یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۰:۴۴
بازسازی دیجیتال میراث فرهنگی؛ فناوری چگونه به بازآفرینی تاریخ کمک می‌کند؟

بازسازی دیجیتال میراث فرهنگی؛ فناوری چگونه به بازآفرینی تاریخ کمک می‌کند؟

خراسان رضوی (ایسنا) - یک مدرس دوره‌های هوش‌مصنوعی با تأکید بر اینکه واقع‌گرایی بصری یک بازسازی دیجیتال لزوماً به معنای واقعی بودن آن نیست، گفت: اعتبار بازسازی‌های دیجیتال میراث فرهنگی باید بر پایه دقت هندسی، صحت تاریخی، میزان قطعیت و شفافیت در منشأ داده‌ها سنجیده شود و ایران نیز برای بهره‌گیری از این ظرفیت، نیازمند ایجاد یک نظام ملی داده برای مستندسازی دیجیتال میراث فرهنگی است.

سید ناصر بهشتی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره قابلیت فناوری‌هایی مانند واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و واقعیت ترکیبی برای بازسازی و شبیه‌سازی فضاهای واقعی، اظهار کرد: ابتدا باید میان این فناوری‌ها و فرآیند بازسازی تفکیک قائل شویم؛ چراکه واقعیت مجازی و فناوری‌های مشابه بیش از آنکه خودشان فناوری بازسازی باشند، بستری برای ارائه تجربه و تعامل با یک محیط دیجیتال هستند. بنابراین دقت آنچه نمایش داده می‌شود، پیش از مرحله ارائه و در فرآیند جمع‌آوری و پردازش داده‌ها تعیین می‌شود.

وی افزود: داده‌های واقعی با ابزارهایی مانند فتوگرامتری زمینی و هوایی، اسکن و تصویربرداری جمع‌آوری و به محیط سه‌بعدی تبدیل می‌شوند و فناوری‌های واقعیت مجازی و مشابه آن، بستر عرضه این داده‌ها هستند. این فناوری‌ها در حوزه میراث فرهنگی برای مستندسازی، برداشت هندسی، پایش و تحلیل نیز کاربرد دارند و در صورتی که از یک بنا یا محوطه برداشت مناسبی انجام و داده‌های صحیح استخراج شود، می‌توان به دقت هندسی مطلوبی دست یافت.

این مدرس هوش مصنوعی با بیان اینکه نمی‌توان برای همه پروژه‌های بازسازی دیجیتال میزان دقت ثابتی تعیین کرد، تصریح کرد: اعتمادپذیری مدل به عواملی مانند نوع حسگر، فاصله برداشت، محل ایستگاه‌های اسکن، کیفیت دوربین، پوشش تصاویر، موانع، انعکاس سطوح، روش پردازش و مقیاس بستگی دارد. همچنین هم‌ترازی ایستگاه‌ها و نویز داده‌ها می‌توانند نتیجه نهایی را تغییر دهند؛ به همین دلیل ممکن است میزان مشخصی از خطا در یک پروژه قابل قبول و در پروژه‌ای دیگر غیرقابل قبول باشد.

بهشتی با اشاره به چهار مفهوم متفاوت در سنجش اعتبار بازسازی‌های دیجیتال گفت: نخستین مفهوم «واقع‌گرایی» است؛ یعنی آنچه از نظر بصری تا چه اندازه زنده و واقعی به نظر می‌رسد. دومین مفهوم «دقت هندسی» است که با واقع‌گرایی بصری تفاوت دارد؛ ممکن است سازه‌ای بسیار زیبا و واقعی نمایش داده شود، اما اجزای آن از نظر هندسی با واقعیت تطابق نداشته باشند.

وی ادامه داد: سومین مسئله «صحت تاریخی» است؛ یعنی میزان تطابق آنچه نمایش داده می‌شود با شواهد تاریخی درباره وضعیت واقعی یک بنا یا رویداد در یک دوره مشخص. ممکن است سازه‌ای از نظر ظاهری زیبا و حتی از نظر اندازه‌گیری دقیق بازسازی شود، اما ویژگی‌های ظاهری آن با دوره تاریخی مورد نظر مطابقت نداشته باشد. چهارمین مؤلفه نیز «میزان قطعیت» است؛ یعنی مشخص باشد هر بخش از بازسازی بر اساس چه میزان اطلاعات و شواهد معتبر شکل گرفته است.

این مدرس اسبق جهاددانشگاهی افزود: ممکن است یک محیط مجازی با نور، بافت و تکسچر بسیار باکیفیت ساخته شود، اما بخش‌هایی از آن کاملاً مبتنی بر حدس باشد و مشخص نباشد که آیا در دوره تاریخی مورد نظر چنین وضعیتی وجود داشته است یا خیر. در مقابل، ممکن است مدلی از نظر ظاهری ساده‌تر باشد، اما به دلیل دقت هندسی و استناد به شواهد تاریخی، اعتبار بیشتری داشته باشد.

وی با تأکید بر اینکه در اعتبارسنجی بازسازی‌های دیجیتال نمی‌توان صرفاً به ظاهر آنها اعتماد کرد، اظهار کرد: در کنار روش‌های سنتی مرمت که بر هندسه، شواهد و پیشینه تاریخی تکیه دارند، پژوهش‌هایی نیز با استفاده از بازنمایی‌های عصبی و شبکه‌های عصبی انجام شده که می‌توانند کیفیت بصری بازسازی‌ها را افزایش دهند، اما این روش‌ها به معنای دستیابی به قطعیت تاریخی نیستند.

بهشتی ادامه داد: اگر هدف، ثبت وضعیت موجود یک بنا باشد، می‌توان با داده‌های مستند به نتیجه مناسبی رسید، اما زمانی که بخش‌هایی از بنا از بین رفته یا قرار است وضعیت تاریخی آن بر اساس شواهد محدود بازسازی شود، فناوری به‌تنهایی پاسخگو نیست و نوع شواهد، مطالعات باستان‌شناسی، صحت تاریخی آنها و نظر متخصصان اهمیت پیدا می‌کند.

این مدرس اسبق جهاددانشگاهی با بیان اینکه فناوری نمی‌تواند خلأ شواهد تاریخی را از بین ببرد، گفت: فناوری می‌تواند آنچه را می‌دانیم با دقت بسیار بالا نمایش دهد، اما نمی‌تواند بخش‌هایی را که درباره آنها شواهد کافی نداریم، به واقعیتی قطعی تبدیل کند. هرچه فناوری از نظر بصری قدرتمندتر می‌شود، تشخیص اینکه آنچه می‌بینیم یک سند واقعی یا یک تفسیر است، دشوارتر خواهد شد.

وی افزود: ممکن است یک تصویر یا نقشه تاریخی ناقص با فناوری‌های جدید به شکلی بسیار دقیق و جذاب بازسازی شود، اما مخاطب نتواند تشخیص دهد کدام بخش مستند و کدام بخش حاصل تفسیر سازنده است. هرچه قدرت نمایش افزایش پیدا کند، احتمال اینکه مخاطب بازسازی را با واقعیت یکی بداند بیشتر می‌شود و در اینجا مسئولیت اخلاقی سازنده اهمیت زیادی دارد. نباید آنچه را نمی‌دانیم به عنوان واقعیت قطعی ارائه کنیم و تفسیرها باید به شکل حرفه‌ای مشخص شوند تا اصالت اثر حفظ شود.

بازسازی دیجیتال میراث فرهنگی؛ فناوری چگونه به بازآفرینی تاریخ کمک می‌کند؟

بازسازی دیجیتال باید مسیر رسیدن به شواهد را برای مخاطب حفظ کند

بهشتی با تأکید بر اینکه بازسازی دیجیتال نباید صرفاً یک تصویر نهایی باشد، گفت: بازسازی دیجیتال باید مدلی باشد که شواهد مختلف را به یکدیگر مرتبط کند؛ به‌گونه‌ای که مخاطب بتواند در صورت نیاز، به مبنای شکل‌گیری بازسازی دسترسی داشته باشد و گزارش‌های مرمت، نقشه‌های معماری، اسناد مکتوب، شواهد باستان‌شناسی و دیدگاه متخصصان را بررسی کند.

وی این شفافیت کمک می‌کند مشخص شود آنچه در فضای دیجیتال نمایش داده می‌شود، بازنمایی مستقیم مستندات است یا حاصل برداشت و تفسیر از آنها. باید میان اندازه‌گیری‌های مستقیم از وضعیت موجود، بازسازی مبتنی بر شواهدی مانند عکس و نقشه، تفسیر و استنباط بر اساس قرائن و بخش‌های کاملاً فرضی تفکیک قائل شد تا مخاطب بتواند میزان اعتبار هر بخش را تشخیص دهد.

مدیر فناوری و محصول شرکت دانش‌بنیان بُرسا با اشاره به اهمیت «منشأ داده» در علوم داده اظهار کرد: در میراث دیجیتال نیز باید مشخص باشد هر داده از کجا و چه زمانی به دست آمده، چه کسی آن را بررسی کرده، چه تفسیرهایی درباره آن انجام شده و چه تغییراتی در طول زمان داشته است.

این مدرس هوش مصنوعی افزود: برای مثال، اگر درباره یک اثر تاریخی مانند تخت‌جمشید دو تفسیر متفاوت وجود دارد، باید مشخص باشد چرا یک تفسیر پذیرفته و دیگری رد شده است. حفظ این اطلاعات امکان می‌دهد در صورت دستیابی به شواهد جدید، آنها را با فرضیات قبلی مقایسه و در صورت لزوم مدل را اصلاح کرد. نسخه‌بندی، فراداده‌ها و اطلاعات مربوط به منشأ داده‌ها، از مؤلفه‌های مهم اعتبار پژوهشی و علمی پروژه‌های دیجیتال هستند.

بهشتی با تأکید بر میان‌رشته‌ای بودن پروژه‌های میراث دیجیتال گفت: نمی‌توان تصمیم‌گیری درباره اصالت تاریخی یا شیوه‌های پیاده‌سازی را صرفاً به تیم فناوری و هوش مصنوعی سپرد؛ همان‌طور که متخصص تاریخ نیز لزوماً نمی‌تواند درباره زیرساخت داده یا کنترل‌های مهندسی تصمیم‌گیری کند. این حوزه نیازمند همکاری متخصصان رشته‌های مختلف و رسیدن به یک جمع‌بندی مشترک است. تیم‌ها نیز باید بر اساس پروتکل‌های مشخص با یکدیگر ارتباط داشته باشند تا مسائلی مانند استنباط، تفسیر، اصالت و اعتبار علمی بازسازی‌های دیجیتال به شکل صحیح مدیریت شود.

وی درباره استفاده از فناوری واقعیت مجازی در حفاظت، مستندسازی و آموزش معماری و تاریخ اظهار کرد: اگر پروژه‌های میراث دیجیتال به صورت جامع تعریف شوند، نباید تنها با هدف ایجاد تجربه‌ای جذاب برای گردشگران طراحی شوند؛ زیرا در این صورت بخش مهمی از ظرفیت این فناوری از دست می‌رود. تجربه مجازی برای گردشگران تنها یکی از خروجی‌های این پروژه‌هاست و زیرساخت آنها می‌تواند برای مدیریت بحران، حفاظت، مرمت، پژوهش و آموزش دانشجویان نیز مورد استفاده قرار گیرد.

بهشتی اضافه کرد: امروز ابزارهایی مانند فتوگرامتری‌های دقیق و سامانه‌های اسکن نقطه‌به‌نقطه وجود دارند که می‌توانند داده‌های دقیقی از بناها و فضاهای تاریخی ایجاد کنند. اگر از یک بنا در یک مقطع زمانی داده‌برداری سه‌بعدی انجام شود، می‌توان در دوره‌های بعد نیز این کار را تکرار و با مقایسه داده‌ها، میزان نشست، جابه‌جایی و آسیب‌های ایجادشده را شناسایی کرد. همچنین با استفاده از اسکن‌های دقیق و هوش مصنوعی می‌توان وضعیت سازه و نیازهای مرمتی آن را بررسی کرد.

این مدرس هوش مصنوعی ادامه داد: ارزش یک نسخه دیجیتال از یک میراث معماری صرفاً در این نیست که یک مدل سه‌بعدی باشد که بتوان در آن حرکت کرد؛ بلکه این داده‌ها دانش، زمان و فضای ثبت‌شده را به یکدیگر پیوند می‌دهند و می‌توانند مبنای ده‌ها و صدها برنامه پژوهشی و حفاظتی قرار گیرند. در چنین ساختاری برای هر اثر یک دوقلوی دیجیتال ایجاد می‌شود که می‌تواند برای مطالعه، حفاظت و آموزش مورد استفاده قرار گیرد. درواقع مستندسازی دیجیتال می‌تواند به عنوان یک پلتفرم مهم برای حفاظت و مدیریت میراث فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد.

بهشتی با اشاره به ظرفیت این فناوری‌ها در آموزش معماری و تاریخ تصریح کرد: به دلیل آسیب‌پذیری برخی بناهای تاریخی، امکان بازدید گسترده دانشجویان و مخاطبان از آنها وجود ندارد و در برخی موارد نیز بخش‌هایی از بنا از بین رفته است. در چنین شرایطی می‌توان از دوقلوی دیجیتال برای نمایش مراحل تحول بنا، بخش‌های از بین رفته، مصالح، ساختار سازه‌ای و نسبت بنا با فضای شهری در دوره تاریخی آن استفاده کرد.

وی افزود: فناوری دیجیتال می‌تواند آموزش را به شکل قابل توجهی ارتقا دهد. اگر جذابیت و سرگرمی بر هدف آموزشی، حفاظتی و پژوهشی غلبه کند، بخشی از مزایای پروژه از دست می‌رود؛ اما اگر اساس کار بر ایجاد یک دارایی دیجیتال معتبر باشد، خدمات حفاظتی، پژوهشی، گردشگری و آموزشی می‌توانند بر این زیرساخت سوار شوند.

بازسازی دیجیتال میراث فرهنگی؛ فناوری چگونه به بازآفرینی تاریخ کمک می‌کند؟

ایران ظرفیت گسترده‌ای برای مستندسازی دیجیتال میراث دارد

این مدرس هوش مصنوعی درباره فرصت‌های استفاده از فناوری‌های دیجیتال در میراث معماری ایران اظهار کرد: کشور ما ظرفیت بسیار بالایی دارد و مسئله فقط تعداد بناها نیست، بلکه تنوع، قدمت و گستردگی جغرافیایی میراث ایران اهمیت زیادی دارد. بافت‌های تاریخی کشور نیز با مخاطرات یکسانی مواجه نیستند و عواملی مانند خشکی، رطوبت، زلزله و سایر تهدیدها در مناطق مختلف می‌توانند به میراث آسیب وارد کنند.

بهشتی ادامه داد: نباید این کار را به ساخت چند تور مجازی محدود کنیم. امروز باید به سمت ایجاد یک زیرساخت ملی برای مستندسازی دیجیتال میراث فرهنگی حرکت کنیم و بناها و محوطه‌ها را با اولویت مکان‌هایی که بیشتر در معرض خطر یا دارای ارزش تاریخی بالاتری هستند، ثبت و مستندسازی کنیم و این فرآیند را به صورت دوره‌ای تکرار کنیم تا داده‌ها در آینده برای مدیریت بحران، حفاظت و مرمت نیز قابل استفاده باشند.

این مدرس اسبق جهاد دانشگاهی با اشاره به ظرفیت فنی کشور خاطرنشان کرد: توان فنی کشور پایین نیست و تجهیزات و نیروی انسانی لازم برای استفاده از روش‌هایی مانند فتوگرامتری و مدل‌های سه‌بعدی وجود دارد. برای نمونه، پژوهشگران دانشگاه تهران در یکی از پروژه‌های خود توانسته‌اند با استفاده از فتوگرامتری به دقت مناسبی دست پیدا کنند. بنابراین از نظر فنی امکان اجرای پایدار این طرح با استفاده از ظرفیت‌های داخلی وجود دارد.

بهشتی با بیان اینکه مسئله اصلی تنها هزینه تجهیزات نیست، تصریح کرد: مهم‌تر از تجهیزات این است که متولی داده‌ها چه نهادی باشد و چه کسانی اجازه دسترسی، ویرایش و استفاده از آنها را داشته باشند. این موضوع به یک ساختار تنظیم‌گر در سطح ملی نیاز دارد. همچنین باید درباره قالب ذخیره‌سازی داده‌ها، نحوه استفاده از آنها در سال‌های آینده و بودجه نگهداری و به‌روزرسانی‌شان تصمیم‌گیری شود. میان‌رشته‌ای بودن این حوزه و ضعف نسبی کار تیمی در کشور نیز از مشکلات آن است. باید ساختار مشترکی از حوزه‌های مختلف ایجاد شود و تیم‌ها پروتکل مشخصی برای همکاری داشته باشند.

وی با اشاره به اهمیت مالکیت فکری و حفظ مطالعات علمی اظهار کرد: مطالعات زیادی در این حوزه انجام شده، اما بخش قابل توجهی از آنها پراکنده یا در قالب پایان‌نامه‌هایی باقی می‌مانند که بعداً مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. باید از ابتدا مشخص شود که چگونه این داده‌ها ماندگار و قابل دسترسی شوند و دانشگاه‌ها نیز از پروتکل مشخصی برای ثبت و نگهداری آنها استفاده کنند. ایجاد چنین زیرساختی می‌تواند زمینه شکل‌گیری فرصت‌های اقتصادی و استفاده شرکت‌های داخلی و خارجی از این داده‌ها را نیز فراهم کند. بنابراین مسئله اصلی ما هدست واقعیت مجازی یا مدل‌های سه‌بعدی نیست، بلکه نبود یک نظام ملی داده برای میراث فرهنگی است.

این مدرس هوش مصنوعی تاکید کرد: اگرچه ممکن است اقداماتی در این زمینه انجام شده باشد، اما این نظام هنوز به اندازه‌ای توسعه نیافته که شهروندان نیز خود را در حفظ و تکمیل آن سهیم بدانند. باید بستری ایجاد شود که حتی افراد عادی بتوانند اطلاعات و مشاهدات خود درباره میراث فرهنگی را در اختیار این نظام قرار دهند. چنین بستری می‌تواند زمینه استفاده مؤثرتر از هوش مصنوعی را نیز فراهم کند تا داده‌ها به صورت جزیره‌ای تولید نشوند و در یک بستر ملی جمع‌آوری، نگهداری و قابل استفاده باشند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها