حامد یوسفزاده، صبح یکشنبه ۲۲ شهریور در آیین گرامیداشت روز جهانی حفاظت از لایه اُزُن و سیونهمین سالگرد پروتکل مونترال که در سالن اجتماعات ادارهکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: پروژهای را با عنوان «در جستوجوی بارانک ایرانی» آغاز کردهایم. بارانک یک گونه درختی است و تقریباً گونه دیگری نیز از همین جنس با عنوان بارانک لرستانی داریم. جالب است بدانیم بارانک لرستانی که بسیاری از ما حتی نام آن را نشنیدهایم و روی آن نیز کار چندانی انجام ندادهایم، نخستینبار در سال ۱۹۰۴ شناسایی شد. افزایش دما و پیامدهای ناشی از تغییر اقلیم، در چرخه زیستی موجودات مختلف اثر میگذارد.
وی افزود: با طرح این پرسش که یک درخت در مواجهه با افزایش شدید دما چه اقدامی میتواند انجام دهد، گفت: اگر هوا گرم شود و این گرما بیش از حد افزایش پیدا کند، یک درخت که در یک مکان ثابت قرار دارد، چه باید بکند؟ ما انسانها اقدامات بسیاری انجام دادهایم؛ سیستم زندگی خود را تغییر دادهایم، ساختوسازها را تغییر دادهایم و خود را به فناوری و امکانات مختلف مجهز کردهایم، اما این درخت چه اقدامی باید انجام دهد؟ این پرسش بزرگی است که اگر مطابق پیشبینیهای هیئت بیندولتی تغییر اقلیم، افزایش دمای یکونیم درجهای اتفاق بیفتد، درختی که در یک مکان ثابت قرار دارد، چه باید بکند و در حداقل یک یا دو دهه اخیر چه اتفاقی برای آن افتاده است؟
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس بیان کرد: ایران در حوزه تنوع زیستی، یک استثنای نگرانکننده است. از سال ۱۹۹۰، تقریباً دو سوم آنچه در زمینه جنگلزدایی پیشبینی شده بود، اتفاق افتاد و در حالی که این روند در متوسط جهانی تقریباً متوقف شده است، ما همچنان با حذف پوشش گیاهی مواجه هستیم و در نیمقرن اخیر، یعنی طی حدود ۵۰ تا ۶۰ سال گذشته، تقریباً ۴۰ درصد از مساحت جنگلهای خود را از دست دادهایم. باید به این موضوع توجه داشته باشیم. در سال ۱۳۴۳، زمانی که تقریباً سازمان منابع طبیعی شکل گرفت و ساختارهای اداری مرتبط با آن ایجاد شد، حدود ۱۸ میلیون هکتار جنگل برای ایران اعلام میشد.
کاهش مساحت جنگلهای ایران و تغییر تعریف جنگل
یوسفزاده با اشاره به اینکه آمار و ارقام مربوط به جنگلها در ایران دقیق و قطعی نیست و بیشتر جنبه تقریبی دارد، گفت: در حال حاضر حدود ۱۰.۵ میلیون هکتار جنگل داریم. اگر امروز گفته میشود مساحت جنگلهای کشور افزایش یافته است، باید توجه داشت که این مسئله تا حدود زیادی ناشی از تغییر در تعریف جنگل است و نباید صرفاً از شنیدن این آمار خوشحال شویم که همچنان ۱۸ میلیون هکتار جنگل داریم. طبق تعریف سازمان فائو، هر منطقهای که تاج پوشش آن بیش از ۱۰ درصد باشد، جنگل محسوب میشود. بعدها سازمانهای بینالمللی برای اینکه کشورهای مختلف را بیشتر درگیر این مسئله کنند، این تعریف را تغییر دادند و مدعی شدند تاج پوشش پنج درصد نیز میتواند برای تعریف جنگل در نظر گرفته شود.
وی ادامه داد: جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر داریم و اگر بخواهیم جنگلی با تاج پوشش بالای ۵۰ درصد داشته باشیم، حدود یکونیم میلیون هکتار جنگل با چنین شرایطی داریم. از این میزان نیز حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار هکتار کارکرد واقعی خود را دارد و بخش دیگری از این جنگلها کارکردهای خود را از دست دادهاند. بهعنوان یک اکولوژیست زمانی یک منطقه را جنگل میدانم که امکان تداوم نسل در آن وجود داشته باشد؛ همه موجودات نیز بر اساس اصل بقا و آنچه در دیدگاه داروینی مطرح میشود، در پی حفظ و انتقال نسل خود هستند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس یادآور شد: در یک پارک اساساً زادآوری وجود ندارد و نهالی شکل نگرفته است؛ در چنین شرایطی اگرچه درختان بزرگی وجود دارند، اما وزن و کارکرد اکولوژیک جنگل وضعیت مناسبی ندارد. کشوری هستیم که کمتر از شش تا هفتدهم پوشش جنگلی داریم و اکنون این پرسش مطرح است که تغییر اقلیم قرار است با جنگلهای ما چه کند. بنابراین سؤال اصلی این است که موجودات متحرک میتوانند برای تغییر شرایط راهکاری پیدا کنند، اما درخت چه باید بکند؟
سازگاری درختان با تغییر اقلیم و اهمیت تنوع ژنتیکی
یوسفزاده با اشاره به اینکه باید تمرکز بر گونههای جنگلهای هیرکانی باشد، گفت: پروژهای در دنیا با عنوان «پروژه ژنوم زمین» آغاز شده است. ما همیشه میگوییم پیشگیری بهتر از درمان است و پروژه ژنوم زمین نیز در همین راستا اهمیت پیدا میکند. وقتی تغییر اقلیم اتفاق میافتد، درخت نیز بیکار نمینشیند و اقداماتی انجام میدهد. یکی از اقدامات اصلی، تغییر در فنولوژی است؛ بهعنوان نمونه ممکن است زمان گلدهی خود را تا حد امکان تغییر دهد تا در معرض سرما قرار نگیرد. اصل دیگری که مطرح میشود، اصل سازگاری است؛ به این معنا که گونهها و افرادی که ژنهای قویتری دارند، باقی میمانند و خود را با شرایط جدید سازگار میکنند. بههمین دلیل است که همیشه میگوییم تنوع زیستی، اصل اساسی بقای یک اکوسیستم است.
وی ادامه داد: متأسفانه اگر به برخی نهالکاریها و جنگلکاریهای ما توجه کنید، مشاهده میشود که در بسیاری از موارد تولید نهال از یک پروتکل مشخص برخوردار نیست. فرض کنید تمام افرادی که در اصفهان با نام خانوادگی مشابهی شناخته میشوند، از یک نسل و یک خانواده باشند و یک بیماری وارد این جمعیت شود؛ ممکن است همه آنها تحت تأثیر قرار بگیرند. در حالی که ما در تولید نهال دائماً واحد شمارش را مطرح میکنیم و میگوییم امسال ۱۵۰ هزار یا ۲۰۰ هزار نهال تولید کردهایم. سؤال این است که این ۲۰۰ هزار نهال متعلق به چند والد است؟ این والدین متفاوت هستند که میتوانند آینده را بیمه کنند و تنوع ژنتیکی مورد نیاز برای سازگاری با شرایط آینده را فراهم آورند.
ویلاسازی و شهرسازی، مسیر جابهجایی طبیعی جنگل را مسدود کرده است
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به یکی دیگر از واکنشهای طبیعی درختان به تغییر اقلیم خاطرنشان کرد: یکی دیگر از اتفاقاتی که اکنون در حال رخ دادن است، جابهجایی درختان است. قرار است درختان در جریان فرایند نسلی خود جابهجا شوند و به سمت ارتفاعات بالاتر حرکت کنند. ما این فرایند جابهجایی را متوقف کردهایم. ویلاسازی و شهرسازی از ارتفاعات بالاتر در حال گسترش است و مسیری را که درخت میخواهد در فرایند نسلی خود طی کند و فرزندانش را به ارتفاعات بالاتر منتقل کند، مسدود کردهایم. در یک فاجعه، حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ متر از ارتفاع جنگلهای هیرکانی کاهش پیدا کرده و این عدد بسیار قابل توجه است.
چه میراثی برای نسلهای آینده باقی میگذاریم؟
یوسفزاده توضیح داد: قرار نیست فقط ما در ایران زندگی کنیم و قرار نیست تنها ۱۰۰ سال آینده را در نظر بگیریم. مسئله این است که فرزندان ما و نسلهای بعدی قرار است چه چیزی از ما تحویل بگیرند. ما بیش از سه میلیون سال است که این میراث را دریافت کردهایم و اکنون باید از خود بپرسیم که در ۱۰۰ سال آینده چه چیزی تحویل خواهیم داد. بههمین دلیل بسیاری از گونههای کوهستانی ما در حال از بین رفتن هستند و یکی از دلایل آن، ویلاسازی و شهرسازی است؛ مسئله مهمتر این است که امکان جابهجایی و حرکت طبیعی این گونهها به سمت ارتفاعات بالاتر از بین رفته است.
وی با اشاره به وضعیت جنگلهای جلگهای هیرکانی افزود: در حدود نیمقرن اخیر، جنگلهای جلگهای هیرکانی در ارتفاعات بالای ۵۰ متر از سطح دریا تقریباً به صفر رسیدهاند. جنگل سیسنگان و جنگلهای نوشهر، جنگلهای جلگهای و جنگلهای کنار ساحلی دیگر به شکل گذشته نیستند. جنگلهای زاگرس تا حد زیادی توان بازیابی اکوسیستمی خود را از دست دادهاند که هنوز توان بازیابی در آن باقی مانده است.
برای مدیریت تغییر اقلیم، پیش از وقوع بحران به داده نیاز داریم
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با بازگشت به موضوع تغییر اقلیم و تنوع زیستی یادآور شد: گفته میشود افزایش دمای یکونیم درجهای تا سال ۲۰۳۰ قطعی است و تلاش شده است افزایش دما به یکونیم درجه محدود شود. بسیاری از کشورها در این زمینه اقدام کردهاند. اما سؤال این است که ما قرار است چه اقدامی انجام دهیم؟ اگر دما از دو درجه عبور کند یا شرایط اقلیمی تغییر کند، چه اتفاقی قرار است برای اقلیم ما رخ دهد؟ کاسپین از بین رفته، شیر ایرانی از بین رفته و اکنون به یوزپلنگ رسیدهایم. برای گونههایی که هنوز فرصت داریم، چه برنامهای داریم؟
باید پیش از رسیدن به «آخرین درخت» اقدام کنیم
یوسفزاده با تأکید بر اهمیت ایجاد پرسش در حوزه محیط زیست گفت: برای تعیین وضعیت حفاظتی گونهها پنج معیار وجود دارد. بهعنوان نمونه از یک کارشناس پرسیده میشود اگر ۷۰ درصد جمعیتهای یک گونه از بین رفته و این روند برگشتناپذیر باشد، آیا آن گونه در معرض خطر انقراض قرار دارد یا خیر؟ اگر به شمال ایران بروید، فرض کنید در ارتفاع ۱۰۰ متری از سطح دریا، بیش از ۵۰۰ گونه گیاهی وجود داشته که اکنون یا در معرض چنین شرایطی قرار دارند یا منقرض شدهاند. سؤال این است که در چنین شرایطی چه اقدامی باید انجام دهیم و تاکنون چه کردهایم؟
تخریب زیستگاه، اثرات تغییر اقلیم را تشدید میکند
وی یکی دیگر از مسائل مهم مرتبط با تغییر اقلیم را تخریب زیستگاه دانست و ادامه داد: یکی از نکات مهمی که تغییر اقلیم شدت و حدت آن را افزایش میدهد، موضوع تخریب است. اگر در شرایطی که با تغییر اقلیم مواجه هستیم، علاوه بر آن تنش دیگری نیز به موجود وارد کنیم و زیستگاه و رویشگاه آن را تخریب کنیم، در واقع شدت این فشار را افزایش دادهایم. تخریب زیستگاه و رویشگاه باعث میشود آثار تغییر اقلیم بر گونهها تشدید شود و بههمین دلیل است که تقریباً هر سال با یک اپیدمی و مشکل متفاوت مواجه هستیم.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به نمونه مرگ درختان شمشاد هیرکانی تأکید کرد: در گذشته، در زیر تاج پوشش درختان، درختان همیشهسبزی با عنوان شمشاد وجود داشتند و نام این درخت حتی در اشعار نیز بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. در کمتر از دو تا سه سال، بهدلیل هجوم یک پروانه و یک بیماری، این درخت تقریباً بهطور کامل از بین رفت. این موضوع سؤال بزرگی ایجاد کرد که چرا طی سه سال چنین اتفاقی رخ داد.
تجربه شمشادهای هیرکانی؛ هشدار درباره کاهش تنوع ژنتیکی
یوسفزاده افزود: از آنجا که چوب شمشاد بسیار محکم و مقاوم است، در صنعت کشتیسازی مورد استفاده قرار میگرفت و بهرهبرداری بیش از حد از آن، به تخریب جمعیتهای این گونه منجر شده بود. این موضوع را «اثر بنیانگذار» مینامند. تعداد کوچکی از افراد یک گونه طی ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال جمعیت بزرگی از شمشاد هیرکانی را تشکیل دادند، اما در نهایت چه اتفاقی افتاد؟ بر اثر یک بیماری، تقریباً تمام شمشادهای هیرکانی از بین رفتند. این اتفاق در کمتر از سه سال رخ داد و میلیاردها تومان نیز برای مقابله با آن هزینه شد. برخی این مسئله را به تغییر اقلیم نسبت دادند، در حالی که چنین برداشتی دقیق نبود.
برای بحرانهای زیستی، تجربه موفق مدیریتی نداریم
وی خطاب به فعالان و مسئولان حوزه محیط زیست و تنوع زیستی بیان کرد: مسئله «پیش از آخرین درخت» برای ما بسیار مهم است. چنین تجربههای موفقی را به اندازه کافی نداشتهایم. حتی اگر موضوع ویروس کرونا را بررسی کنید، مشاهده میکنید که با تلفات و پیامدهای گستردهای مواجه شدیم. بنابراین اگر بیماریهای عفونی را از سال ۱۹۷۰ بررسی کنید، میبینید که وضعیت بیماریهای عفونی بشر از سال ۱۹۷۰ به بعد با گذشته تفاوت بسیار زیادی پیدا کرده است.
تغییر اقلیم نگرانکننده نیست؛ ناآمادگی نگرانکننده است
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با تأکید بر اینکه اصل مسئله، نحوه مواجهه با تغییر اقلیم است، گفت: واژه تغییر اقلیم به خودی خود واژه نگرانکنندهای نیست، اگر برای آن مجهز و آماده باشیم. مسئله این است که آیا ما برای مواجهه با آن آماده هستیم یا خیر. اگر امروز اتفاقی برای درختان بلوط رخ دهد، چه آماری در اختیار داریم؟ چند تیپ ژنتیکی از بلوط داریم؟ کدام گونهها و جمعیتها مقاومتر هستند و کدامیک مقاومت کمتری دارند؟ وقتی به ایران نگاه میکنیم، باید بپرسیم چرا جنگلهای ایران با وجود تمام فشارهایی که در طول تاریخ تحمل کردهاند، همچنان تا این اندازه پایدار ماندهاند.
یوسفزاده یادآور شد: هیچ کشوری را نمیتوان پیدا کرد که در هزار سال اخیر به اندازه ایران با ساختوساز و تغییرات انسانی مواجه بوده باشد و با این حال چنین مقاومتی نشان داده باشد. بخش زیادی از این مقاومت بهدلیل تنوع زیستی است. از شمال تا جنوب ایران، با تنوعی از اقوام، فرهنگها و گروههای مختلف مواجه هستیم؛ ترکمن، گلستانی، مازندرانی، گیلانی، تالش، تات و ترک. همین تنوع در قوام و دوام یک فرهنگ مؤثر است.
تنوع، عامل تابآوری اکوسیستمهاست
وی اضافه کرد: اگر تکامل را بپذیریم و بر اساس اصول داروینی به موضوع نگاه کنیم، موجودات در طول زمان با شرایط مختلف سازگار میشوند. ما انسانها نیز به دلیل برخورداری از خرد و تواناییهای مختلف، میزان تابآوری بیشتری پیدا کردهایم. موضوع به این معنا نیست که میتوانیم در برابر هر شرایطی برای همیشه مقاومت کنیم. امروز اینجا نشستهایم و درباره اثرات تغییر اقلیم صحبت میکنیم و میگوییم تنوع زیستی ما در حال از بین رفتن است. سپس یک مسئول یا کارشناس میخواهد کار را آغاز کند و میپرسد «دادههای ما چیست؟ از کجا شروع کنیم؟ کدام گونهها مقاومتر هستند؟» باید بدانیم چه گونههایی در برابر تغییرات آینده مقاومتر هستند و چه گونههایی آسیبپذیرتر خواهند بود.
پروژه ژنوم زمین؛ حرکت جهان به سمت پیشگیری
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به اقدامات کشورهای مختلف در حوزه تنوع ژنتیکی گفت: آمریکا و بهویژه چین و بریتانیا پروژهای با عنوان «پروژه ژنوم زمین» دارند. در این پروژه، تمام گونههای راهبردی و اولویتدار را مشخص کردهاند و توالییابی کل ژنوم آنها را انجام میدهند. این کشورها در کنار توالییابی ژنوم، برای مقابله با تغییر اقلیم نیز به حوزههای تخصصی جدیدی توجه کردهاند که در اینجا از آن با عنوان «آفست ژنومیک» یاد میشود. این رویکرد بر این مبناست که تمام فرایندهای محیطی که بر یک موجود اثر میگذارند، باید در ژن آن موجود مورد بررسی قرار گیرند و مشخص شود که ژن چگونه نسبت به آن شرایط پاسخ میدهد.
یوسفزاده توضیح داد: میتوانید در برابر یک عامل فیزیکی مانند اشعه فرابنفش، اقدام فیزیکی انجام دهید؛ برای نمونه زمانی که در معرض اشعه فرابنفش قرار میگیرید، اگر تابآوری کافی نداشته باشید، از آن فرار میکنید، کلاه میگذارید یا از کرم استفاده میکنید. در برخی مناطق مانند هیمالیا، افراد به چنین اقداماتی به همان شکل نیاز ندارند؛ زیرا بدن آنها در طول فرایند تکاملی سازگار شده است. اگر قادر به فرار از یک عامل فیزیکی نباشید، باید با آن سازگار شوید. چه کسانی سازگار میشوند؟ کسانی که ژنهای مناسب را داشته باشند و سایر افراد در فرایند انتخاب طبیعی حذف میشوند.
داده ژنتیکی، نقشه راه مقابله با تغییر اقلیم
وی گفت: این اقدامات نشان میدهد که دنیا تا چه اندازه به سمت پیشگیری حرکت کرده است. حدود دو سوم روند جنگلزدایی در برخی برنامههای جهانی کنترل شده است و اکنون در حوزه تغییر اقلیم نیز تلاش میشود با استفاده از دادههای ژنتیکی، آینده گونهها پیشبینی شود. موجودی که امروز در یک منطقه قرار دارد، در برابر افزایش یکونیم درجهای دما در آینده چقدر تابآوری خواهد داشت؟ این درخت چقدر میتواند دوام بیاورد؟ چقدر قرار است جابهجا شود؟ چقدر قرار است حذف شود و کدام گونهها میتوانند باقی بمانند و کدام گونهها قادر به جابهجایی خواهند بود؟
انتقال بذرهای هیرکانی به اسکاندیناوی
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به یک نمونه بینالمللی از مطالعه ژنتیکی گونههای جنگلی گفت: در سال ۱۳۹۵، دانمارکیها به جنگلهای هیرکانی آمدند. عرض جغرافیایی ۵۴ تا ۵۵ درجه را در نظر بگیرید. پایینترین عرض جغرافیایی جنگلهای پهنبرگ منطقه اوراسیا حدود ۳۵ تا ۳۷ درجه است و این منطقه همان جنگلهای هیرکانی است. در جنگلهای هیرکانی، درختانی مانند بلوط، نمدار و ون هستند. دانشمندان با استفاده از همین مطالعات ژنومی بررسی کردند که اگر بلوط دانمارک در عرض جغرافیایی حدود ۵۵ درجه و با میانگین دما و بارش مشخص، در اثر تغییر اقلیم در سالهای ۲۰۳۰ تا ۲۰۵۰ با افزایش دمای یکونیم درجهای مواجه شود، در کجای دنیا شرایط اقلیمی مشابهی وجود دارد.
یوسفزاده ادامه داد: بررسی کردند و به جنگلهای هیرکانی رسیدند. سپس قراردادی با سازمان منابع طبیعی ایران منعقد کردند، از بسیاری از گونههای شاخص درختی بذر جمعآوری کردند و این بذرها را به اسکاندیناوی بردند. با این اقدام، اصطلاحاً «ژنپول» خود را غنی کردند و نوعی غنیسازی مصنوعی انجام دادند. اگر بلوط هیرکانی به میانگین دمای ۲۱ تا ۲۲ درجه مقاوم است، بنابراین ژن این مقاومت را دارد. آنها این بذرها را به آن منطقه منتقل کردند تا از این ظرفیت ژنتیکی در آینده استفاده کنند. قرار است چه اتفاقی را تجربه کنیم؟ ممکن است ۱۰ سال آینده شاهد خشک شدن برخی گونهها باشیم و این پرسش مطرح شود که چرا گونهای در اینجا خشک شده است، اما گونه مشابه در جای دیگری خشک نشده است.
ضرورت سرمایهگذاری برای شناخت ذخایر ژنتیکی ایران
وی خاطرنشان کرد: باید بررسی کنیم که ما در ساختار محیط زیست و حوزه تنوع زیستی کشور تا چه اندازه برای چنین حوزههایی هزینه میکنیم. همیشه درگیر مسائل روزمره هستیم؛ امروز یکگونه در حال از بین رفتن است و برای نجات آن اقدام میکنیم و فردا گونه دیگری در معرض خطر قرار میگیرد. چرا یوزپلنگ به یک نماد تبدیل شده است؟ بسیاری از گونهها و جمعیتها از بین رفتهاند، اما زمانی که هنوز تعدادی از آنها باقی ماندهاند، توجه ما به آنها بیشتر میشود. درباره جمعیتهای غربی و گونههایی که در سیبری قرار داشتهاند، کمتر صحبت میکنیم، زیرا آنها به مرحلهای رسیدهاند که دیگر امکان بازگشت بسیار دشوار شده است. درباره خرس قهوهای نیز به همان اندازه صحبت نمیکنیم، زیرا هنوز به واژه «هنوز» نرسیده است.
دیتابیس؛ حلقه مفقوده مدیریت تنوع زیستی
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با تأکید بر ضرورت ایجاد بانکهای اطلاعاتی جامع گفت: تغییر اقلیم جدی است، اما تجربه جهانی نشان داده است که میتوان بسیاری از مسائل را مدیریت کرد. برای نمونه، لایه اُزُن در حال ترمیم است و این موضوع نشان میدهد که با مدیریت صحیح میتوان شرایط را تغییر داد. مدیریت نیز نیازمند داده است. ما در این زمینه هنوز فاصله زیادی داریم. حتی در دانشگاههای خودمان نیز باید به موضوع بانک اطلاعاتی توجه بیشتری داشته باشیم. یک استاد ممکن است در دفتر خود دهها هارد و حجم عظیمی از داده داشته باشد و دلیل آن این است که وقتی گذشته را مرور میکنید، میتوانید برای آینده نقشه راه ترسیم کنید.
دو کانون مهم تنوع زیستی ایران را نباید از دست بدهیم
یوسفزاده گفت: تغییر اقلیم در حال مدیریت است و میتوان آن را مدیریت کرد، اما این مدیریت بر اساس داده انجام میشود. امیدوارم بتوانیم تنوع زیستی کشور را حفظ کنیم. گذشتگان ما میراث بسیار ارزشمندی برای ما باقی گذاشتهاند. ما دو کانون مهم تنوع زیستی در دنیا داریم که هر دو در ایران قرار دارند و این موضوع بسیار مهمی است؛ یکی جنگلهای هیرکانی و دیگری جنگلهای زاگرس و با این حال، گونههای ما با سهولت زیادی در حال از بین رفتن هستند. بنابراین نباید تمام مشکلات را به واژه «تغییر اقلیم» نسبت دهیم. اگر قرار است تغییر اقلیم را بهعنوان یک عامل مؤثر در نظر بگیریم، باید بدانیم که تغییر اقلیم یک پدیده جهانی است و کشورهای مختلف در دنیا با استفاده از روشهای علمی و دادهمحور، تنوع زیستی خود را مدیریت میکنند.
انتهای پیام