چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۵
منبع: نمایندگی زنجان
دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

/بخش اول/

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

زنجان (ایسنا) - در نشست تخصصی «دانشگاه و دوگانه‌های پیش‌ رو در سال تحصیلی ۱۴۰۵؛ از جنگ شناختی تا امید اجتماعی» که توسط ایسنا در جهاددانشگاهی زنجان برگزار شد، روایت رسمی از دانشجوی امروزی مطرح شد؛ امری که با روایت خود دانشجویان گاه فاصله‌ای جدی داشت.

پاییز هنوز از راه نرسیده است، اما دانشگاه‌ها در آستانه آغاز سال‌تحصیلی جدید، بار دیگر به یکی از مهم‌ترین میدان‌های گفت‌وگوی اجتماعی تبدیل شده‌اند؛ میدانی که این‌بار فقط درباره آموزش و پژوهش نیست، بلکه درباره امید، اعتماد، روایت و ذهن جامعه نیز سخن می‌گوید.

در چنین فضایی، اتاق گفت‌وگوی ایسنا در جهاددانشگاهی واحد استان زنجان میزبان نشستی تخصصی با عنوان «دانشگاه و دوگانه‌های پیش رو در سال تحصیلی ۱۴۰۵؛ از جنگ شناختی تا امید اجتماعی» بود؛ نشستی که تلاش داشت به این پرسش پاسخ دهد که دانشگاه در مواجهه با جنگ روایت‌ها، فرسایش سرمایه اجتماعی و ضرورت بازسازی امید، چه نقشی بر عهده دارد. یک طرف ماجرا مسئولانی هستند که از جنگ شناختی، کاهش سرمایه اجتماعی و ضرورت امیدآفرینی برای نسل جدید می‌گویند و طرف دیگر دانشجویانی که می‌پرسند وقتی حرف می‌زنیم چه اتفاقی می‌افتد؟!

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

دانشگاه بازمی‌گردد؛ اما دانشجو با چه دغدغه‌ای وارد کلاس می‌شود؟

نخستین مسئله‌ای که در این نشست روی میز قرار گرفت، خود دانشگاه و نحوه بازگشت آن به روال عادی آموزش بود؛ بازگشتی که پس از تجربه آموزش مجازی، فقط به باز شدن درب‌های دانشگاه و برگزاری کلاس‌ها به شکل حضوری خلاصه نمی‌شود.

سرپرست دانشگاه ملی مهارت زنجان، با اشاره به سیاست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای سال تحصیلی جدید، اظهار کرد: بازگشت به آموزش حضوری رویکرد اصلی دانشگاه‌ها در سال تحصیلی جدید خواهد بود و آموزش ترکیبی، هوشمند و تاب‌آور نیز به عنوان ظرفیت پشتیبان در نظر گرفته شده است.

رضا پیرایش توضیح داد: آموزش حضوری، هسته اصلی فعالیت‌های آموزشی دانشجویان در مقاطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی خواهد بود و آموزش مجازی نیز در شرایط بحرانی به عنوان یک ظرفیت مکمل مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ ظرفیتی که طبق سیاست اعلام‌شده، امکان استفاده محدود از آن برای دانشگاه‌ها فراهم شده است.

سما محمدی، دانشجوی فعال زنجانی، با اشاره به سیاست آموزش ترکیبی، گفت: دانشجویان دانشگاه‌های حضوری انتظار دارند آموزش به صورت کامل و حضوری برگزار شود و استفاده از آموزش مجازی به رویه معمول تبدیل نشود.

با این حال، پیرایش تأکید کرد: تجربه آموزش مجازی در سال‌های گذشته، در کنار مزیت‌هایی که ایجاد کرده، آسیب‌هایی را نیز برای نظام آموزش عالی به همراه داشته است؛ از ضعف زیرساخت‌های ارتباطی و دشواری دسترسی برخی دانشجویان در مناطق جغرافیایی مختلف گرفته تا کاهش مشارکت در کلاس‌ها و چالش اعتبار آزمون‌های برگزارشده در بستر مجازی.

وی گفت: مسئله آموزش مجازی فقط به کیفیت اتصال دانشجو به کلاس آنلاین محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از افت تحصیلی و کاهش کیفیت فرآیند یادگیری نیز باید در همین چارچوب مورد توجه قرار گیرد؛ موضوعی که ضرورت بازگشت آموزش حضوری را بیش از گذشته برجسته می‌کند.

اما بازگشت دانشجویان به دانشگاه، خود، آغاز یک سلسله دغدغه‌های تازه است؛ دانشگاه قرار است دوباره به محیطی زنده و اجتماعی تبدیل شود، اما در شرایطی که فضای اجتماعی و ذهنی دانشجویان نیز تحت تأثیر تحولات جامعه قرار دارد.

سرپرست دانشگاه ملی مهارت زنجان یکی از دغدغه‌های مهم سال تحصیلی جدید را مسئله امنیت و فضای دانشگاه دانست و افزود: با آغاز فعالیت حضوری دانشگاه‌ها، باید نسبت به سیاسی شدن فضای دانشگاه و تأثیرگذاری جریان‌های بیرونی بر محیط دانشجویی هوشیار بود.

او بر ضرورت افزایش آگاهی تشکل‌ها و فعالان دانشجویی و برنامه‌ریزی برای مدیریت فضای دانشگاه تأکید کرد و یادآور شد: در عین حال، ایجاد محیطی سالم برای فعالیت‌های سازنده و امیدآفرین را از ضرورت‌های مهم سال تحصیلی جدید برشمرد.

از نگاه پیرایش، دانشگاه فقط محل برگزاری کلاس و انتقال دانش نیست؛ اگر قرار باشد دانشگاه در برابر بحران‌های اجتماعی و شناختی تاب‌آور باشد، باید بتواند برای دانشجو «زندگی دانشگاهی» قابل‌قبولی نیز فراهم کند؛ زندگی‌ای که در آن نشاط، شادابی، امکانات رفاهی و توجه به مسائل روحی و روانی دانشجویان جدی گرفته شود.

وی بر ضرورت اجرای برنامه‌های متنوع برای ایجاد نشاط و شادابی در محیط دانشگاه تأکید کرد و رسیدگی به مشکلات روحی و روانی دانشجویان و تأمین امکانات و تسهیلات مورد نیاز آنان را از جمله موضوعاتی دانست که مدیران دانشگاه‌ها باید در سال تحصیلی جدید مورد توجه قرار دهند.

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

معیشت؛ مطالبه‌ای که از کلاس درس تا زندگی روزمره دانشجویان امتداد دارد

علیرضا طاهری، دانشجوی دانشگاه فرهنگیان، با اشاره به بحث‌های مطرح‌ شده درباره سیاست‌گریزی و تغییر رفتار دانشجویان، گفت: برای تحلیل رفتار نسل جدید باید ابتدا به مسائل پایه‌ای و شرایطی که دانشجو در محیط دانشگاه با آن مواجه است توجه کرد.

او با اشاره به اینکه مسائل معیشتی و رفاهی همچنان بخش مهمی از دغدغه‌های دانشجویان است، اظهار کرد: نمی‌توان از دانشجویی که با مسائل ابتدایی مانند غذا، امکانات رفاهی و شرایط زندگی در دانشگاه مواجه است، انتظار داشت بدون توجه به این مسائل وارد موضوعات کلان اجتماعی و سیاسی شود.

طاهری که از تجربه خود در دانشگاه فرهنگیان سخن می‌گفت، یکی از مسائل مهم این دانشگاه را محدودیت در بیان دیدگاه‌ها و طرح آزادانه مشکلات دانست و مدعی شد که دانشجویان در برخی موارد با نگرانی از پیامدهای بیان نظرات خود مواجه‌اند.

وی گفت: اگر قرار است از دانشجو انتظار داشته باشیم سیاسی، مطالبه‌گر و فعال اجتماعی باشد، باید ابتدا امکان بیان دیدگاه‌های مختلف را برای او فراهم کنیم.

این دانشجوی فعال همچنین با بخشی از تحلیل مطرح‌ شده درباره ایدئولوژی‌گریزی نسل جدید مخالفت کرد و گفت به اعتقاد او، دانشجوی امروز نیز دارای گرایش‌ها و تفکرات مختلف سیاسی و اجتماعی است، اما ممکن است به دلیل شرایط محیط دانشگاه آنها را به صراحت بیان نکند.

طاهری تأکید کرد: دانشگاه باید فضایی فراهم کند که دانشجویان با گرایش‌های مختلف بتوانند دیدگاه‌های خود را بیان کنند و در چارچوب گفت‌وگو و مناظره با یکدیگر به بحث بپردازند.

او پیشنهاد برگزاری مناظره‌های دانشجویی در دانشگاه فرهنگیان را مطرح کرد و افزود: علاقه‌مند هستم چنین برنامه‌هایی در این دانشگاه برگزار شود؛ به شرط آنکه دانشجویان اطمینان داشته باشند بیان دیدگاه‌هایشان برای آنها تبعاتی به همراه نخواهد داشت.

طاهری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان درباره مسائل رفاهی، یادآور شد: حتی موضوعاتی مانند غذا نیز می‌تواند به مطالبه‌ای جدی در محیط دانشگاه تبدیل شود.

وی با بیان اینکه دانشجو زمانی که با مشکلات روزمره و رفاهی مواجه است، طبیعی است که برای حل همان مسائل مطالبه‌گری کند، افزود: نمی‌توان از دانشجویی که درگیر مسائل ابتدایی زندگی دانشگاهی است انتظار داشت بدون حل این مسائل، تمام تمرکز خود را بر مسائل کلان سیاسی و اجتماعی بگذارد.

این دانشجو ابراز امیدواری کرد: فضای گفت‌وگو و مناظره در دانشگاه فرهنگیان تقویت شود و دانشجویان بتوانند بدون نگرانی از پیامدهای بیان دیدگاه‌های خود، درباره مسائل مختلف دانشگاه و جامعه صحبت کنند.

اما در میان این دغدغه‌ها، یک مسئله از جنس دیگری است؛ مسئله‌ای که نه در کلاس درس و نه در آیین‌نامه‌های دانشگاهی قابل حل است و مستقیماً به زندگی روزمره دانشجو و خانواده او گره خورده است: معیشت.

پیرایش همچنین با اشاره به فشار ناشی از تورم و افزایش هزینه‌های زندگی، وضعیت اقتصادی را یکی از عواملی دانست که هم دانشجویان و هم مسئولان دانشگاه را تحت فشار قرار می‌دهد و تأکید کرد که افزایش هزینه‌های زندگی و گرانی اقلام عمومی، آثار خود را در فضای دانشگاه نیز نشان خواهد داد.

وی معتقد است اگر درآمدها با سرعت افزایش هزینه‌های زندگی همخوان نباشد، نمی‌توان انتظار داشت فشار اقتصادی بدون اثر بر زندگی اجتماعی و دانشگاهی دانشجویان باقی بماند؛ از همین رو، این مسئله نیازمند توجه جدی مدیران و سیاست‌گذاران در سطح کلان کشور است.

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

نسل جدید را نمی‌توان با نگاه دیروز اداره کرد

در ادامه این نشست، مشاور استاندار زنجان، با تأکید بر اینکه دانشگاه با نسلی متفاوت از گذشته روبه‌روست، یادآور شد: تغییر نسل دانشجویی فقط به تغییر ابزارها یا فناوری محدود نمی‌شود، بلکه شیوه حکمرانی و مدیریت آموزش عالی نیز باید متناسب با ویژگی‌های نسل جدید تغییر کند.

رسول بیات با مقایسه دانشجوی امروز با دانشجوی پنج تا ۱۰ سال گذشته، اظهار کرد: تفاوت‌های امروز به اندازه‌ای بنیادین است که دیگر نمی‌توان با همان الگوها و نگاه‌های گذشته، دانشجویان را اقناع یا هدایت کرد.

به گفته این مدرس دانشگاه، دانشجوی نسل‌های گذشته بیش از هر چیز با آرمان‌های جمعی و سیاسی شناخته می‌شد، اما نسل جدید بیش از آنکه دغدغه آرمان‌گرایی داشته باشد، مسائل فردی، آینده شغلی و کیفیت زندگی را در اولویت قرار می‌دهد.

بیات همچنین با اشاره به تغییر نوع مواجهه دانشجویان با سیاست گفت: نسل جدید دانشجویان نسبت به گذشته فردگراتر شده و مسائل معیشتی، رفاهی و آینده حرفه‌ای برای آنان اهمیت پررنگ‌تری پیدا کرده است. دانشجوی امروز نسبت به نسل‌های گذشته سیاست‌گریزتر شده و میزان مشارکت و حساسیت او نسبت به مسائل سیاسی و ایدئولوژیک کاهش یافته است.

در ادامه نشست، مدرس دانشگاه، تلاش کرد بحث را از فضای کلیشه‌ای جنگ شناختی به تجربه زیسته دانشجوی امروز ببرد؛ دانشجویی که به گفته او، بیش از هر چیز با پرسش درباره آینده خود زندگی می‌کند.

فریدالدین حبیبیان، با انتقاد از نگاه‌های ساده‌انگارانه به فضای دانشگاه، گفت: دانشجوی امروز را نمی‌توان تنها با این معیار سنجید که «سیاسی است یا نیست» و «موافق است یا مخالف». به اعتقاد او، دانشجوی سال ۱۴۰۵ محصول مجموعه‌ای از تجربه‌های اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و رسانه‌ای است که ذهن و رفتار او را شکل داده‌اند.

وی فشارهای اقتصادی، نگرانی از اشتغال، مسئله مسکن، تجربه جنگ و ناامنی، تغییرات اجتماعی و حضور دائمی در شبکه‌های اجتماعی را بخشی از واقعیت زندگی نسل جدید دانشجویان دانست و افزود: دانشجو هر روز از طریق رسانه‌ها سبک دیگری از زندگی را می‌بیند و همین مقایسه دائمی، نگاه او به آینده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

به گفته این پژوهشگر امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی، پرسش اصلی نسل جدید دیگر صرفاً این نیست که چه کسی حکومت می‌کند، بلکه این است که «آینده من در این کشور چه خواهد شد؟»؛ پرسشی که از نگاه او، موضوع را از یک مسئله صرفاً سیاسی به حوزه امنیت انسانی، سرمایه اجتماعی و حتی امنیت ملی پیوند می‌زند.

حبیبیان تأکید کرد: نارضایتی از یک وضعیت، الزاماً به معنای مخالفت با نظام سیاسی نیست و پرسشگری دانشجو نیز نباید به عنوان دشمنی با کشور تعبیر شود.

او هشدار داد: اگر دانشگاه نتواند میان نقد، اعتراض، مخالفت سیاسی و تقابل با منافع ملی تمایز قائل شود، خود گرفتار نوعی ساده‌سازی شناختی خواهد شد؛ همان پدیده‌ای که از آن با عنوان جنگ شناختی یاد می‌شود.

در ادامه این نشست دانشجویی، بیات با اشاره به نقش شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری ذهنیت نسل جدید گفت: فضای مجازی دیگر یک فضای موازی با زندگی واقعی نیست، بلکه به بخشی از واقعیت زندگی روزمره نسل جوان تبدیل شده و روایت‌هایی که در این فضا تولید می‌شود، بر نگرش و رفتار دانشجویان اثر می‌گذارد.

وی افزود: تجربه جنگ، اعتراضات اجتماعی، فشارهای اقتصادی و روایت‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، همگی در شکل‌گیری ذهن و ادراک دانشجویان امروز نقش داشته‌اند.

مشاور سیاسی استاندار زنجان در ادامه، آینده و اشتغال را مهم‌ترین دغدغه نسل جدید دانشجویان عنوان کرد و متذکر شد: به اعتقاد من مسائل ایدئولوژیک برای بسیاری از دانشجویان امروز جای خود را به دغدغه‌هایی مانند آینده شغلی، رفاه، امنیت اقتصادی و امکان ساختن آینده داده است.

بیات افزود: اگر سیاست‌گذاری دانشگاه‌ها و نهادهای مسئول نتواند این تغییر نسل را درک کند، فاصله میان دانشگاه و دانشجویان بیشتر خواهد شد و گفت‌وگو با نسل جدید نیز دشوارتر می‌شود.

او با استناد به نتایج برخی پیمایش‌های اجتماعی، گفت: کاهش اعتماد عمومی در سال‌های اخیر یکی از واقعیت‌هایی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و این مسئله بر نگرش نسل جدید نیز اثر گذاشته است. بی‌اعتمادی اجتماعی، در کنار تأثیرپذیری از فضای مجازی، یکی از عوامل تغییر نگرش نسل جوان نسبت به نهادهای اجتماعی و سیاسی است.

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

جنگ شناختی؛ نبردی که ذهن و امید اجتماعی را هدف گرفته است

اگر سخنان سرپرست دانشگاه ملی مهارت زنجان بر «بازگشت دانشگاه به آموزش حضوری» و چالش‌های پیش روی محیط دانشگاه متمرکز بود، مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان، تلاش کرد از زاویه‌ای دیگر به همان مسئله نگاه کند؛ اینکه مهم‌ترین میدان رویارویی امروز، پیش از آنکه کلاس درس یا فضای فیزیکی دانشگاه باشد، ذهن و ادراک نسل جوان است.

لیلا ندرلو با تشریح مفهوم «جنگ شناختی»، گفت: جنگ شناختی با جنگ نرم تفاوت دارد؛ زیرا هدف آن تغییر ذهن، ادراک و شیوه فهم افراد از واقعیت است و تلاش می‌کند جامعه را به سمتی سوق دهد که رفتار و تصمیم‌هایش بر اساس روایت‌های القاشده شکل بگیرد.

به گفته وی، جنگ شناختی صرفاً یک جنگ رسانه‌ای نیست، بلکه پدیده‌ای اجتماعی است که با گسترش شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های فرامرزی و حجم گسترده اطلاعات، بر نگرش و رفتار افراد جامعه اثر می‌گذارد.

او با بیان اینکه جوانان بیش از سایر گروه‌های اجتماعی در معرض این فضا قرار دارند، افزود: نسل جوان امروز بخش عمده تجربه خود از تحولات اجتماعی و حتی جنگ را از طریق تلفن همراه و فضای مجازی دریافت می‌کند؛ جایی که میلیون‌ها داده، تصویر و روایت در مدت کوتاهی به مخاطب منتقل می‌شود و اگر توان تشخیص صحت و سقم این اطلاعات وجود نداشته باشد، می‌تواند ادراک افراد و در نهایت رفتار اجتماعی آنان را تغییر دهد.

مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان با اشاره به تحولات اخیر کشور، نقش روایت‌های رسانه‌ای را در شکل‌گیری برداشت‌های اجتماعی مهم ارزیابی کرد و گفت رسانه‌ها می‌توانند با روایت‌سازی، یک رخداد را به گونه‌ای بازنمایی کنند که مخاطب آن را بحرانی غیرقابل حل تلقی کند؛ موضوعی که از نگاه او یکی از سازوکارهای اصلی جنگ شناختی به شمار می‌رود.

در ادامه، پژوهشگر امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی، مفهوم جنگ شناختی را از منظر روابط بین‌الملل تشریح کرد و گفت: مسئله امروز فقط انتشار اطلاعات درست یا نادرست نیست، بلکه رقابت بر سر معنا دادن به واقعیت‌ها است.

حبیبیان با اشاره به نظریه‌های ادراک و سوءادراک در روابط بین‌الملل توضیح داد: افراد و حتی سیاستمداران واقعیت را به صورت مستقیم دریافت نمی‌کنند، بلکه آن را از دریچه باورها، تجربه‌های پیشین و چارچوب‌های ذهنی خود تفسیر می‌کنند.

وی این فرآیند را زنجیره‌ای از «واقعیت، ادراک، چارچوب‌بندی، روایت، تعریف منافع و تهدید، تصمیم و رفتار» توصیف کرد و گفت: در جنگ شناختی، هر مرحله می‌تواند تحت تأثیر روایت‌های متفاوت قرار گیرد.

او معتقد است: جنگ شناختی امروز وارد مرحله تازه‌ای شده و علاوه بر معنا دادن به واقعیت، بر سر «معنای آینده» نیز رقابت می‌کند؛ موضوعی که به گفته وی، در کشورهای منطقه غرب آسیا بیش از گذشته قابل مشاهده است.

امید اجتماعی؛ از اعتماد تا تجربه مشارکت

در ادامه نشست، ندرلو «سرمایه اجتماعی» را مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ شناختی دانست و اظهار کرد: اعتماد، همکاری و ارتباط میان مردم و نهادهای اجتماعی سه مؤلفه اصلی سرمایه اجتماعی هستند و هرگاه این مؤلفه‌ها تضعیف شوند، جامعه در حل مسائل نیز با دشواری بیشتری روبه‌رو خواهد شد.

وی معتقد است: خدشه‌دار شدن اعتماد اجتماعی، مشارکت عمومی را کاهش می‌دهد و فاصله میان مردم و ساختارهای اجتماعی را افزایش می‌دهد؛ اتفاقی که به گفته او، یکی از اهداف جنگ شناختی است.

مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان، «امید اجتماعی» را یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سرمایه اجتماعی توصیف کرد و گفت: وقتی شهروندان احساس کنند مسائل قابل حل نیست یا وعده‌ها به نتیجه نمی‌رسد، امید به مشارکت و اثرگذاری نیز کاهش پیدا می‌کند.

او با اشاره به کاهش مشارکت در برخی فرآیندهای اجتماعی، از جمله انتخابات، این موضوع را یکی از نشانه‌های کاهش امید اجتماعی دانست و تأکید کرد: بازسازی امید، نیازمند تقویت اعتماد و مشارکت واقعی مردم، به‌ویژه نسل جوان است.

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

سما محمدی، دانشجوی فعال زنجانی، با اشاره به سخنان مسئولان درباره ضرورت آگاه‌سازی دانشجویان در آغاز سال‌تحصیلی، گفت: به اعتقاد او، طرح موضوع آگاه‌سازی با تأخیر مطرح شده و هشدارها درباره تفاوت نسل جدید دانشجویان سال‌ها پیش نیز وجود داشته است.

وی خطاب به مسئولان و اساتید حاضر در نشست، اظهار کرد: اگر قرار است درباره آگاهی‌بخشی و گفت‌وگو با نسل جدید صحبت شود، شاید باید این اتفاق سال‌ها قبل می‌افتاد، نه بعد از رخدادهای اخیر.

محمدی همچنین به سیاست آموزش ترکیبی اشاره کرد و گفت: دانشجویان دانشگاه‌های حضوری انتظار دارند آموزش به صورت کامل و حضوری برگزار شود و استفاده از آموزش مجازی به رویه معمول تبدیل نشود.

او در ادامه، با اشاره به مباحث مطرح ‌شده درباره جنگ شناختی، از مدیرکل کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان پرسید: منظور از «کنترل جنگ شناختی» چیست و این کنترل با چه ابزارهایی قرار است انجام شود؟

این دانشجو همچنین با انتقاد از کاهش فرصت‌های تخصص‌گرایی برای جوانان، تاکید کرد: بسیاری از مشکلات امروز را نباید صرفاً به نسل دانشجویان نسبت داد، بلکه بخشی از آن حاصل تصمیم‌ها و سیاست‌های سال‌های گذشته است.

محمدی، «امید اجتماعی» را یکی دیگر از محورهای مهم نشست دانست و اظهار کرد: اگر مسئولان از کاهش امید اجتماعی و اثرگذاری رسانه‌ها سخن می‌گویند، باید به جای بیان مسئله، درباره چرایی شکل‌گیری این وضعیت و راهکارهای عملی برای اصلاح آن نیز پاسخگو باشند.

او خطاب به سخنرانان گفت: ترجیح می‌دهم دانشجو پرسش‌ها و چرایی‌ها را مطرح کند و مسئولان درباره حل مسئله پاسخ بدهند؛ نه اینکه مسئولان فقط مشکلات را توصیف کنند و انتظار ارائه راه‌حل از دانشجو داشته باشند.

دانشجو را نمی‌توان با دوگانه موافق و مخالف فهمید

در ادامه حبیبیان تأکید کرد: نارضایتی از یک وضعیت، الزاماً به معنای مخالفت با نظام سیاسی نیست و پرسشگری دانشجو نیز نباید به عنوان دشمنی با کشور تعبیر شود.

در ادامه نشست، مدرس دانشگاه تلاش کرد بحث را از فضای کلیشه‌ای جنگ شناختی به تجربه زیسته دانشجوی امروز ببرد؛ دانشجویی که به گفته او، بیش از هر چیز با پرسش درباره آینده خود زندگی می‌کند.

حبیبیان، با انتقاد از نگاه‌های ساده‌انگارانه به فضای دانشگاه، گفت: دانشجوی امروز را نمی‌توان تنها با این معیار سنجید که «سیاسی است یا نیست» و «موافق است یا مخالف». به اعتقاد او، دانشجوی سال ۱۴۰۵ محصول مجموعه‌ای از تجربه‌های اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و رسانه‌ای است که ذهن و رفتار او را شکل داده‌اند.

در مقابل، آرینا ابراهیمی، دانشجوی دانشگاه پیام نور، در واکنش به برخی مباحث مطرح‌ شده درباره ویژگی‌های نسل جدید دانشجویان، بر این نکته تأکید کرد که نمی‌توان دانشجوی امروز را بی‌تفاوت نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی دانست.

او در پاسخ به دیدگاه مطرح‌ شده درباره «سیاست‌گریزی» دانشجویان، گفت: اگرچه ممکن است شکل پیگیری مسائل سیاسی در نسل جدید با گذشته متفاوت شده باشد، اما این به معنای بی‌تفاوتی نسبت به تحولات سیاسی نیست و دانشجویان همچنان اخبار و تحولات داخلی و بین‌المللی را دنبال می‌کنند.

ابراهیمی همچنین درباره تعبیر «تعیین‌گرا شدن» دانشجوی امروز، به اتفاقات و اعتراضات سال‌های اخیر اشاره کرد و گفت نمی‌توان نسل جدید را نسلی دانست که هر آنچه به او گفته می‌شود بدون پرسش می‌پذیرد؛ چراکه بخشی از واکنش‌های اجتماعی و دانشجویی سال‌های اخیر نشان داده است که این نسل همچنان نسبت به مسائل پیرامون خود واکنش نشان می‌دهد.

هوش مصنوعی؛ چالش تازه آموزش دانشگاهی

حبیبیان بخش دیگری از سخنان خود را به تفاوت دانشجوی امروز با دانشجوی پنج سال پیش اختصاص داد و گفت: ورود هوش مصنوعی و ابزارهای گفت‌وگومحور، شیوه یادگیری دانشجویان را تغییر داده است.

به گفته او، دانشجوی امروز بسیاری از فرایندهای یادگیری را با کمک ابزارهای هوش مصنوعی انجام می‌دهد و همین مسئله مرز میان «یاد گرفتن» و «تحویل دادن پاسخ» را مبهم کرده و نظام ارزشیابی دانشگاه‌ها را با چالش‌های جدیدی روبه‌رو ساخته است.

وی همچنین تغییر انتظارات شغلی را یکی دیگر از ویژگی‌های نسل جدید دانشجویان دانست و تصریح کرد: مدرک دانشگاهی دیگر تضمین‌کننده اشتغال نیست و دانشجویان همزمان به دنبال مهارت‌آموزی، کارورزی و حتی منابع درآمدی جانبی هستند.

پژوهشگر امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی، کاهش تمرکز عمیق، گرایش به یادگیری کوتاه و تصویری، افزایش اضطراب و فرسودگی روانی و تغییر رابطه دانشجو با استاد را از دیگر تفاوت‌های نسل جدید عنوان کرد و گفت: دانشجوی امروز نسبت به گذشته پرسشگرتر، حساس‌تر نسبت به مسائل اجتماعی و در عین حال بی‌اعتمادتر به نهادهاست و دانشگاه ناگزیر است برای برقراری ارتباط مؤثر با این نسل، شیوه‌های جدیدی در آموزش، تعامل و حمایت روانی به کار گیرد.

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

ابراهیمی نیز در بخش دیگری از سخنان خود، بحث هوش مصنوعی را مورد توجه قرار داد و با اشاره به استفاده روزافزون دانشجویان از این ابزارها، از مسئولان دانشگاه‌ها خواست درباره نحوه استفاده صحیح و مسئولانه از هوش مصنوعی برنامه مشخصی داشته باشند.

ابراهیمی خطاب به مسئولان دانشگاهی حاضر در نشست پرسید اگر استفاده دانشجویان از ابزارهای هوش مصنوعی به عنوان واقعیتی جدید پذیرفته شده است، دانشگاه‌ها چه برنامه‌ای برای آموزش استفاده صحیح از این ابزارها دارند و چگونه می‌توان از ظرفیت هوش مصنوعی در فرآیند یادگیری استفاده کرد، بدون اینکه این فناوری جایگزین یادگیری واقعی شود.

وی همچنین در واکنش به تأکید مسئولان بر ضرورت توجه به سلامت روان دانشجویان، گفت رسیدگی به مسائل روحی و روانی دانشجویان ضروری است، اما نباید از ریشه‌های شکل‌گیری این مشکلات غافل شد.

به گفته او، فشار اقتصادی، تورم و نگرانی‌های مربوط به آینده از جمله عواملی هستند که بر وضعیت روانی دانشجویان اثر می‌گذارند و نمی‌توان صرفاً با برگزاری جلسات مشاوره، بدون توجه به عوامل زمینه‌ای، انتظار داشت مشکلات روانی دانشجویان برطرف شود.

ابراهیمی تأکید کرد: اگر قرار است از «امید اجتماعی» و «امیدآفرینی» سخن گفته شود، باید ابتدا به عواملی پرداخت که این امید را در میان جوانان تضعیف کرده‌اند.

وقتی صدای دانشجو شنیده می‌شود اما نتیجه‌ای ندارد؛ مشارکت به سرخوردگی می‌رسد

امیر تاریوردی، دیگر دانشجوی حاضر در این نشست، بحث خود را از نقطه‌ای آغاز کرد که به اعتقاد او، یکی از ریشه‌های کاهش مشارکت دانشجویان در فعالیت‌های دانشگاهی است؛ فاصله میان «شنیده شدن» و «اثرگذاری».

او با اشاره به برگزاری نشست‌ها، کرسی‌های آزاداندیشی و برنامه‌های گفت‌وگومحور در دانشگاه‌ها گفت: صرف برگزاری یک جلسه و ثبت مطالب مطرح‌شده، بدون آنکه نتیجه‌ای در پی داشته باشد، نمی‌تواند دانشجو را به ادامه مشارکت امیدوار کند.

تاریوردی با اشاره به تجربه خود در فعالیت‌های فرهنگی و دانشجویی اظهار کرد: در مناظرات، نشریات، تشکل‌ها، سمن‌ها، انجمن‌ها و کانون‌های دانشجویی فعالیت داشته، اما به گفته او، تداوم این فعالیت‌ها زمانی دشوار می‌شود که دانشجو احساس کند مطالبه او پس از پایان جلسه به فراموشی سپرده می‌شود.

وی گفت: اگر دانشجو در یک کرسی آزاداندیشی صحبت کند، مسئولان سخنان او را بشنوند و یادداشت کنند، اما پس از آن اتفاقی رخ ندهد، طبیعی است که به مرور انگیزه خود را برای حضور در چنین برنامه‌هایی از دست بدهد.

تاریوردی با اشاره به کاهش مشارکت دانشجویان در برخی فعالیت‌ها، این مسئله را نه صرفاً ناشی از بی‌تفاوتی نسل جدید، بلکه نتیجه تجربه‌های پیشین دانست و گفت: دانشجویی که در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی مشارکت کرده و برای راه‌اندازی نشریه، تشکل، انجمن یا سمن وقت گذاشته است، اگر در نهایت اثرگذاری فعالیت خود را نبیند، ممکن است به این جمع‌بندی برسد که ادامه دادن فایده‌ای ندارد.

به گفته وی، همین تجربه می‌تواند توضیحی برای کاهش حضور دانشجویان در برخی برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی باشد؛ به این معنا که بخشی از آنچه به عنوان «بی‌تفاوتی» یا «سیاست‌گریزی» دانشجوی امروز توصیف می‌شود، ممکن است ریشه در تجربه او از میزان اثرگذاری مشارکتش داشته باشد.

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

دانشجو باید تریبون داشته باشد

ندرلو در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت گفت‌وگو با نسل جوان تأکید کرد و گفت: جوانان و به‌ویژه نسل «Z» نباید صرفاً مخاطب سیاست‌ها باشند، بلکه باید به عنوان شریک حل مسائل اجتماعی وارد میدان شوند و در ارائه راهکارها نقش داشته باشند.

وی افزود: افزایش هوش اجتماعی، تقویت گفت‌وگو، مشارکت و همکاری میان نسل جوان و نهادهای اجتماعی، از مهم‌ترین راهکارهای مقابله با آثار جنگ شناختی است و اگر جوانان احساس کنند در ساختن آینده جامعه نقش دارند، امید اجتماعی نیز تقویت خواهد شد.

در ادامه تاریوردی بخش دیگری از سخنان خود را به فضای مجازی و ضرورت استفاده از ظرفیت دانشجویان در این حوزه اختصاص داد و افزود: دانشجویی که توانایی تولید محتوا و اثرگذاری در فضای رسانه‌ای را دارد، باید امکان و ابزار لازم برای فعالیت نیز در اختیار داشته باشد.

او با اشاره به تجربه فعالیت‌های دانشجویی و اجتماعی خود، از برخی موانع برای در اختیار گرفتن امکانات مورد نیاز این فعالیت‌ها سخن گفت و اظهار کرد: حتی دسترسی به ابزارهای ساده‌ای برای تولید محتوای رسانه‌ای نیز گاهی با دشواری همراه است.

وی تأکید کرد: اگر قرار است نسل جدید در فضای مجازی و رسانه‌ای کنشگر باشد، نمی‌توان صرفاً از او انتظار فعالیت داشت، بلکه باید بستر، امکانات و تریبون لازم را نیز در اختیارش قرار داد.

تاریوردی در ادامه، مسئله را فراتر از یک دانشگاه یا یک برنامه دانشجویی دانست و بر ضرورت اعتماد بیشتر به جوانان تأکید کرد.

او با اشاره به تجربه برخی فعالیت‌های سازمان‌های مردم‌نهاد و همکاری جوانان با مدیران، گفت: هرجا به جوانان اعتماد شده و مسئولیت واقعی در اختیار آنان قرار گرفته، امکان بروز توانمندی‌های آنها نیز فراهم شده است.

به اعتقاد این دانشجو، مسئله امروز فقط این نیست که دانشجو حرف بزند؛ مسئله مهم‌تر آن است که پس از شنیدن این حرف، سازوکاری برای پیگیری و پاسخ‌گویی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، فاصله میان دانشگاه و دانشجو بیشتر شده و مشارکت اجتماعی به جای آنکه به سرمایه تبدیل شود، می‌تواند به سرخوردگی منجر شود.

از این منظر، پرسشی که در سخنان دانشجویان شکل گرفت، دیگر فقط این نبود که «دانشجو چرا مشارکت نمی‌کند؟»؛ بلکه پرسش مهم‌تر این بود که وقتی دانشجو مشارکت می‌کند، دانشگاه و مدیران تا چه اندازه آماده شنیدن، پاسخ دادن و سپردن بخشی از میدان عمل به او هستند؟

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

نمی‌توان از دانشجو مطالبه‌گری خواست، اما صدای او را نشنید

سما محمدی، دانشجوی فعال زنجانی، با اشاره به سخنان مسئولان درباره ضرورت آگاه‌سازی دانشجویان در آغاز سال‌تحصیلی، گفت: به اعتقاد او، طرح موضوع آگاه‌سازی با تأخیر مطرح شده و هشدارها درباره تفاوت نسل جدید دانشجویان سال‌ها پیش نیز وجود داشته است.

وی اظهار کرد: اگر قرار است درباره آگاهی‌بخشی و گفت‌وگو با نسل جدید صحبت شود، شاید باید این اتفاق سال‌ها قبل می‌افتاد، نه بعد از رخدادهای اخیر.

محمدی، «امید اجتماعی» را یکی دیگر از محورهای مهم نشست دانست و تأکید کرد: اگر مسئولان از کاهش امید اجتماعی و اثرگذاری رسانه‌ها سخن می‌گویند، باید به جای بیان مسئله، درباره چرایی شکل‌گیری این وضعیت و راهکارهای عملی برای اصلاح آن نیز پاسخگو باشند.

او خطاب به اساتید حاضر در جلسه گفت: ترجیح می‌دهم دانشجو پرسش‌ها و چرایی‌ها را مطرح کند و مسئولان درباره حل مسئله پاسخ بدهند؛ نه اینکه مسئولان فقط مشکلات را توصیف کنند و انتظار ارائه راه‌حل از دانشجو داشته باشند.

دانشجو را دست‌کم نگیرید؛ «نسل بی‌تفاوت» در برابر روایت رسمی ایستاد

اما روایت دانشجویان از دانشگاه امروز، با بخشی از توصیف‌هایی که در نشست مطرح شد تفاوت داشت. آرینا ابراهیمی، دانشجوی دانشگاه پیام نور، در واکنش به برخی مباحث مطرح‌ شده درباره ویژگی‌های نسل جدید دانشجویان، بر این نکته تأکید کرد که نمی‌توان دانشجوی امروز را بی‌تفاوت نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی دانست.

او در پاسخ به دیدگاه مطرح‌ شده درباره «سیاست‌گریزی» دانشجویان، اظهار کرد: اگرچه ممکن است شکل پیگیری مسائل سیاسی در نسل جدید با گذشته متفاوت شده باشد، اما این به معنای بی‌تفاوتی نسبت به تحولات سیاسی نیست و دانشجویان همچنان اخبار و تحولات داخلی و بین‌المللی را دنبال می‌کنند.

ابراهیمی همچنین درباره تعبیر «تعیین‌گرا شدن» دانشجوی امروز، به اتفاقات و اعتراضات سال‌های اخیر اشاره کرد و گفت: نمی‌توان نسل جدید را نسلی دانست که هر آنچه به او گفته می‌شود بدون پرسش می‌پذیرد؛ چراکه بخشی از واکنش‌های اجتماعی و دانشجویی سال‌های اخیر نشان داده است که این نسل همچنان نسبت به مسائل پیرامون خود واکنش نشان می‌دهد.

دانشجو چرا دیگر حرف نمی‌زند؟؛ از «جنگ شناختی» تا ترس از شنیده ‌شدن

این دانشجو در بخش دیگری از سخنان خود، بحث هوش مصنوعی را مورد توجه قرار داد و با اشاره به استفاده روزافزون دانشجویان از این ابزارها، از مسئولان دانشگاه‌ها خواست درباره نحوه استفاده صحیح و مسئولانه از هوش مصنوعی برنامه مشخصی داشته باشند.

ابراهیمی خطاب به مسئولان دانشگاهی حاضر در نشست پرسید: اگر استفاده دانشجویان از ابزارهای هوش مصنوعی به عنوان واقعیتی جدید پذیرفته شده است، دانشگاه‌ها چه برنامه‌ای برای آموزش استفاده صحیح از این ابزارها دارند و چگونه می‌توان از ظرفیت هوش مصنوعی در فرآیند یادگیری استفاده کرد، بدون اینکه این فناوری جایگزین یادگیری واقعی شود.

وی همچنین در واکنش به تأکید مسئولان بر ضرورت توجه به سلامت روان دانشجویان، گفت: رسیدگی به مسائل روحی و روانی دانشجویان ضروری است، اما نباید از ریشه‌های شکل‌گیری این مشکلات غافل شد.

به گفته او، فشار اقتصادی، تورم و نگرانی‌های مربوط به آینده از جمله عواملی هستند که بر وضعیت روانی دانشجویان اثر می‌گذارند و نمی‌توان صرفاً با برگزاری جلسات مشاوره، بدون توجه به عوامل زمینه‌ای، انتظار داشت مشکلات روانی دانشجویان برطرف شود.

ابراهیمی تأکید کرد: اگر قرار است از «امید اجتماعی» و «امیدآفرینی» سخن گفته شود، باید ابتدا به عواملی پرداخت که این امید را در میان جوانان تضعیف کرده‌اند.

جنگ شناختی مهم‌ترین بخش سخنان دانشجویان

ابراهیمی با تأکید بر اینکه وجود جنگ شناختی و تلاش جریان‌های مختلف برای اثرگذاری بر افکار عمومی را نمی‌توان نادیده گرفت، گفت: مقابله با این پدیده صرفاً با ارائه یک روایت آماده به دانشجو امکان‌پذیر نیست.

او معتقد است: اگر به دانشجو گفته شود «این روایت درست است و باید همان را بپذیری»، بدون اینکه قدرت تحلیل و تشخیص درستی و نادرستی اطلاعات به او آموزش داده شود، عملاً دانشجو برای مواجهه با حجم گسترده اطلاعات موجود در فضای مجازی آماده نشده است.

این دانشجو عنوان کرد: نسل جدید روزانه با انبوهی از اطلاعات و روایت‌ها در فضای مجازی مواجه است و اگر دانشگاه به جای آموزش تفکر و تحلیل، صرفاً بخواهد یک روایت مشخص را به دانشجو ارائه کند، این امکان وجود دارد که دانشجو در مواجهه با روایت‌های متناقض، خود به تنهایی و بدون ابزار تحلیلی کافی تصمیم بگیرد.

به اعتقاد ابراهیمی، مسئله اصلی در مواجهه با جنگ شناختی، فقط مقابله با یک روایت خاص نیست؛ بلکه باید به دانشجو آموخت چگونه روایت‌ها را بشناسد، اطلاعات را ارزیابی کند و خودش به تحلیل برسد.

پایان بخش اول

آخرین اخبار استان‌ها