حجتالاسلام محمد حائری شیرازی پژوهشگر قرآن و حدیث در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: شهادت امام حسن مجتبی(ع) تنها یادآور مظلومیت یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ اسلام نیست؛ این مناسبت میتواند فرصتی برای بازخوانی یک مسئله مهم در حیات سیاسی و اجتماعی مسلمانان باشد: جامعه اسلامی چگونه ممکن است در شرایطی قرار گیرد که امام حق، با وجود برخورداری از مشروعیت دینی و سابقه روشن در دفاع از اسلام، از پشتیبانی اجتماعی لازم برای تحقق اهداف خود محروم شود؟
پاسخ به این پرسش، تنها یک مسئله تاریخی نیست. تجربه امام حسن(ع) نشان میدهد که یکی از مهمترین عوامل قدرت یا ضعف یک جامعه، میزان انسجام، اعتماد، بصیرت، وحدت و مسئولیتپذیری اعضای آن است. از همین منظر، تنهایی امام حسن(ع) را باید بیش از آنکه صرفاً یک حادثه عاطفی بدانیم، یک هشدار تاریخی درباره پیامدهای فرسایش وحدت در جامعه اسلامی تلقی کنیم.
امام حسن(ع) پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع) با مردم بیعت کرد و از همان آغاز، موضع ایشان در برابر معاویه، موضع تسلیم و سازش نبود. بررسی مکاتبات امام نشان میدهد که حضرت با صراحت بر حقانیت خود و خاندان پیامبر(ص) تأکید میکرد و معاویه را به رعایت حق و مصالح امت فرامیخواند. در یکی از نامهها، امام پس از تأکید بر جایگاه خود، معاویه را به تقوای الهی و حفظ خون مسلمانان و اصلاح امور امت محمد(ص) دعوت میکند.
حتی هنگامی که معاویه از شیوههای پنهانی و اعزام جاسوس استفاده کرد، امام حسن(ع) واکنشی قاطع نشان داد و تصریح کرد که اگر قرار است جنگی شود، باید در میدان نبرد باشد. بنابراین، تصویر امام حسن(ع) به عنوان شخصیتی که از ابتدا به دنبال صلح و پرهیز از مقابله بود، با شواهد تاریخی سازگار نیست.
امام حتی تلاش کرد سپاه را برای رویارویی آماده کند. اما مشکل اصلی در جای دیگری بود: جامعهای که باید پشت سر امام میایستاد، از درون دچار فرسایش شده بود و وحدت خود را از دست داده بود. گروهی از مردم عراق از همراهی جدی خودداری کردند؛ برخی از سران سپاه با وعده پول و مقام به معاویه متمایل شدند و حتی گزارشهایی از مکاتبه برخی افراد با معاویه و آمادگی برای دستگیری و تسلیم امام وجود دارد.
در چنین شرایطی، مسئله امام دیگر صرفاً انتخاب میان جنگ و صلح نبود؛ مسئله اصلی، حفظ اصل جامعه اسلامی و جلوگیری از نابودی آخرین ظرفیتهای جبهه حق بود. به تعبیر گزارش مورد استناد، صلح امام حسن(ع) در شرایطی و با هدف رعایت مصلحت اسلام و حفظ جان شیعیان وفادار صورت گرفت؛ در حالی که امام بارها آمادگی خود را برای نبرد اعلام کرده بود و پیشنهاد صلح نیز در ابتدا از سوی معاویه مطرح شد.
اینجاست که باید یکی از مهمترین سوءبرداشتها درباره صلح امام حسن(ع) را اصلاح کرد. صلح، به معنای تأیید معاویه یا عقبنشینی از حق نبود. امام حتی پس از صلح، در سخنرانیهای خود به صراحت ادعای معاویه درباره شایستگی خلافت را رد کرد و عدم اطاعت و یاری مردم را از عوامل اصلی وضعیت موجود دانست.
از سوی دیگر، صلح امام حسن(ع) یک صلح بیقیدوشرط نیز نبود. در شرایطی که امکان ادامه جنگ عملاً با ضعف جبهه داخلی مواجه شده بود، امام شروطی را برای واگذاری حکومت مطرح کرد؛ از جمله پایبندی به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص)، خودداری از تعرض به امیرالمؤمنین(ع)، تضمین امنیت مردم عراق و عدم توطئه علیه امام و یارانش. اما معاویه بهزودی بسیاری از این تعهدات را نقض کرد.
بنابراین، امام حسن(ع) هم در اصل موضعگیری و هم در نحوه مواجهه با دشمن، یک منطق روشن داشت: نه حق را واگذار کرد و نه اجازه داد جامعه اسلامی به دلیل ضعف درونی و نداشتن وحدت، یکسره در آتش جنگ و فروپاشی گرفتار شود.
این تجربه تاریخی، امروز نیز برای جامعه اسلامی ایران قابل تأمل است. جامعه ایران در ماههای گذشته جنگ تحمیلی ۴۰ روزه را پشت سر گذاشته است؛ جنگی که در پی حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شد و تا آتشبس درخواستی از جانب آمریکا ادامه یافت. پس از آن نیز، ایران و آمریکا به تفاهمی برای پایان جنگ و حرکت به سمت توافق نهایی دست یافتند؛ تفاهمی که با وجود تعبیر رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر این که "علی الاصول، نظر دیگری داشتم"، از جانب خود ایشان مجوز به انجام آن داده شد.
اما این تفاهم نیز پایدار نماند. دولت تروریستی آمریکا و رئیس جمهور آن بعد از آنکه تقریبا تمامی مفاد تفاهم نامه را نقض کرد، اعلام کرد که تفاهم اولیه عملاً پایان یافته است.
فارغ از ارزیابیهای متفاوت سیاسی درباره مذاکرات و مسئولیت هر طرف، یک درس مهم این تجربه برای جامعه ایران قابل توجه است: در شرایط فشار خارجی، سرمایه اصلی کشور فقط تجهیزات نظامی، توان اقتصادی یا ظرفیت دیپلماتیک نیست؛ بلکه انسجام اجتماعی، وحدت میان مردم نیز بخشی از قدرت ملی است همانگونه که امام جامعه آیتالله سید مجتبی خامنه ای بارها بر این اصل تاکید کردند.
اینجاست که سیره امام حسن(ع) برای امروز معنا پیدا میکند. جامعهای که در برابر فشار بیرونی دچار شکاف داخلی شود، بخشی از توان مقاومت خود را از دست میدهد. دشمن خارجی زمانی میتواند از اختلافات داخلی بهره بگیرد که جامعه، اختلاف را از سطح طبیعی و قابل مدیریت آن فراتر ببرد و آن را به دشمنی، حذف، بیاعتمادی و فروپاشی سرمایه اجتماعی تبدیل کند.
البته وحدت به معنای تعطیل کردن نقد، حذف اختلاف نظر یا چشمپوشی از خطاها نیست. وحدت اسلامی یعنی اختلافات درون جامعه، اصل منافع و مصالح مشترک را نابود نکند. امام حسن(ع) در تمام مراحل، حقانیت خود و انحراف معاویه را بیان کرد؛ اما هنگامی که ادامه یک جنگ، بدون پشتوانه اجتماعی و نظامی لازم، میتوانست به نابودی جبهه حق و از بین رفتن نیروهای مؤمن منجر شود، تصمیمی متفاوت اتخاذ کرد.
از همین جا میتوان تفاوت مهم وحدت با سازش را نیز فهمید. امام حسن(ع) با معاویه سازش فکری نکرد؛ حق را باطل معرفی نکرد؛ بلکه برای حفظ مصلحت عالیتر، از یک ابزار سیاسی استفاده کرد. چنانکه در گزارش تاریخی مورد استناد، اصل مبنایی رفتار امام در برابر معاویه حفظ مصلحت اسلام و مسلمین معرفی شده و اقدامات حضرت از گفتوگو و احتجاج تا خطابه و آمادگی نظامی، متناسب با شرایط زمان تغییر میکرد.
امروز نیز جامعه اسلامی ایران بیش از هر زمان دیگری به چنین تفکیکی نیاز دارد: میان اختلاف و تفرقه، میان نقد و تخریب، میان رقابت و دشمنی، و میان مذاکره و تسلیم تفاوت بگذاریم.
تنهایی امام حسن(ع) یک هشدار جدی است؛ زیرا نشان میدهد گاهی بزرگترین مشکل یک جامعه، قدرت دشمن نیست، بلکه ضعف انسجام و وحدت درونی است. جامعهای که در آن اعتماد عمومی فرسوده شود، نخبگان دچار منفعتگرایی شوند، شایعه بر تحلیل غلبه کند و اختلافات سیاسی به گسست اجتماعی تبدیل شود، حتی اگر از رهبر و آرمان برخوردار باشد، در بزنگاههای تاریخی آسیبپذیر خواهد شد.
از این رو، در سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع)، شاید یکی از مهمترین درسهایی که باید از سیره آن حضرت آموخت این باشد که حفظ وحدت، مسئولیتی صرفاً سیاسی نیست؛ یک وظیفه دینی، اجتماعی و تمدنی است. جامعه اسلامی باید اختلافات خود را مدیریت کند، نه اینکه اجازه دهد اختلافات، آن را مدیریت کنند.
امام حسن(ع) در زمانهای دشوار، هزینه سنگین تصمیمی را پذیرفت که بعدها ماهیت واقعی معاویه و حکومت اموی را آشکارتر کرد و زمینه تاریخی دیگری را برای قیام امام حسین(ع) فراهم ساخت.
بنابراین، شهادت امام حسن(ع) فقط روایت مظلومیت یک امام نیست؛ روایت جامعهای نیز هست که نتوانست در حساسترین لحظه تاریخی، آنگونه که باید، امام خود را یاری کند.
اگر از این حادثه تاریخی یک پیام برای امروز بخواهیم، شاید همین باشد: جامعه اسلامی باید پیش از آنکه از قدرت دشمن بترسد، از فرسایش وحدت خود نگران باشد و هیچ گاه در تبیعیت از فرامین امام جامعه عقب ننشیند؛ زیرا دشمن بیرونی آنگاه خطرناکتر میشود که شکافهای درونی، راه او را هموار کرده باشند.
انتهای پیام

