به گزارش ایسنا، در ابتدای بیانیه جبهه پایداری با یادآوری گذشت بیش از ۵ ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم و شکست مفتضحانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ، به گرفتار شدن اقتصاد کشورهای متجاوز و همپیمانان آنها در تنگه هرمز اشاره و با انتقاد از جریانی داخلی که آن را «همسو و طرفدار غرب» خوانده، ادعا شده است: «به جای مطالبه انتقام از قاتلین امام شهید، فرماندهان، کودکان میناب و دیگر هموطنان شهید، مردم مبعوث و نظام متهم به تندروی شده و مورد سوال قرار میگیرند که چرا بهاندازه کافی خویشتندار، آرام، مؤدب و دیپلماتیک رفتار نمیکند! در جهان موازی دلدادگان به آمریکا، حتی جنایات جنگی آمریکاییها نیز نوعی پیام دیپلماتیک هستند که ملت رشید و مقاوم ایران نه با مقاومت بلکه باید با لبخند، سعه صدر و مراقبت از تصویر بینالمللی خود به آنها پاسخ بدهد.»
در ادامه این بیانیه با انتقاد از سکوت جریان یادشده در قبال عهدشکنی دولت آمریکا نسبت به متن تفاهمنامه، تاکید شده است: «تبدیل مسائل پیچیدهای مانند امنیت، بازدارندگی، مذاکره و صلح به دوگانههای سادهای همچون «جنگطلبی و صلحطلبی» از سوی این جریان که برخلاف سوابق سیاسیاش امروز داعیهدار مخالفت با رادیکالیسم شده است، خودش نوعی رادیکالیسم سیاسی است؛ به ویژه آنجایی که تقویت قدرت دفاعی و ایستادگی در برابر تهدید خارجی را در نقطه مقابل صلحخواهی و تحت عنوان جنگطلبی قرار داده است.»
در بخش دیگری از این بیانیه با یادآوری وجود مشکلات اقتصادی از دوران پیش از آغاز جنگ و انتقاد از برجستهسازی اثرات جنگ در ایجاد وضعیت فعلی معیشتی، تصریح شده است: «ما در شرایطی که کشور با پیامدهای طبیعی جنگ، فشارهای خارجی و دشواریهای اقتصادی مواجه است، بیش از هر زمان دیگری به صداقت، واقعبینی، مسئولیتپذیری و امیدآفرینی نیاز داریم. امیدآفرینی به معنای انکار مشکلات نیست؛ همانگونه که نقد سیاستهای دولت به معنای تضعیف کشور و دشمنی با دولت نیست. اتفاقاً در شرایط جنگی، باید مسائل را دقیقتر از همیشه فهمید و درباره آنها صریحتر سخن گفت. آنچه به کشور آسیب میزند، نه نقد کارشناسی، بلکه سیاهنمایی، نسبت دادن همه مشکلات به جنگ و القای این تصور است که هیچ راهی برای مدیریت شرایط کشور جز وادادن وجود ندارد.»
جبهه پایداری خطاب به «کسانی که آگاهانه یا از سر بیدقتی، تصویری از کشور ارائه میکنند که در آن مردم گرفتارند، اقتصاد از کار افتاده، دولت هیچ ابزاری در اختیار ندارد و هیچ راهی جز تسلیم شدن در برابر شرایط باقی نمانده است»، یادآور شده است: «باید بدانند که چنین ادبیاتی فقط یک تحلیل اقتصادی نیست؛ بلکه ارسال پالس ضعف به بیرون و تضعیف روحیه جامعه در داخل است و بدیهی است تضعیف روحیه مردم نیز میتواند دشمن را نسبت به ادامه فشار و حتی تکرار حملات امیدوارتر و جسورتر کند. در اینجا البته باید میان «نقد» و «یأسآفرینی» تفاوت گذاشت. نقد سیاستهای غلط اقتصادی نه تنها مذموم نیست، بلکه ضروری است اما اینکه هر مشکل اقتصادی به جنگ نسبت داده شود، هم به مردم آدرس غلط میدهد و هم امکان اصلاح سیاستهای داخلی را از بین میبرد.»
در ادامه بیانیه با ارائه آمارهایی از وضعیت تورم در دوران پیش از آغاز جنگ، آمده است: «واقعیتهای آماری نشان میدهد که بخش مهمی از مسیر افزایش تورم، پیش از جنگ آغاز شده بود. در شهریور ۱۴۰۳، زمانی که دولت چهاردهم مسئولیت را تحویل گرفت، تورم نقطه به نقطه بر اساس دادههای مرکز آمار ایران ۳۱.۲ درصد بود. این رقم حتی نسبت به مردادماه نیز ۰.۴ واحد درصد کاهش یافته بود. تا دیماه ۱۴۰۳ نیز هنوز ثبات حاکم بود و تورم نقطه به نقطه به ۳۱.۸ درصد رسید؛ اما پس از آن، روند افزایش تورم شتاب گرفت. نکته مهم این است که در آن مقطع، هنوز خبری از جنگی که بعدها رخ داد وجود نداشت. در همان دوره، تحولات بازار ارز و تغییرات سیاست ارزی، از عوامل مهم افزایش فشار تورمی بودند. حتی در گزارش رسمی بانک مرکزی نیز تصریح شده است که روند نزولی تورم تا آذر ۱۴۰۳ ادامه داشت، اما تحولات بازار ارز در فصل پایانی سال ۱۴۰۳ با افزایش تورم همراه شد. بنابراین نمیتوان با یک تحلیل سادهانگارانه گفت «تورم نتیجه جنگ است» و پرونده آن را بست.
جبهه پایداری با تاکید بر اینکه «جنگ قطعاً هزینه دارد؛ نااطمینانی ایجاد میکند، بر تجارت خارجی اثر میگذارد، هزینه مبادلات را بالا میبرد، ممکن است درآمدهای ارزی را تحت فشار قرار دهد و بر انتظارات تورمی اثر بگذارد»، تصریح کرده است: «هیچ اقتصاددانی این آثار را انکار نمیکند، اما زمانبندی تحولات اقتصادی اهمیت دارد.»
در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به سخنان برخی مسئولان درباره اینکه «نه میتوانیم نفت بفروشیم و نه میتوانیم مالیات بگیریم» آمده است: «بر اساس گزارشهای رسمی منتشر شده، وصول درآمدهای مالیاتی در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ به حدود ۵۷۷ هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۴۶ درصد رشد داشته است. همچنین سهم تحقق درآمدهای مالیاتی نسبت به بودجه سالانه در این مقطع حدود ۲۰.۵ درصد بوده؛ در حالی که این نسبت در مدت مشابه سال قبل حدود ۲۱.۸ درصد گزارش شده است. یعنی دستکم در حوزه مالیات، دادههای رسمی با این گزاره که «نمیتوانیم مالیات بگیریم» سازگار نیست. در مورد نفت نیز درست است که محدودیتهایی در فروش در بازههایی بوجود آمده اما طبق گزارشهای رسمی، در ۴ ماهه ابتدایی امسال، ۹۹ درصد بودجه نفتی کشور محقق شده است. این بدان دلیل است که اگرچه در برهه محاصره برای فروش نفت محدودیت ایجاد کرده اما افزایش قیمت نفت و وجود نفتهای ایران در خارج از محدوده محاصره که بر روی آب ذخیره شده بود، موجب شده درآمدهای نفتی کشور متناسب با پیشبینی بودجه محقق شود.»
جبهه پایداری همچنین خطاب به مسئولان دولت تاکید کرده است: «مردم حق دارند بدانند چه بخشی از مشکلات ناشی از جنگ است و چه بخشی حاصل تصمیمات نادرست داخلی؛ مردم حق دارند از مسئولان مطالبه کنند که اگر سیاست ارزی اشتباهی اجرا شده، اصلاح شود؛ اگر تصمیمی به افزایش نرخ ارز و تورم دامن زده، مسئول آن توضیح بدهد؛ اگر منابعی وجود دارد، به درستی مدیریت شود؛ و اگر راهحلی وجود دارد، به جای ایجاد یأس، برای اجرای آن اقدام شود.»
در ادامه بیانیه آمده است: «امروز بیش از هر چیز به یک رویکرد مسئولانه نیاز داریم؛ نه انکار جنگ، نه انکار مشکلات اقتصادی؛ نه سیاهنمایی، نه امید واهی، بلکه بیان صادقانه واقعیت، پذیرش مسئولیت، اصلاح سیاستهای اشتباه و نشان دادن راه خروج؛ مردم ایران در سختترین شرایط نیز بیش از آنکه نیازمند شنیدن خبرهای ناامیدکننده باشند، نیازمند دیدن مسئولانی هستند که ایستادهاند، مسئله را فهمیدهاند و برای حل آن برنامه دارند.»
این بیانیه با یادآوری اینکه «در شرایط جنگ، عمل به تأکیدات رهبر معظم انقلاب در جهت حفظ وحدت و انسجام ملی و ارتقای روحیه ملی، خود یک سرمایه راهبردی است»، ادامه داده است: «این سرمایه را نباید با بیدقتی در سخن گفتن، بزرگنمایی مشکلات و القای ناتوانی از بین برد. دشمن باید بداند که ایران با وجود همه مشکلات، کشوری ایستاده است؛ و مردم نیز باید بدانند که مشکلات اقتصادی، حتی اگر بزرگ باشند، لزوماً بیراهحل نیستند. امروز وظیفه همه کسانی که مسئولیتی در قبال افکار عمومی دارند این است که به جای ارسال پالس ضعف، پالس توانمندی، عقلانیت و ایستادگی ارسال کنند؛ و به جای اینکه به مردم بگویند «هیچ کاری نمیشود کرد»، بگویند: مشکل را میشناسیم، سهم خطاهای خود را میپذیریم و برای اصلاح آن اقدام میکنیم.»
جبهه پایداری در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به اقدامات مجلس در موضوع بررسی طرح راهبردی مدیریت تنگه هرمز، آمده است: «جریان غربگرا و نماینده سیاسی آمریکا در ایران نگران تصویر ایران در جهان شده و نسخه وادادگی در موضوع تنگه هرمز به عنوان دستاورد راهبردی جنگ تحمیلی سوم را تجویز میکند و مشخص نمیکند در شرایطی که دشمن متجاوز همه پلهای پشت سرش را خراب کرده و جنایتی نبوده که در حق این ملت روا نداشته باشد، چرا باید ملت ایران با رها کردن تنگه هرمز، زمینه تجاوزات بعدی به کشور را به دست خود رقم بزند؟! اگر این جریان نگران تصویرسازی رسانههای غربی و آمریکایی است، اتفاقاً باید از آنان پرسید که چرا باید ساخت تصویری را که رسانههای وابسته به طرف متجاوز تولید میکنند، معیار تصمیمات امنیتی و نظامی ایران قرار گیرد؟!»
در پایان این بیانیه نیز تصریح شده است: «اظهار نظرها و انتشار بیانیههای جریان غربگرایی در واقع سند نگرانی اینان از قدرت ملت ایران و در شرایطی است که به باور و بیان جهانیان تا به حال دشمن آمریکایی صهیونی شکست سختی خورده و ملت قوی ایران در برابر دشمن متجاوز پیروز میدان است، اینها در اظهارات و مواضعشان نشان دادند که به جای ابراز نگرانی از تجاوز و جنایات آمریکا و رژیم صهیونسیتی، نگران از واکنش ایران هستند و امروز نیز اگر لب به سخن گشودند برای این است که از بسته شدن تنگه هرمز نگران و پریشان شدهاند؛ و الا تا امروز نگران ایران و یکپارچگی ایران در مقابل تجاوزات دشمن نبودند. آنچه امروز ملت مبعوث ایران به خوبی به آن اشراف دارد این است که صلح شرافتمندانه با انکار متجاوز و انتشار بیانیه علیه مدافعان ایران به دست نمیآید و مطمئنأ مردم مبعوث و مقتدر، اجازه جولان مجدد به عناصر امید بسته به دشمن را در عرصه سیاسی اجتماعی ایران نخواهد داد و همانگونه که امام شهید اعلیالله مقامه الشریف وعده قطعی دادند به زودی شاهد پیروزی نهایی ملت قهرمان ایران بر دشمن آمریکایی صهیونی خواهیم بود.»
انتهای پیام
