، دریافت که پژوهش تنها با نشستن پشت میز ممکن نیست؛ پس خود همان مسیر را طی کرد. این نگرش، محور اصلی کار او در طول دههها شد؛ پیمایش پیاده یا با چارپا در امتداد رودخانهها از مصب تا سرچشمه، بررسی مستقیم بناهای تاریخی، خواندن کتیبهها و سنگقبرها و ردیابی مسیر لشکرکشیهای تاریخی.
از ورارود تا خاندان خلعتبری در مازندران
منوچهر ستوده اولین ایرانی بود که نخستین فرهنگ گویشی را منتشر و راه را برای آیندگان هموار کرد. او در کنار جغرافیای تاریخی، چند فرهنگ گویشی دیگر ازجمله «فرهنگ بهدینان» (واژههای زرتشتیان کرمان و یزد)، فرهنگ کرمانی، فرهنگ سمنانی و نواحی همجوار آن، و فرهنگ نائینی نیز منتشر کرد. آخرین اثر او در این حوزه، «گویش مردم تهران» بود که سالها در انتظار مجوز انتشار ماند.

او همچنین در حوزه سندپژوهی فعال بود و آثاری مانند «اسناد پادریان کرملی»، «اسناد خاندان خلعتبری» و «اسناد پراکنده حکام ولایات قاجار» را گردآوری و منتشر کرد. عشق دیرینه او به «ورارود» یا ماوراءالنهر نیز پس از فروپاشی شوروی به ثمر نشست؛ ستوده در نخستین ماههای ناامنی پس از فروپاشی، هشتاد روز در آن مناطق ماند و حاصل کارش کتابهای بسیاری مانند «آثار تاریخی ورارود و خوارزم» در سه جلد شد.
در کنار این آثار، ستوده به تصحیح و تحشیه منابع کهن درباره شمال ایران نیز پرداخت؛ موسوی ساروی در تشریح این آثار گفت: ستوده بیشتر وقت خود را به پژوهش گذراند و به همین دلیل اندک ترجمههای او بیشتر در دانشنامه منتشر شدهاند. عمر پرثمر او به تصحیح آثاری مانند «گوهرنامه»، «نصف جهان فی تعریف الاصفهان»، «حدودالعالم»، «جغرافیای اصفهان»، «مهماننامه بخارا»، «احیاءالملوک»، «عجائب المخلوقات»، «صورالاقالیم»، «صیدنه»، «تاریخ بدخشان»، «تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس»، «راهنمای قطغن و بدخشان»، «روزنامه سفر گیلان ناصرالدین شاه»، «سفرنامه بنادر و جزایر خلیج فارس»، «آثار و احیاء»، «مجمل رشوند»، «ظفرنامه خسروی»، «تاریخ راقم» و همچنین تصحیح تاریخهای مازندران و گیلان شامل «تاریخ رویان اولیاءالله»، «تاریخ مازندران گیلانی»، «تاریخ گیلان و دیلمستان مرعشی»، «تاریخ خانی»، «تاریخ فومن عبدالفتاح»، «تاریخ گیلان»، «تاریخ مازندران» و «تاریخ خاندان مرعشی مازندران» سپری شد. بسیاری از این آثار به همت «بنیاد فرهنگ ایران» و با حمایت «پرویز ناتل خانلری» منتشر شدند.
وی میافزاید: در کنار اینها، ستوده مقالههای تخصصی بسیاری برای دانشنامههایی چون «ایرانیکا»، «دانشنامه جهان اسلام» و «دائرةالمعارف بزرگ اسلامی» نوشت.
ایرانپژوهی برای تمامی نسلها
ستوده در آبان ۱۳۲۴ با «شکوهاقدس شمشیرگران» ازدواج کرد. پس از انقلاب و بازنشستگی، در زمینی نزدیک «سلمانشهر» به باغداری و زنبورداری پرداخت؛ زمینی که بعدها آن را وقف فعالیتهای فرهنگی کرد. او همچنین خانه ییلاقیاش در «کوشکک لورا» را محل همسایگی و همراهی با دوستانش «ایرج افشار» و «احمد اقتداری» قرار داد.

در سال ۱۳۸۱، او کتابخانه شخصیاش را شامل حدود ۲۵۴۷ جلد کتاب و ۱۷۰ عنوان نشریه ادواری به مرکز «دائرةالمعارف بزرگ اسلامی» اهدا و باغی دههکتاری را وقف «بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار» کرد تا از عایدات آن، آثار پژوهشی در حوزه تاریخ و جغرافیای ایران منتشر شود.
از او دو پسر به نامهای «مازیار» و «ماکان» و سه نوه باقی ماندند؛ پسر دیگرش، دکتر «افشین»، سال ۱۳۸۴ در جوانی درگذشت. منوچهر ستوده پس از ۱۰۳ سال زندگی پربار، بر اثر عارضهای ریوی در بیمارستانی در «چالوس» بستری و در ۲۰ فروردین ۱۳۹۵ درگذشت و در آرامستان «سلمانشهر» به خاک سپرده شد.
میراث علمی او از فرهنگهای گویشی گرفته تا مجموعه عظیم «از آستارا تا استارباد» همچنان مرجعی بیبدیل برای پژوهشگران جغرافیای تاریخی و فرهنگ محلی شمال ایران به شمار میرود.
انتهای پیام


