هاشم اورعی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به چالشهای موجود در نظام آموزش عالی و پیوند آن با صنعت، اظهار کرد: فاصله میان نیازهای واقعی صنعت و روش و محتوای آموزش عالی کشور بسیار زیاد است. من فردی هستم که بیش از ۴۱ سال است توأمان در دانشگاه و صنعت حضور داشتهام. برای بررسی این مسئله باید به زنجیرهای که از «اطلاعات» آغاز میشود و به «خلق ارزش اقتصادی» میرسد توجه کرد. ما با زنجیرهای مواجه هستیم که حلقه نخست آن اطلاعات است، حلقه دوم علم و پس از آن تحقیقات قرار دارد. تا این مرحله مشکلی وجود ندارد و خروجی این بخش نیز مقاله، پروژه، طرح و مواردی از این دست است.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد:هنگامی که به تعداد مقالات منتشرشده توسط جامعه علمی و تحقیقاتی کشور نگاه میکنیم، معمولاً بر جایگاه ایران در تولید علم جهان تأکید میشود؛ اما پرسش اصلی این است که پس از آن چه اتفاقی میافتد؟ آیا هدف این است که فرآیند کار به تولید مقاله، کسب جایزه و موارد مشابه ختم شود؟ قطعاً چنین چیزی نمیتواند هدف نهایی باشد.
زنجیره علم تا ثروت در کشور ناقص است
اورعی با اشاره به حلقههای بعدی این زنجیره، اظهار کرد: پس از تحقیقات، حلقه فناوری قرار دارد. علم و نتایج پژوهشها باید در این مرحله به فناوری تبدیل شود، اما دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی ما در این بخش دچار نقص جدی هستند و علمِ تولیدشده به اندازه کافی به فناوری تبدیل نمیشود. حتی در صورت ایجاد فناوری، کار هنوز پایان نیافته است؛ چراکه فناوری باید در صنعت به کار گرفته شود و در نهایت به خلق ارزش بیانجامد و خود را در اقتصاد کشور نمایان سازد. مشکل اصلی اینجاست که دو حلقه پایانی این زنجیره در کشور بهدرستی عمل نمیکنند.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با بیان اینکه وضعیت تجارت خارجی کشور نیز نشانهای از ضعف در حوزه فناوری است، ادامه داد: طبق آمار رسمی گمرک ایران، در سال گذشته متوسط ارزش یک تن واردات کشور چهار برابر متوسط ارزش یک تن صادرات بوده است. این موضوع بهوضوح نشان میدهد که ما در حوزه فناوری با چالش مواجه هستیم، چراکه بخش قابلتوجهی از صادرات ما را مواد اولیه و محصولات با ارزشافزوده پایین تشکیل میدهند و در مقابل، محصولاتی با ارزشافزوده بالاتر وارد کشور میشوند. در مراکز پژوهشی نیز به اندازه کافی با ملاحظات فناورانه و صنعتی آشنایی وجود ندارد و در بسیاری از موارد، نتایج تحقیقات به محصول و فناوری قابلاستفاده در صنعت منجر نمیشود.
وی یکی از ریشههای این مسئله را در ساختار نظام دانشگاهی دانست و گفت: دانشگاههای ما علم را بیشتر برای خودِ علم میخواهند، نه الزاماً برای تبدیل آن به فناوری. در این زمینه مثال روشنی وجود دارد؛ اگر فرمهای ارتقای اعضای هیئت علمی دانشگاهها را بررسی کنیم، با نظام امتیازدهی مشخصی مواجه میشویم. از مهمترین معیارهای این نظام، تعداد واحدهای تدریسشده و تعداد مقالاتی است که استاد در مجلات و کنفرانسها منتشر کرده است؛ اما کمتر از استاد پرسیده میشود که چه نقشی در تدوین فناوری، تولید صنعتی و در نهایت اقتصاد ملی داشته است.
اورعی تصریح کرد: وقتی معیار ارتقای اعضای هیئت علمی را به گونهای تنظیم میکنیم که ارتباط مستقیمی با خلق ثروت و حل مسائل واقعی کشور ندارد، چگونه میتوان انتظار داشت جامعه دانشگاهی در توسعه فناوری و اقتصاد کشور نقشآفرینی کند؟ بخشی از این مشکل به این بازمیگردد که مدیریت دانشگاهی ما و حتی وزارت علوم، آگاهی و اطلاع کافی از این حوزه ندارند و در نتیجه، این مسئله در یک چرخه باطل قرار گرفته است.
دانشگاه از موتور پیشران جامعه به نهادی کماثر تبدیل شده است
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با بیان اینکه ادامه این روند میتواند جایگاه دانشگاه را بیش از گذشته تضعیف کند، افزود: با اطمینان میگویم اگر این روند اصلاح نشود، فرآیند به حاشیه رفتن دانشگاههای کشور تداوم خواهد یافت. زمانی جامعه به دانشگاهیان به چشم قشری پیشرو و موتور پیشران حرکتهای اجتماعی مینگریست؛ در گفتوگوهای روزمره نیز وقتی میخواستند فردی را دارای فهم و ویژگیهای مثبت معرفی کنند، یکی از تعابیر رایج این بود که «او استاد دانشگاه است».
وی خاطرنشان کرد: امروز نمیگویم این نگاه بهطور کامل از میان رفته است، اما بهشدت تضعیف شده است؛ چراکه دانشگاهیان نتوانستهاند در حوزه اقتصادی و همچنین در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگی آنگونه که انتظار میرفت، نقشآفرینی کنند. از سوی دیگر، گاهی افرادی بهصورت ناگهانی در سطح جامعه با عنوان «استاد دانشگاه» مطرح میشوند که این امر نیز خدشههای جدی به شأن و جایگاه واقعی دانشگاه و استاد دانشگاه وارد میکند.
اورعی افزود: اگر قرار بود دانشگاهها و طبقه دانشگاهی کشور نقش مؤثری در توسعه اقتصادی ایفا کنند، باید ثمرات آن در شرایط اقتصادی امروز کشور ملموس بود. جامعه نیز بهدرستی این پرسش را مطرح میکند که اگر دانشگاه و دانشگاهیان قرار بود پیشران توسعه اقتصادی باشند، چرا وضعیت امروز اقتصاد کشور بدینگونه است؟

«فرار مغزها» نیست؛ «فراری دادن مغزها» است
وی به مقوله مهاجرت فارغالتحصیلان دانشگاهی پرداخت و گفت: از سوی دیگر، باید به شرایطی توجه کرد که دانشآموختگان پس از پایان دوره تحصیل با آن مواجه میشوند؛ وقتی برای چندین سال متوالی میزان سرمایهگذاری ثابت کشور کمتر از میزان استهلاک بوده است، یعنی کشور به اندازه کافی برای آینده خود سرمایهگذاری نکرده است.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران بیان کرد: هنگامی که سرمایهگذاری کافی انجام نمیشود، فارغالتحصیلان متخصص وارد جامعه میشوند، اما کارِ واقعی و متناسب با تخصص آنها وجود ندارد. در چنین شرایطی، افراد با دو انتخاب مواجه میشوند؛ بخشی به سمت کارهایی میروند که ارتباطی با رشته تحصیلیشان ندارد و متأسفانه برخی از این مشاغل نیز نقش قابلتوجهی در اقتصاد ملی ندارند. اما آن دسته از دانشآموختگانی که امکان مهاجرت دارند، به هر طریق ممکن به این موضوع میاندیشند. زمانی در دانشگاهها از واژه «فرار مغزها» استفاده میشد، اما من همواره با صراحت گفتهام که این واژه بیانگر واقعیت نیست؛ اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، باید از واژه «فراری دادن مغزها» استفاده کرد.
وی تصریح کرد: وقتی برای این افراد سرمایهگذاری نمیکنیم و دانشگاه نیز قابلیتهای لازم برای خلق ثروت را به دانشجو آموزش نمیدهد، دانشجو پس از فارغالتحصیلی وارد بازار کار واقعی شده و با فضایی مواجه میشود که هیچ آمادگی برای آن ندارد؛ در چنین شرایطی چه انتظاری میتوان داشت؟ جوانی که سالها برای او هزینه شده و سرمایه ملی محسوب میشود، وقتی پس از فارغالتحصیلی وارد فضایی مبهم و ناشناخته میشود و نمیتواند جایگاه خود را بیابد، ممکن است به مهاجرت سوق داده شود. بنابراین، این افراد صرفاً «فرار» نمیکنند، بلکه بخشی از ساختار موجود، آنها را به سمت مهاجرت سوق میدهد.
فارغالتحصیلان با اکوسیستم واقعی اقتصاد آشنا نیستند
اورعی یکی دیگر از چالشهای بنیادین نظام آموزش عالی را بیگانگی دانشجویان با محیط واقعی کسبوکار دانست و اظهار کرد: ساختار نظام آموزش عالی کشور به گونهای است که دانشجویان پس از فراغت از تحصیل و ورود به بازار کار، با فضایی کاملاً ناشناخته مواجه میشوند و اکثریت آنان کوچکترین آشنایی با اکوسیستم واقعی اقتصاد ندارند. بسیاری از دانشجویان پس از ورود به بازار کار دچار سرخوردگی میشوند؛ چراکه انتظاراتی که در فضای دانشگاه برای آنها ایجاد شده است، با امکانات و شرایط واقعی جامعه و اقتصاد کشور همخوانی ندارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به تجربه شخصی خود در دانشکده مهندسی برق گفت: چندین سال است که در دانشکده برق، با وجود تخصص و گرایش اصلیام در حوزه «قدرت و ماشینهای الکتریکی»، دیگر دروس تخصصی ارائه نمیکنم و بنا به درخواست دانشکده، تدریس دو درس «اقتصاد مهندسی» و «اخلاق مهندسی» را بر عهده دارم. تلاش من در این کلاسها این است که دانشجویان را با واقعیتهای فضای بیرون از دانشگاه آشنا کنم تا زمانی که از دانشگاه خارج میشوند، انتظاراتشان با امکانات موجود منطبق باشد.

بیش از ۱۰ هزار شرکت دانشبنیان؛ اما مسئله اصلی کیفیت است
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف با انتقاد از تأکید صرف بر آمار تعداد شرکتهای دانشبنیان، تصریح کرد: در حال حاضر بیش از ۱۰ هزار شرکت دانشبنیان در کشور داریم و از نظر تعداد، وضعیتی مشابه وضعیت مقالات علمی داریم؛ اما به نظر میرسد نگاه حاکم همچنان بیشتر کمی است تا کیفی. صرف اعلام اینکه تعداد شرکتهای دانشبنیان از مرز ۱۰ هزار شرکت عبور کرده است، شاخص مناسبی برای ارزیابی موفقیت نیست. پرسش درست این است که چند درصد از صادرات کشور مبتنی بر دانش و فناوری است؟
وی افزود: من همین موضوع را در حضور دکتر افشین، معاون علمی رئیسجمهور، نیز مطرح کردم و گفتم اعداد و ارقام بهتنهایی بیانگر عملکرد واقعی نیستند و باید حاصل فعالیت این شرکتها و تأثیر آنها بر اقتصاد ملی بررسی شود. شرکتهای دانشبنیان ایده بسیار ارزشمندی هستند و حتماً باید از آنها حمایت شود، اما این شرکتها هنوز آنطور که باید و شاید در اقتصاد کشور نقشآفرینی نکردهاند.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه مشکلات شرکتهای دانشبنیان تنها به کمبود منابع مالی محدود نمیشود، ادامه داد: بخشی از جوانانی که پس از فارغالتحصیلی اقدام به تأسیس شرکت دانشبنیان میکنند، از نظر فنی بسیار توانمندند و ایدههای خوبی دارند، اما با پیچیدگیهای بازار، مسائل اقتصادی، ابعاد بینالمللی و مدیریت کسبوکار آشنایی کافی ندارند.
اورعی تصریح کرد: همین خلأ تجربه میتواند موجب شکست و سرخوردگی جوانان و حتی منجر به مهاجرت آنها شود. حتی در صورت موفقیت اولیه، ممکن است زمان بسیار طولانی لازم باشد تا شرکت به مرحله ثبات و خودکفایی برسد. بسیار ضروری است که شرکتهای دانشبنیان جوان در کنار شرکتهای قدیمیتر و باتجربه قرار گیرند و از تجربیات آنها بهرهمند شوند. این تعامل میتواند نرخ شکست شرکتهای نوپا را کاهش و سرعت رسیدن به موفقیت را افزایش دهد.
وی با اشاره به حمایتهای نهادی موجود همچون «صندوق نوآوری و شکوفایی» متصل به ریاستجمهوری و «صندوق حمایت از صنایع پیشرفته» در وزارت صمت، اظهار کرد: اگرچه حمایتهای مالی انجام میشود، اما ریشه مشکل را بیش از آنکه در نبود بودجه ببینم، در نبود هدایت حرفهای میبینم. راهاندازی شرکت کار دشواری نیست؛ آنچه این مجموعهها کم دارند، هدایت است. جوانان ما تقصیری ندارند؛ آنها به دلیل عدم تجربه کافی در مدیریت و توسعه کسبوکار، نیاز به ساختاری دارند که این دانش تجربی را به آنها منتقل کند.
اورعی گفت: من با سازوکار پارکهای علم و فناوریِ زیر نظر دانشگاهها آشنا هستم، اما اعتقاد چندانی به عملکرد فعلی آنها ندارم. معتقدم این پارکها نیز شناخت کافی از شرایط واقعی بازار ندارند و در بسیاری از موارد، امتداد همان فضای دانشگاهی هستند که با واقعیتهای سخت اقتصاد فاصله دارند.
لزوم بازنگری در مدیریت پارکهای علم و فناوری
اورعی با نگاهی موردی به «پارک علم و فناوری خراسان رضوی»، تصریح کرد: اگر عملکرد پارک علم و فناوری خراسان رضوی را به شکلی عمیق واکاوی کنیم و بپرسیم چند درصد از افرادی که در سطوح مدیریتی یا تیمهای هدایتگری آن حضور دارند، خود تجربه زیستهی واقعی در فضای کسبوکار و خلق ثروت داشتهاند، به نتایج تأملبرانگیزی خواهیم رسید. باید با صراحت بررسی کنیم چند درصد از مدیران و مشاورانی که وظیفه راهبری نخبگان را بر عهده دارند، پیشتر کارنامه موفق اقتصادی داشته و توانستهاند در عمل، ارزش اقتصادی خلق کنند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف تأکید کرد: پارکهای علم و فناوری به دلیل عدم شناخت کافی از پیچیدگیهای نظام اقتصادی کشور و واقعیتهای حاکم بر بازار، نتوانستهاند آنگونه که باید و شاید در هدایت نخبگان از حلقه «علم و تحقیقات» به حلقه «فناوری» و در نهایت «خلق ثروت» نقشآفرینی کنند. این گسست ساختاری، همچنان مانع بزرگی در مسیر توسعه مبتنی بر دانش در کشور است.
انتهای پیام