به گزارش ایسنا، علی خورسندی، رئیس مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی در نشست تخصصی «اقدامات سیاستی و اجرایی لازم برای بهبود و توسعه نظام ملی اعتبار سنجی آموزش عالی ایران» که امروز چهارشنبه هفتم مردادماه با حضور ابوالفضل واحدی معاون آموزشی وزیر علوم و جمعی از اعضای هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد، با بیان اینکه در ادبیات جهانی آموزش عالی، مفهوم «بهبود مستمر کیفیت» جایگاه ویژهای پیدا کرده است، گفت: آنچه امروز در نظریههای آموزشی، بهویژه در کشورهای پیشرو، مورد توجه قرار گرفته، اعتبارسنجی مبتنی بر پیامدهای یادگیری است؛ یعنی نتایج یادگیری، میزان رضایت دانشجو، رضایت کارفرما، اعتبار اجتماعی و اثرات اجتماعی و اقتصادی که اعتبارسنجی میتواند در مسیر توسعه ایجاد کند. این موضوع بسیار فراتر از برداشتی است که امروز از اعتبارسنجی در ایران وجود دارد.
وی با اشاره به تفاوت مفاهیم اعتبارسنجی و اعتباربخشی، گفت: درباره نسبت این دو مفهوم دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و برخی معتقدند اعتبارسنجی بخشی از فرآیند اعتباربخشی است و در نهایت به اعتباربخشی منجر میشود.
رئیس مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با تأکید بر اینکه اعتبارسنجی یک امر اداری نیست، تصریح کرد: تلقی رایج در ایران این است که اعتبارسنجی یک ابزار اداری و وسیلهای برای کنترل و نظارت دولت است، در حالی که این برداشت، برداشت نادرستی از مفهوم اعتبارسنجی به شمار میرود.
وی ادامه داد: مهمترین پرسشی که امروز در نظام اعتبارسنجی ایران مطرح میشود، این است که آیا یک مؤسسه یا دانشگاه استانداردهای لازم را دارد یا خیر و آیا استانداردها را رعایت کرده است یا نه؛ در حالی که اگرچه این پرسش اهمیت دارد، اما پرسشهای اصلی که امروز در جهان درباره اعتبارسنجی مطرح میشوند، بسیار فراتر از این موضوع هستند.
خورسندی دومین برداشت نادرست را دولتی بودن مرجع اعتباربخشی دانست و اظهار کرد: در ایران این تصور وجود دارد که دولت و نهادهای دولتی معتبرترین نهادهای اعتباربخشی هستند، اما در بسیاری از کشورهای جهان، نهادهای غیردولتی معتبرترین نهادهای اعتباربخشی محسوب میشوند و استقلال حرفهای آنها به رسمیت شناخته شده است. به همین دلیل، در بسیاری از کشورها اعتبارسنجی با روشهای ترکیبی و هیبریدی انجام میشود و دولتها نقش اصلی را بر عهده ندارند.
وی افزود: همچنین ارزیابی همتا (Peer Review) و ارزیابی توسط دانشگاهها و مؤسسات همتراز، رایجترین و متعارفترین شیوه اعتبارسنجی در جهان است.
رئیس مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، سومین برداشت نادرست را تمرکز اعتبارسنجی بر «ورودیها» عنوان کرد و گفت: در ایران تمرکز اصلی بر ورودیهایی مانند اعضای هیئت علمی، تجهیزات، منابع و تا حدودی فرآیندهاست، اما در کشورهای پیشرو تمرکز اصلی بر خروجیها قرار دارد؛ اینکه چه تغییری در دانشجو به عنوان شهروند دانشگاه ایجاد شده و دانشگاه چه اثری بر جامعه گذاشته است. در این میان، موضوع اشتغالپذیری دانشآموختگان نیز اهمیت ویژهای دارد.
خورسندی چهارمین برداشت نادرست را محدود دانستن مسئولیت کیفیت به نهاد ناظر عنوان کرد و افزود: مسئولیت اصلی بهبود کیفیت تنها بر عهده نهاد ناظر نیست، بلکه همه بازیگران اکوسیستم آموزش عالی از جمله استادان، کارکنان، کارفرمایان، سفارشدهندگان و سایر ذینفعان در این فرآیند نقش دارند.
وی پنجمین برداشت نادرست را استفاده از مجموعهای واحد از ابزارها و استانداردها برای اعتبارسنجی همه دانشگاهها دانست و گفت: این رویکرد یکی از نامناسبترین شیوههای اعتبارسنجی است، زیرا برای دانشگاهها شخصیت آکادمیک و مأموریتهای متفاوت قائل نمیشود. دانشگاههای فنی، دانشگاههای علوم پزشکی، دانشگاههای صرفاً آموزشی و دانشگاههای پژوهشمحور، مأموریتها و اهداف متفاوتی دارند و طبیعی است که ابزارها و معیارهای اعتبارسنجی آنها نیز نباید یکسان باشد.
رئیس مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با اشاره به تجربه اعتبارسنجی در وزارت بهداشت، خاطرنشان کرد: در وزارت بهداشت اقدامات خوبی در این زمینه انجام شده و پیشرفتهایی داشتند، ولی در کل نباید دانشگاههای آموزشی را با دانشگاههای پژوهشمحور به یک شکل ارزیابی کرد.
انتهای پیام

