به گزارش ایسنا، شهریور که از راه میرسد، فصل برداشت و حسابوکتاب یک سال نخلداری در بخش بزرگی از جنوب ایران آغاز میشود. خوشههایی که ماهها در گرمای جنوب بر نخل ماندهاند، پایین میآیند و محصولی وارد بازار میشود که برای بسیاری از خانوارها در استانهای خوزستان، فارس، کرمان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان، بخشی از معیشت به شمار میرود. ۲۵ شهریور نیز در تقویم به عنوان «روز خرما» نامگذاری شده است؛ مناسبتی که میتواند فرصتی برای بررسی وضعیت اقتصادی محصولی باشد که ایران سالهاست در میان تولیدکنندگان بزرگ آن قرار دارد.
تولید ۱.۳ میلیون تنی و صادرات ۲۷۰ میلیون دلاری
تازهترین آمار اعلامشده از سوی محسن رشیدفرخی - رئیس انجمن ملی خرما - تولید خرمای کشور را حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار تن نشان میدهد. به گفته وی ایران سومین تولیدکننده خرمای جهان است و حدود ۷۰ درصد محصول در داخل مصرف میشود و مابقی به بازارهای خارجی میرود. از ابتدای سال تاکنون حدود ۲۰۰ تا ۲۱۰ هزار تن خرما به ارزش ۲۷۰ میلیون دلار صادر شده است.
این اعداد نشاندهنده ظرفیت قابل توجه صنعت خرمای ایران است، اما در کنار آنها باید به بخش دیگری از ماجرا نیز توجه کرد؛ محصولی که تولید شده، لزوما به همان سرعت و سهولت به بازار نمیرسد.
چند هفته پیش از اعلام آمار جدید تولید و صادرات، رئیس انجمن ملی خرما از باقی ماندن بخشی از محصول سال گذشته در سردخانههای برخی مناطق خبر داده بود. به گفته او، در بعضی مناطق ۳۰ تا ۴۰ درصد محصول سال قبل تحت تاثیر عوامل مدیریتی، شرایط جنگ و تحریم در سردخانهها باقی مانده بود؛ موضوعی که همزمان با نزدیک شدن فصل برداشت محصول جدید، نگرانیهایی درباره بازار محصول ایجاد کرد.
مشکل از جایی شروع میشود که خرما از نخل پایین میآید
مسیر خرما از نخل تا سفره مصرفکننده، زنجیرهای طولانی دارد؛ برداشت، سورت، بستهبندی، سردخانه، حملونقل، عمدهفروشی، خردهفروشی و در نهایت مصرف داخلی یا صادرات. هر یک از این مراحل میتواند بخشی از ارزش محصول را ایجاد کند، اما اختلال در هر حلقه نیز میتواند به افزایش هزینه و فاصله قیمت میان تولیدکننده و مصرفکننده منجر شود.
رئیس انجمن ملی خرما مرداد امسال اعلام کرده بود اختلاف قیمت خرما از مبدا تا مقصد در برخی موارد به سه برابر میرسد. قیمت هر کیلوگرم خرمای مضافتی در مبدأ در آن مقطع حدود ۲۰۰ تا ۲۴۰ هزار تومان بود. در چنین شرایطی، بالا رفتن قیمت نهایی الزاما به معنای افزایش متناسب درآمد تولیدکننده نیست؛ چراکه بخشی از فاصله قیمتی میتواند در حلقههای میانی زنجیره شکل بگیرد.

بازار صادراتی با بخشنامه اداره نمیشود
بازار خرما به مصرف داخلی محدود نیست و صادرات، یکی از بخشهای مهم اقتصاد این محصول محسوب میشود. بر اساس اعلام رئیس انجمن ملی خرما، صادرات خرمای ایران از ابتدای سال تاکنون به حدود ۲۷۰ میلیون دلار رسیده است. این رقم در حالی مطرح میشود که انجمن ملی خرما در سال گذشته ظرفیت بالقوه صادرات خرمای کشور را حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار ارزیابی کرده بود.
فعالان این صنعت طی سالهای گذشته بارها نسبت به تصمیمات مقطعی درباره محدودیت یا ممنوعیت صادرات انتقاد کردهاند. این محدودیتها معمولا با هدف تنظیم بازار داخلی و کنترل قیمت اعمال میشوند، اما از نگاه فعالان صنعت، میتوانند برنامهریزی صادرکنندگان برای حضور مستمر در بازارهای خارجی را دشوار کنند.
رئیس انجمن ملی خرما نیز امسال با انتقاد از این وضعیت گفته است در حالی که مشوقی برای صادرات وجود ندارد، در مقاطعی ممنوعیت صادرات اعمال میشود. بازار خارجی، برخلاف بازار داخلی، فقط به قیمت وابسته نیست؛ خریدار خارجی به استمرار تامین، زمان تحویل و امکان اجرای قرارداد نیز توجه دارد و از دست رفتن یک بازار لزوماً با لغو یک محدودیت تجاری جبران نمیشود.
خرمای خام یا محصول با ارزش افزوده؟
حتی اگر مشکلات صادراتی برطرف شود، یک پرسش مهم دیگر باقی میماند: چه چیزی از ایران صادر میشود؟ ارزش اقتصادی خرما به فروش محصول خام محدود نیست. شیره و خمیر خرما، شیرینکنندههای طبیعی، فرآوردههای غذایی و محصولات حاصل از هسته و سایر اجزای خرما، بخشی از ظرفیت صنایع تبدیلی این محصول هستند. توسعه این صنایع میتواند زنجیره ارزش خرما را طولانیتر کند و در کنار ایجاد اشتغال، سهم بیشتری از ارزش نهایی محصول را در داخل کشور نگه دارد.
حتی خرماهای درجه پایینتر یا بخشهایی از محصول که امکان عرضه مستقیم ندارند نیز میتوانند به عنوان مواد اولیه صنایع دیگر مورد استفاده قرار گیرند. از این منظر، صنایع تبدیلی را نمیتوان صرفا یک بخش جانبی صنعت خرما دانست؛ این صنایع یکی از مسیرهای افزایش ارزش اقتصادی محصول هستند.
نخلستان بدون آب و برق دوام نمیآورد
اما پیش از همه این حلقهها، یک مسئله اساسی وجود دارد: حفظ نخلستان. گرمای جنوب برای نخل مسئله جدیدی نیست، اما مقاومت نخل در برابر گرما به معنای بینیازی آن از آب نیست. کمآبی، شوری منابع آب و اختلال در تأمین برق مورد نیاز برای آبیاری، طی سالهای گذشته از جمله نگرانیهای مطرحشده از سوی فعالان این بخش بوده است.
رئیس انجمن ملی خرما نیز پیش از آغاز فصل برداشت امسال درباره تأثیر قطعی برق بر کمیت و کیفیت محصول هشدار داده و از گزارش قطعیهای دو تا چهار ساعته در برخی مناطق خبر داده بود. اهمیت آب و انرژی را میتوان در خوزستان، یکی از قطبهای اصلی تولید خرما، مشاهده کرد.
بر اساس تازهترین آمار اعلامشده از سوی سازمان جهاد کشاورزی خوزستان، این استان ۴۱ هزار هکتار نخلستان دارد و طبق آخرین آمارنامه وزارت جهاد کشاورزی، بیش از ۴۰۰ هزار تن انواع خرما، خارک و رطب در این استان تولید میشود. جهاد کشاورزی خوزستان برای سال ۱۴۰۵ تولید حدود ۴۵۰ هزار تن محصول را پیشبینی کرده است.
خوزستان از نظر سطح زیرکشت نخیلات در رتبه چهارم کشور قرار دارد، اما از نظر میزان تولید، پس از فارس در جایگاه دوم است. بنابراین اختلال جدی در تامین آب، برق یا شرایط نخلستانهای این استان میتواند بخشی از تولید ملی خرما را تحت تأثیر قرار دهد. نخلستان نیز برخلاف یک واحد صنعتی، در صورت آسیب جدی به سرعت قابل جایگزینی نیست و ایجاد و به ثمر رسیدن نخلستان سالها زمان میبرد.
زنجیرهای که از پای نخل آغاز میشود
پس از تولید، برداشت یکی از مراحل مهم زنجیره خرماست؛ مرحلهای که همچنان به نیروی انسانی وابسته است و به دلیل کار در ارتفاع، مسائل ایمنی نیز در آن اهمیت دارد. استفاده از بالابرها و تجهیزات تخصصی میتواند هم هزینههای تولید را کاهش دهد و هم ایمنی کارگران و کیفیت برداشت را افزایش دهد.
پس از برداشت نیز محصول باید سورت، بستهبندی و در شرایط مناسب نگهداری شود و سپس به شبکه توزیع یا صنایع تبدیلی برسد. در صورت صادرات، حفظ بازار و مشتری خارجی نیز به این زنجیره اضافه میشود. در چنین زنجیرهای، اختلال در هر مرحله میتواند محصولی را که برای تولید آن آب، انرژی، نیروی انسانی و سرمایه صرف شده است، راهی سردخانه کند.
از این رو، مسئله صنعت خرمای ایران را نمیتوان صرفا با افزایش میزان تولید سنجید. پرسش مهمتر این است که از محصول موجود چه میزان ارزش اقتصادی ایجاد میشود و چه سهمی از این ارزش به تولیدکننده، صنایع فرآوری و اقتصاد کشور بازمیگردد.
روز خرما؛ فرصتی برای محاسبه ارزش
۲۵ شهریور میتواند صرفا روز اعلام آمار تولید و صادرات خرما باشد، اما کنار هم قرار دادن همین اعداد تصویر دیگری نیز ارائه میکند؛ حدود ۱.۳ میلیون تن تولید سالانه، صادرات ۲۰۰ تا ۲۱۰ هزار تن به ارزش حدود ۲۷۰ میلیون دلار از ابتدای سال، پیشبینی تولید ۴۵۰ هزار تن در خوزستان و در سوی دیگر، باقی ماندن بخشی از محصول در سردخانهها و اختلاف قابل توجه قیمت میان مبدأ و مقصد. این اعداد نشان میدهند مسئله صنعت خرمای ایران فقط میزان تولید نیست؛ چگونگی تبدیل این ظرفیت به ارزش اقتصادی، بخش مهمتر ماجراست.
توسعه صنایع تبدیلی، افزایش سهم محصولات فرآوریشده و برندهای ایرانی در بازارهای خارجی، ثبات سیاستهای صادراتی، کاهش فاصله قیمت میان تولیدکننده و مصرفکننده و تأمین پایدار آب و انرژی نخلستانها، از جمله موضوعاتی هستند که آینده اقتصاد خرما را تحت تأثیر قرار میدهند.
ایران نخلستان، تنوع محصول، سابقه تولید و بازار صادراتی دارد. اکنون مسئله اصلی این است که این ظرفیتها چگونه در کنار یکدیگر قرار گیرند تا محصولی که از پای نخل آغاز میشود، در مسیر رسیدن به بازار، ارزش بیشتری برای تولیدکننده و اقتصاد کشور ایجاد کند.
انتهای پیام