خانوادهای که سالهاست بخشی از زندگی خود را به مردمی اختصاص دادهاند که شاید برای رسیدن به یک پزشک، باید کیلومترها راه طی کنند. آنها که شیرینترین بخش طبابت را نه در درآمد، که در خدمت به همنوعان خود میبینند، خانوادهای که رنج مسیرهای طولانی و دشوار را به جان میخرند، برای مدتی از درآمد چشم میپوشند و راهی دورترین نقاط کشور میشوند تا شاید در گوشهای از ایران، بیماری درمان شود، دردی آرام بگیرد و لبخندی دوباره بر چهره انسانی بنشیند.
به مناسبت روز پزشک، راهی مطب زوجی پزشک میشوم که سالهاست مطب و بیمارستان تنها مقصدشان نیست، آنها پای ثابت اردوهای جهادیاند، زوجی که مسیر پزشکیشان از سالها پیش در کنار یکدیگر آغاز شده و حالا پس از سالها همراهی، خدمت به همنوعان را نه یک فعالیت جانبی، بلکه بخشی از سبک زندگی مشترک خود قرار دادهاند.

دکتر رقیه بهجتی، متخصص جراحی زنان و زایمان در گفتوگو با ایسنا درباره سابقه فعالیت حرفهای خود اظهار میکند: سال ۱۳۷۰ رزیدنت زنان شدم و از سال ۱۳۷۵ به صورت رسمی به عنوان متخصص جراحی زنان و مامایی مشغول به خدمت هستم. سال ۱۳۹۵ از بیمارستان محلاتی تبریز بازنشسته شدم، اما پیش از سال ۱۳۸۵ حضورم در ویزیتهای رایگان و گروههای جهادی، از جمله بسیج جامعه پزشکی استان، آغاز شد.
وی درباره نحوه ورود خود به رشته پزشکی نیز میگوید: در کنکور پزشکی تهران قبول شدم و یک ترم آنجا درس خواندم، اما دیگر نتوانستم ادامه دهم و به تبریز منتقل شدم. با همسرم همکلاس بودیم، با تشویق همسرم وارد تخصص زنان شدم.
این متخصص زنان و زایمان میافزاید: سال ۱۳۶۹ ازدواج کردیم و از آن زمان همراه یکدیگر بودهایم. رشته جراحی چشم را دوست داشتم، اما همسرم حق استادی بر گردن من دارد و با تشویق او وارد رشته زنان شدم، کار را از ابتدا با هم شروع کردیم.
او میافزاید: زمانی که در بیمارستان محلاتی بودم، حضور در برخی برنامههای جهادی در قالب مأموریت بیمارستان انجام میشد، اما در کنار آن، هر گروهی که اعلام نیاز میکرد و امکان حضور وجود داشت، همراهشان میشدم. در اقصی نقاط ایران و حتی در برخی مناطق خارج از کشور و شهرهای مختلف، چه نزدیک و چه دور، همکاری کردهام.
بهجتی با بیان اینکه حضور در فعالیتهای جهادی برای او جنبه اجباری نداشته است، میگوید: این کار کاملاً به دلخواه و از روی علاقه است. اگر انسان به این کار علاقه نداشته باشد، نمیتواند آن را ادامه دهد.
خدمترسانی خانوادگی به مردم
این متخصص زنان و زایمان با اشاره به همراهی خانوادهاش در فعالیتهای جهادی اظهار میکند: همسرم، دخترم و پسرم نیز پزشک هستند و در صورت امکان، با هم به گروههای جهادی میرویم. در حال حاضر نیز خادمیار آستان قدس رضوی هستیم و در مناسبتهای مختلف از جمله شبهای احیا و اعیاد حضور پیدا میکنیم.
او ادامه میدهد: از قبل هماهنگ میکنیم که شیفت یا جراحی در بیمارستان نداشته باشیم و سپس برای خدمت، حضور پیدا میکنیم. چون عضو انجمن صلح و سلامت هستم، در صورت اعلام نیاز، در برنامههای پزشکان بدون مرز در کشورهای آفریقایی نیز همکاری میکنم.به عنوان همکار با هلال احمر، در حج پزشکی و همچنین ایام اربعین نیز حضور داشتهام.
او توضیح میدهد: ویزیتهای رایگان که در شهرهای مختلف انجام میدهیم، به صورت آنلاین و دقیقاً مانند مطب است. هر فرد در نوبت خود ویزیت میشود و اگر نیاز به دارو یا سونوگرافی داشته باشد، نسخه الکترونیکی برای او صادر میکنیم. حتی از نظر مالیاتی نیز این موضوع برای ما محاسبه میشود و مالیات افرادی که به صورت رایگان ویزیت میکنیم را، خودمان پرداخت میکنیم. این نشان میدهد که باید به این کار علاقه داشته باشیم و آن را از روی اعتقاد انجام دهیم.
محرومیتهایی که انگیزه خدمت را بیشتر میکند
بهجتی با اشاره به وضعیت برخی مناطق محروم کشور میگوید: برخی مناطق به حدی محروم هستند که انسان واقعاً از رفتن به آنجا احساس خوشحالی میکند، با وجود اینکه مسیرهای صعبالعبور و شرایط زندگی دشوار است، دیدن نتیجه خدمت و کمک به مردم، خستگی را از بین میبرد.
او خاطر نشان میکند: با گروههای مستمندان تبریز، بیماران کلیوی، بیماران معرفیشده از سوی آستان قدس رضوی و گروههای مختلف همکاری داریم. این بیماران زمانی که مراجعه میکنند، به صورت رایگان ویزیت میشوند و اگر نیاز به جراحی داشته باشند، طبق قراردادی که داریم، جراحی آنها نیز به صورت رایگان انجام میشود.
این متخصص زنان و زایمان تأکید میکند: اگر برای این کار علاقه نداشته باشیم، تداوم پیدا نمیکند. به همین دلیل منتظر نمیمانیم که حتماً اعلام نیاز شود، خودمان فرصتهای خدمت را پیدا میکنیم و با گروههای جهادی همراه میشویم.
سه مدرسه برای دانشآموزان مناطق محروم
بهجتی در ادامه با اشاره به فعالیتهای خیرخواهانه خود در حوزه مدرسهسازی میگوید: من و همسرم خیر مدرسهساز هستیم و تاکنون سه باب مدرسه احداث کردهایم. پس از احداث مدارس نیز ارتباط خود را با آنها قطع نکردهایم و به مدارس سر زده و کمبودهای آنها از جمله پوشاک دانشآموزان، لوازمالتحریر و خوراکی را تهیه میکنیم. هیچ چشمداشتی نداریم و فقط به خاطر خدا این کارها را انجام میدهیم و امیدوارم مورد قبول واقع شود.
این پزشک توضیح میدهد: دو باب از مدارس را به صورت شخصی و با نظارت پیمانکار در ساخت احداث کردیم و مدرسه سوم را با کمک اداره نوسازی مدارس ساختیم.
بهجتی ادامه میدهد: یکی از مدارس در روستای اندبیل از روستاهای صوفیان، به یاد مادر همسرم ساخته شد. این مدرسه سه کلاسه بوده و از کتابخانه و امکانات لازم برخوردار است. نام مادر همسرم بهینه حسینی بود و نام مدرسه نیز به نام امام حسین(ع) انتخاب شد.
او میگوید: مدرسه دیگری را در سال ۱۳۹۵ در روستای باغوزیر، بین صوفیان و شبستر، به یاد پدرم ساختم. این مدرسه نیز سه کلاسه است و چون مدرسه قبلی به نام حضرت موسی بن جعفر(ع) بود، همان نام برای این مدرسه نیز باقی ماند.
بهجتی اظهار میکند: در مجارشین، از روستاهای اسکو مدرسه دو کلاسه احداث کردیم که به مناسبت نام امام زمان(عج)، نام «نور قائم» را برای آن انتخاب کردیم، هیچکدام از مدارس را به نام شخصی نامگذاری نکردیم.
تولد یک کودک در بیمارستان صحرایی سیستان و بلوچستان
این پزشک با بیان اینکه همهی لحظات حضورمان در اردوهای جهادی برای ما خاطره خوش است، میگوید: یکی از خاطراتی که برای من بسیار شیرین بود، مربوط به حضور در سیستان و بلوچستان است این استان از نظر محرومیت، در برخی مناطق شبیه کشورهای آفریقایی است. مردم از نظر مالی و جسمی در مضیقه هستند و از لحاظ تغذیه نیز شرایط خوبی ندارند و برخی افراد با سوءتغذیه مواجه هستند.
بهجتی ادامه میدهد: در بیمارستان صحرایی سیستان و بلوچستان و در یکی از مدارس شبانهروزی که امکانات دارویی و جراحی داشت، حضور داشتیم. مادری ۱۴ ساله که دوقلو باردار بود، به بیمارستان صحرایی منتقل شد. یکی از جنینها در وضعیت مناسب قرار داشت، اما جنین دوم برعکس بود و مادر نیمهشب به بیمارستان صحرایی انتقال داده شد. سه ماما نیز همراه من بودند و امکانات جراحی اورژانس نیز داخل اتوبوسهای اتاق عمل سیار فراهم شده بود. این مادر به شدت از عمل جراحی ترس داشت و در نهایت زایمان طبیعی انجام شد و با موفقیت عمل مادر بسیار خوشحال کودکش را در آغوش گرفت.
جراحی بیماری که اصرار داشت پزشک زن او را درمان کند
بهجتی خاطره دیگری از فعالیتهای جهادی خود را اینگونه روایت میکند: یک بیمار داشتیم که رودهاش از پشت بیرون زده بود و به شدت اصرار میکرد که پزشک مرد او را جراحی نکند و حتماً یک پزشک زن او را عمل کند، امکان معرفی او به مرکز استان برای انجام جراحی وجود نداشت، من ناچار بودم با وجود اینکه بیمار از من درخواست میکرد، توضیح دهم که این موضوع در حیطه تخصص من نیست قبول نمیکرد در آخر بیمار تصور کرده بود که من قرار است او را عمل کنم و همین حضور من باعث شد همکار آقا بتواند جراحی را انجام دهد.پس از جراحی نیز پیگیر وضعیت او شدیم و بیمار کاملاً راضی بود و بهبود پیدا کرده بود. حتی به نزد دهیار و مرکز بهداشت رفته بود تا از ما تشکر کند. شرایط جراحی در آنجا مانند یک شهر عادی نبود، اما ما حرکت کردیم و از خدا نیز برکت و نتیجه کار را گرفتیم.
او تأکید میکند: محرومیتهایی که در نهایت به خیر منجر میشود و نتیجه مثبتی برای بیمار دارد، باعث میشود انسان علاقه بیشتری پیدا کند و دوباره به این مناطق برود.
بهجتی میگوید: برای من مهمترین موضوع این است که تشخیص به موقع و صحیح برای بیمار انجام شود و همین موضوع دلخوشی ماست.
تربیت فرزندانی که محرومیت را از نزدیک لمس کردهاند
وی درباره حضور فرزندانش در مناطق محروم نیز گفت: پسرم برای گذراندن طرح پزشکی به سمنان و دخترم به چاراویماق رفتند. من خودم چند بار محرومیت آن مناطق را دیده بودم و معتقد بودم حضور آنها در این مناطق میتواند باعث شود از نظر تجربه پختهتر شوند.با اینکه خودمان پزشک هستیم و میتوانستیم برای آنها شرایط و محل نزدیکتری انتخاب کنیم، ترجیح دادیم محرومیت را از نزدیک تجربه کنند و برای آن مردم خدمت کنند.
او میافزاید: پسرم فوقتخصص مسمومیت در رشته طب اورژانس است. دخترم نیز دوره پزشکی عمومی خود را به پایان رسانده و در حال گذراندن تخصص است و سال آخر تخصص خود را میگذراند.
این پزشک با اشاره به تأثیر سبک زندگی والدین بر فرزندان میگوید: وقتی پسر و دخترم چشم باز کردند، ما را خادم دانستند و دیدند که برای خدمت، مکان و زمان نمیشناسیم. به همین دلیل نیز اغلب به اردوهای جهادی و برنامههای خادمیاری در مشهد به صورت خانوادگی میرویم و هر کدام در رشته و تخصص خودمان به مردم کمک میکنیم.
بهجتی تصریح میکند: خدمت برای ما محدود به یک زمان یا مکان خاص نیست. هر فرصتی که بتوانیم برای مردم کاری انجام دهیم، آن را غنیمت میشماریم و امیدواریم این اقدامات مورد قبول خداوند قرار گیرد.

لذت نجات جان انسانها با هیچ درآمدی قابل مقایسه نیست
علی مشکینی، متخصص جراحی مغز و اعصاب و عضو هئیت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز نیز با بیان اینکه بیش از ۳۰ سال است در کنار همسر و فرزندان پزشکش در فعالیتهای جهادی و خدمترسانی به مردم حضور دارد، میگوید: لذت نجات جان انسانها و کاهش درد و رنج بیماران، برای ما بسیار ارزشمندتر از درآمد حاصل از طبابت است.
او اظهار میکند: ورودی سال ۱۳۶۳ دانشگاه هستم و از سال ۱۳۷۵ در تبریز و سایر مناطق کشور به عنوان پزشک متخصص فعالیت کردهام.در تمام این سالها بیش از ۱۵ هزار عمل جراحی انجام دادهام و بیماران زیادی را نجات دادهام و همین موضوع برای من بسیار لذتبخش است.
مشکینی با اشاره به همراهی اعضای خانوادهاش در فعالیتهای جهادی ادامه میدهد: پسر و دخترم نیز هر دو پزشک هستند و در اردوهای جهادی حضور دارند و خادمالرضا هستند و چندین سال است که در اورژانس حرم نیز فعالیت میکنند.
او خاطرنشان میکند: تربیت پدر و مادر و در کنار آن، علاقه شخصی باعث شد که این مسیر را ادامه دهیم. ما از شرایط پایین شروع کردیم و از مکانهایی که آموزش درست و حسابی و حتی مدرسه مناسب وجود نداشت، به این موقعیت رسیدیم، بنابراین دوست داریم بهترین خدمتی را که از دستمان برمیآید به مردم ارائه دهیم.
درآمد طبابت را برای کاهش درد مردم هزینه میکنیم
این متخصص مغز و اعصاب با اشاره به نگاه خود و خانوادهاش به درآمد حاصل از فعالیت پزشکی میگوید: درآمدی که از بیمارستانهای دولتی کسب میکنیم، در بسیاری از مواقع دلمان نمیآید صرفاً برای خودمان هزینه کنیم و ترجیح میدهیم همان هزینه را برای کاهش درد و مشکلات مردم صرف کنیم و این کار برای ما لذتبخش است.
بیماری که پس از مدتها راه رفت
مشکینی به یکی از خاطرات دوران طرح خود در شهر یاسوج در سال ۱۳۷۵ اشاره کرده و میگوید: پدری بود که پسرش را در صحرا مار گزیده بود و فوت کرده بود. این پدر پس از فوت فرزندش دچار افسردگی شده و دست و پایش سست شده بود. این بیمار ۴۵ ساله بود و به دلیل بیماری و اینکه مدت زیادی چیزی نخورده بود، وزنش به حدود ۴۰ کیلوگرم رسیده بود، برادرش او را روی دست به نزد ما آورد همه تشخیص داده بودند که افسرده است اما بیمار از چهار دست و پا فلج بود.در بررسیها متوجه شدیم بین مغز و نخاع، در قسمت پشت گردن، توموری وجود دارد که به نخاع فشار وارد میکند. به خودم جرئت دادم که او را عمل کنم و خوشبختانه نتیجه عمل موفقیتآمیز بود، بیمار پس از عمل بلند شد و توانست راه برود.بعدها وقتی صدا و سیما از این بیمار مصاحبه کرد، او گفته بود «خداوند پرچم جمهوری اسلامی را بلند نگه دارد که چنین انسانهایی تربیت کرده است.»
وی تأکید کرد: خدمت در این مناطق صرفا برای مرد اخروی خودمان نیست برای قدمی است برای سربلند کشورمان و اینکه در جای جای دنیا حرفی برای گفتن داشته باشد.
این متخصص جراحی مغز و اعصاب با اشاره به شرایط آن زمان بیمار گفت: اگر همان بیمار به سه شهر اصفهان، شیراز و اهواز که امکان دسترسی به آنها را داشت مراجعه میکرد و در آنجا تحت عمل قرار میگرفت، هزینههای هنگفتی باید پرداخت میکرد.من نیز در ابتدای کار بودم و طبیعتاً هیچکس در ابتدای مسیر حرفهای خود چنین ریسکی را نمیکند که در یک منطقه محروم و بدون اتاق ICU دست به چنین عملی بزند، اما توفیق پیدا کردم این کار را انجام دهم و خوشبختانه جراحی با موفقیت همراه شد و بعدها به صورت یک مقاله علمی در مجله دانشگاه یاسوج نیز منتشر شد.
او با بیان اینکه حدود ۳۰ سال است این فعالیتها را همراه همسرش انجام میدهد، گفت: در این سالها موارد زیادی را هر روز میبینیم که بسیاری از آنها با درمان مناسب نجات پیدا کردهاند.
این پزشک با اشاره به شرایط اقتصادی و فرهنگی جامعه اظهار میکند: امروز شرایط به گونهای شده که معیشت به سختی میگذرد و از طرف دیگر فرهنگ جامعه نیز در برخی موارد به سمت زندگی لاکچری حرکت میکند. جوانان ممکن است به این نوع زندگی فکر کنند و توقعات خود را از رشته پزشکی افزایش دهند. در حالی که لذت واقعی در کارهای نجاتبخش است، ممکن است برخی افراد تنها به این فکر کنند که از یک عمل جراحی یا ویزیت چه چیزی نصیبشان میشود و در نتیجه از لذت معنوی طبابت فاصله بگیرند.
ضرورت اصلاح نظام پرداخت و جلوگیری از زیرمیزی
مشکینی با تأکید بر ضرورت حمایت از جامعه پزشکی گفت: دولتمردان باید با اتخاذ یکسری تمهیدات و اصلاح نظام بیمه و پرداخت هزینههای پزشکان، از مشکلاتی مانند زیرمیزی که برای جامعه پزشکی نیز زننده است، جلوگیری کنند.باید شرایطی فراهم شود که پزشکان جوان بتوانند خدمت کنند و در عین حال دولت نیز معیشت آنها را تأمین کند تا پدیده زیرمیزی جمع شود.
این متخصص جراحی مغز و اعصاب خاطرنشان میکند: اگر چنین شرایطی فراهم شود، طبابت میتواند مانند گذشته به شکل حکیمانه انجام شود، اما امروز این نگاه حکیمانه تا حدودی از بین رفته است.
انتهای پیام