یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۸:۲۲
شاعری که تبعید را در تک‌تک واژگانش می‌دید

شاعری که تبعید را در تک‌تک واژگانش می‌دید

محمود درویش با بیان اینکه همه نوشته‌های او را می‌توان شعر تبعید خواند، گفته بود: «تبعید مفهومی بسیار وسیع و در عین حال نسبی است. هر شعری بیان امر تبعیدی یا غریبگی است، وقتی این غریبگی تجربه واقعی می‌شود، تبعید پررنگ‌تر می‌شود. تبعید را در تک‌تک واژگانم می‌بینم. اما شکایتی ندارم، چون هر چه باشد، این تبعید در مسیر شعری‌ام به من لطف بسیار کرده است.»

به گزارش ایسنا، فصلنامه «نگاه نو» در بخش گفت وگوی خود، مصاحبه، «محمود درویش» شاعر فلسطینی را با عنوان «ادبیات در ذات خود قومیت‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد» با ترجمه احسان موسوی خلخالی آورده است که در ادامه بخش‌هایی از این مصاحبه را می‌خوانیم: 

در شعرهایت، شعری هست که در وضعیت تبعید نوشته نشده باشد؟ آیا نمی‌توان تبعید را معادل واقعی وضعیت شاعر در جهان دانست، چه در وطنش حضور داشته باشد چه در تبعید؟

همه نوشته‌های مرا می‌توان شعر تبعید خواند. من در تبعید زاده شدم. تبعید مفهومی بسیار وسیع و در عین حال نسبی است. ممکن است کسی در جامعه‌اش تبعید شده باشد، یا در خانواده‌اش تبعید شده باشد، یا در عشق یا در درون خودش. هر شعری بیان امر تبعیدی یا غریبگی است، وقتی این غریبگی تجربه واقعی می‌شود، تبعید پررنگ‌تر می‌شود. من این تبعید را در تک‌تک واژگانم می‌بینیم. اما شکایتی ندارم، چون هر چه باشد، این تبعید در مسیر شعری‌ام به من لطف بسیار کرده. به من فرصت داده که میان فرهنگ‌ها، ملت‌ها، شهرها سفر کنم.

تبعید تجربه شعری‌ات را ورزیده کرد و به نگاهت غنا بخشید. باعث تحولی در شعر تو شد. شعر تو اکنون مشخصه‌هایی دارد که پیش از تبعید اثری از آن دیده نمی‌شد.

درست است، اما اجازه بده بعضی مفاهیم را تصحیح کنم: من قدیم‌تر باور داشتم که شعر نوعی مبارزه است، اما امروز باور ندارم که شعر تأثیری فوری دارد. تأثیر شعر بسیار کُند است، باید متراکم شود و رسوب کند تا تأثیر بگذارد.

آنچه باعث شد که لحن شاعرانه من ورزیده شود، موضوع فاصله بود. فاصله به من فرصت داد که در خودم، در اشغالگری، در صحنه پیشِ رویم و در زندان تأمل کنم و این جنبه‌ای قدسی به شعرم بخشید. باعث شد که آیین شعر صرفاً زیبایی باشد؛ بدون تعهد به هیچ چیز دیگری.

اینکه انسان در دوردست‌ها گم شود نوعی آزادی به همراه می‌آورد. هر چه مردم کمتر تو را بشناسند، خودت را بیشتر می‌شناسی. این هم بخشی از پختگی بود. بیشتر خواندم، با شعر اروپایی آشناتر شدم و رواداری را یاد گرفتم. چون در نهایت همه ما تبعیدی هستیم، هم من و هم آن اشغالگر. هردو گرفتار تبعیدیم. او در درون خود تبعید شده است و من قربانی تبعیدشدگی اویم. ما همه بر این سیاره زیبا همسایه یکدیگریم. ما همه تبعید شده‌ایم و همگی در مسیر سرنوشت مشترک انسانی پیش می‌رویم و آنچه موجب یگانگی ما می‌شود، نیازمان به روایتِ داستان این تبعید است.

فکر نمی‌کنی که چون در تبعید بودی این مسیر را رفتی؟ حالا که عشق به میهن به یک حقیقت تبدیل شده است، در میانه گرفتاری‌های زندگی روزمره ناچار نیستی مسیر را برعکس بروی؟ به سمت واقعیت ملموس؟ و از این بابت نمی‌ترسی؟

آنچه شعر با آن ارتباط دارد، سیاست است نه تبعید. از زاویه شعر که نگاه کنیم، وضعیت کنونی بهتر است. برای هر مشکلی راه‌حلی جادویی داریم: تا کشور نداشته باشیم، وضع همین است. این نگاه سیاسی به مسئله است. اما از نظر ادبی خطای بزرگی است. روزی که فلسطینی‌ها کشور داشته باشند، چالش ادبی بسیار دشوارتر خواهد شد. کشور برای نوشتن شرایط «طبیعی» فراهم می‌کند و آنجاست که نویسنده در بوته آزمایش قرار می‌گیرد: آیا این آثار ادبی ارزش نوشتن دارند؟ بسیاری از نویسندگان فلسطینی بر پایه ایده «غیاب کشور» قلم زده‌اند، اما کشور و نه حتی میهن که موضوعی ادبی نیست. مسخره خواهد بود اگر میهن را داشته باشی و بخواهی همچنان درباره آن با لحنی حماسی و هیجانی صحبت کنی. برای همین، وقتی کشور فلسطین با حکومت مستقل بر پا شود، بخش بزرگی از ادبیات فلسطین در تنگنا قرار خواهد گرفت و بحران‌زده خواهد شد. رؤیاها عملی شد، خب حالا چه؟

من شخصاً با این بحران مواجه نخواهم شد چون از آن عبور کرده‌ام. میهنم را در زبان ساخته‌ام و حتی کشور هم در آن برپا کرده‌ام.

اگر شعر فضای انسانی‌ای نداشته باشد که ذات و وجدان انسان را لمس کند، متن فرو خواهد مُرد. البته این حرف معنایش این نیست که فقط باید درباره مسائل جهان‌شمول و انتزاعی بنویسیم.

ادبیات از زندگی روزمره سرچشمه می‌گیرد، اما آیا این زندگی روزمره محصور در مرزهای میهن است؟ میهن چیست؟ جایی است که انسان‌ها در آن فرصت رشد و پیشرفت پیدا می‌کنند، نه چیزی که به صِرف پرچم و شعار تبدیل شود.

خانم دستاران/شاعری که تبعید را در تک‌تک واژگانش می‌دید

صدوچهل و نهمین شماره فصلنامه «نگاه نو» با یادداشت علی‌ میرزائی، سردبیر این مجله با عنوان «نفرین بر جنگ و جنگ‌افروزان!» آغاز می‌شود. میرزائی این شماره را به «هموطنان‌ مظلوممان که بر اثر یورش موشکی آمریکا به ساختمان پیش‌دبستانی و دبستان شجره طیبه میناب به شهادت رسیدند.» پیشکش کرده و با اشاره به شهادت دانش‌آموزان و معلمان در مدرسه «شجره طیبه» نوشته است: «این فاجعه وحشتناک را از یاد نبریم. فراموش نکنیم که جبران‌پذیر نیست. جا دارد مکانِ فرهنگی - آموزشیِ درخوری را در مکانی که روزانه بیشترین بیننده را دارد، به یاد این ۱۵۶ تن نامگذاری کنیم؛ اگر تاکنون چنین نکرده‌ایم.» در ادامه فراخوان بیستمین دوره جایزه «مهتاب میرزائی» آمده است.

بخش مقالات با این مطالب همراه است: «دریغا ایران: آتشِ جنگ و تیمارداشتِ وطن» نوشته فخرالدین عظیمی، «ارزش میراث نیما یوشیج» به قلم حسین معصومی همدانی، «رؤیاهای فرزندان معنوی رضاشاه» از آرمان نهچیری، «آلفرد لومِر و نخستن سرود ملی ایران» از فرهود صفرزاده، «زندانیِ قلم نی: درباره عمادالکُتّابِ نستعلیق‌نویس» نوشته ولی‌الله کاووسی، «مروری بر اندیشه‌های هابرماس» از کمال پولادی، «فرشته در شهر» نوشته مارسال برمن با ترجمه امید کریم‌زاده، «چپ در جماعت» نوشته کرامت‌الله راسخ، «نجّارِ تاریخ‌نگار: هفتاد سال پس از درگذشت عباس اقبال آشتیانی» نوشته حمیدرضا محمدی و «پژواکِ کلماتِ مجرم در هزار تپه» نوشته ندا کردونی. 

بخش ویژه این شماره از «نگاه نو» هم «روایت‌ها در شوروی» است که در ابتدا یادداشتی از علی میرزائی درباره این پرونده منتشر شده و سپس مطالبی از زهرا محمدی با عنوان «پاولیک ماروزُف: نماد اسطوره‌سازی و تولید قهرمان در شوروی»، آبتین گلکار با تیتر «شاهکار ادبی یا همدستی با شرّ؟»، ترجمه زهرا محمد از نوشته ناتالیا ولیکایا، آنا گالاسی‌یوا و یِلِنا ایرسِتسکایا با عنوان «روایت‌های حافظه پَسینی» و سیدحسین طباطبایی با عنوان «دو روایت از جنگ اوکراین» درج شده است. 

«گمشده من» از مهدی قائمی، «سال هولناک» از نیکالای نکراسوف با ترجمه آبتین گلکار و «معجزه در ترافیک لاگوس» از چیکا اونیگوه با ترجمه منصوره شوشتری را در بخش «داستان، شعر» می‌خوانیم.

بخش سینما با این مطالب همراه است: «واقعه‌نگاری جنگ با زبانِ تصویر در سینمای جنگ» نوشته عزیزالله حاجی‌مشهدی، «من درد مشترکم؛ مرا فریاد کن» از مهرناز شیرازی عدل، «ناگفته‌ها در پرونده‌های جفری اپستین» نوشته زهرا مینویی و «قدرت، نمایش و فاشیسم به مثابه کمدی سیاه» نوشته مریم آقاجری.

در بخش یادِ رفتگان نیز از پرویز خرسند، جلال خالقی مطلق، حسین حسینخانی، اصغر دادبه، جلیل دوستخواه و یدالله موقن یاد شده است.

صد و چهل و نهمین شماره فصلنامه «نگاه نو» با صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی علی میرزائی در ۲۶۰ صفحه و قیمت ۴۵۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری