مهرناز کردفلاحت در گفتوگو با ایسنا، در خصوص اینکه سبک شوخی در خانواده میتواند روی شخصیت و مهارتهای اجتماعی کودکان تاثیر بگذارد، گفت: سبک شوخی در خانواده فقط روی فضای خانه اثر نمیگذارد بلکه بخشی از شخصیت و شیوه ارتباطی کودک را شکل میدهد. کودک از همان سالهای اول زندگی یاد میگیرد که روابط نزدیک چگونه باید باشند. اگر شوخی در خانواده همراه با احترام و احساس امنیت باشد این پیام در ذهن او شکل میگیرد که صمیمیت با اعتماد و پذیرش همراه است، اما اگر شوخیها بیشتر بر پایه طعنه یا تحقیر باشند ممکن است کودک ناخودآگاه یاد بگیرد که در روابط نزدیک باید همیشه مراقب باشد یا ناراحتی خود را پنهان کند. این تجربهها در آینده هم ادامه پیدا میکنند.
این روانشناس افزود: کودکانی که در محیطی با شوخی سالم رشد میکنند معمولا در بزرگسالی از طنز برای کاهش تنش و حل اختلاف استفاده و در روابط اجتماعی انعطاف بیشتری دارند. همچنین بهتر میتوانند تشخیص دهند که یک شوخی از روی صمیمیت بیان شده یا در پشت آن قصد آزار و تحقیر وجود دارد. این مهارت در دوستیها، روابط عاطفی و حتی محیط کار بسیار ارزشمند است. در مقابل اگر یک کودک همیشه نقش هدف شوخی را در خانواده داشته باشد ممکن است همین نقش را در جمع دوستان هم بپذیرد. در روانشناسی این پدیده «تکرار الگوی نقش» نام دارد، یعنی فرد همان جایگاهی را که در خانواده تجربه کرده بهصورت ناخودآگاه در روابط بعدی هم تکرار و همین موضوع میتواند او را در برابر قلدری یا روابط ناسالم آسیبپذیرتر کند. البته این مسیر قطعی نیست و نقش والدین در این میان بسیار تعیینکننده است. زمانی که والدین مرز میان شوخی سالم و آزار را به فرزندان آموزش میدهند و اجازه نمیدهند تمسخر به یک الگوی رفتاری تبدیل شود در واقع از شکلگیری بسیاری از مشکلات ارتباطی در آینده پیشگیری میکنند بههمین دلیل میتوان گفت خانواده اولین جایی است که کودک قواعد نانوشته احترام شوخطبعی و مرزهای ارتباطی را یاد میگیرد و همین قواعد سالها بعد در تمام روابط او دیده خواهد شد.
خطاهای رایج در تشخیص شوخی با تمسخر
کردفلاحت در این باره که والدین چگونه تشخیص دهند که شوخیها سالم است یا به مرز تمسخر و آزار رسیده؟ گفت: در تجربه بالینی یکی از خطاهای رایج این است که والدین شوخی را با خنده قضاوت میکنند، در حالی که شاخص واقعی کیفیت شوخی احساسی است که بعد از آن در رابطه باقی میماند. ممکن است کودکی بخندد اما این خنده فقط برای جلوگیری از طردشدن یا ادامه پیدا نکردن بحث باشد. به همین دلیل واکنش هیجانی کودک از خود شوخی مهمتر است. والدین بهتر است به جای تمرکز بر جملهای که گفته شده به الگوی تعامل بین فرزندان نگاه کنند، اگر شوخی میان دوطرف جابهجا میشود هر دو از آن لذت میبرند و با یک درخواست ساده متوقف میشود معمولاً با یک تعامل سالم روبهرو هستیم. اما اگر همیشه یک کودک هدف شوخی باشد یا با وجود ناراحتی او این رفتار ادامه پیدا کند دیگر نمیتوان آن را صرفا شوخی دانست.
این روانشناس در ادامه اظهار کرد: نکته مهم دیگر موضوع شوخی است. شوخی درباره موقعیتهای روزمره معمولا اثر ماندگاری ندارد اما زمانی که ظاهر توانایی تحصیلی ویژگیهای شخصیتی یا نقاط ضعف کودک به سوژه دائمی تبدیل میشود خطر آسیب روانی افزایش پیدا میکند. این نوع شوخیها به مرور وارد خودپنداره کودک میشوند و میتوانند احساس ارزشمندی او را تحت تاثیر قرار دهند.
نشانههای غیرکلامی ناراحت شدن از شوخی
وی در تشریح این موضوع که والدین همچنین باید به تغییرات تدریجی رفتار کودک توجه کنند، بیان کرد: کودکی که کمتر کنار خواهر یا برادرش مینشیند تمایلش به بازی مشترک کاهش پیدا کرده یا بعد از هر شوخی زودتر از جمع فاصله میگیرد، پیامی غیرکلامی درباره کیفیت رابطه ارسال میکند. این نشانهها معمولا بسیار قابلاعتمادتر از خندههای لحظهای هستند. یک معیار ساده اما علمی وجود دارد؛ اگر شوخی به امنیت رابطه آسیب نزند و بعد از آن احترام و صمیمیت حفظ شود بخشی طبیعی از رابطه میان افراد مثلا خواهر برادر است. اما اگر باعث شود یکی از کودکان برای محافظت از خود سکوت، عقبنشینی یا احساس کند باید بخشی از شخصیتش را پنهان کند آن شوخی از مرز صمیمیت عبور کرده و وارد محدوده آزار روانی شده است.
کردفلاحت ادامه داد: مهمترین اشتباهی که والدین در برابر شوخیهای آزاردهنده انجام میدهند این است که یا آن را کاملا نادیده میگیرند و میگویند «بچهها هستند دیگر» یا با عصبانیت یکی از فرزندان را مقصر معرفی میکنند؛ از نگاه روانشناسی، هدف اصلی باید اصلاح شیوه ارتباط باشد نه پیداکردن مقصر.
وی افزود: اولین اقدام این است که شوخی در همان لحظه بدون تحقیر یا سرزنش کودک شوخیکننده متوقف شود، اما بهتر است والدین به جای قضاوت درباره شخصیت فرزند روی اثر رفتار او تمرکز کنند. برای مثال توضیح دهند که «این حرف باعث ناراحتی خواهرت شد» نه اینکه بگویند «تو همیشه اذیتش میکنی». این شیوه باعث میشود کودک مسئولیت رفتارش را بپذیرد بدون اینکه احساس کند مورد حمله قرار گرفته است. بعد از آرام شدن فضا بهتر است با هر دو کودک جداگانه گفتوگو شود.
به گفته این روانشناس کودکی که هدف شوخی بوده باید احساس کند ناراحتی او دیده و پذیرفته شده، از طرف دیگر کودک شوخیکننده هم باید فرصت پیدا کند از زاویه دید خواهر یا برادرش به ماجرا نگاه کند. این نوع گفتوگو مهارت همدلی را تقویت و اثر آن بسیار ماندگارتر از تنبیه است و نکته مهم دیگر این است که والدین نباید برای آموزشدادن همان رفتار را تکرار کنند. گاهی دیده میشود برای اینکه کودک متوجه ناراحتی طرف مقابل شود، خود والدین او را سوژه شوخی قرار میدهند. این روش فقط این پیام را منتقل میکند که تحقیرکردن راه قابل قبولی برای حل اختلاف است. در نهایت والدین فقط نباید هنگام بروز مشکل وارد عمل شوند. وقتی فرزندان با احترام و بدون آسیب زدن به یکدیگر شوخی میکنند بهتر است این رفتار دیده و تقویت شود.

انتهای پیام
