چند روزی از بستهشدن جریان آب زایندهرود میگذرد، اگرچه بستر رودخانه همچنان سبز است، اما این سبزی پایدار نیست. گیاهان و تهمانده آب به لجنزار بدل شدهاند و کف رود مفروش از ماهیهای بیجانی است که فرصت نکردهاند زندگیشان را با تقویم باز و بستهشدن آب هماهنگ کنند؛ آنها نه از زمان بازگشایی خبر داشتند و نه از موعد بعدی قطع جریان. سهمشان از این تغییرات، فقط همان اندک آبی بود که هر بار برای مدتی در بستر رود باقی میماند.
ماهیها در میان گودال های کوچک باقیمانده از آب، آخرین تلاش خود را برای زیستن میکنند و برخی دیگر، بیجان، روی بستر رودخانه جا ماندهاند. بلوق...بلوق! حبابهای سطح آب باقیمانده بر کف رود، آخرین تلاش ماهیها برای زیستن است. کمی جلوتر، نزدیک پایههای پل، دستهای از ماهیها برخلاف جریان آب شنا کرده و برای زنده ماندن تقلا میکنند. همزمان با سرعت گرفتن آنها برای بقا، از سرعت راهرفتن و حرکت مردم کاسته میشود.
برخلاف جمعیتی که با خشکشدن رودخانه پراکنده میشوند و دوباره به خانههایشان بازمیگردند، ماهیها جایی برای رفتن ندارند. زیستگاهشان همین بستر است و زندگیشان به آبی گره خورده که هر بار میآید و میرود. وقتی آب میرود، برای آنها فقط یک منظره شهری تغییر نکرده است؛ بخشی از زیستگاهشان از دست رفته است.
یزدان کیوانی، عضو هیئت علمی گروه شیلات دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان در این خصوص به ایسنا میگوید: قطع و وصل شدن مقطعی هر رودخانهای چون زایندهرود، باعث باقی ماندن ماهیهایی در چالههای کف رود میشود که درنهایت طعمه پرندگان شده یا عاقبتی جز تلف شدن در گلولای نخواهند داشت.
وی میافزاید: این بار که رودخانه برای مدت بیشتری جریان داشت، جوامعی از جانداران و آبزیان بهوجود آمده بودند که شاهد تلف شدن آنها هستیم. باید توجه داشته باشیم که اینها ذخایر رودخانه هستند و طبیعتاً با چنین رخدادهایی نسلهای بعدی آنها را از دست خواهیم داد. در صورت جریان دائمی رود مطابق با این چندماه، میتوانستیم شاهد تثبیت این جوامع و اکوسیستم پایداری از آنها باشیم.
دکترای سیستماتیک و تکامل دانشگاه صنعتی اصفهان تصریح میکند: بوی ناخوشایندی که حاشیه رود را فرا میگیرد ناشی از فساد ماهیها و جلبکهای آبزی است. با ایجاد جریانی کمحجم اما پیوسته از آب، طبیعتاً این روند بهتر انجام میگرفت و شاهد چنین مشکلاتی نبودیم.
یزدانی اظهار میکند: یکی از اقداماتی که در این راستا میتوان انجام داد، ایجاد چالههایی در مسیر رود است تا ماهیها در آن جمع شده و بتوان آنها را جمعآوری، مصرف یا به مکانهای دیگر انتقال داد. این مسائل بیشتر به اداره کل حفاظت محیطزیست استان مربوط میشود، اما این تلاشها بهتنهایی کافی نیست و نیاز است دیگر ارگانها هم همکاری لازم را داشته باشند.
وی ادامه میدهد: ایجاد سدهای کوچک و کوتاه در فواصل معینی از مسیر رودخانه نیز اقدام دیگری است که میتوان از آن بهره برد. در این روش آبزیان برای مدتی در این آبها به زندگی ادامه میدهند تا تمهیدات لازم برای آنها انجام شود.
عضو هیئت علمی گروه شیلات دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان خاطرنشان میکند: پس از خشکی رود، عمدتاً تلف شدن ماهیها به چشم میآید، اما برای ادامه حیات آنها به عوامل مختلفی نیازمندیم. بهطور مثال، از نظر غذایی باید به بنتوزها، کفزیها، جلبکها، زئوپلانکتونها، فیتوپلانکتونها و دیگر جانداران ذرهبینی نیز توجه داشت که قطع و وصل آب به زیستگاهشان آسیب جدی وارد میکند.
یزدانی در ادامه میگوید: ممکن است برای تشکیل چنین اکوسیستمهایی زمان زیادی صرف شود تا شرایط کامل و مناسبی برای ماهیها ایجاد شود. اکثر این ماهیها از نوع کپورماهی، سیاهماهی، گونههای بومزاد مثل آفانیوس و عروسماهی اصفهان هستند. کپورماهی و سیاهماهی از منظر غذایی میتواند برای انسان مورد توجه قرار گیرد.
وداع و بدرقه آب تا روز نامعلوم
در حاشیه رود، جایی که همین چند روز پیش از همهمه و شادی مردم پر بود، پیرمردی برای وداع با رود زندگیبخش آمده است، سرگرم ثبت آخرین لحظات جریان آب، جاندادن ماهیها، سردرگمی پرندگان و دیگر نشانههای این روزهای رودخانه است.
برای دفعات متعدد، دوباره این شاهرگ عظیم و حیاتی به مویرگهایی پراکنده در کف رود بدل گشته است؛ مویرگهایی که یکییکی رو به خشکی میروند. آنچه پس از آن بر جا میماند، ماهیها و جاندارانی هستند که سهمشان از این رود، نه جریان همیشگی آب، که انتظار برای بازگشت دوباره آن است.
به گزارش ایسنا، شاید آنچه امروز در بستر زایندهرود میبینیم، فقط تصویری از یک رودخانه خشکشده نباشد؛ تصویری از ردپای تصمیمهایی باشد که اثرشان تا زندگی کوچکترین جانداران رودخانه امتداد پیدا کرده است. زایندهرود همچنان چشمبهراه روزی است که دوباره جاری شود؛ نهفقط برای آنکه شهر نفس بکشد، بلکه برای آنکه زندگی آبزیانش، پیش از آنکه دیر شود، به بسترش بازگردد.
انتهای پیام