هاشم اورعی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه مشکل پایاننامهفروشی بسیار عمیقتر از این است که یک نفر پایاننامهای را بنویسد و فرد دیگری آن را خریداری کند، اظهار کرد: پایاننامهفروشی محصول نهایی سیاستهای فرهنگی و آموزشی نادرستی است که ما را به این نقطه رسانده است و بسیار اشتباه است اگر بخواهیم صرفاً به دنبال این باشیم که نظارت بیشتری ایجاد کنیم و ببینیم چه کسی پایاننامه نوشته یا چه کسی پایاننامه فروخته است.
وی افزود: نمیتوان برای حل این مسئله صرفاً یک سازوکار نظارتی ایجاد کرد؛ همانطور که ایجاد سازوکارهای کنترلی برای کنترل قیمتها لزوماً به معنای حل مسئله گرانی نیست، در اینجا نیز باید به سراغ ریشههای شکلگیری این پدیده رفت.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با تاکید بر اینکه اشکال از نگاه ما به مفهوم تحصیل آغاز میشود، گفت: از همان دبستان، واژه Education را به معنای «درس خواندن» تقلیل دادهایم، در حالی که تحصیل مفهومی فراتر از صرف درس خواندن است و هدف آن باید تربیت و آموزش فرد و آماده کردن او برای نقشآفرینی در جامعه باشد.

وقتی تحصیل از ابزار به هدف تبدیل میشود
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه یکی دیگر از مشکلات اساسی، تبدیل شدن تحصیل از یک ابزار به هدف است، اظهار کرد: فرد باید برای کسب دانش و توانایی تحصیل کند و بعد از این دانش و توانایی به عنوان ابزار رسیدن به اهداف خود استفاده کند، اما در جامعه ما این رابطه برعکس شده و خود مدرک به هدف تبدیل شده است.
اورعی ادامه داد: مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد یا دکترا مانند یک پیچگوشتی است؛ پیچگوشتی ابزار باز کردن پیچ است و تا آنجا که میدانیم خود پیچگوشتی هیچ پیچی را باز نمیکند، بلکه بستگی دارد آن را به دست چه کسی بدهیم. مدرک نیز باید ابزاری برای رسیدن به هدف باشد، نه اینکه خودش به هدف نهایی تبدیل شود.
وی عنوان کرد: وقتی در جامعه، در معرفی یک فرد به جای اینکه درباره تواناییها و کاری که انجام میدهد صحبت کنیم، مدرک او را به عنوان مهمترین ویژگی معرفی میکنیم، در واقع این پیام را منتقل کردهایم که هدف از تحصیل، گرفتن مدرک است.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با اشاره به اینکه این نگاه اشتباه حتی از مرحله انتخاب رشته نیز خودش را نشان میدهد، اظهار کرد: بسیاری از دانشجویانی که برای انتخاب رشته با من مشورت میکنند، یا به مشاور مراجعه میکنند، با انتخاب رشته مانند خرید از بازار برخورد میکنند؛ یعنی مشاور بیشتر از هر چیز به رتبه فرد نگاه میکند و بر اساس رتبه به او میگوید چه رشتهای را انتخاب کند.
اورعی بیان کرد: در این فرآیند، مهمترین موضوع یعنی اینکه فرد به چه چیزی علاقه دارد و برای آینده خود چه خواستهای دارد، مورد توجه قرار نمیگیرد، در حالی که فرد باید در طول دوران تحصیل خود حداقل شناختی از خواستهها و علایقش برای آینده به دست آورده باشد و بعد متناسب با آن انتخاب رشته کند.
وی افزود: نتیجه این وضعیت، سردرگمی، بیعلاقگی و بیانگیزگی دانشجویان است. حتی در دانشگاههای برتر نیز دانشجویی پیدا میشود که انتخاب رشتهاش بیش از آنکه ناشی از علاقه خودش باشد، تحت تأثیر خواسته خانواده و نگاه اجتماعی به رشته و دانشگاه قرار گرفته است.
مدرکگرایی؛ پیامد وارونه شدن تعریف موفقیت
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف، اورعی با بیان اینکه نگاه جامعه به مدرک نیز در شکلگیری این فرهنگ مؤثر است، اظهار کرد: در بسیاری از کشورها، فرد ابتدا تحصیل میکند، تجربه به دست میآورد و بعد ممکن است به موقعیتهای مدیریتی و مسئولیتهای اجتماعی برسد، اما در کشور ما گاهی فرد ابتدا به یک جایگاه مدیریتی میرسد و بعد از آن عنوان «دکتر» به نام او اضافه میشود.
اورعی ادامه داد: این اتفاق یک پیام اجتماعی روشن دارد؛ اینکه گویا فردی که میخواهد دکترا بخواند، قرار نیست صرفاً برای یادگیری و کسب توانایی تحصیل کند، بلکه مدرک باید وسیلهای برای رسیدن به یک موقعیت اجتماعی باشد.
وی خاطرنشان کرد: وقتی چنین تعریفی در ذهن دانشجو شکل میگیرد، طبیعی است که مدرکگرایی به وجود بیاید و فرد تصور کند برای گرفتن مدرک الزاماً نیازی به یادگیری ندارد و میتواند از روشهای دیگری برای رسیدن به آن استفاده کند.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با بیان اینکه پیامد این فرهنگ را میتوان حتی در گفتوگوهای خودمانی میان دانشجویان مشاهده کرد، اظهار کرد: گاهی دانشجویان برای یکدیگر تعریف میکنند که چگونه درس نخواندهاند، چگونه تقلب کردهاند یا چگونه توانستهاند بدون یادگیری مدرک بگیرند و این موضوع در جمع دوستانه حتی به نوعی هنر تبدیل میشود.
اورعی افزود: علت اینکه چنین رفتاری میتواند برای فرد به یک امتیاز تبدیل شود این است که اساساً مسئله، «آموختن» نیست. در حالی که هدف Education و تحصیل این است که افراد آموزشدیده و توانمند شوند و همین افراد آموزشدیده و خردمند، پیشقراولان توسعه کشور باشند.
وی تصریح کرد: نتیجه سیاستهای فرهنگی و اجتماعی موجود این شده است که همزمان با دیدن افراد زیادی که بدون تحصیلات رسمی، فهمیده و خردمند هستند، با افرادی نیز مواجه میشویم که تحصیلات بالایی دارند اما الزاماً از خرد و توانایی متناسب با آن برخوردار نیستند؛ این نشان میدهد که سیستم ما دچار اختلال شده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به ارتباط میان نظام آموزشی و وضعیت پژوهش در کشور، اظهار کرد: برای فهم بهتر مسئله باید زنجیرهای را که از اطلاعات آغاز میشود در نظر بگیریم؛ اطلاعات مجموعهای گسترده از دادههاست و وقتی اطلاعات مورد نیاز را استخراج و مرتب میکنیم، به علم میرسیم.
اورعی ادامه داد: از علم استفاده میکنیم و پژوهش انجام میدهیم و از دل پژوهش میتوان به دانش فنی رسید؛ سپس دانش فنی به فناوری تبدیل میشود، فناوری در صنعت به تولید فناورانه میانجامد و در نهایت این زنجیره باید به خلق ثروت منتهی شود.
وی گفت: مشکل اینجاست که در دانشگاههای ما این زنجیره در مرحله علم و پژوهش متوقف میشود و ادامه پیدا نمیکند؛ به همین دلیل دانشگاه عملاً ورودی دارد اما خروجی آن به معنای تبدیل علم به فناوری، تولید و ثروت، آنگونه که باید شکل نمیگیرد.

پژوهش باید تقاضامحور و مسئلهمحور باشد
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با تاکید بر اینکه یکی از دلایل اصلی توقف این زنجیره، تقاضامحور و مسئلهمحور نبودن پژوهشهاست، اظهار کرد: ما در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی هزینههای زیادی برای پژوهش انجام میدهیم، اما مسئله این است که این پژوهشها الزاماً برای رسیدن به یک هدف مشخص و حل یک مسئله واقعی انجام نمیشوند.
اورعی بیان کرد: وقتی پژوهش برای پاسخ دادن به یک نیاز مشخص انجام نشود، طبیعی است که نتیجه آن لزوماً به فناوری و تولید منتهی نشود. حتی در حوزههایی مانند صنعت خودرو نیز سالها هزینه پژوهشی صرف شده، اما نتیجهای که باید در زنجیره فناوری و تولید دیده شود، حاصل نشده است.
وی اضافه کرد: زمانی حدود ۲۰ سال پیش نیز درباره این موضوع نوشته و گفتهام که بودجهای که به پژوهشگران و دانشگاهها داده میشود، گاهی بیشتر از اینکه «حقالتحقیق» باشد، شبیه «حقالسکوت» است؛ چراکه اساساً مشخص نیست چه کسی منتظر نتیجه پژوهش است و قرار است این پژوهش چه مسئلهای را حل کند.
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به اینکه یکی از مهمترین حلقههای مفقوده در نظام پژوهش کشور، نحوه ارزیابی فعالیتهای علمی است، اظهار کرد: فعالیت پژوهشی در دانشگاهها نه بر اساس میزان ثروتی که ایجاد کرده، نه تعداد شرکتهای دانشبنیانی که از پژوهشها شکل گرفتهاند و نه میزان اشتغال مولدی که برای فارغالتحصیلان ایجاد کرده است، بلکه عمدتاً با تعداد مقالات ارزیابی میشود.
اورعی ادامه داد: در این نظام، کمتر کسی میپرسد این مقاله به چه درد میخورد و برای چه کسی مفید است؛ در حالی که باید پرسش اصلی این باشد که پژوهشی که با استفاده از امکانات کشور انجام شده، چه اثری بر حل مسائل کشور داشته است.
وی خاطرنشان کرد: حتی زمانی که یک پژوهشگر مقالهای را در کشور دیگری منتشر میکند، ممکن است برای ارتقا امتیاز بیشتری بگیرد، در حالی که باید پرسید نتیجه پژوهشی که با استفاده از امکانات این کشور انجام شده، چرا نباید در خدمت حل مسائل همین کشور قرار بگیرد.
وقتی معیار ارتقای استاد، تعداد مقاله است
این استاد دانشگاه با اشاره به معیارهای ارتقای اعضای هیأت علمی اظهار کرد: در معیارهای ارتقا، برای تدریس، کیفیت تدریس و فعالیتهای مختلف امتیازهایی در نظر گرفته شده است، اما بخش بسیار مهمی از این نظام به مقاله اختصاص دارد.
اورعی افزود: مسئله این است که در این نظام کمتر پرسیده میشود از مجموعه مقالاتی که یک استاد برای رسیدن به مرتبه استادی نوشته، چه چیزی برای کشور ایجاد شده است؛ اینکه چه فناوری، چه شرکت دانشبنیان، چه اشتغال مولد یا چه مسئلهای از کشور از طریق این پژوهشها حل شده، عملاً معیار اصلی ارزیابی نیست.
وی تصریح کرد: وقتی چنین سیستمی را پیاده میکنیم، اگر خروجی آن مقالهمحوری و مدرکگرایی باشد، نباید تعجب کنیم؛ چون سیستم به افراد پیام میدهد که کمیت مهمتر از نتیجه و اثرگذاری است.
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه همین ساختار در دورههای تحصیلات تکمیلی نیز ادامه پیدا میکند، اظهار کرد: زمانی که برای پذیرش دوره دکترا مصاحبه میکنیم و دو برابر ظرفیت برای مصاحبه میآیند، یکی از سؤالهای ما این است که چرا میخواهید دکترا بخوانید، اما تقریباً بسیاری از افراد پاسخ روشنی برای این سؤال ندارند.
اورعی ادامه داد: ممکن است فرد دلایلی مانند فرار از سربازی یا دلایل دیگر را مطرح کند، اما بسیاری حتی تعریف روشنی از اینکه دکترا خواندن قرار است چه چیزی به آنها اضافه کند ندارند؛ در چنین شرایطی، فرد بدون اطلاع و انگیزه روشن وارد یک دوره پژوهشی میشود.
وی گفت: از سوی دیگر، استاد راهنما نیز ممکن است انگیزه اصلیاش از گرفتن دانشجو، انجام پژوهش و چاپ مقاله و به دست آوردن امتیاز برای ارتقا باشد؛ خانواده دانشجو نیز ممکن است از اینکه فرزندشان «آقای دکتر» یا «خانم دکتر» شود، انگیزه بگیرد. در این میان، تنها انگیزهای که گاهی غایب است این است که از این مسیر چه چیزی قرار است برای خود فرد و برای کشور حاصل شود.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با اشاره به اینکه این ساختار در نهایت به از بین رفتن انگیزه دانشجو منجر میشود، اظهار کرد: وقتی دانشجو میبیند فردی که تحصیلات زیادی ندارد، از نظر اقتصادی و اجتماعی شرایط خوبی پیدا کرده و از طرف دیگر جامعه نیز مدرک را بیش از توانایی فرد ارزشگذاری میکند، از خود میپرسد چرا باید زمان و انرژی بگذارد و یاد بگیرد.
اورعی افزود: در چنین شرایطی، فرد ممکن است به این نتیجه برسد که به جای صرف وقت برای یادگیری و نوشتن پایاننامه، راه سادهتر را انتخاب کند و پول بدهد تا فرد دیگری برایش کاری بنویسد.
وی خاطرنشان کرد: حتی بعد از آن، ممکن است افرادی در جلسه دفاع حضور پیدا کنند و درباره پایاننامهای که کار خود دانشجو نیست، داوری کنند، بدون اینکه متوجه شوند این کار متعلق به خود دانشجو نیست؛ چون همه این افراد در همین سیستم رشد کردهاند و نگاه غالب نیز نگاهی کمی به تحصیل است.

مدرک بالاتر همیشه به معنای توانایی بیشتر نیست
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف، اورعی با تاکید بر اینکه نگاه کمی به تحصیلات یکی دیگر از ریشههای مسئله است، اظهار کرد: در کشور ما یک فرض نادرست شکل گرفته که کارشناسی ارشد حتماً از کارشناسی بهتر است و دکترا حتماً از کارشناسی ارشد بهتر است، در حالی که این مسئله به نوع شغل و توانایی مورد نیاز بستگی دارد.
اورعی بیان کرد: در زبان انگلیسی اصطلاح «Overqualified» بسیار متداول است و گاهی فردی که برای یک شغل درخواست میدهد، به دلیل داشتن مدرک بالاتر از نیاز آن شغل، پذیرفته نمیشود؛ یعنی ممکن است فرد برای آن موقعیت بیش از اندازه تحصیل کرده باشد.
وی اضافه کرد: در ایران چنین نگاهی کمتر وجود دارد و تقریباً فرض بر این است که دکترا از کارشناسی ارشد بهتر و کارشناسی ارشد از کارشناسی بهتر است، در حالی که ممکن است برای یک شغل، فردی با مدرک کارشناسی توانمندتر و مناسبتر از فردی با مدرک دکترا باشد.
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به تجربهای که در یک دانشگاه در آمریکا داشته است، اظهار کرد: در آن دانشگاه دوره آموزشی کوتاه و هشتهفتهای بود و یکی از دانشجویان در ترم پایانی، درسی را که من ارائه میکردم حذف کرد.
اورعی ادامه داد: ابتدا تصور کردم شاید دلیل این تصمیم، مربوط به خود درس یا تدریس من باشد، اما وقتی از او پرسیدم چرا در ترم آخر درس را حذف کرده است، گفت برای کار در یک بانک در نیویورک درخواست داده و در مصاحبه به او گفتهاند مهارتها و تواناییهایی را که برای این کار لازم دارند، دارد و بنابراین نیازی نیست دو ماه دیگر منتظر بماند تا درسش تمام شود.
وی گفت: این تجربه ابتدا برای من عجیب بود، اما بعد متوجه شدم اگر این فرد در آنجا کار کند و بعد شغلش را از دست بدهد یا بخواهد در جای دیگری مشغول شود، باز هم آنچه برایش اهمیت دارد تواناییهایش است، نه صرفاً کاغذ مدرک.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با مقایسه این رویکرد با وضعیت ایران اظهار کرد: در آنجا وقتی فردی قرار است استخدام شود، بیشتر بر اساس قابلیتهای کاری و تواناییهایش مورد ارزیابی قرار میگیرد، اما در ایران در بسیاری از موارد کاغذ و مدرک نقش پررنگتری در استخدام دارد.
اورعی افزود: حتی برخی دانشجویان در دانشگاه سجاد مشهد صراحتاً به من میگفتند که ما را اذیت نکنید؛ ما آمدهایم فوقلیسانس بگیریم تا چند تومان به حقوقمان اضافه شود. یعنی تنها چیزی که اهمیت ندارد این است که فرد واقعاً چیزی یاد بگیرد یا نه. وقتی انگیزه اصلی دانشجو گرفتن مدرک باشد، انگیزه یادگیری از بین میرود و در چنین شرایطی نباید انتظار داشت پایاننامه به عنوان محصول یک فرآیند واقعی یادگیری و پژوهش نوشته شود.
برای حل پایاننامهفروشی باید کل سیستم بازطراحی شود
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه مسئله پایاننامهفروشی نیازمند بازنگری اساسی است، اظهار کرد: ماجرای پایاننامهفروشی از ابتدا تا انتها باید مورد بازنگری و بازطراحی قرار گیرد؛ نمیتوان تنها دانشجویی را که پایاننامه خریده یا فردی را که پایاننامه فروخته است دید و از ساختاری که چنین انگیزهای را ایجاد کرده غافل شد.
اورعی ادامه داد: اگر دانشجو بداند برای چه تحصیل میکند، اگر مدرک ابزار باشد نه هدف، اگر پژوهش برای حل مسئله انجام شود و اگر استاد نیز بر اساس نتیجه و اثر پژوهش ارزیابی شود، بخش مهمی از انگیزههای منتهی به پایاننامهفروشی از بین میرود.
وی خاطرنشان کرد: نهادهای سیاستگذار فرهنگی و آموزشی باید بخش بیشتری از وقت، پول و انرژی خود را به اصلاح این ساختار اختصاص دهند و به جای تمرکز بر موضوعات فرعی، برای بازطراحی نظام آموزش و پژوهش برنامهریزی کنند.
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف در پاسخ به این پرسش که آیا امکان کنترل و شناسایی پایاننامههای غیر اصیل وجود دارد، اظهار کرد: بله، از نظر فنی امکان بررسی وجود دارد و نرمافزارهایی برای این کار در دسترس هستند.
اورعی گفت: برای نمونه، در انگلستان و دانشگاههای لندن، وقتی دانشجو میخواهد پایاننامه خود را ارائه کند، ابتدا یک فرآیند اداری و آموزشی انجام میشود و واحد تحصیلات تکمیلی پایاننامه را با استفاده از نرمافزار بررسی میکند تا میزان همپوشانی آن با آثار دیگر مشخص شود.
وی ادامه داد: میزان همپوشانی در فرمهای مربوط به دفاع ثبت میشود و هر دانشگاه نیز ضوابط خود را دارد؛ اگر میزان همپوشانی از حد مشخصی بیشتر باشد، پایاننامه اجازه ورود به مرحله دفاع را پیدا نمیکند.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران با بیان اینکه چنین نرمافزارهایی در ایران نیز وجود دارد، اظهار کرد: این ابزارها در دانشگاههای ایران نیز در دسترس هستند و از نظر فنی امکان انجام چنین بررسیهایی وجود دارد. بنابراین اگر کسی بخواهد پایاننامهها را از نظر میزان اصالت و همپوشانی بررسی کند، این کار شدنی است، اما باید توجه داشت که نرمافزار تنها یک بخش از راهحل است و نمیتواند جای اصلاح ساختار آموزشی و پژوهشی را بگیرد.
وی گفت: پایاننامهفروشی را نمیتوان مسئلهای جدا از نظام آموزش عالی دانست؛ این پدیده نتیجه زنجیرهای از نگاههای نادرست به تحصیل، مدرک، پژوهش و ارزیابی است. تا زمانی که مدرک به جای ابزار، هدف باشد و تعداد مقاله به جای اثرگذاری پژوهش معیار اصلی قرار گیرد، زمینه برای چنین تخلفاتی وجود خواهد داشت.
انتهای پیام