سیدعلی نادر دهقانیالوار در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: بافت شهری اگرچه باید متناسب با مصالح، فناوری، نیازها و الزامات روز باشد، اما زمانی میتواند در شکلگیری یا تقویت هویت اجتماعی و احساس تعلق شهروندان اثرگذار باشد که از «خوانایی» لازم برخوردار باشد.
وی با توضیح مفهوم خوانایی بافت شهری افزود: منظور از خوانایی بافت شهری، قابلیت فهمیدن بافت شهر و امکان برداشت و دریافت آن برای شهروندان و رهگذران است؛ به این معنا که فرد بتواند با حضور در یک فضای شهری، ویژگیهای محیط، هویت، تاریخ و نحوه شکلگیری آن را درک کند.
بیتوجهی به اقلیم و تاریخ، آغاز کاهش تعلق به مکان است
عضو هیئتعلمی و پژوهشگر جهاددانشگاهی لرستان با اشاره به وضعیت بسیاری از شهرهای ایران، تصریح کرد: اگرچه در برخی شهرها و در موارد محدودی کموبیش به موضوع خوانایی و هویت شهری توجه شده، اما در اغلب موارد، شرایط اقلیمی، تاریخی و اجتماعی در احداث سازههای شهری به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد.
دهقانیالوار ادامه داد: این مسئله در واقع میتواند آغاز کاهش تعلق به مکان و عاملی برای افتراق تاریخی و فراموشی دستاوردهای تاریخی فضاهای شهری باشد. وقتی بناها و فضاهای جدید هیچ ارتباط معناداری با ویژگیهای بومی و تاریخی شهر نداشته باشند، شهروند بهتدریج ارتباط ذهنی و عاطفی خود را با آن مکان از دست میدهد.
وی گفت: آنچه باید در ذهن شهروند یا بازدیدکننده از بافت بناهای شهری و برداشت کلی از یک فضای شهری شکل بگیرد، مجموعهای از مهارتهای بومی، توان تطبیق محیطی و نحوه متناسبسازی این ویژگیها با فناوریهای روز است.
شهر نباید صرفاً به بنگاه تأمین منابع تبدیل شود
این پژوهشگر با بیان اینکه موضوع ارتباط میان کالبد شهر و هویت اجتماعی همچنان در فضای علمی مورد پژوهش قرار دارد، اظهار کرد: اگرچه این روابط همچنان موضوع بسیاری از پژوهشها و دروس دانشگاهی است، اما در عمل این نگرانی وجود دارد که مدیران و مجریان شهری، شهرها را بیشتر بهعنوان بنگاههایی برای تأمین منابع تلقی کنند.
دهقانیالوار افزود: ادامه چنین روندی میتواند موجب کاهش حس تعلق شهروندان شود؛ چراکه وقتی فرد امکان قرائت و فهم بافت شهری را نداشته باشد، ارتباط او با محیط پیرامون نیز تضعیف خواهد شد.
وی با تأکید بر ضرورت اصلاح قوانین و مقررات شهری، گفت: برای جلوگیری از این وضعیت باید بسیاری از قوانین و مقررات شهری اصلاح شوند. از جمله قوانین و مقرراتی که باید مورد بازنگری قرار گیرند، ماده ۱۰۰ قانون شهرداریهاست که در برخی موارد، سازوکارهای آن امکان عبور از ضوابط ساختوساز را فراهم میکند و میتواند زمینه ساخت بناهایی نامتناسب با بوم و هویت مکان را ایجاد کند.
طراحی شهری باید به دانش تخصصی و نظر شهروندان متکی باشد
عضو هیئتعلمی جهاددانشگاهی لرستان، واگذاری طراحی سازهها و فضاهای شهری به مجموعههای تخصصی را یکی دیگر از راهکارهای تقویت هویت شهری دانست و تصریح کرد: برای جلوگیری از کاهش حس تعلق به مکان، میتوان طراحی سازههای شهری را به دانشکدهها و گروههای مرتبط با حوزههای شهری واگذار کرد و در کنار آن، سازوکارهایی برای دریافت نظر و تأیید شهروندان در نظر گرفت.
دهقانیالوار ادامه داد: البته مشارکت شهروندان در این فرآیند نیازمند طراحی مکانیزمهای مشخص و قابل اجراست، اما متأسفانه در بسیاری از موارد مدیریتهای شهری نه دانش لازم را در اختیار دارند و نه از نظر نیروی انسانی و اعتقادی، آمادگی کافی برای استفاده از چنین ظرفیتهایی را دارند.
وی ادامه داد: اگر بافت شهری نتواند در تقویت حس تعلق شهروندان اثرگذار باشد، این مسئله میتواند آغاز فروپاشی انسجام اجتماعی، تغییر و تضعیف گونههای شغلی، کاهش اعتبار تاریخی شهر و تنزل جایگاه شهر در نظام سلسلهمراتب شهری باشد.
بافت فرسوده بهتنهایی عامل آسیب اجتماعی نیست
این پژوهشگر جهاددانشگاهی لرستان در پاسخ به این پرسش که آیا فرسودگی یا نابسامانی بافت شهری میتواند زمینهساز افزایش آسیبهای اجتماعی مانند اعتیاد، بزهکاری و خشونت شود، گفت: آسیبهای اجتماعی، بزهکاری، اعتیاد و خشونت در بستری از اشکالات موجود در نظام حکمرانی شامل ساختار تصمیمگیری، نظام قضایی، اقتصادی، تعلیم و تربیت و کارکردهای مدیریتی اتفاق میافتند.
وی افزود: اتفاقاً بافت فرسوده شهری نامناسب، چه از نظر طراحی، چه از نظر تناسب با اقلیم و هویت مکان و چه در زمینه بازآفرینی، خود میتواند محصول همین اشکالات کلی در نظام حکمرانی باشد.
دهقانیالوار با اشاره به تأثیر فضاهای فرسوده و خاکستری شهری بر آسیبهای اجتماعی، بیان کرد: اینکه بافت فرسوده و فضاهای خاکستری تا چه میزان در تشدید آسیبهای اجتماعی مؤثر هستند، باید گفت که چنین بافتهایی میتوانند انگیزه ارتکاب به ناهنجاریهای شهری را افزایش دهند.
کاهش نظارت عمومی، فرصت بروز ناهنجاریها را افزایش میدهد
عضو هیئتعلمی و پژوهشگر جهاددانشگاهی لرستان ادامه داد: در بافتهای فرسوده، فعالیتهای زیرزمینی و غیررسمی شکل میگیرند و میزان تردد عمومی و نظارهگری شهروندان کاهش مییابد. بنابراین زمینه برای گریز از تبعیت از قوانین و هنجارهای متعارف و جاری فراهم میشود.
وی تصریح کرد: در چنین فضایی، آسیب اجتماعی الزاماً به وجود نمیآید، اما فرصت تحقق خشونت و انواع بزهکاریها افزایش پیدا میکند و شرایط برای گسترش برخی ناهنجاریهای شهری مساعدتر میشود.
دهقانیالوار تأکید کرد: البته اینکه بافت فرسوده، که متأسفانه در بسیاری از تعابیر با بافت قدیم و کهن شهر نیز یکی تلقی میشود، به خودی خود عامل ناهنجاریهای اجتماعی است، از نظر علمی مردود است.
حکمرانی شهری شفاف؛ راهکار کاهش آسیبهای اجتماعی
این پژوهشگر با تأکید بر ضرورت تقویت رابطه میان ساختار بافت شهری و مسائل اجتماعی، گفت: برای تقویت روابط میان بافت شهر و آسیبهای اجتماعی، باید نظام حکمرانی شهری به شکل شفاف تعریف شود و زمینه مشارکت شهروندان در ساختار و سازمان تصمیمگیری و اجرایی فراهم شود.
وی افزود: نظارت شهروندان باید از حالت نمایشی و پشت ویترین خارج شود و در فضایی قابل دسترسی و قابل فهم برای همگان شکل بگیرد. شهروند باید بتواند در فرآیند تصمیمگیریهای شهری نقش داشته باشد و نسبت به آنچه در محیط زندگی او اتفاق میافتد، امکان نظارت و مطالبهگری داشته باشد.
دهقانیالوار خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، امکان وقوع آسیبهای اجتماعی شهری کاهش مییابد؛ چراکه سازوکارهای نظارت عمومی و توجه به منافع و مصالح شهروندان میتواند تا حد زیادی مانع از شکلگیری و گسترش این آسیبها شود.
وی تأکید کرد: شهر زمانی میتواند هویت خود را حفظ و بازتولید کند که شهروندان بتوانند آن را بخوانند، درک کنند و خود را بخشی از آن بدانند؛ بنابراین برنامهریزی شهری نباید صرفاً به ساخت بنا و توسعه کالبدی محدود شود، بلکه باید همزمان هویت، تاریخ، اقلیم، مشارکت اجتماعی و احساس تعلق شهروندان را نیز در نظر بگیرد.
انتهای پیام