خلیل رنجبر در نشست تخصصی در میدان با عنوان «راهکارهای مدیریت استرس نوجوانان در شرایط بحرانی» که امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور به همت جهاد دانشگاهی و به صورت مجازی برگزار شد، با تشریح ماهیت استرس و تغییرات مداوم زندگی اظهار کرد: هرگونه تغییر پیوسته در روند زندگی، سطح استرس را چند برابر افزایش میدهد و فرد را از جنبههای مختلف جسمانی، روانی، عاطفی و اجتماعی با چالشهای جدی روبهرو میسازد.
وی تغییرات محیطی از جمله اسبابکشی، ازدواج، تغییر شغل، تولد فرزند، طلاق، ورود به محیطهای جدید نظیر مدرسه جدید، مواجهه با همکلاسیهای تازه و مهاجرت به شهر جدید را از عوامل استرسزا برشمرد و تصریح کرد: حتی پایان دوره مدرسه و فراغت از تحصیل نیز برای نوجوانان استرس ویژهای به همراه دارد.
نقش والدین در بازشناسی و مهار فشارهای طولانیمدت
این روانشناس با تأکید بر حساسیت بالای مدیریت تنشها تصریح کرد: زمانی که شدت استرس از حد معینی فراتر میرود، کارکرد محرک و مثبت خود را از دست داده و به نیرویی بازدارنده و مخرب تبدیل میشود. مسائلی چون بیماری اعضای خانواده، فشارهای مالی و اقتصادی، دوران بازنشستگی والدین، مسافرتها و همچنین چالشهای مستمر درسی، انتخاب رشته تحصیلی، دغدغه ورود به بازار کار و آینده شغلی، همگی از مواردی هستند که به عنوان استرسهای فرساینده و بلندمدت، ذهن نوجوان را درگیر میکنند و والدین نقشی حیاتی در مدیریت و هدایت صحیح آنها ایفا میکنند.
رنجبر در ادامه به فشارهای روانی ناشی از حوادث غیرمترقبه اشاره کرد و افزود: از دست دادن اعضای خانواده در پی بحرانهای کلان اجتماعی، اقتصادی و منطقهای نظیر سیل، زلزله و جنگ، بار روانی مضاعفی به همراه دارد.
وی با اشاره به تجربیات ناشی از جنگ تحمیلی و غیرحضوری شدن کلاسهای درس یادآور شد: این رخدادها سبب شد نگرانیهای تازهای در خصوص تأثیر سوابق و نمرات پایههای یازدهم و دوازدهم در آزمون سراسری کنکور شکل گیرد؛ استرسی که در سالهای پیش از آن سابقه نداشت. همچنین جا ماندن از سرفصلهای آموزشی و تأخیر در برگزاری امتحانات از پیامدهای مستقیم این بحرانها به شمار میرود. علاوه بر این، فرایند بلوغ به عنوان دورانی پرچالش هم برای خود نوجوان و هم برای والدین استرسزا است.
مرزبندی مفهومی استرس و اضطراب
در بخش دیگری از نشست، رنجبر به تبیین تمایز میان استرس و اضطراب پرداخت و توضیح داد: اگرچه استرس و اضطراب علائم بالینی مشترک فراوانی دارند، اما تفاوت بنیادین آنها در «منبع و منشأ» ایجاد آنهاست. استرس کنترلنشده میتواند به اضطرابهای فراگیر، افسردگیهای حاد و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) منجر شود؛ اختلالی که نخستینبار در جنگ جهانی دوم در میان سربازان انگلیسی شناسایی شد. از این رو، وظیفه مبرم والدین، معلمان و درمانگران این است که این نشانهها را در زمان مناسب شناسایی کرده و مداخله زودهنگام انجام دهند تا از افت تحصیلی، عقبماندگی درسی و دگرگونی منفی سرنوشت نوجوان پیشگیری شود.
وی سبک زندگی و الگوهای تربیتی را از عوامل تعیینکننده خواند و بیان کرد: بهکارگیری سبکهای تربیتی سختگیرانه و مستبدانه، آسیبپذیری و احتمال ابتلای نوجوان به استرس را بهشدت افزایش میدهد. علاوه بر فشارهای اقتصادی و بیماریهای جسمی یا روانی والدین، نوع تعامل و پیوند ارتباطی میان پدر و مادر تأثیری شگرف دارد؛ تعارضات و مشکلات زناشویی حتی بیش از آنکه خود والدین را متأثر سازد، موجب ایجاد ناامنی روانی و استرسهای پایدار در فرزندان میشود.
این روانشناس با اشاره به رویکرد علمی در مواجهه با استرس تأکید کرد: استرس ماهیتی درمانپذیر ندارد، بلکه مقولهای کاملاً «مدیریتی» است، در حالی که اضطراب وارد دامنه درمانی و دارودرمانی میشود.
وی استرس به دو گروه عمده منفی و مثبت تقسیم میشود، افزود: استرس منفی ناشی از رخدادهایی چون مرگ نزدیکان، جدایی، بیماری و ناکامیهای متعدد است که در دوران نوجوانی به سبب سقف بالای توقعات، بروز و ظهور فراوانی دارد.
سازوکارهای مواجهه با ناکامی و هوش هیجانی
رنجبر با بیان اینکه ارتقای سطح تابآوری، آموزش مهارتهای دهگانه زندگی و کنترل خشم، اصلیترین پایههای مقابله با ناکامی هستند، تصریح کرد: توقعات و اهداف نوجوانان بااستعداد نباید سرکوب یا کاهش یابند، زیرا تلاش برای رشد در حوزههایی چون موسیقی، ورزش و کلاسهای تقویتی حق طبیعی آنهاست؛ بلکه این انتظارات باید به شکلی واقعبینانه کنترل و مدیریت شوند تا از سرخوردگی جلوگیری شود.
وی با اشاره به ابعاد چهارگانه رشد انسان (جسمانی، روانی، عاطفی و اجتماعی) گفت: شناخت دقیق توانمندیها و محدودیتها پیششرط مدیریت موفق استرس است و والدین هرگز نباید نوجوانی را که در یک حوزه (مانند موسیقی) استعداد ندارد، به اجبار به آن مسیر سوق دهند. علاوه بر این، افت تحصیلی در صورتی که با آگاهی و روش درست تحلیل و هدایت شود، میتواند به جای یک شکست قطعی، به مبدأیی برای موفقیتهای بعدی تبدیل شود.
این روانشناس یادآور شد: در دورههای بحران حاد و جنگ، حتی الگوهای طبیعی زیستی نظیر تغذیه افراد دستخوش اختلال میشود. با این حال، وظیفه بنیادین والدین در دوران پس از بحران این است که با پذیرش شرایط، گفتوگوی صمیمانه و ارائه توضیحات منطقی به فرزندان، فضای امن خانه را بازسازی کرده و به ترمیم روانشناختی آسیبها بپردازند.
رنجبر تصریح کرد: نسلهایی که تجربه شرایط جنگی و دوران دفاع مقدس را در پیشینه زیسته خود دارند، از ظرفیت ذهنی و تجربه بیشتری برای کنترل تنشها برخوردارند؛ در حالی که نوجوانان ۱۰ تا ۱۵ ساله فاقد این تجربه زیسته بوده و در مواجهه با شرایط مشابه، به مراتب آسیبپذیرتر هستند و نیاز به حمایت مضاعف دارند.
کارکرد سازنده استرس مثبت در فرآیند یادگیری
رنجبر در جمعبندی سخنان خود به مفهوم «استرس مثبت» پرداخت و گفت: استرس قبولی در مقاطع تحصیلی بالاتر، کسب نمره ممتاز در امتحانات، تلاش فشرده در فرصتهای محدود (مانند مطالعه سه روزه برای آزمون ریاضی پایانترم) و رقابت برای ورود به دانشگاه و آزمون سراسری، مادامی که در چارچوب برنامهریزی درسی پیش برود و نیروی محرکه تلاش باشد، نهتنها زیانبار نیست بلکه استرسی سازنده و مثبت به شمار میرود.
این روانشناس در پایان بر این اصل تأکید کرد: صیانت از سلامت روانی نوجوانان در بحرانها، متضمن پایداری و سلامت کل ساختار اجتماعی خواهد بود.
انتهای پیام