به گزارش ایسنا، «اولگا بوزنانسکا» نقاش لهستانی در سال ۱۸۶۵ میلادی به دنیا آمد. از اوایل کودکی، با چهرهٔ رنگپریده و جدیتی همراه با آرامش، دیگران را مجذوب خود میکرد. خواهر کوچکترش، «ایزابل» پیانیستی بااستعداد بود، در حالی که «اولگا» به شعر و طراحی گرایش داشت. اگرچه مادرشان به سل مبتلا بود، اما این مانع از سفر این خانوادهٔ نسبتا مرفه به سراسر اروپا نشد. در یکی از همین سفرها بود که «بوزنانسکا» دنیای درباری «دیهگو ولاسکس» را کشف کرد و تصمیم گرفت نقاش شود. والدینش معلمان خصوصی را در مونیخ برای او فراهم کردند، چرا که زنان اجازه ورود به آکادمی هنرهای زیبا را نداشتند.
«بوزنانسکا» از سال ۱۸۹۸، میلادی در پاریس زندگی کرد. او در نقاشی بسیار پرکار بود، اما زندگی فقیرانهای داشت. با پول خود بسیار بخشنده بود و بدون لحظهای تردید آن را میبخشید. پدرش از هر دو دخترش حمایت مالی میکرد.
ایزابل به پاریس نقل مکان کرد تا مراقب خواهرش باشد، اما خودش مشکلات خود را داشت. تشخیص داده شد که به هیستری مبتلا است، وضعیتی که پزشکان امروزی آن را یک بیماری روانی واقعی نمیدانند، اما متأسفانه در قرن نوزدهم بسیار تشخیص داده میشد. در آن زمان اعتقاد بر این بود که زنان بیشتر مستعد رفتارهای عاطفی هستند، بنابراین بیشتر احتمال دارد که به شیوهای «هیستریک» رفتار کنند. امروزه مشخص شده است که زنانی که به اشتباه به این «بیماری» مبتلا تشخیص داده میشدند، احتمالا از افسردگی، اختلال شخصیت یا صرع رنج میبردند.
قطعا آثار بوزنانسکا نشاندهندهٔ علاقهای به روانشناسی دختران نوجوان و زنان جوان است. او اغلب آنها را با گلها به تصویر میکشید، که نمادی از شکوفایی جسمی و ذهنی یک دختر محسوب میشد.
در سال ۱۸۸۹، «موریس مترلینک»، نویسنده و شاعر مشهور بلژیکی، مجموعهای از اشعارش را به نام «گلخانهها» منتشر کرد. از آنجایی که «بوزنانسکا» عاشق شعر بود، به احتمال زیاد از حال و هوا و زنان زودگذری که شاعر توصیف کرده بود، الهام گرفته است.
ایزابل ۶۶ ساله بود که جسدش در آپارتمانش پیدا شد. پیکرش به سردخانه شهری در کرانه رود سن منتقل شد. اگرچه بوزنانسکا پس از مرگ خواهرش همه چیز را به ارث برد، اما مجبور شد مالیات بر ارث بپردازد که او را در آستانه فقر قرار داد. با این حال، او به لهستان بازنگشت، بلکه روزهای پایانی خود را تنها در استودیوی پاریسی خود گذراند. بوزنانسکا تا سال ۱۹۴۰ زندگی کرد.
انتهای پیام
