از دوتار و نی گرفته تا سرنا، دهل، دایره و دیگر سازهای بومی، هر یک بخشی از این میراث را روایت میکنند؛ میراثی که بسیاری از نغمهها و شیوههای اجرایی آن سالها به صورت سینهبهسینه از استادان به نسلهای بعد منتقل شده است.
با وجود این پیشینه، تغییر سبک زندگی، دگرگونی ذائقه نسلهای جدید و کمرنگ شدن برخی آیینهای سنتی، موسیقی نواحی خراسان را با چالشهایی برای تداوم و انتقال به نسل جدید مواجه کرده است. در چنین شرایطی، معرفی سازها و موسیقی بومی به جوانان، استفاده از ظرفیت مدارس و رسانهها، بهروزرسانی شیوه ارائه این موسیقی بدون آسیب زدن به هویت و اصالت آن و حمایت از هنرمندان و آموزش این میراث، بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند.
در ادامه، گفتوگوی ایسنا با «هوشنگ جاوید» پژوهشگر موسیقی، «غفور محمدزاده» خواننده و نوازنده دوتار و پژوهشگر و کارشناس موسیقی خراسان و «حسین عابدینی» پیشکسوت موسیقی محلی را میخوانید که به موضوعاتی چون تنوع سازهای خراسان، جایگاه موسیقی نواحی در زندگی مردم، تغییرات ساز دوتار، شیوه انتقال و آموزش موسیقی، نقش رسانهها در معرفی این میراث به نسل جوان و ضرورت حمایت از موسیقی نواحی خراسان پرداختهاند.
تنوع سازهای خراسان، بازتاب تنوع فرهنگی این منطقه است
هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی، درباره تنوع سازهای بومی خراسان و ویژگیهای موسیقی این منطقه، اظهار کرد: در خراسان میتوان تقریباً همه ردههای سازهای جهانی را پیدا کرد؛ هم سازهای بادی داریم، هم سازهای کوبهای و هم سازهای آرشهای و زخمهای. در میان سازهای بادی خراسان، نی، نیلبک، سرنا و قشمه یا دوزله وجود دارد که دوزله از منطقه غرب ایران به شرق ایران وارد شده و این اتفاق در دوره صفویان و همزمان با کوچهایی از مناطق غربی به سمت شرق رخ داده است.
وی افزود: در میان سازهای کوبهای نیز دهل، دهل دستی و دایره وجود دارد. دایره از سازهای کوبهای پوستی است که تقریباً در سراسر ایران وجود داشته و در خراسان نیز مورد استفاده قرار گرفته است. دوتار نیز از سازهای زخمهای منطقه است و در موسیقی خراسان جایگاه ویژهای دارد.

این پژوهشگر موسیقی ادامه داد: دوتار را میتوان یکی از کهنترین سازهای ایران دانست. کندی که از بزرگترین فیلسوفان اسلامی در قرون اولیه اسلامی است، در پاسخ به این پرسش که چرا سازهای ایرانی دو وتر دارند، مطرح کرده است که دلیل آن اعتقاد ایرانیان به ثنویت و شنیدن صدای خیر و شر از ساز بوده است. این ادعا در رسالات کندی نیز آمده است. البته دوتار از خانواده تنبور است و تنبورها نیز در طول تاریخ دو سیم داشتهاند، اما بعدها با پیشرفت اندیشه بشر، در مناطق مختلف به تعداد سیمهای آنها افزوده شد.
جاوید تصریح کرد: تنبور در کرمانشاه نیز حدود ۸۰ تا ۹۰ سال پیش همچنان با دو سیم وجود داشته، اما ماندگاری دوتار دو سیمه در خراسان بیشتر بوده است. یکی از دلایل این ماندگاری را میتوان مسائل خاص این منطقه و تنوع مکاتب عرفانی دانست که در دوره اسلامی در خراسان شکل گرفت و باعث شد دوتار در قالب یک ساز معنوی ماندگار شود و همچنان نیز مورد استفاده قرار گیرد.
وی با اشاره به تغییرات ایجادشده در ساختار دوتار، گفت: دوتار در طول زمان دستخوش تغییراتی شده و پردهبندی آن نیز تغییر کرده است. فارابی در زمان خود از دوتاری سخن میگوید که تعداد پردههای آن به ۲۱ پرده افزایش یافته بود، اما نمونهای از این نوع پردهبندی در دورههای بعدی مشاهده نمیکنیم تا اینکه پس از انقلاب اسلامی، یکی دو نفر از هنرمندان بومی بر اساس برداشت خود از موسیقی رسانهای و آنچه از موسیقی تلویزیون میشنیدند، تلاش کردند دوتار را به سازهای ردیف و دستگاه نزدیک کنند و بهویژه با تأثیرپذیری از سازهایی مانند سهتار و تار، پردههایی به آن اضافه کردند.
این پژوهشگر موسیقی افزود: در دو نقطه مختلف این اتفاق رخ داد؛ یکی توسط عثمان محمدپرست در منطقه خواف و دیگری نیز توسط هنرمندی دیگر. این هنرمندان بر اساس احساس و دریافت خود، تعداد پردههای دوتار را تا ۲۱ پرده افزایش دادند و به نوعی همان کاری را انجام دادند که فارابی در زمان خود انجام داده بود. این تغییر، تحولی در دوتار خراسان ایجاد کرد و امروز نیز جوانان از این ساز استفاده میکنند.

جاوید با بیان اینکه نمیتوان سازهای خراسان را به شکل دقیق بر اساس مناطق مختلف استان دستهبندی کرد، اظهار کرد: بسیاری از این سازها در مناطق مختلف خراسان مشترک هستند. برای مثال، دوتار را هم در مشهد و هم در بجنورد میتوان دید، اما تفاوت اصلی در نحوه نواختن و بیان موسیقایی آنهاست و زبان فارسی نیز زبان غالب در بخش مهمی از این موسیقیهاست.
سازهای بومی؛ همراه آیینها و رویدادهای زندگی مردم
وی درباره نقش سازهای بومی خراسان در زندگی و فرهنگ مردم گفت: سازهای محلی در بخشهای مختلف زندگی مردم حضور داشتهاند؛ از آیینها و مراسم مذهبی گرفته تا جشنها، عروسیها، تولد و حتی مراسم مربوط به مرگ. برای مولودی و جشنها از دایره استفاده میکردند و در عروسیها نیز سازهایی مانند دوقل و سرنا مورد استفاده قرار میگرفت. دوتار نیز در اتاقها و در جمعهای مردم، در کنار داستانگویی دوتارنوازان یا خواندن و روایت داستانها نواخته میشد. سرنا و دوقل نیز جوانان را در مراسم و بازیهای آیینی همراهی میکردند.
این پژوهشگر موسیقی ادامه داد: در زمان مرگ نیز موسیقی ویژهای وجود داشت و آوازها و نواهای خاصی برای این مراسم اجرا میشد که با سازهایی مانند دهل همراه بود. امروز نیز کمابیش بخشهایی از این سنتها باقی مانده است.
جاوید با اشاره به کاربرد برخی سازها برای اطلاعرسانی عمومی، اظهار کرد: بعضی سازها صرفاً برای خبر کردن مردم نیز مورد استفاده قرار میگرفتند. سرنا و دهل ازجمله این سازها بودند که برای اطلاعرسانی به مردم نواخته میشدند. کرنا نیز از سازهایی بوده که در این زمینه کاربرد داشته و هنوز نمونهای از کرنای خراسان در آستان قدس رضوی نواخته میشود و همچنان همان کارکرد اطلاعرسانی و خبری را دارد.
باید جوان امروز را با موسیقی آبا و اجدادیاش آشتی داد
در ادامه غفور محمدزاده، خواننده و نوازنده دوتار، پژوهشگر و کارشناس موسیقی خراسان، درباره موانع گرایش جوانان به سازهای خراسانی، اظهار کرد: باید فرهنگ موسیقی نواحی در کشور نهادینه و معرفی شود. در خراسان نیز نهادهای فرهنگی باید نسبت به معرفی و شناساندن این نوع موسیقی که برخاسته از زندگی مردم است، تلاش کنند و سازهای خراسانی را به جوانان بشناسانند.

وی افزود: در مدارس نیز باید توجه ویژهای به این موضوع شود؛ کما اینکه در شهری مانند تربتجام این اتفاق در حال رخ دادن است و نتیجه آن را میتوان در پویایی ساز دوتار در میان جوانان تربتجامی مشاهده کرد.
پژوهشگر و کارشناس موسیقی خراسان با بیان اینکه موسیقی خراسان باید بهروز شود، گفت: اینکه موسیقی خراسانی باید بهروز باشد، شکی نیست؛ بالاخره ذائقهها تغییر کرده است. نمیتوان انتظار داشت جوان امروزی بنشیند و برای مثال موسیقی منظومهخوانی خراسانی را به همان شکل گذشته گوش کند، اما باید این موسیقی را متناسب و نزدیک به ذائقه نسل جدید ارائه و منتشر کرد؛ بهگونهای که اصل موضوع و هویت آن آسیب نبیند. در حال حاضر افرادی هستند که مقامهای خراسانی را به شکلی امروزیتر به مخاطب ارائه میکنند و این میتواند به ارتباط بیشتر نسل جدید با موسیقی نواحی کمک کند.
محمدزاده درباره شیوه آموزش سازهای نواحی اظهار کرد: هرچه شیوه آموزش سنتیتر باشد، بهتر است؛ چراکه موسیقی محلی قائم به حس است و این حس جز در مکتب استاد ـ شاگردی حاصل نمیشود. البته برای شروع میتوان بنیان آموزش را تا حدودی بهروز کرد، اما استفاده از شیوه نتخوانی را برای آموزش موسیقی نواحی مناسب نمیدانم.
وی با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی و رسانهها در معرفی موسیقی خراسانی، تصریح کرد: شبکههای اجتماعی و رسانهها تأثیر بسزایی دارند. اگر جوان ساز خراسانی را ببیند، کنجکاو میشود که بداند این ساز چیست و چه کارایی دارد؛ همانطور که وقتی در خانواده، مدرسه یا شهر با این سازها و موسیقی مواجه میشود، علاقهمندی در او شکل میگیرد.
این نوازنده دوتار با اشاره به فعالیت اخیر خود در رادیو مشهد گفت: حدود یک ماه است که به مشهد آمدهام و در رادیو برنامهای با عنوان «خراساننوا» را آغاز کردهایم که به معرفی موسیقی خراسان میپردازد. همین برنامه یک حرکت رسانهای بزرگ است و بازخوردهای بسیار زیادی نیز داشتهایم. این قبیل کارها باید انجام شود تا جوان امروز با موسیقی آبا و اجدادی خود آشتی کند و موسیقی نواحی و سازهای خراسانی همچنان در زندگی و فرهنگ نسل جدید حضور داشته باشند.
موسیقی نواحی خراسان نیازمند حمایت است
حسین عابدینی، پیشکسوت موسیقی محلی، در ادامه درباره جایگاه سازهای محلی در زندگی مردم خراسان در گذشته، اظهار کرد: سازهای محلی در گذشته در بسیاری از مراسم و مناسبتهای زندگی مردم حضور داشتند؛ از مراسم عروسی گرفته تا ماه مبارک رمضان. در روستاها، شبهای رمضان با صدای دهل مردم را برای بیدار شدن و خوردن سحری پیش از اذان صبح آگاه میکردند.
وی افزود: بهتدریج صدای موسیقی محلی در شبنشینیها و مراسم مختلف شنیده میشد و در هیئتها و آیینهای ماه محرم نیز حضور داشت. موسیقی محلی بخشی از زندگی مردم بود و در بسیاری از موقعیتهای اجتماعی و آیینی مورد استفاده قرار میگرفت.
این پیشکسوت موسیقی محلی ادامه داد: موسیقی محلی همچنین در جشنوارهها حضور پیدا میکرد و هنرمندان با اجرای موسیقی، پوشش محلی و شعرهای منطقه خود، فرهنگ و هویت آن منطقه را در سطح کشور معرفی میکردند. سازهایی مانند دوتار که یکی از سازهای خراسان بزرگ به شمار میآید، در کنار نی، سازهای دو سازه، سرنا و دهل ازجمله سازهایی بودند که از گذشته در جشنوارههای کشوری حضور داشتند.
عابدینی با اشاره به حالوهوای متفاوت مراسم در گذشته، گفت: عروسیهای قدیم گاهی دو شبانهروز ادامه داشت و مردم شادی و نشاط زیادی داشتند. موسیقی نیز در چنین مراسمی جایگاه ویژهای داشت و بخشی از فضای زندگی و شادی مردم بود.

وی درباره شیوه انتقال موسیقی نواحی در گذشته اظهار کرد: در گذشته نوازندهای که میخواست این موسیقی را آموزش دهد، کار بسیار دشواری داشت؛ زیرا موسیقی به صورت سینهبهسینه منتقل میشد و امکانات و ابزارهای آموزشی امروز وجود نداشت. همین شیوه باعث شده بود بخش مهمی از این میراث موسیقایی از استادان و بزرگان موسیقی به نسلهای بعد منتقل شود.
این پیشکسوت موسیقی محلی تصریح کرد: متأسفانه تاکنون حمایت کافی از این فرهنگ بزرگ صورت نگرفته است و امیدوارم مسئولان محترم فکری برای موسیقی نواحی و فرهنگ موسیقایی خراسان داشته باشند تا این میراث به فراموشی سپرده نشود.
عابدینی با تأکید بر اهمیت حمایت از موسیقی محلی خاطرنشان کرد: موسیقی محلی تا زمانی که مورد حمایت قرار نگیرد، وضعیت آن به همین شکل خواهد بود و دوباره موضوع به مسئولان بازمیگردد. اینکه موسیقی مقامی و محلی امروز کمرنگ شده، نیازمند توجه و حمایت جدی مسئولان است.
وی درباره تغییر شرایط آموزش در سالهای اخیر گفت: در گذشته افراد بسیار کمتری میتوانستند این موسیقی را یاد بگیرند، اما خوشبختانه امروز به همت جمهوری اسلامی ایران، انجمنهای موسیقی و آموزشگاههای موسیقی وجود دارد و از این لحاظ شرایط برای آموزش بسیار راحتتر شده است. امیدواریم بتوانیم موسیقی سینهبهسینهای را که از بزرگان موسیقی به ما به میراث رسیده است، به نسل امروز انتقال دهیم تا این موسیقی و فرهنگ ارزشمند خراسان به دست فراموشی سپرده نشود.
آنچه از گفتههای پژوهشگران و هنرمندان موسیقی خراسان برمیآید، این است که سازها و نغمههای این منطقه تنها بخشی از میراث موسیقایی نیستند، بلکه با آیینها، مراسم و شیوه زندگی مردم پیوند خورده و بخشی از حافظه و هویت فرهنگی خراسان را شکل دادهاند. تنوع سازها و شیوههای اجرایی در کنار انتقال سینهبهسینه این موسیقی، گنجینهای را ایجاد کرده که حفظ آن نیازمند توجه همزمان به اصالت و امکان ارتباط با نسل جدید است.
در کنار ضرورت حمایت از هنرمندان و آموزش موسیقی نواحی، صحبتهای این هنرمندان بر اهمیت معرفی این میراث در مدارس، رسانهها و شبکههای اجتماعی و همچنین ارائه بهروزتر موسیقی خراسان تأکید دارد؛ بهگونهای که تغییر در شیوه ارائه، به هویت و اصالت آن آسیب نزند. حال باید دید با افزایش حمایتهای فرهنگی و ایجاد زمینه برای آموزش و اجرای بیشتر، موسیقی نواحی خراسان تا چه اندازه میتواند از خطر فراموشی فاصله گرفته و همچنان به عنوان بخشی زنده از فرهنگ این منطقه در زندگی نسلهای جدید حضور داشته باشد.
انتهای پیام