حمیدرضا گلمحمدی تواندشتی در گفتوگو با ایسنا به بررسی پیشینه تاریخی، معماری، باورهای عامه، آیینهای مذهبی، روایتهای شفاهی و نقش این بقعه در زندگی اجتماعی مردم بابلسر پرداخته است.
گلمحمدی با اشاره به جایگاه امامزاده ابراهیم(ع) «ابوجواب» در فرهنگ مردم بابلسر اظهار کرد: این امامزاده از اماکن مذهبی و تاریخی شناختهشده بابلسر است که علاوه بر کارکرد زیارتی، در طول زمان به یکی از عناصر هویت فرهنگی و اجتماعی این شهر تبدیل شده است.
وی افزود: اهمیت این بقعه تنها به ساختمان و معماری آن محدود نمیشود، بلکه آنچه به این مکان حیات اجتماعی بخشیده، پیوندی است که میان مکان، خاطره، آیین و باور مردم شکل گرفته است.
زیارتگاهی در متن زندگی شهری
این پژوهشگر آیینها و فرهنگ مذهبی مازندران با اشاره به قرار گرفتن بقعه در محدوده شهری بابلسر و در بافت نسبتاً قدیمی شهر، گفت: دسترسی مناسب این مکان سبب شده است که امامزاده همواره در ارتباط مستقیم با زندگی روزمره شهروندان قرار داشته باشد.
به گفته وی، قرار گرفتن بقعه در جغرافیای جلگهای و سرسبز مازندران نیز بر جذابیت محیطی آن افزوده و موجب شده است امامزاده ابراهیم(ع)، در کنار کارکرد مذهبی، ظرفیتهایی برای گردشگری فرهنگی و مذهبی داشته باشد.
گلمحمدی ادامه داد: چنین مکانهایی را نباید صرفاً از منظر یک بنای مذهبی یا تاریخی مورد توجه قرار داد؛ چراکه بخشی از ارزش آنها در ارتباطی است که طی سالها میان مردم و مکان شکل گرفته و در قالب خاطرات، آیینها و سنتهای خانوادگی استمرار یافته است.
«ابوجواب»؛ نامی برخاسته از باور مردم
وی، درباره پیشینه و نسب امامزاده ابراهیم(ع) بیان کرد: بر اساس برخی روایتهای محلی و منابع شفاهی، امامزاده ابراهیم(ع) از نوادگان امام موسی کاظم(ع) معرفی شده است. در شماری از نقلهای منطقهای نیز از ایشان بهعنوان یکی از سادات علوی مهاجر به شمال ایران یاد شده است.
این پژوهشگر با تأکید بر ضرورت رعایت دقت تاریخی افزود: از منظر پژوهش تاریخی باید میان روایتهای شفاهی و اسناد قطعی تمایز قائل شد. جزئیات زندگی و سرگذشت این امامزاده در منابع تاریخی اولیه به شکل یکدست و قطعی در دسترس نیست و بخشی از اطلاعات موجود متکی بر سنتهای محلی، روایتهای سینهبهسینه و حافظه جمعی مردم است.
گلمحمدی همچنین درباره عنوان «ابوجواب» نیز گفت: این لقب در فرهنگ عمومی مردم با مفهوم اجابت دعا، گشایش و برآورده شدن حاجات پیوند خورده و همین برداشت در شکلگیری جایگاه معنوی این بقعه در میان مردم نقش داشته است.
روایت هجرت، سفر و غربت
وی ادامه داد: روایت دیگری نیز بر سفر، هجرت و غربت امامزاده ابراهیم(ع) تأکید دارد و حضور ایشان در منطقه را در پیوند با حرکتهای دینی و مهاجرت سادات به طبرستان تفسیر میکند.
طبرستان در دورههای مختلف تاریخی یکی از مناطق مهم حضور علویان و سادات بوده است و همین پیشینه تاریخی باعث شکلگیری روایتهای مختلف درباره مهاجرت و استقرار خاندانهای علوی در مناطق شمالی ایران شده است.
گلمحمدی خاطرنشان کرد: با این حال، جزئیات دقیق این روایتها نیازمند بررسی اسناد تاریخی، نسبشناسی، منابع محلی، کتیبهها و مطالعات میدانی بیشتر است و نمیتوان همه عناصر موجود در روایتهای شفاهی را بدون بررسی، بهعنوان واقعیت قطعی تاریخی تلقی کرد.
روایتهای شهادت؛ در مرز تاریخ و حافظه جمعی
این پژوهشگر آیینها و فرهنگ مذهبی مازندران درباره روایتهای مربوط به زندگی و شهادت امامزاده ابراهیم(ع) گفت: یکی از موضوعات مهم درباره این شخصیت، روایتهایی است که سرگذشت ایشان را در بستر حضور سادات علوی در طبرستان و شرایط سیاسی و اجتماعی دورههای نخستین اسلامی بیان میکند.
به گفته وی، در برخی روایتهای شفاهی از امامزاده ابراهیم(ع) بهعنوان شخصیتی برخوردار از جایگاه معنوی و اجتماعی یاد شده که به دلیل نفوذ و محبوبیت در میان مردم، با مخالفت قدرتهای وقت مواجه شده و در نهایت به شهادت رسیده است.
وی تأکید کرد: در این زمینه نیز باید میان تاریخ مستند و حافظه جمعی مردم تفاوت قائل شد و برای پذیرش جزئیات این روایتها، بررسی منابع تاریخی و مطالعات تخصصی بیشتری انجام داد.

ارزش روایتها در فرهنگ مردم
گلمحمدی با بیان اینکه ارزش روایتهای شفاهی تنها به اثبات یک واقعه تاریخی محدود نمیشود، اظهار کرد: حتی در مواردی که اسناد تاریخی برای اثبات جزئیات یک روایت کافی نیست، خودِ روایت میتواند موضوعی مهم برای مطالعه فرهنگ مردم باشد.
وی در ادامه افزود: روایتهای مربوط به امامزاده ابراهیم(ع) طی نسلها در حافظه مردم بابلسر و روستاهای پیرامون باقی مانده و در آنها مفاهیمی همچون مظلومیت، غربت، پاکی، کرامت، توسل و امید برجسته شده است.
این پژوهشگر گفت: از این منظر، ارزش این روایتها تنها در پاسخ به این پرسش که «چه اتفاقی افتاده است؟» خلاصه نمیشود؛ بلکه این پرسش نیز اهمیت دارد که «این روایت چه نقشی در زندگی مردم داشته است؟»
به گفته وی، همین روایتها موجب شدهاند امامزاده ابراهیم(ع) در ذهن مردم از یک بنای تاریخی فراتر رفته و به بخشی از هویت معنوی و حافظه جمعی بابلسر تبدیل شود.
معماری؛ بخشی از هویت تاریخی بقعه
گلمحمدی با اشاره به ویژگیهای معماری بقعه گفت: ساختار معماری امامزاده نیز بخشی از هویت تاریخی آن را شکل میدهد. در توصیفهای محلی، پلان هشتضلعی بخش اصلی بنا، گنبد با فرم سنتی که در برخی روایتها از آن با عنوان «کلاهدرویشی» یاد شده، عناصر چوبی، تزئینات داخلی و نشانههای مرمتهای دورههای مختلف مورد توجه قرار گرفته است.
وی افزود: این ویژگیها نشان میدهد که بقعه در طول زمان یک بنای ایستا نبوده، بلکه متناسب با نیازهای اجتماعی و مذهبی جامعه پیرامون خود حفظ، مرمت و توسعه یافته است.
از زیارت و نذر تا آیینهای جمعی
این پژوهشگر درباره آیینهای مرتبط با امامزاده ابراهیم(ع) اظهار کرد: زیارت، دعا، نذر، اطعام، قرائت قرآن و برگزاری مراسم مذهبی از جمله رفتارهایی است که در ارتباط با این بقعه در فرهنگ محلی مشاهده میشود.
وی گفت: در باور برخی زائران، این مکان محل توسل و طلب حاجت است و مردم در شرایط دشوار زندگی برای گشایش امور، آرامش قلبی، شفای بیماران و حل مشکلات خانوادگی به آن مراجعه میکنند.
گلمحمدی افزود: نذر غذا، شیرینی و حلوا و توزیع آن میان زائران و نیازمندان، افزون بر جنبه اعتقادی، کارکرد اجتماعی نیز دارد و میتواند به تقویت همبستگی و مشارکت میان مردم کمک کند.
به گفته وی، در برخی روایتهای مردمی، روشن کردن شمع، قرائت دعا و فاتحه و حضور در بقعه برای طلب حاجت نیز بخشی از تجربه زیارت عنوان شده است.

محرم، رمضان و مناسبتهای مذهبی
وی ادامه داد: در ماههای محرم و صفر، این بقعه نیز مانند بسیاری از اماکن مذهبی مازندران حالوهوای ویژهای پیدا میکند و برگزاری مراسم سوگواری، روضهخوانی، سینهزنی و دیگر برنامههای مذهبی، فرصتی برای گردهمایی مردم و بازتولید آیینهای دینی و سنتهای جمعی فراهم میآورد.
گلمحمدی بیان کرد: در مناسبتهای مذهبی دیگر نیز برگزاری جشن، قرائت قرآن، دعا و توزیع نذری، بخشی از فعالیتهای فرهنگی و مذهبی این مکان را تشکیل میدهد.
«آخرین روز تجرد»؛ روایتی از پیوند زیارت و ازدواج
این پژوهشگر آیینها و فرهنگ مذهبی مازندران یکی دیگر از روایتهای قابل توجه در فرهنگ شفاهی منطقه را حضور برخی جوانان در امامزاده ابراهیم(ع) در روزها یا ساعات پایانی دوران تجرد و پیش از ازدواج عنوان کرد و گفت: این موضوع بیشتر جنبه معنوی و خانوادگی داشته و در چارچوب باور به برکتخواهی و طلب خیر برای آغاز زندگی مشترک قابل تحلیل است.
وی افزود: در این سنت، جوان به همراه والدین یا بزرگان خانواده به زیارت میرفت تا برای آینده زندگی خود دعا کند و از خداوند طلب خیر، آرامش، تفاهم و دوام زندگی مشترک داشته باشد.
گلمحمدی تصریح کرد: این حضور الزاماً یک مراسم رسمی و سازمانیافته نبوده، بلکه در بسیاری از موارد شکل سادهای از زیارت خانوادگی داشته است؛ زیارتی که در آن آغاز یک مرحله تازه از زندگی با دعا و توسل همراه میشد.
وی ادامه داد: برخی خانوادهها نیز در چنین موقعیتهایی نذر میکردند و با توزیع شیرینی یا نذری، قرائت دعا و فاتحه برای درگذشتگان، این مناسبت خانوادگی را با عناصر مذهبی پیوند میزدند.
این پژوهشگر اظهار کرد: از این منظر، «آخرین روز مجردی» بیش از آنکه عنوان یک آیین رسمی باشد، روایتی فرهنگی از لحظه گذار فرد از دوران تجرد به زندگی مشترک است؛ لحظهای که در آن خانواده، باور دینی و امید به آینده در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
خانواده؛ همراه جوان در آغاز یک زندگی
گلمحمدی با اشاره به نقش خانواده در این سنت گفت: همراهی والدین و بزرگان با جوان نشان میدهد که ازدواج در فرهنگ بومی تنها تصمیمی فردی تلقی نمیشده، بلکه رخدادی اجتماعی و خانوادگی بوده است.
وی در ادامه افزود: امامزاده در چنین موقعیتی به نوعی «پناهگاه معنوی» تبدیل میشود؛ مکانی که فرد و خانواده در آستانه یکی از مهمترین مراحل زندگی، برای آرامش و آینده بهتر به آن مراجعه میکنند.
به گفته وی، با گذشت زمان و تغییر سبک زندگی، بخشی از این سنتها کمرنگ شده است؛ با این حال، اصل زیارت و برکتخواهی پیش از ازدواج همچنان در میان برخی خانوادهها ادامه دارد. شکل آیین تغییر کرده، اما معنای اصلی آن یعنی طلب خیر و آغاز زندگی با امید و دعا همچنان پابرجاست.
زیارتگاه؛ نقطه اتصال ایمان و زندگی اجتماعی
این پژوهشگر اظهار کرد: امامزاده ابراهیم(ع) در طول زمان کارکردی فراتر از زیارتگاه داشته است. برگزاری مراسم مذهبی، نذر و اطعام، گردهمایی خانوادهها، دعا برای اموات، آیینهای مناسبتی و حتی برخی سنتهای مرتبط با ازدواج، این مکان را به فضایی برای تعامل اجتماعی تبدیل کرده است.
وی افزود: برای بسیاری از مردم، حضور در چنین اماکنی صرفاً انجام یک مناسک مذهبی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازگشت به ریشههای فرهنگی، دیدار با آشنایان، بازخوانی خاطرات خانوادگی و تجربه آرامش معنوی است.

گلمحمدی تأکید کرد: از همین رو، بقاع متبرکه را میتوان بخشی از میراث ناملموس جامعه نیز دانست؛ زیرا آنچه در آنها حفظ میشود، تنها معماری و اشیای تاریخی نیست، بلکه مجموعهای از آیینها، باورها، خاطرات و شیوههای زیست فرهنگی است.
ضرورت ثبت روایتهای شفاهی
وی با اشاره به تغییر سبک زندگی و کمرنگ شدن تدریجی برخی سنتهای بومی گفت: ثبت روایتهای شفاهی مردم درباره امامزاده ابراهیم(ع) اهمیت دوچندانی پیدا کرده است.
گلمحمدی افزود: مصاحبه با سالمندان، خادمان، خانوادههای قدیمی، پژوهشگران محلی و برگزارکنندگان آیینها میتواند بخشی از تاریخ اجتماعی این بقعه را مستند کند؛ تاریخی که ممکن است در اسناد رسمی کمتر دیده شده باشد، اما در حافظه مردم همچنان زنده است.
وی ادامه داد: ثبت دقیق آیینهایی همچون نذر، اطعام، مراسم محرم، زیارت پیش از ازدواج و روایتهای مربوط به کرامات و باورهای مردم نیز میتواند به شناخت بهتر فرهنگ مذهبی بابلسر و مازندران کمک کند.
این پژوهشگر تأکید کرد: در این فرآیند باید روایتها همانگونه که از سوی راویان نقل میشوند ثبت شوند، اما در مرحله تحلیل، میان باور مردم، روایت شفاهی و واقعیت تاریخی قابل اثبات تفاوت گذاشته شود.
امامزاده ابراهیم؛ بخشی از هویت بابلسر
گلمحمدی در جمعبندی این بحث گفت: امامزاده ابراهیم(ع) «ابوجواب» را میتوان در نقطه تلاقی سه عنصر مهم یعنی تاریخ، ایمان و فرهنگ مردم بررسی کرد.
وی افزود: این بقعه از یک سو با گذشته تاریخی منطقه و روایتهای مربوط به سادات علوی پیوند خورده و از سوی دیگر، در زندگی روزمره مردم، آیینها، نذرها، مراسم مذهبی و سنتهای خانوادگی حضور دارد.
این پژوهشگر با تأکید بر اینکه بخشی از روایتهای تاریخی پیرامون این شخصیت نیازمند بررسی و مستندسازی بیشتر است، اظهار کرد: جایگاه اجتماعی و فرهنگی این بقعه در میان مردم، واقعیتی است که طی نسلها شکل گرفته و استمرار یافته است.
وی ادامه داد: امامزاده ابراهیم(ع) یادآور این نکته است که اماکن مذهبی صرفاً بناهایی برای زیارت نیستند؛ آنها گاه به حافظه زنده یک شهر تبدیل میشوند؛ حافظهای که در آن تاریخ، باور، آیین، خانواده و زندگی روزمره مردم در کنار یکدیگر روایت میشود.

گلمحمدی همچنین خاطرنشان کرد: حفظ و معرفی علمی این میراث، مستندسازی روایتهای شفاهی و توجه به آیینهای پیرامون آن میتواند علاوه بر صیانت از بخشی از میراث فرهنگی و معنوی بابلسر، زمینهای برای توسعه گردشگری مذهبی و فرهنگی و تقویت شناخت نسلهای جدید از هویت تاریخی و دینی منطقه فراهم کند.
وی افزود: اگر امروز روایتهای سالمندان، خادمان، خانوادههای قدیمی و دیگر راویان محلی ثبت شود، در واقع تنها تاریخ یک بقعه ثبت نشده، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی یک شهر برای نسلهای آینده حفظ خواهد شد.
انتهای پیام