عزیزی در نشست «در میدان» با عنوان «روان شناسی معنویت گرا و حفظ آرامش در شرایط بحرانی» که امروز دوشنبه ۲۶ مرداد به همت جهاد دانشگاهی واحد استان قم و با همکاری مرکز مشاوره و مددکاری اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمانشاه و کانون روان شناسان استان قم که به صورت مجازی برگزار شد، با بیان اینکه در بررسی ماهیت استرس یا همان تنیدگی، باید توجه داشت که این پدیده واکنشی طبیعی به عوامل فشارزا مانند سخنرانی، امتحانات یا مشکلات مالی است، اظهار کرد: باید میان استرس و اضطراب تفاوت قائل شد؛ چرا که اضطراب در واقع مرحله پیشرفته و مزمن استرس است که به یک اختلال در بهداشت روانی تبدیل شده و مانع از عملکرد عادی فرد و رسیدن به اهداف زندگی میشود.
وی افزود: این فرآیند تنیدگی شامل مراحل سهگانهای است که ابتدا با واکنش اخطار آغاز میشود؛ در این مرحله مغز از طریق هیپوتالاموس پیامهای الکتروشیمیایی را به غده هیپوفیز میفرستد و هیپوفیز نیز با ترشح هورمون، غدد فوق کلیوی را تحریک کرده تا آدرنالین وارد خون شود. سپس فرد وارد مرحله مقاومت میشود که در آن بدن برای مقابله با عامل فشارزا بسیج میشود.
عزیزی ادامه داد: این مرحله انرژی زیادی را مصرف کرده و فرد را از انجام کارهای خوشایند باز میدارد و در نهایت اگر استرس به صورت طولانیمدت تداوم یابد، فرد به مرحله فرسودگی میرسد که در آن ذخایر انرژی بدن تخلیه شده و فرد در برابر بیماریهای جسمی و روانی آسیبپذیر میشود؛ نکته مهم در این میان آن است که برخلاف تصور عامه، تحمل استرسهای گذشته باعث آداپته شدن نمیشود، بلکه فرد را در برابر فشارهای بعدی آسیبپذیرتر میکند.
این روانشناس با اشاره به عوامل مؤثر در شدت تنیدگی بیان کرد: شدت تنیدگی تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که از جمله آنها میتوان به شدت و ماهیت فشار وارده و منبع آن مانند مشکلات حاد خانوادگی، ساختمان روانی فرد شامل تجارب گذشته و میزان تابآوری، وجود راهکار اولیه یا همان داشتن طرح ذهنی برای حل مسئله جهت حفظ تعادل روانی، تعداد عوامل تنشزا مانند هجمه همزمان چندین استرس کاری، خانوادگی و اجتماعی که فرد را سریعتر به مرحله فرسودگی میرساند، و همچنین مدت زمان تماس با عامل استرسزا که با طولانی شدن آن از ماهها یا سالها، شدت تنیدگی را افزایش میدهد، اشاره کرد.
عزیزی تصریح کرد: برای کاهش اولیه استرس، راهکارهایی نظیر تغییر محیط از طریق ترک موقت مکان یا زمان ایجادکننده استرس، تفکیک محیطی جهت جلوگیری از انتقال استرسهای محیط کار به محیط امن خانه، مدیریت عواطف با تمرکز بر افکار مثبت و نیمه پر لیوان به جای غرق شدن در عواطف منفی، پرهیز از تصمیمگیریهای مهم در زمان تنش ذهنی، و توجه به عوامل فیزیولوژیک مانند اهمیت خواب کافی، ورزش منظم و رژیم غذایی مناسب توصیه میشود.
وی با بیان اینکه در کنار استرس، مفهوم بحران نیز مطرح است که نوعی عدم تعادل روانی در مواجهه با موقعیتهای مخاطرهآمیز است که در آن فرد راه فراری نمیبیند و روشهای عادی برای حل مشکل کارساز نیستند، ادامه داد: این وضعیت با ویژگیهایی همچون احساس بیچارگی، تغییر در ادراک و پرسیدن چراهای مکرر، تغییر در فرایندهای شناختی و هیجانی، افت عملکرد و اختلال در ارتباطات اجتماعی شناخته میشود و مراحل آن شامل عدم پذیرش یا انکار، هیجانات شدید مانند خنده یا گریه بیامان، عدم هماهنگی در افکار و رفتار، و تلاش برای فرار از طریق برونفکنی است که بحرانها نیز به انواع تکاملی یا درونی، موقعیتی یا بیرونی و ترکیبی که بدترین نوع محسوب میشود، تقسیم میشوند.
این روانشناس با اشاره به نظریات اریکسون اضافه کرد: در همین راستا، نظریه اریکسون هشت مرحله بحرانی را در طول عمر برمیشمارد که شامل مرحله اعتماد در برابر بیاعتمادی در تولد تا یک سالگی، استقلال در برابر شک و تردید در یک تا سه سالگی، ابتکار در برابر احساس گناه در سه تا پنج سالگی، سازندگی در برابر احساس حقارت در پنج تا یازده سالگی، هویت در برابر بیهویتی در بازه یازده تا بیست و یک سالگی که بحرانی اصلی است، صمیمیت در برابر انزوا در بیست و یک تا چهل سالگی، و امید در برابر ناامیدی در چهل تا شصت و پنج سالگی برای ارزیابی دستاوردهای زندگی میشود.
عزیزی در ادامه گفت: برای مداخله در بحران، رویکردی فوری، متمرکز بر مشکل فعلی و کوتاهمدت اتخاذ میشود که مراحل آن با کسب اطلاعات درباره حادثه، تأثیرات، راهکارهای قبلی و حامیان آغاز شده، با بررسی وضعیت جهت تشخیص پیشرونده بودن یا توقف بحران ادامه مییابد، سپس با روشنسازی مشکل و تقسیم آن به ریزطبقات پیش میرود و با ارائه راهکار برای هر ریزطبقه و هدفگذاری برای کسب مهارت جدید، به مرحله ارزیابی و تقویت راهبردهای مؤثر میرسد.
این روانشناس در پایان اظهار کرد: دیدگاه اسلامی در مدیریت استرس و بحران بر این باور است که استرس لزوماً ویرانگر نیست و میتواند فرصتی برای یادگیری مهارتهای حل مسئله باشد؛ لذا تعالیم اسلامی در سه سطح عمل میکنند که شامل روشهای شناختی برای اصلاح شناختهای غلط و جایگزینی آنها با شناخت صحیح، روشهای رفتاری جهت آموزش مهارتهای زندگی برای تطبیق رفتار با شناختهای صحیح و کاهش تناقضهای درونی، و روشهای عاطفی-معنوی از طریق ایجاد «نقطه امن» با تقویت ایمان و ارتباط با خداوند است، به گونهای که این احساس که «خداوند حواسش به من هست»، اضطراب را به حداقل رسانده و آرامش روانی ایجاد میکند.
انتهای پیام
