محمد جهانپا در گفتوگو با ایسنا با اشاره به آثار عمیق جنگ بر زندگی فردی و اجتماعی انسانها، اظهار کرد: جنگ تنها به تخریب زیرساختها و شهرها محدود نمیشود، بلکه پیش از هر چیز ذهن، احساس و روان انسانها را درگیر میکند. اضطراب، سوگ، احساس ناامنی و کاهش امید از مهمترین پیامدهایی است که پس از هر جنگ یا بحران در جامعه باقی میماند و حتی سالها پس از پایان درگیریها نیز آثار آن قابل مشاهده است.
وی ادامه داد: به همین دلیل، بازسازی یک جامعه صرفاً با ساختن ساختمانها و زیرساختها محقق نمیشود، بلکه بازسازی فرهنگی و روانی نیز ضرورتی انکارناپذیر است. در این میان، هنر میتواند نقشی مؤثر ایفا کند، زیرا زبان هنر، زبانی جهانی و انسانی است و این ظرفیت را دارد که احساسات، رنجها و امیدهای مشترک انسانها را به تصویر بکشد.
این کارگردان تئاتر با تأکید بر جایگاه هنر نمایش در فرآیند التیام جامعه، اضافه کرد: تئاتر از معدود هنرهایی است که ارتباطی زنده و بیواسطه میان هنرمند و مخاطب برقرار میکند. همین ویژگی باعث میشود مخاطب نهتنها یک روایت را ببیند، بلکه آن را با تمام وجود تجربه کند و با شخصیتها و موقعیتهای نمایشی همذاتپنداری داشته باشد.
جهانپا بیان کرد: زمانی که مخاطب در فضای تئاتر با مفاهیمی مانند رنج، ایثار، مقاومت، امید یا از دست دادن روبهرو میشود، فرصتی پیدا میکند که احساسات سرکوبشده خود را بازشناسی کند. شاید هنر به معنای مستقیم درمانگر نباشد، اما بدون تردید میتواند مسیر التیام را هموار کند و امید را دوباره در جامعه زنده نگه دارد.
وی درباره نقش هنر نمایش در حفظ حقیقت و جلوگیری از تحریف روایتهای تاریخی، بهویژه پس از جنگ، خاطرنشان کرد: تئاتر هنری زنده است و به همین دلیل ظرفیت بسیار بالایی برای ثبت و انتقال حقیقت دارد. زمانی که یک اثر نمایشی بر پایه پژوهش، شناخت دقیق و صداقت هنرمند شکل بگیرد، میتواند بخشی از حافظه تاریخی یک ملت را ثبت کند و اجازه ندهد واقعیتها به مرور زمان دستخوش فراموشی یا تحریف شوند.
این کارگردان تئاتر ادامه داد: هنرمند باید نسبت به روایتهایی که ارائه میکند احساس مسئولیت داشته باشد. اگر نمایشنامهنویس یا کارگردان بدون مطالعه و صرفاً با نگاه سطحی به سراغ موضوعات مهمی مانند جنگ برود، نتیجه کار اثری خواهد بود که نهتنها به حقیقت نزدیک نیست، بلکه ممکن است تصویری ناقص یا نادرست از واقعیت ارائه دهد.
جهانپا با بیان اینکه تئاتر نباید به شعارزدگی یا روایتهای کلیشهای تن بدهد، اضافه کرد: آنچه ماندگار میشود، پرداختن صادقانه به ابعاد انسانی، اخلاقی و اجتماعی وقایع است. مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال روایتهایی واقعی و عمیق است، روایتهایی که انسان را در مرکز توجه قرار دهند و تجربههای زیسته را بدون اغراق یا سادهسازی بازگو کنند. هر نمایش صادقانه میتواند به سندی فرهنگی برای نسلهای آینده تبدیل شود، سندی که علاوه بر ثبت بخشی از تاریخ، ارزشهای انسانی و اجتماعی آن دوره را نیز منتقل میکند. به همین دلیل، تئاتر نقش مهمی در پاسداری از حافظه تاریخی ملتها دارد.
وی ادامه داد: تجربه کار روی آثار حماسی، آیینی و اجتماعی به من نشان داده است، که مخاطب ایرانی اگر با اثری صادقانه، پژوهشمحور و هنرمندانه روبهرو شود، ارتباطی عمیق با آن برقرار میکند. مخاطب امروز آگاه است و بهخوبی میتواند تفاوت میان اثری که از دل دغدغههای واقعی خلق شده با اثری که صرفاً برای انتقال یک پیام مستقیم تولید شده را تشخیص دهد. پرداختن به موضوعات حساس اجتماعی نیازمند شناخت دقیق جامعه، تحقیق، مطالعه و احترام به شعور مخاطب است. هنرمند نباید مسائل پیچیده را بیش از حد سادهسازی کند یا تلاش کند نتیجهگیری مشخصی را به مخاطب تحمیل کند، بلکه باید زمینهای فراهم شود، که تماشاگر خود به اندیشیدن و تحلیل برسد.
این کارگردان تئاتر با اشاره به مسئولیت اجتماعی هنرمندان در دورههای بحرانی، بیان کرد: بدون تردید هر هنرمندی نسبت به جامعه خود مسئولیت اخلاقی دارد. البته این مسئولیت به معنای تولید آثار سفارشی یا شعاری نیست، بلکه به معنای وفادار ماندن به حقیقت، کرامت انسان، صداقت در روایت و تلاش برای افزایش آگاهی و امید در جامعه است. در شرایطی که جامعه با بحرانهای مختلف روبهرو میشود، هنر میتواند یکی از مهمترین ابزارهای تقویت همبستگی اجتماعی باشد. تئاتر این توانایی را دارد که انسانها را کنار یکدیگر بنشاند، تجربههای مشترک را بازگو کند و فضایی برای همدلی و گفتوگو فراهم آورد، موضوعی که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
جهانپا مهمترین رسالت هنر نمایش در شرایط کنونی را بازسازی سرمایه اجتماعی دانست و گفت: امروز تئاتر باید به تقویت گفتوگو، افزایش اعتماد اجتماعی، حفظ هویت فرهنگی و انتقال ارزشهای انسانی به نسل جوان کمک کند. جامعهای که گفتوگو در آن جریان داشته باشد، در برابر آسیبها و بحرانها نیز مقاومتر خواهد بود. درواقع تئاتر باید پلی میان گذشته، حال و آینده باشد؛ از یک سو حافظه تاریخی ملت را زنده نگه دارد و از سوی دیگر، چشماندازی امیدوارکننده پیش روی نسلهای آینده ترسیم کند. هنر زمانی موفق است که بتواند انسان را به اندیشیدن، همدلی و احساس مسئولیت نسبت به جامعه دعوت کند.
وی با تأکید بر نقش ماندگار هنر در عبور از بحرانها، تصریح کرد: تاریخ نشان داده است که ملتها پس از جنگها و بحرانهای بزرگ، همواره با اتکا به فرهنگ و هنر توانستهاند بخشی از زخمهای خود را التیام ببخشند. تئاتر نیز به دلیل ارتباط مستقیم با انسان، میتواند سهم مهمی در این مسیر داشته باشد، مسیری که از حقیقت، گفتوگو و امید میگذرد و به بازسازی فرهنگی و اجتماعی جامعه منتهی میشود.
انتهای پیام

