به گزارش ایسنا، انسانها و حیوانات هنگام کاوش در جهان، خاطرات بسیاری را خلق میکنند که بعداً آنها را به یاد میآورند و این خاطرات ممکن است بر اقدامات آینده آنها تأثیر بگذارند. با وجود این، با گذشت زمان ممکن است برخی از این خاطرات فراموش یا کمرنگ شوند تا زمانی که یک رویداد مرتبط یا یک نشانه حسی آنها را بازگرداند.
به نقل از مدیکالاکسپرس، پژوهشگران «موسسه پژوهش زیستپزشکی فریدریش میشر»(Friedrich Miescher Institute for Biomedical Research) و «دانشگاه بازل»(University of Basel) اخیراً مگسهای میوه را مورد بررسی قرار دادند تا فرآیندهای عصبی اساسی را که زمینهساز بازیابی خاطرات فراموششده و ایجاد خاطرات نادرست یا تحریفشده هستند، بهتر درک کنند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند که خاطرات فراموششده اغلب به طور کامل از بین نمیروند؛ بلکه آنها میتوانند بهعنوان ردپاهای عصبی خاموش باقی بمانند و با یادآوری دوباره فعال شوند.
«یوهانس فلسنبرگ»(Johannes Felsenberg) پژوهشگر ارشد این پروژه گفت: اعضای آزمایشگاه من به درک چگونگی تغییر خاطرات در طول زمان یا با تجربیات جدید علاقهمند هستند. فراموشی شاید آشناترین نمونه تغییر خاطرات در طول زمان باشد. با وجود این، وقتی به نظر میرسد یک خاطره فراموش شده است، اغلب مشخص نیست که آیا اطلاعات پاک شدهاند یا به سادگی غیر قابل دسترسی شدهاند. این پرسش، ما را بر آن داشت تا بررسی کنیم که آیا یک خاطره فراموششده قابل بازیابی است و اگر چنین است، یادآوریها چگونه این امر را ممکن میسازند.
فلسنبرگ و همکارانش تصمیم گرفتند مگسهای میوه را بررسی کنند زیرا آنها مدارهای حافظهای کاملاً مشخص دارند و مطالعه دقیق نورونهای آنها سادهتر از مطالعه سلولهای مغز انسان است. پژوهشگران میخواستند به طور ویژه مکانهایی را که خاطرات فراموششده در مغز آنها باقی میمانند شناسایی کنند و بفهمند چگونه آنها به شکلی بازیابی میشوند که میتواند بر رفتار حشرات تأثیر بگذارد.
پژوهشگران برای سرعت بخشیدن به بازیابی خاطرات فراموششده، از یک پروتکل الهامگرفته از پژوهشهای پیشین استفاده کردند که فراموشی دوران کودکی را در جوندگان مورد بررسی قرار میدهد. آنها دریافتند که حافظه مگس از تجربیات ناخوشایند همراه با بوی خاص میتواند با ارائه همان بو به مگسها در همان محفظههایی که قبلاً شوک الکتریکی خفیف را تجربه کرده بودند، بازیابی شود اما بدون این که دوباره به آنها شوک داده شود.
آزمایشهای این گروه پژوهشی نشان دادند که اگرچه ردپاهای حافظهای هدایتکننده رفتار مگسها با گذشت زمان محو میشوند اما میتوان آنها را با یادآوری بازیابی کرد.
نکته قابل توجه این است که اگرچه ردپای حافظه فعال از نورونها محو میشد اما ردپای دیگری پدیدار میشد که مستقیماً رفتار حشرات را هدایت نمیکرد. به نظر میرسید این ردپا که «ردپای حافظه خاموش» لقب گرفته است، اطلاعات فراموششده را در طول زمان حفظ میکند و به مگسها امکان میدهد تا بعداً آن را بازیابی کنند.
در مجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهند که خاطرات میتوانند به دو شکل توسط مدارهای عصبی متفوات ذخیره شوند. اولین مورد، یک ردپای فعال است که میتواند انتخابها و رفتارهای آینده را هدایت کند و دومین مورد، یک ردپای خاموش است که بازیابی خاطرات را پس از فراموش شدن تسهیل میکند.
فلسنبرگ اضافه کرد: اکنون میخواهیم تفاوت بین حافظه فعال و خاموش و فرآیندهای مولکولی که امکان تغییر بین این دو شکل را فراهم میکنند، درک کنیم. پروتکل رفتاری جدید ما راهی را نیز برای مطالعه مدارهای عصبی و مکانیسمهای مولکولی دخیل در شکلگیری حافظه کاذب ارائهمیدهد. ما به ویژه دوست داریم بفهمیم که یادآوریهای گمراهکننده چگونه اطلاعات ذخیرهشده را تغییر میدهند و چرا بازیابی دقیق حافظه و تحریف حافظه به مسیرهای عصبی متمایزی متکی هستند.
این پژوهش در مجله «Nature Neuroscience» به چاپ رسید.
انتهای پیام