رضا سرحدی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به الزامات بازسازی جامعه پس از جنگ، اظهار کرد: بازسازی جنگی نمیتواند صرفاً یک پروژه مهندسی و عمرانی باشد و این موضوع در مورد ایران باید بهطور ویژه مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه کشور پیش از جنگ نیز با بحرانهایی دستوپنجه نرم میکرد و جنگ این شکافها را عمیقتر کرده است.
وی با اشاره به مفهوم بازسازی، بیان کرد: بازسازی واقعی یعنی بازتعریف قرارداد اجتماعی بر پایه شفافیت، پاسخگویی و مشارکت. این شرایط فرصتی بینظیر برای کنار گذاشتن روشهای گذشته و ساختن دولتی است که خود را خدمتگزار جامعه بداند، نه ارباب آن. بدون این بازطراحی، تنها به مرمتی سطحی و زودگذر تبدیل میشود.
این جامعهشناس سیاسی اضافه کرد: ما از یک فرصت مهم و تاریخی برخورداریم تا رابطه میان جامعه و دولت را به رابطهای نزدیک و قابل اعتماد تبدیل کنیم و بر همین اساس باید قرارداد اجتماعی را بر پایه شفافیت، پاسخگویی و مشارکت بازسازی کنیم. در شرایط فعلی، این بهترین فرصت است و نباید آن را از دست داد.
بازسازی اعتماد عمومی؛ نخستین اولویت پس از جنگ
سرحدی با اشاره به مهمترین اولویتهای بازسازی و الزامات پایداری آن، اظهار کرد: اولویت نخست باید بازسازی اعتماد عمومی از طریق تأمین فوری امنیت انسانی باشد که مسکن، غذا و درمان را شامل میشود و پس از آن نیز باید نهادهای شفاف برای توزیع عادلانه منابع ایجاد شود.
وی با اشاره به اجرای طرح کالابرگ بهعنوان نمونهای از توزیع منابع، افزود: افزایش مبلغ کالابرگ، هرچند ناچیز، میتواند به توزیع عادلانهتر منابع و ایجاد شفافیت کمک کند. اولویت دوم، بازسازی ساختارهای مشارکتی است. مردم باید در تصمیمگیریها شریک شوند تا نسبت به روند بازسازی احساس مالکیت روانی پیدا کنند. تجمعات شبانه را نیز میتوان بهعنوان یکی از محرکهای جدی برای ایجاد این احساس مالکیت روانی بر روند بازسازی در نظر گرفت. پایداری بازسازی در گرو نهادینهسازی نظارت همگانی، مبارزه با فساد و تدوین برنامه بلندمدت با اهداف مشخص و قابل اندازهگیری است.
این جامعهشناس سیاسی با اشاره به توانمندسازی اقتصادی خرد جامعه به عنوان یکی دیگر از الزامات پایداری بازسازی پساجنگ، بیان کرد: در چنین شرایطی باید از اتکا صرف به طرحهای بزرگ دولتی فاصله بگیریم و همزمان از شتابزدگی که میتواند به کیفیت و عدالت آسیب بزند، پرهیز کنیم. باید از همه مؤلفههای موجود برای توانمندسازی اقتصادی خرد استفاده کرد؛ برای مثال افزایش تسهیلات اشتغال و وامهایی که در این زمینه وجود دارد، میتواند در کوتاهمدت به افزایش اعتماد عمومی و ایجاد امید در جامعه کمک کند.
بازسازی نباید صرفاً از بالا به پایین باشد
سرحدی با بیان اینکه بازسازی هرگز نمیتواند صرفاً از بالا به پایین باشد، گفت: زیرا جنگ انسجام افقی جامعه را تخریب کرده و تنها گروههای میانی شامل احزاب، اصناف و شوراها باقی ماندهاند که میتوانند پل اعتماد میان مردم و دولت باشند. حتی در جریان همین جنگ نیز شاهد بودیم که احزاب، اصناف، شوراها و گروههای مرجع اعلام کردند که با جان و دل از ایران محافظت میکنند.
وی ادامه داد: بنابراین، واگذاری بخشی از اختیارات اجرایی و بودجهای به گروههای مردمی، نهتنها سرعت بازسازی را افزایش میدهد، بلکه کیفیت آن را نیز به دلیل شناخت بهتر از شرایط مناطق مختلف ارتقا میبخشد. اگر گروههای مختلف در روند بازسازی دخیل باشند، با شناخت بهتری از منطقه و شرایط آن میتوان بازسازی را با کیفیت بالاتری انجام داد.
این جامعهشناسی سیاسی با بیان اینکه دولت همچنان نقش مهمی در فرآیند بازسازی دارد، اضافه کرد: نقش دولت تدوین استانداردها، تأمین امنیت و تأمین منابع مالی کلان است، اما اجرای بخشی از امور باید به نهادهای مدنی و احزاب مورد اعتماد واگذار شود. این نوع مشارکت، بازسازی را از یک طرح اداری به یک جنبش اجتماعی تبدیل میکند و مانع از تحمیل خواستههای نخبگانی دور از واقعیتهای جامعه میشود.
تأخیر در بازسازی میتواند به فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی منجر شود
سرحدی با اشاره به پیامدهای به تعویق افتادن بازسازی جامعه، اظهار کرد: تأخیر در بازسازی، فقر و ناامنی را تشدید میکند و حتی میتواند به مهاجرت گسترده نخبگان و نیروهای کار ماهر دامن بزند؛ موضوعی که سرمایه اجتماعی را بهشدت تضعیف خواهد کرد. رابطه اعتمادی میان دولت و جامعه هر روز در حال آسیب دیدن است. ما از دهه ۱۳۷۰ به این سو شاهد فرسایش جدی سرمایه اجتماعی بودهایم، اما ملیگرایی ایجادشده در جریان جنگ میتواند این سرمایه اجتماعی را تا حدودی بهبود ببخشد. به تعویق انداختن بازسازی جامعه موجب میشود خلأ قدرت با حضور گروههای غیررسمی و قاچاقچیان پر شود و در ادامه نیز حاشیهنشینی و بحران هویتی نسل جوان تشدید شود.
وی با اشاره به هزینههای روانی و سیاسی به تعویق انداختن بازسازی جامعه، تصریح کرد: این وضعیت نیز میتواند در قالب کاهش مشروعیت نظام و افزایش اعتراضات اجتماعی بروز پیدا کند، زیرا ممکن است مردم تأخیر در بازسازی را نشانه بیتوجهی به سرنوشت خود تلقی کنند. از منظر ژئوپلیتیک نیز تأخیر در بازسازی، جایگاه ایران در منطقه را تضعیف کرده، وابستگی خارجی را افزایش میدهد و امکان هرگونه ابتکار راهبردی را از ایران سلب میکند.
ترمیم خاطره جمعی و امید، مکمل بازسازی اقتصادی است
این جامعهشناس سیاسی با اشاره به اهمیت بازسازی خاطره جمعی و امید در کنار بازسازی اقتصادی، اظهار کرد: تخریب خاطره جمعی و امید میتواند از هر ویرانی مادی خطرناکتر باشد، زیرا هویت ملی و انگیزه زیستن را هدف قرار میدهد. بازسازی اقتصادی بدون ترمیم خاطره جمعی و امید، صرفاً به پوسته بیروح شباهت خواهد داشت. بازسازی معنوی، یعنی روایتگری شفاف از فجایع، بزرگداشت قربانیان و خلق آیینهای جدید همبستگی که بتوانند ترومای مشترک را به سرمایه اجتماعی تبدیل کنند، یکی از مهمترین مؤلفههایی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
سرحدی ادامه داد: این نوع بازسازی، پیششرط هرگونه بهبود اقتصادی است، زیرا اقتصاد به اعتماد، همکاری و چشمانداز نیاز دارد و همه این مؤلفهها در بستر خاطره ترمیمشده شکل میگیرند. در کوتاهمدت، اولویت میتواند مسکن و معیشت باشد، اما در بلندمدت، ترمیم امید و ایجاد یک روایت ملی از جنگ، بنیادیتر و ماندگارتر از هر پروژه عمرانی خواهد بود. بهترین راهکار، تلفیق بازسازی اقتصادی و معنوی است؛ هر اقدام اقتصادی باید با نمادهایی از یادبود، عدالت و آیندهسازی همراه باشد تا بازسازی هم ملموس و هم معنادار شود. میتوان روایت مشترکی از تابآوری جامعه، دولت و فرآیند بازسازی را ارائه کرد؛ روایتی که پیوندهای عاطفی میان دولت و جامعه و حتی میان خود مردم را مستحکمتر کند.
انتهای پیام