به گزارش ایسنا، روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی نوشت: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با کابینهای به ارزش ۷.۵ میلیارد دلار، ثروتمندترین دولت تاریخ آمریکا را تشکیل داده؛ جایی که میلیاردرها دیگر لابیگر نیستند، بلکه خودِ حاکم هستند.
دوران ریاست جمهوری ترامپ بر آمریکا حتی بدتر از «عصر طلایی» در حدود اواخر قرن نوزدهم است؛ دورهای که سرمایهداران بزرگی مانند راکفلر، کارنگی، وندر بیلت با ثروت عظیم خود، سیاستمداران و قانونگذاران را از پشت صحنه با رشوه و لابیگری کنترل میکردند. این افراد به «رابِر بارون» (Robber Barons) معروف بودند، یعنی کسانی که ثروتشان را از راههای بیرحمانه و انحصاری به دست آوردند و با نفوذ پنهانی، قوانین را به نفع خود تغییر میدادند.
حالا همان وضعیت چه بسا بدتر از قرن نوزدهم گریبان ایالات متحده را گرفته است؛ کابینه میلیاردرهای ترامپ، ثروتمندترین کابینه تاریخ آمریکا لقب گرفته و میلیاردرها دیگر به پشت پرده و لابیگری بسنده نکردهاند؛ آنها خودشان سکان هدایت دولت را برعهده دارند.
این تحول که با رای تاریخی دیوان عالی در پرونده «شهروندان متحد» به سال ۲۰۱۰ و ورود بیرویه پول به عرصه سیاست کلید خورد، در انتخابات ۲۰۲۴ به اوج رسید، بهطوریکه سه میلیاردر شامل ایلان ماسک، میریام ادلسون و تیموتی ملون بیش از یکسوم از ۱.۵ میلیارد دلار هزینهشده برای پیروزی ترامپ در انتخابات آن سال را تامین کردند. فاصله طبقاتی نیز این روند را تشدید کرده؛ بهگونهای که سهم ۴۰۰ ثروتمند برتر از کل دارایی آمریکا، ۱۴۶ درصد افزایش یافته، درحالیکه نیمی از جمعیت این کشور با کاهش ۲۵ درصدی دارایی مواجه شدهاند.
بر خلاف سرمایهداران دوران طلایی که حداقل ظاهری خیرخواهانه داشتند، الیگارشهای جدید فناوری با بیتفاوتی محض نسبت به قرارداد اجتماعی، نه تنها به دنبال نفوذ، بلکه به دنبال اعمال قدرت مطلق و حذف خطوط اخلاقی در سیستم «پرداخت به ازای دسترسی» هستند؛ سیستمی که به گفته یکی از سرمایهگذاران، در آن هر کسی میتواند با پول، مستقیما با رئیسجمهور آمریکا تماس بگیرد.
وضعیت ظهور الیگارشی در دولت آمریکا در حالی رخ داده که ایالات متحده از دیرباز به خود میبالد که مثلا پیشروترین «دموکراسی» جهان است. اما نظام حکمرانی آن به طور فزایندهای در تسلط نخبگان اقتصادی قرار گرفته است که ثروت سرشار خود را به نفوذ سیاسی ملموس تبدیل کردهاند.
«اکنون سرمایهداران بزرگ خودشان مستقیما وارد عرصه حکومت شدهاند»، این را رو خانا، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت کالیفرنیا، گفت و افزود که نتیجه این روند، «تصرف» قدرت سیاسی توسط «ثروت افسارگسیخته» است.
گروه کوچکی از فوق ثروتمندان در حلقه نزدیکان ترامپ، نه تنها از دسترسی ویژهای به رهبری جهان آزاد برخوردارند، بلکه بر فضای رسانهای و اقتصاد فناوری نیز تسلط دارند. برخی از آنها آشکارا به نفوذ خود بر اهرمهای قدرت میبالند.
مدافعان دولت ترامپ میگویند که او صرفا یک رئیسجمهور بسیار طرفدار کسب و کار است که میخواهد با بخش مالی و صنعت همکاری کند تا امور را پیش ببرد، نه اینکه آنها را رقیب یا دشمن ببیند.
برخی دیگر اما این پدیده را «الیگارشی جدید آمریکایی» مینامند. جفری وینترز، نویسنده کتاب «نقطه کور: چگونه الیگارشها بر دموکراسیهای ما مسلط میشوند»، در این باره میگوید: «الیگارشها از دوران عصر طلایی تاکنون چنین حضوری آشکار و پررنگی نداشتهاند؛ دورانی که ثروتمندان به طور محسوس و بیشرمانه در سیاست دخالت میکردند، نتایج را به نفع خود شکل میدادند و تضمین میکردند که سیستم منحصرا در جهت منافع محدود آنها عمل کند.»
قدرت روزافزون نخبگان اقتصادی، اکنون چهره فیزیکی شهرهای آمریکا را نیز دستخوش تغییر کرده است. ساختمان جدید مقر جی.پی مورگان چیس در نیویورک، آسمانخراشی ۶۰ طبقه که گزارش شده ساخت آن ۳ میلیارد دلار هزینه داشته، از زمان افتتاح در اکتبر گذشته، بر آسمان منطقه میدتاون منهتن سایه انداخته است. برخی آن را «یادبودی» برای جیمی دایمون، مدیرعامل این بانک مینامند.
اما نفوذ میلیاردرها بیش از هر جای دیگری در واشنگتن احساس میشود. سرمایهداران فوقالعاده ثروتمند به ویژه از منطقه «سیلیکون ولی» دیگر به لابیگری از راه دور راضی نیستند؛ آنها به اکوسیستم پایتخت ایالات متحده نفوذ کردهاند، نقشهای مشورتی در دولت دارند، در کنگره روابط ایجاد کردهاند و در مهمترین مسائل روز، از هوش مصنوعی تا سیاست صنعتی، اظهارنظر میکنند.
آنها در مجالس مجلل شرکت دارند، میلیونها دلار به پروژههای تامین مالی کاخ سفید کمک میکنند و در کنار ترامپ عکس میگیرند و وعده سرمایهگذاریهای خیرهکننده در آمریکا میدهند. بسیاری از آنها از تخفیفهای نظارتی و سیاستهایی بهرهمند شدهاند که به نفع کسب و کارشان است و در برخی موارد، قراردادهای دولتی سودآوری به ارزش میلیاردها دلار به دست آوردهاند.
اما بر خلاف بارونهای راهزن عصر طلایی که معمولا روحیه خیرخواهانه داشتند و سخاوتمندانه به نهادهای عمومی کمک میکردند، میلیاردرهای امروزی، «بیتفاوتی کامل» نسبت به هرگونه «قرارداد اجتماعی» و هرگونه نیاز به «جبران خسارت افرادی که زندگی آنها را بر هم زدهاند» نشان میدهند.
هزینههای انتخاباتی ابرثروتمندان همزمان با افزایش شکاف میان فقیر و غنی، رشد داشته است. همین واگراییِ عظیم در ثروت است که باعث میشود این دوره بیش از هر زمان دیگری با آمریکای اواخر قرن نوزدهم مقایسه شود؛ دورانی که گروه کوچکی از صنعتگران و بانکداران، ثروتهای افسانهای انباشتند و در سیستمی آکنده از پارتیبازی و فساد، قدرت سیاسی عظیمی در دست داشتند.
مارتین گیلنز، استاد سیاستگذاری عمومی در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس درباره وضعیت موجود میگوید: «نوعی سیستم پرداخت به ازای دسترسی وجود دارد که ترامپ سعی در احیای آن دارد؛ این شکلی سنتی از فساد است.»
انتهای پیام

