جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۰:۴۵
فهم منطق درونی هر فرهنگ؛ مهمترین میراث ابوریحان بیرونی

فهم منطق درونی هر فرهنگ؛ مهمترین میراث ابوریحان بیرونی

خراسان رضوی (ایسنا) - یک پژوهشگر حوزه فرهنگ گفت: مهم‌ترین میراث ابوریحان، تأکید بر آغاز فهم فرهنگ دیگر از منطق درونی همان فرهنگ، کنار نهادن پیش‌داوری‌ها و مقدم دانستن شناخت بر نقد است.

محمدجواد استادی درگفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه بررسی آثار و اندیشه‌های ابوریحان بیرونی نشان می‌دهد که رویکرد او به فرهنگ‌های دیگر، بیش از آنکه مبتنی بر داوری و قضاوت باشد، بر پایهٔ تلاش برای درک و فهم دیگری استوار بوده است، اظهار کرد: این ویژگی در دورهٔ زیستی وی، تحولی مهم در مواجهه با فرهنگ‌های گوناگون محسوب می‌شد.  

وی ادامه داد: ابوریحان در سفر به هند، به روایت‌های چندواسطه‌ای و گزاره‌های دست‌چندم بسنده نکرد، بلکه خود زبان سانسکریت را فراگرفت، متون هندی را مطالعه کرد و با عالمان و آگاهان آن دیار به گفت‌وگو نشست. یکی از رویکردهای شاخص او، تطبیق داده‌های مکتوب متون هندی با اطلاعات شفاهی به‌دست‌آمده از اهالی دانش بود. پژوهش‌های تاریخی نیز نشان داده است که کتاب مشهور او دربارهٔ هند، حاصل تلفیقی از مطالعهٔ منابع سانسکریت، گفت‌وگو با پاندیت‌ها و مواجههٔ مستقیم با جامعهٔ هندی به شمار می‌رود.

این پژوهشگر فرهنگی افزود: از این منظر، میان روش ابوریحان و برخی اصول مردم‌شناسی نوین شباهت‌هایی دیده می‌شود؛ ازجمله تأکید بر شناخت درونی یک جامعه، توجه به زبان بومی، جدی گرفتن روایت‌های مردمی و پرهیز از کلیشه‌پردازی‌های رایج دربارهٔ فرهنگ‌های دیگر. در بخش‌هایی از کتاب تحقیق ماللهند، ابوریحان شواهد متنی را با اطلاعات دریافتی از افراد مطلع مقایسه کرده است. برخی پایگاه‌های معتبر همچون ایرانیکا، در توصیف این اثر، از ابوریحان با عنوان مردم‌شناس پیشامدرن یاد کرده‌اند. با این حال، نمی‌توان به‌ سادگی مدعی شد که ابوریحان دقیقاً همان کارکرد مردم‌شناسان امروزی را داشته است؛ چراکه مردم‌شناسی معاصر دارای دستگاه نظری مدون، روش تحقیق میدانی مشخص، مشاهدهٔ مشارکتی و ادبیات تخصصی ویژه‌ای است که حاصل دوران مدرن به شمار می‌رود.

ابوریحان؛ فراتر از روایت‌های دست‌ چندم

استادی با تأکید بر اینکه ابوریحان به معنای امروزی بی‌طرف و کاملاً فارغ از هرگونه پیش‌فرض نبود، تصریح کرد: بنیادهای اعتقادی و جایگاه نخبگانی او، ناگزیر در برخی دیدگاه‌ها و نقدهایش تأثیر می‌گذاشت. با این همه، ویژگی برجستهٔ او آن بود که اختلاف اعتقادی را مجوز تحریف نمی‌دانست. در بسیاری از سنت‌های دینی و فرهنگی، گزارش‌های تهمت‌آمیز و بی‌مبنا ممکن است رایج باشد، اما رویکرد دینی و اسلامی ابوریحان به او اجازه نمی‌داد که برای رد دیگری، به تحریف دست بزند. این نکته از منظر مطالعات فرهنگی بسیار حائز اهمیت است و شاید بتوان گفت مهم‌ترین میراث ابوریحان، تأکید بر آغاز فهم فرهنگ دیگر از منطق درونی همان فرهنگ، کنار نهادن پیش‌داوری‌ها و مقدم دانستن شناخت بر نقد است؛ اصلی که در علوم انسانی امروز همچنان نقشی اساسی دارد.

مقایسه؛ ابزاری برای فهم تفاوت‌ها

وی خاطرنشان کرد: در کاربست اصطلاحات معاصر دربارهٔ اندیشمندان گذشته باید احتیاط کرد، اما به‌طور کلی می‌توان گفت آثار ابوریحان از نمونه‌های بسیار مهم و زودهنگام مطالعهٔ نظام‌مند و تطبیقی فرهنگ‌ها در تاریخ دانش بشری به شمار می‌رود. در این رویکرد، مقایسه صرفاً یک صنعت ادبی نبود، بلکه ابزاری برای فهم عمیق‌تر به کار می‌رفت.  

این پژوهشگر حوزه فرهنگ اضافه کرد: او در کتاب تحقیق ماللهند، باورهای هندی را با آرای فیلسوفان یونانی، گرایش‌های صوفیانه و مفاهیمی از یهودیت و اسلام مقایسه کرده است. پژوهشگران تاریخ ادیان نیز بخش‌هایی از آثار او را در حوزهٔ دین‌پژوهی تطبیقی ارزیابی کرده‌اند. در کتاب آثارالباقیه نیز ابوریحان تقویم‌ها، اعیاد و شیوه‌های محاسبهٔ زمان در سنت‌های مختلف را گردآوری و مقایسه کرده و در موارد اختلاف، به سنجش اعتبار آنها پرداخته است. این روش گردآوری روایت‌های گوناگون و پرهیز از اعتماد فوری به یک روایت، در روش تاریخی او به‌وضوح دیده می‌شود.

فرهنگ؛ مجموعه‌ای فراتر از عجایب

استادی با بیان اینکه به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین تحول در رویکرد ابوریحان، تغییر زاویهٔ دید به فرهنگ‌هاست، عنوان کرد: او فرهنگ را مجموعه‌ای از عجایب نمی‌بیند، بلکه می‌کوشد نظام معرفتی پشت باورها و ارتباط اجزای مختلف زندگی اجتماعی را درک کند. مطالعهٔ تطبیقی واقعی، به‌ گفتهٔ او، نه قرار دادن دو فرهنگ در کنار هم برای برتری‌جویی، بلکه تلاش برای فهم تفاوت‌ها بدون سلسله‌مراتب دادن به آن‌هاست.

وی ادامه داد: این رویکرد در بخش‌های مهمی از آثار ابوریحان به‌وضوح قابل مشاهده است. اگر از منطق فکری خود او حرکت کنیم، می‌توان حدس زد که ابوریحان معمولاً به سراغ نقاط تلاقی باور، دانش، زندگی روزمره و تفاوت‌های فرهنگی می‌رفت؛ از تقویم، جشن و آیین گرفته تا زبان، جغرافیا، نجوم و نظام طبقاتی. کتاب تحقیق ماللهند او، صرفاً به فلسفه نمی‌پردازد، بلکه دین، قانون، رسوم، دانش، زبان، جغرافیا و سبک زندگی مردم را نیز بازتاب می‌دهد.

این پژوهشگر حوزه فرهنگ با اشاره به اینکه با فرض زیستن ابوریحان در عصر کنونی، می‌توان چند حوزه را برای او جذاب تصور کرد، گفت: نخست، زندگی دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی؛ چراکه انسانی که هزار سال پیش دربارهٔ تقسیم زمان، امور مقدس، ارتباطات و شکل‌گیری باورها پرسش می‌کرد، امروز نمی‌توانست به نقش تلفن همراه، فضای مجازی و هوش مصنوعی در فرهنگ بی‌توجه باشد.  

استادی مسئله دوم را مهاجرت و مواجههٔ فرهنگ‌ها عنوان کرد و ادامه داد: ابوریحان همواره به نقاط برخورد زبان‌ها، اعتقادات، نظام‌های دانایی و شیوه‌های زندگی توجه داشت و جهان امروز با شهرهای چندفرهنگی، هویت‌های ترکیبی و ارتباط بی‌سابقهٔ جوامع، آزمایشگاهی عظیم برای چنین پژوهشی فراهم کرده است. سوم، تحول امر مقدس در زندگی روزمره است؛ ابوریحان احتمالاً نه‌تنها به باورهای مردم، بلکه به تجلی آن در پوشش، مصرف، معماری، مناسک، موسیقی، خانواده و حتی رفتارهای کاربران فضای مجازی توجه می‌کرد. چهارم، هوش مصنوعی و دگرگونی مفاهیم انسان و دانش است زیرا ابوریحان که به علوم انسانی و طبیعی توامان اهتمام داشت، به‌طور حتم به تأثیر فناوری بر ادراک حقیقت، حافظه، نظام آموزشی، زبان و هویت می‌پرداخت.

اگر ابوریحان با جهان امروز روبه‌رو می‌شد

وی با بیان اینکه آنچه پیش از موضوع‌شناسی برای ابوریحان اهمیت می‌داشت، روش او بود، تصریح کرد: اگر ابوریحان امروز زنده بود، پیش از طرح هر دیدگاهی دربارهٔ نسل جدید، مهاجران یا کاربران شبکه‌های اجتماعی، به جهان آن‌ها وارد می‌شد، زبانشان را می‌آموخت، با آن‌ها نشست و برخاست می‌کرد، منابعشان را مطالعه و سپس تحلیل خود را ارائه می‌داد. ابوریحان بیش از آنکه صرفاً گردآورندهٔ داده باشد، با سوء‌تفاهم‌ها مبارزه می‌کرد و بر فهم پیش از قضاوت تأکید داشت. این خصلت در جهان امروز که سرشار از داوری‌های شتاب‌زده و کلیشه‌هاست، نقشی حیاتی دارد و شاید همین ویژگی، مهم‌ترین میراثی باشد که از ابوریحان بیرونی به‌عنوان الگویی ماندگار برای مطالعات فرهنگی و انسانی باقی مانده است.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها