به گزارش ایسنا، ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ مصادف است با هفتادمین سالگرد تولد مجید درخشانی، که به تازگی مجله بخارا، نهصد و هفتاد و سومین شب بزرگداشتهای خود را به او اختصاص داده است؛ مراسمی که با حضور چهرههایی چون محمدرضا شفیعی کدکنی ادیب (شاعر و نویسنده)، حسین علیزاده (آهنگساز و نوازنده تار)، علی بوستان (گرافیست و نوازنده سهتار)، حسامالدین سراج، وحید تاج، پوریا اخواص (خواننده)، مینا افتاده (نوازنده سنتور)، نصرالله مدقالچی (صداپیشه)، بهرام دبیری (هنرمند نقاش) برگزار شد.
درخشانی در سالهای فعالیت خود تنها به اجرای موسیقی محدود نماند و در کنار نوازندگی و آهنگسازی، به آموزش و معرفی موسیقی ایرانی نیز پرداخت. بخشی از این فعالیتها در سالهایی شکل گرفت که او در آلمان، بهویژه شهر کلن، اقامت داشت؛ دورهای که در آن علاوهبر برگزاری کنسرت و فعالیتهای موسیقی، به تدریس پرداخت و کانون موسیقی «نوا» را راهاندازی کرد.
مسیر حرفهای درخشانی از ارتباط با یکی از جریانهای اثرگذار موسیقی معاصر ایران آغاز شد. او از شاگردان محمدرضا لطفی بود و در سالهای نخست فعالیت حرفهای خود با گروه «شیدا» همکاری داشت. این دوره برای درخشانی تنها فرصتی برای حضور در یک گروه موسیقی نبود، بلکه بخشی از نگاه و تجربه موسیقی او در همین فضا شکل گرفت؛ تأثیری که میتوان رد آن را در شیوه نوازندگی و نگاه او به موسیقی دستگاهی دنبال کرد.
با این حال او به مرور تلاش کرد در کنار آنچه از مکتب لطفی آموخته بود، زبان شخصی خود را در آهنگسازی و تنظیم پیدا کند. در بخش قابل توجهی از آثار او، موسیقی دستگاهی در قالب گروهنوازی و ترکیبهای گستردهتر سازی تجربه شده است؛ آثاری که در آنها ملودی، ریتم و رنگآمیزی سازها در کنار یکدیگر قرار میگیرند و ظرفیتهای موسیقی ایرانی را در ساختاری متفاوت از تکنوازی یا گروههای کوچکتر دنبال میکنند.
لطفی اما همواره از درخشانی به عنوان یکی از شاگردان برجسته و پرکار خود یاد میکرد و در خاطرات و نوشتههای خود اشاره کرده بود که درخشانی از معدود شاگردانی بود که با جدیت و پشتکار فراوان ردیف و تکنیکهای مضرابزنی را فراگرفت. لطفی به پاس این تلاش و جدیت، در دوران دانشجویی درخشانی، یکی از تارهای شخصی خود را به او هدیه داده بود.
لطفی همچنین از هنرمندانی بود که گاهی نقدهایی به روند مهاجرت و دوری برخی هنرمندان از فضای داخلی مطرح میکرد، با این حال از درخشانی به عنوان یکی از حفظکنندگان اصالت ساز تار و ملودینویسی دستگاهی یاد میکرد.
تشکیل «گروه خورشید» یکی از فصلهای مهم فعالیت درخشانی بود. این گروه در ادامه تجربههای او در زمینه گروهنوازی شکل گرفت و به بستری برای فعالیت تعدادی از نوازندگان و خوانندگان جوان تبدیل شد. این گروه در سالهای فعالیت خود بارها روی صحنه رفت و بخشی از جریان موسیقی گروهی آن دوره را نمایندگی کرد.
درخشانی در این گروه تنها به عنوان نوازنده حضور نداشت، او در مقام آهنگساز و سرپرست، تجربههای خود را در زمینه تنظیم و گروهنوازی دنبال کرد. استفاده از ترکیبهای متنوع سازی و توجه به ظرفیتهای ارکسترال موسیقی ایرانی از جمله ویژگیهایی بود که در بخشی از این تجربهها دیده میشد. به این ترتیب، گروه خورشید برای درخشانی ادامه همان مسیری بود که از سالهای نخست فعالیتش آغاز شده بود؛ مسیری که در آن شناخت موسیقی دستگاهی با تجربه در فرمهای گروهی و تنظیم برای مجموعهای از سازها همراه میشد.
فصل دیگری از کارنامه حرفهای درخشانی در همکاری او با محمدرضا شجریان رقم خورد؛ همکاریای که در دهه ۸۰ خورشیدی و با فعالیت «گروه شهناز» اهمیت بیشتری پیدا کرد. درخشانی در شکلگیری و فعالیت این گروه نقش داشت و در مقام آهنگساز و نوازنده با شجریان و دیگر اعضای گروه همکاری کرد.
شجریان تشکیل «گروه شهناز» به سرپرستی مجید درخشانی را تحسین میکرد و بر این باور بود که درخشانی توانایی بالایی در هماهنگکردن نوازندگان جوان، ایجاد انضباط گروهی و سونوریته (صدادهی) یکدست در ارکستر دارد.
گفته میشود محمدرضا شجریان بارها به ذوق ملودیپردازی درخشانی اشاره کرده و نخستین همکاری شاخص آنها در آلبوم «در خیال» شکل گرفته است؛ جایی که شجریان پس از شنیدن اتودها و زمزمههای اولیه درخشانی، بلافاصله کیفیت و زیبایی قطعات را تحسین کرد و پیشنهاد همکاری داد.
همکاری با شجریان فرصتی بود برای درخشانی تا تجربههای خود در آهنگسازی و تنظیم را در قالب گروهی با ترکیب گستردهتر سازها دنبال کند و در کنار یکی از شناختهشدهترین خوانندگان موسیقی ایران، بخشی از آثار موسیقی دستگاهی آن دوره را شکل دهد.
در اینجا میتوانید قطعه «سرگشته» از آلبوم «درخیال» را با آهنگسازی درخشانی و صدای شجریان گوش کنید:
فعالیت درخشانی به همکاری با شجریان محدود نماند و او با خوانندگان دیگری نیز همکاری کرد؛ افرادی از جمله همایون شجریان، سالار عقیلی، سینا سرلک و حسامالدین سراج.
در کنار فعالیتهای او در ایران، سالهایی از زندگی حرفهای درخشانی در خارج از کشور گذشت. او در آلمان، از جمله در شهر کلن، به فعالیت موسیقی ادامه داد و در این دوره بخشی از تمرکز خود را بر آموزش و معرفی موسیقی ایرانی گذاشت.
راهاندازی کانون موسیقی «نوا» در همین دوره شکل گرفت؛ مجموعهای که فعالیت آن در زمینه آموزش و معرفی موسیقی ایرانی دنبال شد. درخشانی همچنین در سالهای حضور خود در آلمان و دیگر برنامههای خارج از کشور، در اجراها و کنسرتهای مختلف شرکت کرد و موسیقی ایرانی را برای مخاطبانی خارج از فضای فرهنگی ایران اجرا کرد.
کنسرتها و تورهای مختلف او با گروههایی مانند «شهناز» و «خورشید» نیز بخشی از همین مسیر بود؛ مسیری که در آن اجرای موسیقی دستگاهی ایران در فضاهای مختلف و برای مخاطبان ایرانی و غیرایرانی دنبال شد.

هنرمندان سرشناس موسیقی ایران همواره از خصایص مثبت درخشانی یاد کردهاند که تازهترین نمونه آن به صحبتهای حسین علیزاده در مراسمی که علی دهباشی برای درخشانی برگزار کرد، برمیگردد. او چنین گفته است: «وقتی موسیقی زیبای مجید درخشانی را میشنویم، یاد بزرگان موسیقی که از میان ما رفتند میافتیم، اما این جمعیت، این عشق، نشان میدهد که ناامیدی نباید در کار باشد. فرهنگ و هنر ایران، در طول تاریخ، بخشی از مسئولیت حفظ خود را به نسلها سپرده است.
مجید درخشانی، در این میان، نقشی ویژه داشت. من او را تشویق کردم که مسیر آهنگسازی را ادامه دهد؛ چراکه استعدادی در او میدیدم حتی زمانی که هنوز به طور رسمی نوازنده گروه «حصار» نبود، آمد و گفت که «من سنج خواهم زد». پشتکار و عشق او، مثالزدنی بود. او کاری را که دوست داشت، انجام میداد و مهم نبود دیگران چه میگویند. عشق باعث شد تا درخشانی، با وجود تمام سختیها، مسیرش را ادامه دهد. امیدوارم که درخشانی، هرچه زودتر سلامتی خود را بازیابد. او با آن شخصیت بزرگ و قلب مهربانش، همواره پرچمدار حمایت از جوانان و هنر بوده است.»
انتهای پیام